کد خبر : ۱۱۷۶۷۲
۱۷:۰۶

۱۴۰۵/۰۷/۱۹
اسلامی‌فرد:

قدرت نظامی معیار تمدن نیست؛ رفتار اخلاقی و مسئولیت تاریخی ملاک است

غلامحسین اسلامی‌فرد، روزنامه نگار و مدرس دانشگاه

روزنامه‌نگار و مدرس دانشگاه، با انتقاد از اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درباره تقابل تاریخی ایران و غرب، تأکید کرد: بازخوانی گزینشی تاریخ برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های جنگ‌طلبانه، به بازتولید شکاف‌های تمدنی دامن می‌زند. او با تأکید بر اینکه قدرت نظامی به‌تنهایی نشانه برتری تمدنی نیست، خواستار ارزیابی یکسان عملکرد قدرت‌های جهانی بر اساس معیارهایی چون حفظ جان انسان‌ها، احترام به استقلال ملت‌ها و مسئولیت‌پذیری سیاسی شد.

غلامحسین اسلامی‌فرد، گفت: مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه طی سخنانی در آتن، با اشاره به روایت‌های تاریخی از جنگ‌های باستانی میان ایران و یونان، مدعی ادامه درگیری میان تمدن شرق و غرب شده و نسبت به ضعف تمدن غربی هشدار داده بود. البته از آتن تا واشنگتن؛ قدرت نظامی معیار تمدن، نیست، رفتار اخلاقی و مسئولیت تاریخی است که تمدن‌ساز است.

مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، در آتن کوشید با بازخوانی نبرد‌های ایران و یونان در دوران باستان، روایتی از تقابل تمدنی بسازد؛ روایتی که در آن، یونان باستان سرچشمه فضیلت‌های غرب معرفی می‌شود و ایران امروز در جایگاه نقطه مقابل آن قرار می‌گیرد.

اما مساله اصلی سخنان روبیو، یادآوری یک واقعه تاریخی نیست؛ مساله، استفاده گزینشی از تاریخ برای مشروعیت‌بخشی به سیاست جنگ طلبانه امروز است. چند نکته در این باره قابل بررسی است.

نخست؛ تاریخ ایران را نمی‌توان به لشکرکشی خشایارشا تقلیل داد

ایران، با هزاران سال تاریخ و میراث فرهنگی، نه با یک پادشاه تعریف می‌شود و نه با یک جنگ. همان‌گونه که تاریخ یونان را نمی‌توان صرفاً با جنگ‌های داخلی، فتوحات نظامی یا رفتار‌های قدرت‌های یونانی داوری کرد، تاریخ ایران نیز نیازمند نگاهی جامع و منصفانه است.

اگر قرار است از تاریخ درس بگیریم، باید هم از جنگ‌ها و ویرانی‌ها سخن بگوییم و هم از فرهنگ، اندیشه، هنر، حکمرانی و دستاورد‌های ملت‌ها. گزینش یک مقطع تاریخی و تبدیل آن به معیار داوری درباره یک ملت، بیش از آنکه تاریخ‌نگاری باشد، ابزارسازی و استفاده سیاسی از تاریخ است.

دوم؛ اگر معیار تمدن، دفاع از جان انسان‌هاست، این معیار باید درباره همه قدرت‌ها یکسان باشد

روبیو از شجاعت، فداکاری و ارزش‌های انسانی سخن می‌گوید. پرسش این است که آیا این اصول فقط زمانی معتبر هستند که به سود متحدان آمریکا باشند، یا باید در ارزیابی عملکرد خود واشنگتن نیز به کار گرفته شوند؟

‌نمی‌توان از کرامت انسان سخن گفت، اما رنج غیرنظامیان و کودک کشی را در معادلات قدرت به حاشیه راند. نمی‌توان از صلح و امنیت دفاع کرد، اما مسئولیت پیامد‌های جنگ و سیاست‌های فشار را صرفاً متوجه طرف مقابل دانست.

اگر این ادعا مطرح می‌شود که ارزش‌های غربی جهان‌شمول‌اند، باید در برابر دوست و دشمن یکسان اعمال شوند؛ وگرنه آنچه باقی می‌ماند، نه دفاع از ارزش‌ها، بلکه استفاده ابزاری از آنهاست.

