فیاض زاهد و محمد مهاجری نوشتند: ظریف، هنوز میتواند میلیونها ایرانی را پای صندوق رای بیاورد تا بدخواهان نتوانند، آدم خود را از صندوق درآورند و همین جرم کوچکی برای ظریف نیست.
ظریف، هنوز میتواند میلیونها ایرانی را پای صندوق رای بیاورد تا بدخواهان نتوانند، آدم خود را از صندوق درآورند و همین جرم کوچکی برای ظریف نیست.ظریف از طرف پدری و به ویژه مادری، خانوادهای ثروتمند داشته اما امروز منبع درآمدی جز حقوقش ندارد. هرگز تن به کار اقتصادی و اصطلاحا بیزینس نداده است. فرزندان ظریف از جنس بعضی آقازادهها نیستند. پسر، دختر و عروسش با اینکه در رشتههای تخصصی درس خواندهاند، بیکارند و او حتی یک سفارش برای هیچکدام نکرده است. پسرش با نام خوانساری (پسوند نام خانودگیاش) خود را معرفی میکند که از رانت پدر استفاده نکند. از کار در بهترین شرکت مخابراتی امریکایی بیرون آمد تا قبل از وزارت پدرش به ایران برگردد. از چندین شرکت بزرگ ایرانی کنارهگیری کرده تا توقعاتشان برای استفاده از نام پدرش را پیگیری نکند. عروس دکتر ظریف هم با مدرک دکترای نانو از امریکا در دانشگاه امیرکبیر کار اداری میکند. پدر عروسش نیز که معاون دکتر عارف در دانشگاه تهران بوده و تلاشی برای استخدام او در هیات علمی نکرده چون ملاحظه ایجاد شائبه را دارد. از ظریف باز هم میتوان گفت و نوشت، اما چنین سخنانی در دل سنگ کسانی که با او سر دشمنی دارند، کارگر نمیافتد. ظریف، هنوز میتواند میلیونها ایرانی را پای صندوق رای بیاورد تا بدخواهان نتوانند، آدم خود را از صندوق درآورند و همین جرم کوچکی برای ظریف نیست. دشمنانش وقتی آسوده خاطر میشوند که مانند تاریخ امیرکبیر، حکمی را به علیخان فراشباشی بسپارند که در آن به راحت کردن امیر، امر کرده باشند. اما امروز امیر کجاست و دشمنانش کجا؟ نام امیر بر تارک تاریخ میدرخشد و دشمنانش به لعنت تاریخ گرفتار آمدهاند.