یک فعال سیاسی گفت: آمریکا میخواهد با به کارگیری شیوه جدید علیه ایران، جمهوری اسلامی را برای پذیرش خواستهها و شرایط خود در مذاکره و تفاهم مورد نظر مجبور کند.
امرالله شیخیانی در پاسخ به این پرسش که هدف تهدیدهای آمریکا تغییر محاسبات ایران از طریق جنگ روانی است یا آزمودن واکنش ایران از طریق ترکیب مذاکره، تهدید و میانجیگری، گفت: تهدیدهای گوناگون، متفاوت و مستمر یا غیرمستمر فراتر از روال جنگ سرد آمریکا علیه ایران، حاکی از افزایش فشارهای روانی برای به ستوه آوردن مردم، دولت و حاکمیت، ایجاد افتراق میان آنها و سنجش واکنشهای ایران است.
این فعال سیاسی افزود: آمریکا میخواهد با به کارگیری شیوه جدید علیه ایران، جمهوری اسلامی را برای پذیرش خواستهها و شرایط خود در مذاکره و تفاهم مورد نظر مجبور کند.
شیخیانی درباره تعدد و تناقض مواضع مقامات آمریکایی درقبال ایران بیان کرد: مواضع اصلی و اصولی آمریکا منطبق بر استراتژی و خاستگاه نظام حاکم بر این کشور است؛ اما بعضاً در مواردی متناسب با مصارف و اختلافات داخلی نیز اقداماتی صورت میگیرد.
وی درباره توهم جدید ترامپ درباره حمله احتمالی ایران به دو شهر آمریکا تصریح کرد: تبلیغ و ترویج موضوعاتی، چون حمله ایران به بعضی از ایالات آمریکا، سناریوی ایرانهراسی بینالمللی و با هدف جلب افکار عمومی مردم آمریکا علیه ایران است.
دبیرکل حزب مردم ادامه داد: این اقدام ترامپ برای توجیه جنگ احتمالی، عملیات نظامی گذشته، هزینههای سرسامآور صرفشده، اخذ رضایت برای حملات جدید، ادامه تقابل با ایران و افزایش مشارکت حامیان کاندیداهای جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای طراحی شده است.
شیخیانی تاکید کرد:کار به جایی رسیده که ترامپ علناً از اختصاص پنج هزار دلار برای جلب هر رأی به سود جمهوریخواهان خبر داده و ابراز داشته است که در صورت پیروزی دموکراتها، استیضاح خواهد شد.
نایب رئیس پیشین خانه احزاب ایران درباره ظرفیت احزاب و تشکلهای سیاسی در وضعیت فعلی برای میانجیگری میان جامعه و حاکمیت عنوان کرد: متاسفانه بنابر نقص قانون موضوعه، فقدان جایگاه واقعی تحزب و کاستی مشق سیاسی در کشور و جامعه ما، احزاب به بلوغ و کفایت لازم برای نقشآفرینی در مدیریت سیاسی و کنترلهای اجتماعی نرسیدهاند؛ تا آنجا که از اعتبار کافی در داوریها و میانجیگری برخوردار نیستند.
شیخیانی در پایان درباره تفکیک میان فعالیت گروهی سازمانیافته برای تخریب مقامات با رفتارهای خودجوش اعلام کرد: اعتراضات سازمانیافته معمولاً هماهنگ، مستمر، برنامهمحور و حقبهجانب است که با شعارهای خاص، سازوکارهای هزینهبر، حمایت آشکار و پنهان رسانههای حامی و همفکر، پوششهای عامهپسند و برخورداری از لیدر دنبال میشود، اما تجمعهای خودجوش، غیرمنسجم، ناهماهنگ، غیرمستمر، فاقد لیدر است.