سوم؛ تمدن‌ها را نمی‌توان به دو اردوگاه خیر و شر تقسیم کرد

روایت روبیو از تاریخ، با قرار دادن تمدن غرب در جایگاه قهرمان و ایران در جایگاه ضدقهرمان، خطر بازتولید همان منطق تقابل تمدنی را دارد که جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به فاصله گرفتن از آن نیازمند است.

ملت‌ها مجموعه‌ای از تجربه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی‌اند؛ نه شخصیت‌هایی ثابت در یک داستان سیاسی. ایرانیان امروز مسئول تمام تصمیم‌های پادشاهان باستان نیستند، همان‌طور که مردم امروز آمریکا نیز مسئول تمام رویداد‌های تاریخی اروپا نیستند. با این حال، دولت‌های معاصر مسئول تصمیم‌ها و اقدامات خود هستند و نمی‌توانند با ارجاع به افتخارات تاریخی، از پاسخ‌گویی درباره عملکرد امروز خود بگریزند.

چهارم؛ قدرت نظامی، به‌تنهایی نشانه برتری تمدنی نیست

تاریخ جهان سرشار از قدرت‌هایی است که در میدان نبرد پیروز شدند، اما پیروزی نظامی لزوماً به معنای حقانیت اخلاقی نبوده است. تمدن را باید در نحوه برخورد با انسان‌ها، احترام به استقلال ملت‌ها، مسئولیت‌پذیری سیاسی و توانایی حل اختلافات بدون تحمیل و ویرانی سنجید.

آمریکا نیز بیرون از دایره این ارزیابی قرار ندارد. هیچ کشوری نمی‌تواند صرفاً به دلیل برخورداری از قدرت بیشتر، خود را داور نهایی ارزش‌های انسانی بداند.

پنجم؛ پاسخ به روایت‌سازی، با روایت دقیق‌تر و استدلال قوی‌تر ممکن است

به تعبیر سردار محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی «وقتی پس از شکست و تحقیر در برابر ایران، به آتن می‌روند تا روایتی از جنگ تمدنی را شکل دهند، بهتر است بخش مهم دیگری از تاریخ را هم بخوانند: جایی‌که امپراطور روم، در برابر شاپور اول ساسانی زانو زد. کسی که پای تاریخ را به میان می‌کشد، باید برای تکرارش هم آماده باشد!»

به نظر می‌رسد، پاسخ ایران به سخنان روبیو نباید به مسابقه‌ای برای بازخوانی شکست‌های تاریخی دیگران محدود شود. یادآوری فراز‌های تاریخ ایران، از جمله رویداد‌های دوران ساسانی، می‌تواند بخشی از پاسخ باشد؛ اما استدلال محکم‌تر آن است که نشان دهیم هیچ تمدنی را نمی‌توان با یک واقعه تاریخی ستود یا محکوم کرد.

آنچه اهمیت دارد، دفاع مستند از تاریخ ایران، تفکیک ملت‌ها از دولت‌ها و سنجش رفتار قدرت‌های امروز با معیار‌های روشن و مشترک است. تاریخ زمانی مایه اعتبار ملی است که به شناخت و اعتمادبه‌نفس فرهنگی بینجامد، نه آنکه به ابزاری برای نفرت‌پراکنی تبدیل شود.

آقای روبیو! اگر در آتن از قهرمانی، شرافت و فداکاری سخن می‌گویید، این ارزش‌ها را به مرز‌های جغرافیایی و سیاسی محدود نکنید. اگر تاریخ برای شما اهمیت دارد، آن را کامل و منصفانه بخوانید؛ و اگر از تمدن دفاع می‌کنید، رفتار امروز قدرت‌ها را نیز با همان معیار‌هایی بسنجید که برای داوری درباره گذشته ملت‌ها به کار می‌برید.

تمدن، میراثی نیست که یک ملت برای همیشه مالک آن باشد؛ مسئولیتی است که هر نسل باید با رفتار خود آن را اثبات کند.

ایران برای دفاع از هویت و تاریخ خود نیازی به انکار تاریخ دیگران ندارد؛ همان‌گونه که هیچ قدرتی با تحقیر تاریخ ایران، نمی‌تواند برای خود برتری اخلاقی بسازد.

تاریخ را می‌توان به ابزار جنگ سیاسی تبدیل کرد؛ اما حقیقت تاریخی، در نهایت، از مرز‌های تبلیغات فراتر می‌رود.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha