استعفای الیاس حضرتی از دبیرکلی حزب اعتماد ملی، در آستانه انتخاباتی که نقش احزاب و فهرستهای سیاسی در آن پررنگتر خواهد بود، پرسشهایی درباره آینده این حزب ایجاد کرده است. تجربه پارلمانی، رسانهای و تشکیلاتی حضرتی میتواند پشتوانهای برای انسجام اعتماد ملی و حضور مؤثر آن در رقابتهای پیشِ رو باشد؛ ظرفیتی که حفظ آن، حتی با تقسیم دوباره مسئولیتها، نیازمند توجه شورای مرکزی حزب است.
استعفای الیاس حضرتی از دبیرکلی حزب اعتماد ملی را نمیتوان تنها یک جابهجایی درونحزبی دانست. این تصمیم در زمانی مطرح شده که احزاب برای حضور در انتخابات پیشِ رو، بیش از هر زمان دیگر به انسجام تشکیلاتی، چهرههای شناختهشده و توان گفتوگو با جامعه نیاز دارند.
حضرتی از سال ۱۳۸۴، همزمان با شکلگیری حزب اعتماد ملی، در شورای مرکزی آن حضور داشته و از سال ۱۳۹۹ مسئولیت دبیرکلی را بر عهده گرفته است. او در این سالها تنها یک مدیر حزبی نبوده؛ سابقه نمایندگی مردم رشت و تهران در مجلس، فعالیت رسانهای در روزنامه اعتماد و حضور در مسئولیتهای اجرایی، از او چهرهای با تجربه در عرصه ملی ساخته است که هم اکنون نیز رئیس شورای اطلاع رسانی دولت چهاردهم است. همین تنوع تجربه به او امکان داده میان زبان سیاست، مطالبات اجتماعی و ضرورتهای اداره کشور پیوند برقرار کند.
اکنون که بناست انتخابات شورای شهر تهران به شیوه تناسبی برگزار شود، اهمیت چنین تجربهای بیشتر به چشم میآید. در این شیوه، فهرستهای انتخاباتی متناسب با آرایی که کسب میکنند، برای بهدست آوردن کرسیها رقابت میکنند. در نتیجه، احزاب برای موفقیت به چیزی بیش از انتشار یک فهرست نیاز دارند: باید برنامهای روشن ارائه کنند، نامزدهای توانمند را گرد هم آورند، با دیگر نیروها گفتوگو کنند و بتوانند اعتماد رأیدهندگان را به دست آورند. در چنین شرایطی، کنارهگیری چهرهای مانند حضرتی ممکن است از قدرت هماهنگی و انسجام اعتماد ملی بکاهد؛ بهویژه اگر حزب نتواند در زمانی مناسب، برای مدیریت این تغییر به توافق برسد. این نگرانی فقط به یک نام یا یک جایگاه محدود نیست. مسئله، حفظ سرمایهای سیاسی است که طی سالها فعالیت حزبی، پارلمانی و رسانهای شکل گرفته و میتواند در کنار دیگر اعضای حزب برای سازماندهی یک حضور مؤثر به کار آید.
این دغدغه به نوعی دیگر درباره انتخابات آینده مجلس نیز قابل طرح است. حضرتی سالها تجربه نمایندگی مجلس و ارتباط موثر در پارلمان را در رزومه دارد و فقدان حضور او میتواند چالشی جدی برای حزب اعتماد ملی در انتخابات مجلس باشد.
حضرتی علت استعفای خود را مشغله و کمبود فرصت برای اداره بهتر حزب عنوان کرده است؛ دغدغهای که باید آن را جدی گرفت و به آن احترام گذاشت. پاسخ به این دغدغه، میتواند تقسیم بیشتر مسئولیتها و تقویت مدیریت جمعی حزب باشد؛ راهی که هم فشار کار بر دبیرکل را کاهش دهد و هم امکان استفاده از تجربه او را حفظ کند. بنا بر اعلام سخنگوی حزب، استعفای حضرتی هنوز به تصویب شورای مرکزی نرسیده است. این فاصله فرصتی است برای گفتوگویی مسئولانه میان اعضای حزب؛ گفتوگویی درباره اینکه چگونه میتوان هم به محدودیتهای او توجه کرد و هم از ظرفیت سیاسی و تشکیلاتیاش در این مقطع بهره برد.
اعتماد ملی برای حضور مؤثر در انتخابات پیشِ رو به چهرههای تازه، برنامههای تازه و کار جمعی نیاز دارد. در کنار همه اینها، تجربه الیاس حضرتی نیز سرمایهای است که حفظ و بهکارگیری آن میتواند به انسجام حزب و جدیتر شدن صدای آن در رقابتهای آینده کمک کند.