کد خبر : ۱۱۷۵۴۸
۰۸:۵۱

۱۴۰۵/۰۷/۱۵

۳ سال پس از ۷ اکتبر؛ طوفان الاقصی نه یک پایان، که آغاز یک دوره جدید در منازعه خاورمیانه

.

هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات «طوفان الاقصی» را نمی‌توان صرفاً یک رخداد نظامی در مناقشه فلسطین و اسرائیل دانست. این رویداد در سه سال گذشته به نقطه عطفی در خاورمیانه تبدیل شده و هم‌زمان سه سطح از معادلات را دگرگون کرده است: مسئله فلسطین، جایگاه و راهبرد منطقه‌ای ایران، و نگاه افکار عمومی و دولت‌های جهان به اسرائیل.

هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) نقطه آغاز مرحله‌ای جدید در مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی بود. در این روز، عملیات «طوفان الاقصی» توسط جنبش حماس و دیگر گروه‌های مقاومت فلسطین انجام شد، اما پاسخ نظامی اسرائیل مساله فلسطین را به بحرانی بسیار گسترده‌تر تبدیل کرد؛ بحرانی که به لبنان، دریای سرخ، ایران و در نهایت به رویارویی مستقیم‌تر میان ایران، اسرائیل و آمریکا کشیده شد.

در آستانه سومین سالگرد این رویداد، می‌توان گفت «طوفان الاقصی» بیش از آنکه به یک نتیجه نهایی برای یکی از طرفین منجر شده باشد، صورت مسئله خاورمیانه را تغییر داده است.

تأثیر بر مسئله فلسطین؛ بازگشت فلسطین به مرکز سیاست جهانی

یکی از مهم‌ترین پیامد‌های ۷ اکتبر، خروج مسئله فلسطین از حاشیه تحولات خاورمیانه بود. پیش از آن، روند عادی‌سازی روابط اسرائیل با برخی کشور‌های عربی، رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی و مسائل دیگری همچون ایران و اوکراین بخش قابل توجهی از توجه بین‌المللی را به خود اختصاص داده بود. جنگ غزه بار دیگر مسئله فلسطین را به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست خارجی جهان تبدیل کرد.

این تحول در سطح دیپلماتیک نیز قابل مشاهده است. تا پایان ژوئیه ۲۰۲۵، ۱۴۷ کشور عضو سازمان ملل دولت فلسطین را به رسمیت شناخته بودند و در سپتامبر همان سال نیز موج جدیدی از شناسایی فلسطین توسط کشور‌هایی از جمله فرانسه، بریتانیا، کانادا و استرالیا شکل گرفت.

همچنین مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۵ با ۱۴۲ رأی موافق در برابر ۱۰ رأی مخالف «اعلامیه نیویورک» درباره حل مسالمت‌آمیز مسئله فلسطین و راه‌حل دوکشوری را تأیید کرد.

بنابراین، یکی از آثار مهم جنگ این بود که مسئله فلسطین از یک «موضوع مناقشه‌ای طولانی‌مدت» به موضوعی با شتاب فزاینده در عرصه حقوقی و دیپلماتیک بین‌المللی تبدیل شد.

با این حال، این تحول دیپلماتیک الزاماً به معنای تحقق دولت فلسطین نیست. در عمل، وضعیت میدانی بسیار دشوار باقی مانده است. سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶ هشدار داده که گسترش شهرک‌سازی، الحاق سرزمین و فشار بر جوامع فلسطینی، شرایط لازم برای تشکیل یک دولت فلسطینی مستقل و قابل دوام را تضعیف می‌کند.

از این منظر، پارادوکس اصلی سه سال پس از طوفان الاقصی این است: مسئله فلسطین از نظر سیاسی و بین‌المللی برجسته‌تر شده، اما از نظر انسانی و سرزمینی، وضعیت فلسطینیان به‌شدت دشوارتر شده است.

از وعده‌های دیپلماسی ترامپ تا دشواری اجرای طرح صلح

با بازگشت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به کاخ سفید، دولت آمریکا تلاش کرد ابتکار‌های خود را به‌عنوان چارچوبی برای پایان جنگ غزه و ایجاد نظم جدید در این منطقه معرفی کند. در همین چارچوب، «شورای صلح» با ریاست ترامپ تشکیل شد و طرحی چندمرحله‌ای برای آتش‌بس، اداره غزه، بازسازی این منطقه، خلع سلاح گروه‌های مقاومت و خروج تدریجی نیرو‌های رژیم صهیونیستی ارائه شد. کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۶ تشکیل رسمی این نهاد را گامی برای اجرای مراحل بعدی طرح ترامپ اعلام کرد.

