رسانه اینترنتی شورای آتلانتیک آمریکا در تحلیلی درباره «تبعات و پیامدهای فشار حداکثری ترامپ» دلایلی را که باعث شدهاند راهبرد ترامپ ضد خود عمل کرده و نتیجه معکوس از این راهبرد حاصل آید، به مرور نشسته است.
به گزارش اصلاحات نیوز؛ این تحلیل که به قلم باربارا اسلاوین، تحلیلگر سیاسی و نویسنده شورای آتلانتیک آمریکا به رشته تحریر درآمده؛ با اشاره به این موضوع آغاز میشود که ترامپ در زمان خروج از برجام بر این باور بود که خیلی زود، با اتخاذ این سیاست پیروز نبرد با جمهوری اسلامی ایران خواهد شد- ولی حالا سه سال بعد از این تصمیم، نه تنها پیروزی برای آمریکا حاصل نیامده، بلکه میتوان گفت که ایالات متحده آمریکا در ضعیفترین موقعیت ممکن قرار دارد.
باربارا اسلاوین نوشته: زمانی که دونالد ترامپ تصمیم به خروج از برجام گرفته بود، به صراحت وعده داد که با اتخاذ راهبرد «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی ایران، نتیجهای به مراتب بهتر از ماندن در توافق هستهای در انتظار آمریکا خواهد بود. با این حال، حالا که از این تصمیم چند سال هم میگذرد، نه تنها فشار حداکثری و انواع و اقسام تحریمهای اقتصادی به دستاوردی ختم نشده- و به عبارت بهتر تنها باعث انقباضی اندک در اقتصاد ایران شده، بلکه این راهبرد از نظر سیاسی هم حاصلی به همراه نداشته و نتوانسته موجب ایجاد تغییرات مثبت در سیاستهای جمهوری اسلامی ایران شود. حتی از این هم بدتر؛ میتوان گفت که سیاست فشار حداکثری دونالد ترامپ کارها را پیچیدهتر و دشوارتر از قبل هم کرده است.
از نگاه باربارا اسلاوین؛ راهبرد فشار حداکثری ترامپ به پنج پیامد مهم ختم شده است- که هر پنج تا در مسیری معکوس با خواسته اصلی ترامپ جریان یافته است.
نویسنده شورای آتلانتیک آمریکا با اشاره به این که ترامپ در هشتم ماه مه ۲۰۱۸ در جریان یک سخنرانی وعده داد که سیاست فشار حداکثری باعث خواهد شد تهدید برنامه موشکهای بالستیک ایران کاملاً از میان برداشته شود؛ حمایتهای این کشور از فعالیتهای گروههای ضد منافع آمریکا- یا به عبارت بهتر گروههای تروریستی- در نقاط مختلف جهان به پایان برسد؛ و البته جلوی رفتارهای ضد غربی و دردسرآفرین ایران در خاورمیانه هم کاملاً سد شود؛ نوشته که حالا بعد از نزدیک به چهار سال از آن سخنرانی هیچ یک از سه هدف مطرحشده ترامپ محقق نشده است و البته نه تنها در این مدت از فعالیتهای موشکی و رفتارهای ضد غربی و البته حمایتهای ایران از گروههای نیابتیاش در خاورمیانه جلوگیری نشده؛ بلکه حتی میتوان گفت که جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر در قیاس با آن روزها قدرت بیشتری هم دارد و همزمان برنامه موشکیاش را هم ادامه و ارتقا داده است.
در واقع از نگاه باربارا اسلاوین نه تنها فشار حداکثری ترامپ باعث ضعیف شدن ایران نشده، بلکه چند وقتی بعد از خط و نشان کشیدن دونالد ترامپ ایران توانسته ماهواره نظامی هم به مدار بفرستد- و این البته جدای از این واقعیت است که با هر متر و معیاری ایران امروز در منطقه قویتر از زمان ترامپ است و کار در این زمینه به جایی رسیده که آمریکا را هم مجبور به خروج از افغانستان و عراق کرده است.
شورای آتلانتیک آمریکا با اشاره به این که «ایران به رغم این که تا یکسال پس از خروج آمریکا هم به برجام پایبند بود، اما اکنون در آستانه تولید تسلیحات هستهای- در صورت تمایل- است»؛ نوشته: به رغم پایبندی یک ساله به برجام، اما، ایران امروز به اندازه کافی اورانیوم برای تولید یک بمب هستهای دارد و کار غنیسازی را هم با قدرت از سر گرفته است. و این در حالی است که خروج کامل از برجام و البته ان.پی.تی نیز یکی از گزینههایی است که در اختیار ایران قرار دارد- و با همین هم آمریکا را تحت فشار قرار میدهد.
در ادامه میخوانیم: سیاست آمریکا در زمان دولت ترامپ، تنها به نفع ایران تمام نشده؛ بلکه در عین حال باعث ایجاد و در ادامه نیز افزایش شکاف میان آمریکا و متحدان نزدیک اروپاییاش شده است. در این زمینه این موضوع را نباید نادیده گذاشت که بنا به تجربیات گذشته فشار بر جمهوری اسلامی ایران تنها زمانی منتج نتیجه میشود که اول چندجانبه و از جهات گوناگون باشد و البته در عین حال یک سری اهداف واقعبینانه و دستیافتنی را دنبال کند. به گویش بهتر؛ فشار بر جمهوری اسلامی ایران در صورت همراهی و همدستی اروپا میتوانست تا حدی نتیجهبخش باشد، ولی ترامپ با سیاست فکرنشدهاش اروپا را از آمریکا جدا کرد تا ایالات متحده آمریکا در نبرد با ایران تنها و منزوی باقی بماند.
در توضیح بیشتر این موضوع آمده: ترامپ با فشار و اجبار دیگر کشورها برای پیوستن به کارزار «فشار حداکثری» آنهم در شرایطی که اولویتهای سیاسی آن کشورها رویکردی دیگر را ایجاب میکرد، باعث تبدیل تحریمهای اقتصادی به ابزاری بیخاصیت در زمینه سیاست خارجی شد. مانند زیادهروی در مصرف آنتیبیوتیکهایی که همه میدانند با زیادهروی بیخاصیت میشوند. این باعث شد دیگر کشورها در گذر زمان سازوکارهای خودشان را پیدا کنند. از جمله چین- که به واسطه توانایی بالای اقتصادیش توانست با ایجاد سازوکارهای موازی بینالمللی ایران را در دور زدن تحریمها کمک کند و در عین حال در این روند چنان پیش رفت که حالا اگر آمریکا در جایی دیگر به تحریم به عنوان ابزار سیاست خارجی نیاز داشته باشد، دیگر چنین امکانی به آن داده نخواهد شد.