کارشناس امنیت خاورمیانه و روابط بینالملل، با اشاره به تغییر موازنه راهبردی در خاورمیانه پس از جنگ ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا گفت: ایران ممکن است در صورت دستیابی به توافقی، از منفعت مالی هرمز صرفنظر کند، اما از جایگاه سیاسی خود در این تنگه صرفنظر نخواهد کرد.
پایگاه «مدرن دیپلماسی» در گفتوگویی با «راب گایست پینفولد» کارشناس امنیت خاورمیانه و روابط بینالملل، به بررسی راهبرد ایران پس از جنگ، اهمیت تنگه هرمز برای تهران، رویکرد کشورهای خلیج فارس و احتمال دور جدیدی از درگیری در منطقه پرداخته است.
پینفولد در این گفتوگو با اشاره به اینکه جنگ میان ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا موازنه راهبردی در خاورمیانه را تغییر داده، گفت تنگه هرمز اکنون در مرکز رقابت گستردهتری بر سر امنیت منطقه، اهرمهای اقتصادی و نفوذ سیاسی قرار دارد و با وجود کاهش عملیات نظامی، تنشهای اساسی همچنان حلنشده باقی مانده است.
وی درباره اینکه «پیروزی» برای ایران در شرایط کنونی چه معنایی دارد، اظهار داشت: آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر اهداف خود را به روشنی اعلام کرده بودند و به دنبال تغییر نظام سیاسی در تهران بودند، اما نتوانستند به این هدف دست پیدا کنند. بنابراین، از آنجا که طرف مقابل اهداف بسیار بزرگی تعیین کرده بود، صرفاً بقا نیز به ایران امکان میدهد خود را پیروز معرفی کند.
این کارشناس افزود: ایران فراتر از بقا عمل کرده و توانسته شرایطی ایجاد کند که در حال حاضر هیچ سناریوی سیاسی، نظامی یا دیگری وجود ندارد که در آن تهران کنترل خود بر تنگه هرمز را به طور کامل کنار بگذارد. با وجود محاصره آمریکا، ایران ممکن است بخشی از کنترل خود بر هرمز را از دست داده باشد، اما همچنان میتواند با ایجاد سطحی از بیثباتی که شرکتهای تجاری را از اعزام کشتیهای خود به این مسیر و شرکتهای بیمه را از بیمه کردن آنها منصرف کند، توان خود را برای تأثیرگذاری نشان دهد.
پینفولد همچنین به نقش انصارالله یمن اشاره کرد و گفت: حوثیها که میتوان آنها را مهمترین متحد منطقهای فعلی ایران دانست، اکنون تهدید به بستن تنگه بابالمندب کرده و حملات خود علیه عربستان سعودی را افزایش دادهاند، در حالی که آمریکا قادر یا مایل به پاسخگویی نیست.
وی افزود: ایران نهتنها به معنای محدود کلمه «پیروز» شده، چرا که توانسته است دوام بیاورد، بلکه با وجود تحمل ضربات سنگین، توانسته بر منطقه و اقتصاد جهانی به شکلی اثر بگذارد که پیش از جنگ نمیتوانست. در مقابل، آمریکا با ایجاد بحران در اعتماد منطقهای به رهبری خود مواجه شده است.
هرمز؛ اهرم فشار یا مطالبه سیاسی؟
این کارشناس درباره امکان کنار گذاشتن کنترل تنگه هرمز از سوی ایران گفت برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا مشخص کرد که «کنار گذاشتن هرمز» از سوی ایران به چه معناست. وی افزود: ممکن است ایران در صورت دستیابی به توافقی با عمان که آمریکا آن را به صورت علنی رد کند، اما به طور ضمنی بپذیرد، تهدید علیه کشتیرانی تجاری را متوقف کند، اما اینکه تهران به وضعیت پیش از جنگ بازگردد و از ادعای خود برای اعمال اختیار بر رفتوآمد در این آبراه صرفنظر کند، بسیار بعید است. در شرایط کنونی، تنها راه قابل تصور برای بازگشت کشتیرانی در هرمز به سطح پیش از جنگ، توافقی است که به ایران، در کنار حداقل برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، نقشی سیاسی در نظارت بر این آبراه بدهد؛ این امر میتواند در قالب یک کمیته چندملیتی صورت گیرد.
وی ادامه داد: ایران همچنین ممکن است در صورتی که آمریکا با لغو گسترده تحریمها موافقت کند، از مطالبه دریافت عوارض از کشتیها صرفنظر کند؛ زیرا در این صورت دیگر نیازی نخواهد داشت از هرمز برای درآمدزایی استفاده کند. در نهایت، کنترل ایران بر هرمز همواره کمتر از آنکه به پول مربوط باشد، به اعتبار و جایگاه سیاسی مربوط بوده است؛ بنابراین ممکن است تهران از منفعت مالی صرفنظر کند، اما از جایگاه سیاسی خود در این تنگه صرفنظر نخواهد کرد.