با این حال، گذشت زمان نشان داد میان اعلام طرح‌های دیپلماتیک و اجرای کامل آنها فاصله وجود دارد. حتی اسناد شورای صلح نیز بر مرحله‌ای بودن اجرای طرح و وجود اختلاف بر سر موضوعاتی مانند خلع سلاح حماس، نحوه اداره غزه و خروج نیرو‌های رژیم صهیونیستی تاکید دارند. در ژوئیه ۲۰۲۶ نیز گزارش‌هایی منتشر شد که از کوچک‌تر شدن برنامه بازسازی شورای صلح از یک طرح جامع برای سراسر غزه به یک پروژه آزمایشی محدود حکایت داشت.

ترامپ و اعلام تشکیل شورای صلح

از این منظر، یکی از نتایج سه سال پس از طوفان الاقصی آن است که مساله فلسطین همچنان با یک راه‌حل سیاسی پایدار فاصله دارد و حتی ابتکار‌های جدید آمریکا نیز با چالش‌هایی جدی در مرحله اجرا مواجه هستند.

اعتراض‌های جهانی؛ جنگ غزه از میدان نبرد به خیابان‌های غرب رسید

شاید یکی از مهم‌ترین تحولات سه سال گذشته، تغییر تصویر اسرائیل در افکار عمومی جهان باشد. این تغییر به‌ویژه در کشور‌های غربی قابل مشاهده است. بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۲۶ مرکز پژوهشی پیو در ۳۶ کشور، در اکثریت کشور‌های مورد بررسی نگاه‌ها به اسرائیل منفی بوده و اعتماد به بنیامین نتانیاهو نیز پایین بوده است

در آمریکا نیز روند قابل توجه است. در سال ۲۰۲۶، تنها ۳۲ درصد آمریکایی‌ها دیدگاه مطلوبی نسبت به دولت اسرائیل داشتند؛ در مقابل، ۶۲ درصد دیدگاه نامطلوب داشتند. نگاه مطلوب به مردم اسرائیل نیز از ۶۴ درصد در ۲۰۱۹ به ۵۲ درصد در ۲۰۲۶ کاهش یافته است.

این آمار نشان‌دهنده یک نکته مهم است: در بخش‌هایی از افکار عمومی غرب، تمایز میان «اسرائیل به‌عنوان یک جامعه» و «دولت و سیاست‌های دولت اسرائیل» بیشتر شده است.

در عرصه حقوق بین‌الملل نیز فشار بر اسرائیل افزایش یافته است. دیوان بین‌المللی دادگستری در نظر مشورتی ژوئیه ۲۰۲۴، ادامه حضور اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی فلسطینی را غیرقانونی دانست و بر توقف شهرک‌سازی و پایان این وضعیت تأکید کرد.

گسترش اعتراض‌های مردمی در کشور‌های غربی علیه اسرائیل به شدت مورد توجه قرار گرفته است. در آمریکا و کشور‌های اروپایی، راهپیمایی‌ها و تجمع‌های متعددی در حمایت از فلسطین و مخالفت با ادامه جنگ غزه برگزار شده است.

در نیویورک، همزمان با سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶، صد‌ها نفر در اعتراض به سیاست‌های رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا از این رژیم تجمع کردند و بیش از ۱۰۰ نفر بازداشت شدند. در انگلیس نیز در هفته‌های اخیر اعتراض‌های حامی فلسطین در اطراف نشست حزب کارگر برگزار شد و ده‌ها نفر بازداشت یا برای حضور در دادگاه احضار شدند.

شهردار نیویورک در میان حامیان فلسطین

این اعتراض‌ها تنها به مخالفت با عملیات نظامی رژیم صهیونیستی محدود نمانده و در بسیاری از موارد، دولت‌های غربی نیز به دلیل حمایت سیاسی، نظامی و تسلیحاتی از این رژیم مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. معترضان در شماری از این تجمع‌ها اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه را «نسل‌کشی» توصیف کرده و خواستار توقف حمایت غرب از جنگ شده‌اند؛ تعبیری که البته در عرصه سیاسی و حقوقی همچنان محل مناقشه و اختلاف میان طرف‌های مختلف است.

افزایش فشار بین‌المللی و تشدید اختلاف با متحدان غربی

در سطح دیپلماتیک نیز سه سال جنگ غزه موجب افزایش فشار بر رژیم صهیونیستی شده است. یکی از نمونه‌های قابل توجه در سپتامبر ۲۰۲۶، تصمیم ۱۲ کشور از جمله انگلیس، فرانسه، کانادا، اسپانیا، ایرلند، نروژ، سوئد و دیگر کشور‌های اروپایی برای اعمال یا بررسی محدودیت‌های تجاری علیه کالا‌های تولیدشده در شهرک‌های صهیونیست‌نشین کرانه باختری بود. این کشور‌ها گسترش شهرک‌سازی و خشونت شهرک‌نشینان را مغایر با امکان تحقق راه‌حل دو دولتی دانستند.

