کد خبر : ۱۱۷۹۹۸
۱۳:۲۲

۱۴۰۵/۰۷/۲۹

از بازسازی توان دفاعی تا مهار جنگ؛ ایران در معادلات جدید منطقه

.

توان دفاعی بازسازی‌شده و تاب‌آور ایران، به‌ویژه در حوزه موشکی، پهپادی و کنترل نامتقارن تنگه هرمز، هزینه جنگ احتمالی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده است و ارزیابی‌های غربی که پیش‌تر بر نابودی کامل توان ایران تأکید داشتند، اکنون به حفظ ظرفیت تولید و ذخایر باقی‌مانده اذعان می‌کند؛ امری که خود نشان‌دهنده تأثیرگذاری عملی این توان است.

ایرنا نوشت: در حالی که تنها هشت روز تا انتخابات در اراضی اشغالی باقی مانده، سفر اعلام‌نشده وزیر جنگ آمریکا به تل‌آویو و دیدار دوساعته‌اش با نتانیاهو، نشانه‌ای از رایزنی‌های محرمانه برای عملیات نظامی احتمالی علیه ایران است. اما در سوی دیگر معادله، توان دفاعی ایران که بسیاری از تحلیل‌گران غربی را وادار به بازنگری در ارزیابی‌های پیشین کرده، به عاملی تعیین‌کننده در محاسبات هزینه-فایده این درگیری تبدیل شده است. پرسش اصلی اینجاست؛ آیا بازدارندگی ایران می‌تواند مانع از جهش دوباره به جنگ تمام‌عیار شود؟

بن‌بست دیپلماسی و سایه جنگ مجدد

درگیری نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران که از اوایل سال ۲۰۲۶ آغاز شد، اکنون وارد مرحله‌ای فرسایشی و پیچیده شده است. تنگه هرمز به میدان اصلی رویارویی نامتقارن تبدیل شده، حملات به کشتی‌ها افزایش یافته و دو طرف همچنان در حال مانور برای حفظ اهرم فشار هستند. در این میان، خبر شبکه ۱۳ اسرائیل مبنی بر سفر اعلام‌نشده وزیر جنگ آمریکا به اسرائیل و دیدار دوساعته با بنیامین نتانیاهو، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این سفر در شرایطی انجام شده که تنها هشت روز تا انتخابات اسرائیل باقی مانده و واشنگتن و تل‌آویو در حال گفت‌و‌گو درباره احتمال عملیات نظامی علیه ایران هستند.

در چنین شرایطی نباید فراموش کرد که هرگونه تصمیم برای تشدید درگیری، ناگزیر باید با محاسبه دقیق توان دفاعی باقی‌مانده ایران صورت گیرد. ارزیابی‌های اطلاعاتی غربی در هفته‌های اخیر نشان داده که برخلاف ادعا‌های اولیه مبنی بر «نابودی کامل» توان نظامی ایران، این کشور بخش قابل‌توجهی از ظرفیت تولید و ذخایر موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده و حتی در برخی حوزه‌ها تقویت نموده است.

عوامل افزایش و کاهش احتمال جنگ مجدد

چند عامل کلیدی احتمال بازگشت به درگیری گسترده را بالا می‌برد. نخست؛ تقویم سیاسی است. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر و انتخابات اسرائیل در فاصله نزدیک، فشار داخلی بر رهبران دو کشور را افزایش داده است. نتانیاهو که تحت فشار داخلی قرار دارد، ممکن است عملیات نظامی را ابزاری برای تقویت موقعیت خود ببیند. از سوی دیگر، اظهارات مقامات آمریکایی درباره احتمال از سرگیری حملات پس از انتخابات میان‌دوره‌ای، فضای انتظار را تشدید کرده است.

عامل دوم، وضعیت تنگه هرمز است. افزایش حملات به کشتی‌ها در هفته‌های اخیر، فشار بر قیمت نفت و زنجیره تأمین جهانی را بالا برده است. سوم، ارزیابی‌های برخی محافل اسرائیلی و آمریکایی مبنی بر اینکه پنجره زمانی برای ضربه زدن به زیرساخت‌های موشکی و هسته‌ای ایران در حال بسته‌شدن است.

در مقابل، عوامل بازدارنده نیز قدرتمند هستند. هزینه اقتصادی بسته ماندن یا ناامن شدن طولانی‌مدت تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی بسیار بالاست. بازدارندگی متقابل و خطر گسترش درگیری به کشور‌های حاشیه خلیج فارس، محاسبات را پیچیده‌تر می‌کند. همچنین، کانال‌های دیپلماتیک هرچند ضعیف، همچنان باز است و پیشنهاد‌های آتش‌بس و مدیریت مشترک آبراهه مطرح شده‌اند.

توان دفاعی ایران؛ تاب‌آوری و بازسازی

نقطه مرکزی هر تحلیل واقع‌بینانه از احتمال جنگ مجدد، بررسی دقیق توان دفاعی ایران است. ارزیابی‌های غربی منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶، از جمله گزارش‌های بلومبرگ به نقل از مقامات آگاه، نشان می‌دهد که ایران به‌رغم ماه‌ها حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، توانسته بخش عمده‌ای از زیرساخت‌های تولید موشک و پهپاد خود را حفظ کند.

تولید و ذخایر موشکی و پهپادی

ایران همچنان ذخایر قابل‌توجهی از موشک‌های بالستیک و تسلیحات ضدکشتی (نوعی موشک بالستیک نظامی) در اختیار دارد و قادر است به‌سرعت بر تعداد آنها بیفزاید. تمرکز بر موشک‌های جامد سوخت مانند خیبرشکن، سیستم‌های ضدکشتی سری خلیج فارس و هرمز، و پهپاد‌های شاهد، امکان اجرای حملات اشباع‌کننده را فراهم کرده است.