کشورهای خلیج فارس؛ احتیاط در برابر تشدید تنش با ایران
پینفولد درباره رویکرد کشورهای خلیج فارس نیز گفت خویشتنداری آنها در برابر آنچه وی «تجاوز ایران» خواند، بر این محاسبه راهبردی استوار بود که این جنگ، جنگ آنها نیست و دستاورد چندانی از ورود مستقیم به آن نخواهند داشت.
وی افزود: این دیدگاه همچنان در بسیاری از کشورهای منطقه وجود دارد. بسیاری از کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، قدرتهایی هستند که به حفظ وضع موجود گرایش دارند و بر احترام به حاکمیت و مرزها تأکید میکنند. این کشورها همچنین نسبت به هرگونه تلاش برای تغییر نظام سیاسی در ایران نگران هستند.
وی با این حال گفت نبود چشماندازی روشن برای «روز پس از جنگ» باعث شده بسیاری از کشورهای خلیج فارس بهتدریج به سمت رویکردهای سختگیرانهتر در قبال ایران حرکت کنند و ادعاهایی درباره واکنش نظامی برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس به ایران مطرح شده است. پینفولد تأکید کرد که نباید این تحولات را به معنای یک تغییر راهبردی جامع دانست، زیرا کشورهای شورای همکاری همچنان با ایران در حال مذاکره هستند و مواضع یکسانی ندارند؛ به گفته وی، بحرین در طیف رویکردهای سختگیرانهتر قرار دارد، در حالی که عمان بیشترین تمرکز را بر تعامل دارد و سایر کشورها در میان این دو قرار میگیرند.
نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در محاسبه تهران
این کارشناس درباره تغییر رابطه آمریکا و رژیم صهیونیستی و تأثیر آن بر محاسبات ایران گفت اجماع موجود این است که جنگ اخیر علیه ایران تحت رهبری و طراحی رژیم صهیونیستی انجام شد، هرچند میتوان آن را بیش از آنکه «جنگ اسرائیل» دانست، «جنگ نتانیاهو» توصیف کرد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، مهار ایران را به هدف اصلی زندگی سیاسی خود تبدیل کرده است. پس از هفتم اکتبر نیز راهبرد کلان رژیم صهیونیستی بسیار تهاجمیتر و متکی بر اقدام نظامی و بازنگری سیاسی شد و نتانیاهو این تحول را هدایت کرد.
وی افزود: این مسئله فقط برداشت ایران یا تبلیغات تهران نیست، اما ایران تمایل داشته روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی را به شکلی سادهشده ببیند؛ از یک سو رژیم صهیونیستی به عنوان نیابتی وفادار برای آمریکا و از سوی دیگر به عنوان عاملی مخرب که سیاست خارجی و امنیتی آمریکا را در سراسر منطقه هدایت میکند. جنگ اخیر احتمالاً برداشت دوم را در ایران تقویت کرده است.
وی همچنین به مسئله اعتماد ایران به آمریکا اشاره کرد و گفت تهران هیچگاه به طرفهای آمریکایی اعتماد نداشته و پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و حملات مستقیم آمریکا به ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، که هر دو با هماهنگی رژیم صهیونیستی انجام شد و همزمان با مذاکرات با میانجیگری عمان صورت گرفت، این بیاعتمادی افزایش یافته است. این مسئله مذاکرات کنونی را پیچیده میکند.
احتمال دور جدید جنگ؛ منطقه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
پینفولد درباره مسیر احتمالی تحولات نیز گفت در گفتوگو با افراد مختلف در منطقه، از تهران تا تلآویو، این احساس وجود دارد که دور دیگری از جنگ میان رژیم صهیونیستی، آمریکا و ایران در راه است، هرچند خودش در این باره کاملا متقاعد نشده است.
وی افزود: جنگها ذاتا فاجعهبار هستند، اما در عین حال میتوانند به عنوان محرک تغییر عمل کنند؛ زیرا گزینههایی را که پیش از آن غیرقابل تصور بودند، امکانپذیر میکنند و آرایش سیاسی را هم در داخل کشورهای درگیر و هم میان طرفهای مختلف تغییر میدهند.
این کارشناس گفت: جنگها گاهی میتوانند به راهحلها یا توافقهای پایدارتر منجر شوند، اما در مورد خاورمیانه، به نظر میرسد منطقه در الگوی «نه جنگ، نه صلح» گرفتار شده است؛ وضعیتی که در آن آتشبسهای شکننده با تشدیدهای پراکنده از سوی طرفین همراه میشوند، در حالی که مذاکرات هیچ پیشرفت ملموسی ندارد.
پینفولد این وضعیت را برای دولتها، مردم و اقتصاد منطقه زیانبار دانست و گفت ادامه این شرایط روند بازسازی اقتصادی را مختل میکند.
وی در ادامه ادعا کرد نه ایران و نه آمریکا ظاهرا خواهان بازگشت به جنگ نیستند، اما هیچیک نیز حاضر نیستند شرایط لازم برای کاهش چشمگیر تنش را فراهم کنند. در نتیجه، منطقه احتمالاً برای مدتی قابل توجه در وضعیت کنونی باقی خواهد ماند.