این اقدامات با واکنش متقابل رژیم صهیونیستی مواجه شد و تل‌آویو در واکنش به تصمیم انگلیس، فرانسه و کانادا برای محدود کردن واردات از شهرک‌ها، از تعطیلی کنسولگری انگلیس در قدس شرقی خبر داد.

در مجمع عمومی سازمان ملل نیز شکاف سیاسی آشکار شد. هنگام آغاز سخنرانی نتانیاهو در سپتامبر ۲۰۲۶، ده‌ها هیات دیپلماتیک سالن مجمع عمومی را ترک کردند؛ اقدامی که رویترز آن را نشانه‌ای از اعتراض گسترده به سیاست‌های نتانیاهو و جنگ غزه دانست.

در فرانسه نیز مواضع سیاسی علیه سیاست‌های رژیم صهیونیستی تشدید شده است. در انگلیس، حزب سبز در چهارم اکتبر ۲۰۲۶ با تصویب قطعنامه‌ای، حمایت خود را از تحریم، سرمایه‌زدایی و تحریم تسلیحاتی علیه رژیم صهیونیستی اعلام کرد؛ هرچند این تصمیم با مخالفت بخش‌هایی از رهبری حزب و گروه‌های یهودی مواجه شد.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که پیامد‌های جنگ غزه به روابط رژیم صهیونیستی با متحدان سنتی آن نیز سرایت کرده و اختلاف بر سر سیاست‌های این رژیم، به عرصه‌های تجاری، دیپلماتیک و سیاسی کشیده شده است.

پیامد حقوقی و بین‌المللی جنگ غزه

جنگ غزه تنها یک بحران سیاسی باقی نماند و وارد مرحله جدی حقوق بین‌الملل شد.

دیوان کیفری بین‌المللی در نوامبر ۲۰۲۴ برای بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت، وزیر جنگ او حکم بازداشت صادر کرد و اعلام کرد دلایل معقولی درباره ارتکاب جرایم جنگی و جنایت علیه بشریت، از جمله استفاده از گرسنگی به عنوان روش جنگی، وجود دارد. این حکم اتهام و روند قضایی است، نه محکومیت نهایی.

همچنین سازمان ملل در گزارش‌های بشردوستانه خود، از تداوم تلفات غیرنظامیان، آسیب به زیرساخت‌ها و خطرات گسترده برای کارکنان امدادی در غزه گزارش کرده است. برای مثال، تا فوریه ۲۰۲۶ دست‌کم ۵۸۸ امدادگر در غزه کشته شده بودند.

در نتیجه، غزه از نظر سیاسی تبدیل به یک آزمون بزرگ برای اعتبار نظام بین‌المللی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه شده است.

ترمز در روند عادی‌سازی؛ عربستان در نقطه‌ای متفاوت از پیش از هفتم اکتبر

پیش از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، مذاکرات برای عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با عربستان سعودی یکی از مهم‌ترین پروژه‌های دیپلماتیک آمریکا در غرب آسیا بود. اما جنگ غزه این روند را متوقف کرد و مساله فلسطین بار دیگر به یکی از شروط اصلی عربستان برای هرگونه پیشرفت در روابط با تل‌آویو تبدیل شد.

عربستان همچنان روابط دیپلماتیک رسمی با رژیم صهیونیستی برقرار نکرده است و مقام‌های سعودی بر ضرورت دستیابی به پیشرفت واقعی در مسیر تشکیل کشور مستقل فلسطین تاکید کرده‌اند. حتی در سال ۲۰۲۶ نیز تلاش دولت ترامپ برای پیوند دادن توافق هسته‌ای غیرنظامی با عربستان به پیوستن این کشور به توافق‌های ابراهیم با شرط ریاض درباره مسئله فلسطین روبه‌رو شده است.

در همین حال، عربستان در سال ۲۰۲۶ به‌جای حرکت به سمت عادی‌سازی، بر اجرای طرح‌های مربوط به آتش‌بس و بازسازی غزه و مقابله با گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری تاکید کرده است؛ بنابراین یکی از آثار مهم هفتم اکتبر، تغییر اولویت‌های سیاسی در پرونده عادی‌سازی عربی ـ صهیونیستی است؛ به‌گونه‌ای که مساله فلسطین، که پیش از جنگ تا حد زیادی از مرکز برخی مذاکرات منطقه‌ای کنار گذاشته شده بود، بار دیگر به محور اصلی این معادلات بازگشته است.