پدافند هوایی

سرتیپ محمد اکرمی نیا، سخنگوی ارتش ایران، اعلام کرده که توان پدافندی کشور امروز بالاتر از سطح پیش از جنگ و حتی بالاتر از دوران اوج درگیری است. تعمیر بخش قابل‌توجهی از تجهیزات آسیب‌دیده، افزودن سامانه‌های جدید و برگزاری رزمایش‌های مشترک ارتش و سپاه، شبکه پدافند را تقویت کرده است. ادعا‌های متعدد درباره سرنگونی پهپاد‌های MQ-۹ آمریکایی در آسمان تنگه هرمز، حتی اگر تمام آنها تأیید مستقل نداشته باشد، نشان‌دهنده تداوم فعالیت سامانه‌های پدافندی است.

توان نامتقارن دریایی در تنگه هرمز

پس از آسیب به بخشی از رادار‌های ساحلی، ایران به تاکتیک‌های جدید روی آورده است و رویکرد نامتقارن ایران باعث شده که حتی با وجود برتری هوایی و دریایی آمریکا، هزینه عبور از تنگه برای کشتی‌های تجاری و نظامی افزایش یابد. علاوه بر کنترل نسبی بر تنگه هرمز توسط ایران، تنش‌ها بین یمن و عربستان هم فشار مضاعفی بر خطوط کشتیرانی جهانی وارد کرده و هزینه هرگونه تشدید درگیری را برای آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش افزایش داده است.

توجه بین‌المللی به توان دفاعی ایران

یکی از جنبه‌های قابل‌توجه وضعیت فعلی، توجه فزاینده تحلیل‌گران و برخی محافل نظامی در کشور‌های مختلف به مدل دفاعی ایران است. ارزیابی‌های اندیشکده‌های غربی که پیش‌تر توان ایران را کمتر برآورد می‌کردند، اکنون به تاب‌آوری زیرساخت‌های تولید و توان بازسازی اذعان دارند. این تغییر در ادبیات تحلیلی، خود نشانه‌ای از تأثیرگذاری عملی توان دفاعی ایران است. مدل ترکیبی موشک‌های بالستیک و کروز، پهپاد‌های انبوه، مین‌گذاری دریایی و پراکندگی جغرافیایی برای کشور‌هایی که با تهدیدات مشابه مواجه‌اند، به‌عنوان نمونه‌ای از دفاع نامتقارن مورد مطالعه قرار گرفته است. هرچند ادعای «خیره‌شدن همه کشورها» اغراق‌آمیز است، اما واقعیت این است که هزینه بالای مقابله با این ترکیب، محاسبات استراتژیک حریفان را پیچیده‌تر کرده است.

بازدارندگی و پیامد‌های احتمالی جنگ مجدد

توان دفاعی فعلی ایران بیش از آنکه توان تهاجمی کامل باشد، نوعی بازدارندگی فعال محسوب می‌شود. هرگونه عملیات نظامی گسترده آمریکا یا اسرائیل با خطر پاسخ‌های چندلایه ایران مواجه خواهد بود. حملات موشکی و پهپادی به پایگاه‌های منطقه‌ای، اختلال در تردد تنگه هرمز، و احتمال گسترش درگیری به اهداف اقتصادی در منطقه. این هزینه، به‌ویژه در آستانه انتخابات و با توجه به وضعیت بازار انرژی، عامل بازدارنده مهمی است.

با این حال، بازدارندگی مطلق نیست. اگر یکی از طرفین به این نتیجه برسد که هزینه عدم اقدام بالاتر از هزینه اقدام است، به‌ویژه در صورت پیشرفت برنامه موشکی یا هسته‌ای ایران احتمال تشدید افزایش می‌یابد. سفر وزیر جنگ آمریکا به اسرائیل و گفت‌و‌گو‌های مربوط به عملیات احتمالی، دقیقاً در همین چارچوب قابل تفسیر است.

احتمال جنگ مجدد بین آمریکا-اسرائیل و ایران در هفته‌ها و ماه‌های آینده با توجه به تحرکات و صحبت‌های دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو وجود دارد و تحولات سیاسی اخیر آن را تقویت کرده است. با این حال، توان دفاعی بازسازی‌شده و تاب‌آور ایران، به‌ویژه در حوزه موشکی، پهپادی و کنترل نامتقارن تنگه هرمز، هزینه چنین جنگی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده است. ارزیابی‌های غربی که پیش‌تر بر نابودی کامل توان ایران تأکید داشتند، اکنون به حفظ ظرفیت تولید و ذخایر باقی‌مانده اذعان می‌کنند؛ امری که خود نشان‌دهنده تأثیرگذاری عملی این توان است.

در نهایت، مسیر مطلوب همچنان مدیریت تنش از طریق دیپلماسی و سازوکار‌های امنیتی منطقه‌ای است. توان دفاعی ایران می‌تواند به‌عنوان اهرم بازدارنده عمل کند، اما تبدیل آن به ابزار تشدید درگیری، پیامد‌های غیرقابل‌کنترلی برای کل منطقه و اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت. تصمیم‌گیران در واشنگتن و تل‌آویو باید این واقعیت را در محاسبات خود لحاظ کنند: ایران زخمی، اما نه از پا افتاده است، و هر ضربه جدید با پاسخی پرهزینه مواجه خواهد شد.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha