کارشناس مسائل بینالملل، با اشاره به تأکید جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بر کاهش معنادار ظرفیت غنیسازی ایران گفت: واشنگتن با پررنگ کردن موضوع غنیسازی، عملاً سعی دارد مسئولیت حملات نظامی قبلی و تعهد به عدم تکرار آن را از دستور کار خارج کند. ایران در کنار مسائل هستهای، خواستار پایان محاصره دریایی، رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و تضمین عدم تکرار تجاوز نظامی است.
احسان موحدیان در پاسخ به این سوال که یوری اوشاکوف، دستیار پوتین، پس از گفتوگوی تلفنی پوتین و ترامپ اعلام کرده که مسکو از ادامه گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا با مشارکت قطر حمایت میکند. با توجه به اینکه روسیه همزمان در حال مذاکره با واشنگتن درباره مسائل اقتصادی و انرژی است، چه تضمینی وجود دارد که پرونده ایران به ابزاری برای چانهزنی مسکو با آمریکا تبدیل نشود؟ گفت: روسیه در حالی از تداوم گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری قطر حمایت میکند که همزمان خود در حال مذاکره با واشنگتن بر سر مسائل اقتصادی و انرژی است. این همزمانی، نگرانیای جدی درباره احتمال استفاده ابزاری مسکو از پرونده ایران بهعنوان برگ برنده در چانهزنی با آمریکا ایجاد میکند.
اورانیوم ایران در معادلات مسکو و واشنگتن؛ میانجیگری یا ابزار چانهزنی؟
وی ادامه داد: روسیه پیش از این هم در مذاکرات خود با آمریکا بر سر اوکراین، از کارتهای مختلف استفاده کرده و اکنون با در دست داشتن ابتکار عملیاتی مانند انتقال اورانیوم، میتواند این پرونده را به موضوعی برای معاملهای بزرگتر تبدیل کند. با این حال، اعلام علنی حمایت مسکو از تداوم گفتوگوها نشان میدهد که کرملین دستکم در ظاهر، نقشی میانجیگرانه برای خود تعریف کرده است. پوتین در تماس تلفنی اخیر با ترامپ، ضمن تأکید بر اینکه گزینههای دیپلماتیک در پرونده ایران هنوز به پایان نرسیده، بر ضرورت و امکانپذیری توافق تأکید کرده است. این رویکرد میتواند هم بهعنوان تلاشی صادقانه برای کاهش تنش تعبیر شود و هم بهعنوان ابزاری برای افزایش وزن ژئوپلیتیک روسیه در معادلات جهانی.
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: تضمین قطعی برای عدم تبدیل پرونده ایران به ابزار چانهزنی وجود ندارد، زیرا در سیاست بینالملل، منافع ملی هر بازیگر بر تعهدات اعلامی آن اولویت دارد. آنچه میتواند تا حدی این خطر را کاهش دهد، شفافسازی تدریجی مذاکرات و درگیر شدن چندجانبه نهادهای بینالمللی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) در فرآیند است. هرچه تعداد بازیگران و ناظران بینالمللی در این پرونده بیشتر باشد، امکان معامله پنهانی دوجانبه میان مسکو و واشنگتن دشوارتر میشود.
پیشنهاد انتقال اورانیوم ایران به روسیه بدون تضمین اجرایی کافی نیست
موحدیان درباره پیشنهاد روسیه برای انتقال اورانیوم با غنای بالای ایران به روسیه و احتمال توافق از این مسیر گفت: پیشنهاد روسیه برای انتقال اورانیوم با غنای بالای ایران به خاک خود، همچنان بهعنوان یک راهکار احتمالی برای خروج از بنبست روی میز است. این پیشنهاد در گذشته نیز مطرح شده بود، اما آمریکا در آن زمان با آن مخالفت کرد و ترامپ آن را نپذیرفت. اکنون که اوشاکوف اعلام کرده این پیشنهاد همچنان پابرجاست، به نظر میرسد مسکو در حال آزمودن مجدد این گزینه در فضای جدید مذاکراتی است. پذیرش این پیشنهاد از سوی ایران میتواند بهطور موقت نگرانیهای غرب درباره ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را کاهش دهد و فضا را برای گفتوگوهای جدیتر باز کند.
وی ادامه داد: با این حال، مشکل اساسی در این میان، نبود تضمین قابل اتکا برای اجرای تعهدات طرف مقابل است. ایران در تجربه برجام (توافق ۱۳۹۴) شاهد بود که آمریکا بهراحتی از توافق خارج شد، در حالی که تهران به تعهدات خود پایبند مانده بود. بنابراین، تهران هرگونه توافقی را تنها در صورتی میپذیرد که تضمینهای عینی و قابل راستیآزمایی برای اجرای تعهدات طرف آمریکایی دریافت کند. وزیر خارجه ایران نیز اعلام کرده که تهران آماده بحث درباره پیشنهاد روسیه است، اما این کار را در مرحله بعدی و بر اساس منافع ملی خود انجام خواهد داد.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: تضمینهای موجود در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی عمدتاً نظارتی و فنی هستند و نمیتوانند جایگزین تضمینهای سیاسی برای عدم خروج یکجانبه آمریکا از توافق شوند. آنچه میتواند تا حدی این خلأ را پر کند، درگیر کردن شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطعنامهای الزامآور برای همه طرفهاست. در غیر این صورت، هر توافقی بدون تضمین اجرایی، در عمل صرفاً به تعویق انداختن بحران و نه حل آن خواهد انجامید.
روسیه از میانجیگری میان ایران و آمریکا به دنبال تثبیت جایگاه خود در منطقه است
موحدیان در پاسخ به این سوال که پوتین اعلام کرده برای پایان جنگ ایران و آمریکا تلاش میکند و کرملین میگوید موضع تهران را با هماهنگی پزشکیان به ترامپ منتقل کرده است. آیا این تحرکات نشاندهنده شکلگیری یک مسیر جدی برای توافق است یا روسیه صرفاً میخواهد جایگاه خود را در معادلات امنیتی منطقه تثبیت کند، گفت: پوتین در تماس تلفنی با ترامپ اعلام کرده که برای پایان دادن به تنشها میان ایران و آمریکا تلاش میکند و کرملین تأیید کرده که موضع تهران را با هماهنگی مسعود پزشکیان به ترامپ منتقل کرده است. این تحرکات نشاندهنده آن است که روسیه تلاش میکند خود را بهعنوان یک میانجیگر معتبر و مورد اعتماد ایران به آمریکا معرفی کند.
وی گفت: پوتین پیش از تماس با ترامپ، دو بار با پزشکیان در حاشیه نشست ترکمنستان دیدار کرده و او را از گفتوگوی پیشروی خود با ترامپ مطلع ساخته بود. این هماهنگی پیشینی، نشان میدهد که تهران دستکم در این مرحله، مسکو را بهعنوان کانالی قابل قبول برای انتقال پیامهای خود به واشنگتن پذیرفته است.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: با این حال، نمیتوان این تحرکات را صرفاً نشانهای از شکلگیری یک مسیر جدی برای توافق دانست، زیرا روسیه در درجه اول به دنبال تثبیت جایگاه خود در معادلات امنیتی منطقه است. مسکو با ایفای نقش میانجی، هم نفوذ خود را در تهران افزایش میدهد و هم به واشنگتن نشان میدهد که بدون روسیه، حل بحرانهای منطقهای دشوار است. این تاکتیک میتواند به روسیه در مذاکرات موازی خود با آمریکا بر سر اوکراین و تحریمهای اقتصادی نیز اهرم فشار بدهد.
موحدیان گفت: بنابراین، باید میانجیگری روسیه را بهعنوان پدیدهای دووجهی در نظر گرفت: از یک سو، اگر تداوم داشته باشد و به تعاملات نهادی چندجانبه منجر شود، میتواند به کاهش تنش کمک کند؛ از سوی دیگر، اگر صرفاً به مانوری دیپلماتیک برای تقویت موضع مسکو در برابر واشنگتن تبدیل شود، بعید است به توافق پایدار منجر شود. آنچه تعیینکننده خواهد بود، میزان شفافیت روسیه در انتقال دقیق مواضع دو طرف و عدم سوءاستفاده از این نقش برای پیشبرد اهداف خودخواهانه است.
وی در پاسخ به این سوال که معاون رئیسجمهور آمریکا از ضرورت کاهش معنادار ظرفیت غنیسازی ایران سخن گفته، درحالیکه تهران رفع محاصره، تحریمها و پایان درگیریها را نیز از مسائل اساسی میداند. آیا تمرکز آمریکا بر غنیسازی، تلاشی برای محدود کردن مذاکرات به پرونده هستهای و کنار گذاشتن مسئولیت حملات و تضمین عدم تکرار جنگ نیست، گفت: معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، بر ضرورت کاهش معنادار ظرفیت غنیسازی ایران تأکید کرده و گفته است که هر توافقی باید شامل کاهش عملی و ملموس در این زمینه باشد، نه صرفاً تعهدات آینده. این موضعگیری در حالی است که ایران خواستههای دیگری هم دارد: پایان محاصره دریایی، رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و تضمین عدم تکرار تجاوز نظامی. تهران در پیشنهاد ۱۴ بندی خود، بر اولویت بازگشایی تنگه هرمز در ازای پایان محاصره دریایی تأکید کرده و واشنگتن را به تلاش برای محدود کردن مذاکرات به پرونده هستهای متهم میکند.