«وحدت میدان‌ها» و گسترش جبهه‌های درگیری

جنگ غزه همچنین باعث شد درگیری با رژیم صهیونیستی از مرز‌های فلسطین فراتر برود. حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن، گروه‌های مقاومت عراق و ایران هر یک در مقاطع مختلف وارد معادلات منطقه‌ای شدند؛ موضوعی که در ادبیات سیاسی منطقه با عنوان «وحدت میدان‌ها» یا هماهنگی جبهه‌های مقاومت شناخته می‌شود.

حملات انصارالله به کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی در دریای سرخ و باب‌المندب، درگیری‌های حزب‌الله و رژیم صهیونیستی در مرز لبنان، حملات گروه‌های مقاومت عراق به منافع آمریکا و در نهایت رویارویی مستقیم ایران و رژیم صهیونیستی، نشان داد که جنگ غزه قابلیت ایجاد زنجیره‌ای از بحران‌های امنیتی در سراسر منطقه را دارد.

این روند، ساختار امنیتی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داده است. تحلیل‌های منتشرشده در سال ۲۰۲۶ از تغییر الگوی بازدارندگی ایران و نقش فزاینده موشک‌ها، پهپاد‌ها و جغرافیای منطقه‌ای در محاسبات امنیتی سخن گفته‌اند.

از این منظر، یکی از نتایج سه سال پس از طوفان الاقصی، آشکار شدن محدودیت‌های رویکردی است که امنیت منطقه را عمدتاً بر برتری نظامی رژیم صهیونیستی و حضور و تضمین امنیتی آمریکا متکی می‌دانست. گسترش جبهه‌های درگیری، هزینه‌های امنیتی و اقتصادی جدیدی برای آمریکا و متحدان آن ایجاد کرده و بحث درباره معماری امنیتی جدید در غرب آسیا را افزایش داده است.

هفتم اکتبر و بحران سیاسی داخلی در سرزمین‌های اشغالی

در داخل سرزمین‌های اشغالی نیز هفتم اکتبر به یک نقطه عطف سیاسی تبدیل شده است. این عملیات، علاوه بر پیامد‌های امنیتی و نظامی، پرسش‌هایی درباره مسئولیت کابینه و دستگاه‌های امنیتی در وقوع حمله، نحوه مدیریت جنگ، مساله اسرا و آینده سیاسی نتانیاهو ایجاد کرده است.

تظاهرات علیه نتانیاهو

در ماه‌های اخیر، اعتراض‌ها علیه کابینه نتانیاهو ادامه یافته و در آستانه انتخابات کنست در ۲۷ اکتبر  (پنجم آبان)، گروه‌هایی از معترضان در برابر کنست علیه کابینه و نحوه مدیریت جنگ تجمع کرده‌اند. برخی معترضان، کابینه را متهم کرده‌اند که از ادامه تنش‌های منطقه‌ای برای اهداف سیاسی داخلی استفاده می‌کند؛ اتهامی که از سوی کابینه و حامیان نتانیاهو رد شده است.

همزمان، پیامد‌های هفتم اکتبر وارد عرصه انتخابات نیز شده است. بر اساس گزارش رویترز، دست‌کم ۹ نفر از خانواده‌های آسیب‌دیده در حمله هفتم اکتبر برای ورود به کنست نامزد شده‌اند؛ اقدامی که نشان می‌دهد خانواده‌های آسیب دیده از جنگ، مساله پاسخگویی و اصلاحات سیاسی را به یکی از محور‌های فعالیت انتخاباتی خود تبدیل کرده‌اند.

انتخابات پیش‌رو در شرایطی برگزار می‌شود که نتانیاهو همچنان تلاش دارد خود را به‌عنوان چهره تأمین‌کننده امنیت معرفی کند، اما حمله هفتم اکتبر به یکی از نقاط اصلی مناقشه درباره عملکرد کابینه او و دستگاه‌های امنیتی تبدیل شده است.

در نهایت، هفتم اکتبر برای سیاست داخلی رژیم صهیونیستی نیز به مسئله‌ای تعیین‌کننده تبدیل شده است؛ مسئله‌ای که با نزدیک شدن انتخابات کنست، اعتراض‌های داخلی و ورود خانواده‌های قربانیان به عرصه سیاست، همچنان در مرکز مناقشه درباره مسئولیت کابینه، آینده جنگ و مسیر آینده این رژیم قرار دارد.

منبع: ایسنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha