دلار بار دیگر به یکی از قلههای تاریخی خود رسیده و همزمان بانک مرکزی با افزایش عرضه و مداخله در بازار، تلاش برای مهار التهاب ارزی را آغاز کرده است. تجربه سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹ اما یک هشدار مهم برای خریداران امروز دارد؛ در هر دو مقطع، دلار پس از ثبت قله در مهرماه با ریزشهای سنگین مواجه شد. حالا این پرسش مطرح است که اگر الگوهای گذشته تکرار شوند، دلار ۲۷۰ هزار تومانی تا کجا میتواند عقبنشینی کند؟
بازار ارز ایران بار دیگر روزهای پرالتهابی را پشت سر میگذارد. دلار پس از ماهها صعود و ثبت قیمتهایی که تا همین چندی پیش دور از تصور به نظر میرسید، به محدودهای رسیده که بسیاری از مردم را دوباره به سمت بازار ارز کشانده است. نگرانی از تورم، کاهش ارزش پول و تداوم نااطمینانیهای اقتصادی و سیاسی، بخشی از صاحبان نقدینگی را به این نتیجه رسانده که خرید ارز میتواند راهی برای حفظ ارزش داراییهایشان باشد.
اما درست در چنین نقطهای، مرور تجربه بازار ارز ایران یک هشدار مهم دارد: دلار همیشه در اوج نمانده است.
مهرهایی که برای دلار خوشیمن نبود
بازار ارز پیش از این نیز جهشهای شدید و فضای روانی مشابهی را تجربه کرده است؛ دورههایی که تصور عمومی این بود که افزایش قیمت ارز پایانی ندارد، اما ناگهان مسیر بازار تغییر کرد.
یکی از شاخصترین نمونهها در سال ۱۳۹۷ اتفاق افتاد. دلار در مهرماه آن سال تا حوالی ۱۹ هزار تومان صعود کرد؛ رقمی که در آن مقطع یک رکورد کمسابقه محسوب میشد. با این حال، بازار در ادامه مسیر معکوسی در پیش گرفت و قیمت دلار تا محدوده ۱۰ هزار و ۲۵۰ تومان عقب نشست. به بیان دیگر، کسی که در نزدیکی قله وارد بازار شده بود، در مقطعی با افتی حدود ۴۶ درصدی مواجه شد.
در سال ۱۳۹۹ نیز اتفاق مشابهی رخ داد. دلار در مهر آن سال تا محدوده ۳۲ هزار و ۲۰۰ تومان پیش رفت، اما این قله نیز پایدار نماند و در ادامه قیمت تا حوالی ۲۱ هزار و ۴۵۰ تومان کاهش یافت؛ افتی در حدود ۳۳ درصد.
سال ۱۳۹۸ نیز اگرچه شدت نوسان کمتر بود، بازار پس از رسیدن به محدوده ۱۵ هزار و ۶۵۰ تومان، تا حدود ۱۱ هزار و ۲۰۰ تومان عقب نشست؛ یعنی کاهشی نزدیک به ۲۸ درصد؛ بنابراین تجربه بازار ارز ایران یک واقعیت ساده را یادآوری میکند: همانطور که جهشهای ارزی در اقتصاد ایران میتوانند سریع و شدید باشند، اصلاح قیمت نیز میتواند با سرعتی رخ دهد که بسیاری از خریداران تازهوارد انتظارش را ندارند.
بانک مرکزی دوباره وارد میدان شده است
اهمیت این تجربه تاریخی زمانی بیشتر میشود که به رفتار این روزهای سیاستگذار ارزی نگاه کنیم.
بانک مرکزی برنامه عرضه تا دو میلیارد دلار اسکناس ارز را اعلام کرده که در مرحله نخست، عرضه یک میلیارد دلار از طریق شعب منتخب بانکها و صرافیهای بانکی در نظر گرفته شده است. همزمان، امکان خرید ارز برای افراد بالای ۱۸ سال با ارائه کارت ملی و تا سقف ۱۰ هزار دلار برای هر فرد فراهم شده است.
فروش این ارز در بانکهای منتخب نیز آغاز شده و نرخ اولیه عرضه دلار ۲۵۹ هزار تومان اعلام شد.
معنای این اقدام روشن است: سیاستگذار ارزی نمیخواهد در برابر التهاب بازار صرفاً نظارهگر باشد و تلاش میکند با افزایش عرضه اسکناس و تسهیل دسترسی مردم به ارز، بخشی از تقاضای بازار آزاد را به شبکه رسمی منتقل کند.
البته مداخله بانک مرکزی به خودی خود تضمینکننده کاهش قیمت دلار نیست. نرخ ارز همچنان تحت تأثیر متغیرهایی، چون تورم، رشد نقدینگی، درآمدهای ارزی، صادرات نفت، تحولات سیاسی و انتظارات مردم قرار دارد. اما افزایش عرضه ارز میتواند، بهویژه اگر با تغییر انتظارات همراه شود، موازنه کوتاهمدت بازار را تغییر دهد.
اگر تاریخ تکرار شود چه؟
فرض کنیم دلار در محدوده ۲۷۰ هزار تومان قرار داشته باشد. اگر صرفاً برای سنجش ابعاد ریسک، اصلاحهای تاریخی را روی این عدد اعمال کنیم، نتایج قابل تأمل است.
افت مشابه سال ۱۳۹۹، یعنی حدود ۳۳ درصد، دلار را به محدوده ۱۸۰ هزار تومان میرساند. حتی یک اصلاح ۲۸ درصدی مشابه سال ۱۳۹۸، قیمتی در حدود ۱۹۴ هزار تومان به دست میدهد. در سناریوی بسیار شدیدتر و مشابه ریزش ۱۳۹۷، کاهش ۴۶ درصدی میتواند نرخ را تا محدوده ۱۴۶ هزار تومان پایین بیاورد.
این اعداد پیشبینی نرخ دلار نیستند. هیچ تضمینی وجود ندارد که تاریخ عیناً تکرار شود و شرایط اقتصاد ایران امروز نیز با سالهای ۱۳۹۷ یا ۱۳۹۹ یکسان نیست. این محاسبات تنها نشان میدهد فردی که در اوج هیجان وارد بازار میشود، چه میزان ریسک بالقوهای را میپذیرد.
هشدار به خریداران دلار در اوج هیجان
مسئله اصلی دقیقاً همینجاست. بخشی از تقاضای ارز در دورههای جهش قیمت نه از نیاز واقعی تجاری یا مصرفی، بلکه از ترس شکل میگیرد؛ ترس از اینکه «اگر امروز نخرم، فردا گرانتر میشود». همین ذهنیت میتواند مردم را درست در زمانی وارد بازار کند که بخش بزرگی از افزایش قیمت قبلاً اتفاق افتاده است.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است بازار ارز ایران یک خیابان یکطرفه نیست.
ممکن است عوامل بنیادی و سیاسی همچنان دلار را در سطوح بالا نگه دارند یا حتی موج دیگری از افزایش قیمت ایجاد کنند. اما در سوی مقابل، افزایش عرضه بانک مرکزی، تغییر انتظارات، تحولات سیاسی یا کاهش تقاضای سفتهبازانه نیز میتواند جهت بازار را با سرعت تغییر دهد؛ بنابراین پیام این روزهای بازار نه توصیه به خرید دلار است و نه پیشبینی قطعی سقوط آن؛ پیام، هشدار درباره خرید هیجانی در نزدیکی قلههای تاریخی است.
کسانی که امروز صرفاً با این تصور که «دلار همیشه بالا میرود» تمام یا بخش بزرگی از پسانداز خود را تبدیل به ارز میکنند، بهتر است یک بار دیگر نمودار سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹ را ببینند.
در بازار ارز ایران، همانطور که جهشهای چند ده درصدی ممکن است، ریزشهای چند ده درصدی نیز پیش از این اتفاق افتاده است؛ و شاید مهمترین درس تاریخ بازار ارز همین باشد: زمانی که همه از ادامه قطعی صعود حرف میزنند، ریسک خرید میتواند بسیار بیشتر از چیزی باشد که در نگاه اول دیده میشود.