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: اینکه آمریکا تمرکز خود را بر غنیسازی گذاشته، میتواند نشانهای از تلاش برای منحرف کردن مذاکرات از مسائل امنیتی و اقتصادی مهمتر باشد. واشنگتن با پررنگ کردن موضوع غنیسازی، عملاً سعی دارد مسئولیت حملات نظامی قبلی و تعهد به عدم تکرار آن را از دستور کار خارج کند. از دید تهران، توافقی که تنها محدودیتهای هستهای را تثبیت کند، اما امنیت و منافع اقتصادی کشور را تضمین نکند، ارزش استراتژیک نخواهد داشت.
موحدیان گفت: ایران برای جلوگیری از چنین توافقی میتواند از چند راهکار استفاده کند: نخست، پیوند زدن مسائل هستهای به مسائل امنیتی و اقتصادی در چارچوب یک بسته جامع؛ دوم، استفاده از اهرمهای منطقهای مانند تنگه هرمز و توانمندیهای دفاعی خود؛ و سوم، جلب حمایت قدرتهای دیگر مانند روسیه و چین برای چندجانبه کردن فرآیند. در نهایت، تهران باید بتواند تضمینهای عینی و قابل راستیآزمایی برای عدم تکرار تجاوز و لغو واقعی تحریمها به دست آورد، در غیر این صورت هر توافقی در سطح هستهای صرفاً به تثبیت نابرابری قدرت منجر خواهد شد.
یک حادثه کوچک در تنگه هرمز میتواند به درگیری تمامعیار منجر شود
وی در پاسخ به این سوال که با وجود انتقال پیامهای تهران از سوی مسکو و ادامه میانجیگری قطر، اختلافها بر سر تنگه هرمز، محاصره دریایی و شروط هستهای همچنان حل نشده است. از نظر شما، چه نشانههای عملی میتواند مشخص کند که طرفین به توافق نزدیک شدهاند یا صرفاً در حال خریدن زمان برای بازسازی توان نظامی و افزایش فشار بر یکدیگر هستند؟ آیا باید احتمال ازسرگیری درگیری را جدیتر از احتمال توافق در نظر گرفت، گفت: با وجود انتقال پیامهای تهران از سوی مسکو و ادامه میانجیگری قطر، اختلافها بر سر تنگه هرمز، محاصره دریایی و شروط هستهای همچنان حلنشده باقی مانده است. یکی از نشانههای عملی نزدیک شدن به توافق، کاهش تنشهای میدانی مانند توقف حملات به شناورهای تجاری در تنگه هرمز و کاهش محاصره دریایی است. نشانه دیگر، پیشرفت در مذاکرات فنی میان کارشناسان دو طرف بر سر جزئیات لغو تحریمها و نحوه راستیآزمایی از تعهدات هستهای خواهد بود. همچنین، اگر طرفین به توافقی در مورد بازه زمانی مشخص برای اجرای تعهدات دست پیدا کنند، میتوان آن را نشانهای از جدیت در مسیر توافق دانست.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: در مقابل، اگر مذاکرات در سطح کلیات باقی بماند و هیچ اقدام عملیاتی در زمینه کاهش محاصره یا توقف شهرکسازیها در مناطق حساس مشاهده نشود، احتمالاً طرفین در حال خریدن زمان هستند. برخی تحلیلگران معتقدند که تهران از روند گفتوگوها برای بهبود وضعیت اقتصادی و بازسازی توان نظامی خود استفاده میکند و واشنگتن نیز از این زمان برای افزایش فشار و آمادهسازی گزینههای نظامی بهره میبرد. ارزیابی غالب در محافل امنیتی ایران نیز بر این فرض استوار است که امریکا با حسن نیت برخورد نکرده و صرفاً در پی خرید زمان است. نتانیاهو که شانس کمتری برای ادامه نخست وزیری دارد با به راه انداختن جنگ به دنبال تعویق انتخابات پارلمانی و ترامپ با اقدامی مشابه به دنبال ضربهای به ایران برای اعلام پیروزی و موفقیت در انتخابات است.
موحدیان گفت: با توجه به شرایط فعلی، احتمال ازسرگیری درگیری را باید جدیتر از احتمال توافق در نظر گرفت. منابع خبری از بررسی گزینههای نظامی گسترده توسط تیم امنیت ملی ترامپ خبر میدهند و همزمان مقامات ایرانی نیز از احتمال بیشتر درگیری نسبت به دستیابی به توافق سخن گفتهاند. تجربه نشان داده است که در چنین فضایی، یک حادثه کوچک در تنگه هرمز یا یک حمله محدود میتواند به سرعت به یک درگیری تمامعیار تبدیل شود. بنابراین، تا زمانی که نشانههای عینی از کاهش تنش و پیشرفت ملموس در مذاکرات دیده نشود، سناریوی بازگشت به جنگ را نباید بعید دانست.