یک دیپلمات پیشین میگوید: در مورد دور جدیدی از درگیریها هم منطقا و اصولا من بعید میدانم که ترامپ دنبال دور جدیدی از جنگ فراگیر و تمام عیار باشد. البته از ابتدا هم قاعدتا نباید وارد چنین جنگی میشد و شاید تنها تن دادن به القائات نتانیاهو و موساد او را به این ورطه کشاند. چون جنگ تمام عیار هواپایه و بدون حضور سرباز روی زمین تنها میتواند موجب کشتار مردم و تخریب شود و نمیتواند یک نظام سیاسی را پائین بکشد؛ خصوصا در ارتباط با کشوری بسیار وسیع و دارای امتیازات فوق العاده ژئوپلیتیک مانند ایران.
کورش احمدی، تاکید کرد: با توجه به بی نتیجه ماندن ابتکار دیپلماتیک ایران قبل و در جریان مجمع عمومی سازمان ملل، شاید به چند هفتهای زمان برای شکل گیری یک ابتکار دیپلماتیک جدید نیاز باشد. چون ابتکار بعدی باید حاوی عناصر جدیدی باشد و برخی تحولات در صحنه عمل را نیز در نظر داشته باشد.
در ادامه مشروح گفتگوی کورش احمدی با خبرآنلاین را میخوانید.
ترامپ حاصلی از طرح جدید ایران نمیدید/ ترامپ توانسته تنگه هرمز را تا حدودی از مسیر تاریک خارج کند
*** با توجه به اینکه ایران در جریان حضور در نیویورک پیشنهاد خود برای حلوفصل مسائل از مسیر مذاکره را مطرح کرد، اما ترامپ اعلام کرده این پیشنهاد را رد کرده است، آمریکا دقیقاً چه محاسبهای پشت رد این پیشنهاد دارد و واشنگتن به دنبال تغییر چه مؤلفهای در معادله فعلی است؟
دلیل رد طرح ایران توسط ترامپ میتواند این باشد که او نه در کوتاه مدت و نه در بلند مدت حاصلی از این طرح برای خودش نمیدیده است. در کوتاه مدت، تمرکز او عمدتا روی انتخابات میان دورهای در ۵ هفته آینده است. تحلیل ترامپ احتمالا این بوده که اگر چه پذیرش طرح ایران میتوانست موجب کاهش نرخ سوخت در آمریکا شود و از این جهت برای جمهوریخواهان در انتخابات مفید باشد، اما همزمان دمکراتها میتوانستند در موقعیت خوبی برای تبلیغ شکست ترامپ در برابر ایران قرار گیرند.
روشن است که دمکراتها در چنین صورتی فرصت بیشتر و بهتری برای پیگیری تبلیغات ضد ترامپ که طی ماههای اخیر داشتند، مییافتند. آنها به رای دهندگان یادآوری خواهند کرد که تا قبل از شروع جنگ ۴۰ روزه مشکلی به نام تنگه هرمز وجود نداشت و مشکل آمریکا تنها برنامه هستهای ایران بود. در شرایط جدید برنامه هسته ایران به حاشیه رفته و آمریکا ناچار شده تا بخش عمده اهرمهای خود را تنها برای بازگشائی تنگه هرمز مصرف کند و بدون داشتن این اهرمها وارد مذاکره در مورد برنامه هستهای ایران شود.
چنین خط تبلیغی بدون شک ترامپ را میتوانست بیش از پیش در موقعیتی آسیب پذیر قرار دهد. محاسبه دیگری که احتمالا پشت اقدام ترامپ به رد طرح ایران بوده میتواند این باشد که با توجه به محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی، ایران در موقعیت شکنندهای قرار دارد و تنها کافی است که برای مدتی صبر پیشه کند و انتظار شرایط اقتصادی دشوارتری در ایران را بکشد. تصور دیگر او احتمالا این است که توانسته تنگه هرمز را از به اصطلاح "مسیر تاریک" تا حدودی باز کند و از این طریق مانع از خارج شدن بازار نفت از کنترل شود.
او احتمالا معتقد است که بهای نفت در حول و حوش ۱۰۰ دلار در شرایطی که جنگهایی در منطقه در جریان است و دو تنگه مهم تحت فشار قرار دارند، بهایی غیرقابل قبولی نیست و میتواند برای مدتی با آن زندگی کند. ضمنا ترامپ این روزها دو گزینه دیگر را نیز ظاهرا تحت بررسی دارد: یکی اقدامات نظامی فراگیر یا محدود و مقطعی به عنوان مکملی برای باز کردن تنگه هرمز و نیز افزایش فشار اقتصادی و دیگری امکان محدود کردن یا ممنوع کردن صدور فراوردههای نفتی از آمریکا برای کاهش بهای سوخت در آن کشور.
جنگ تمامعیار هوایی نمیتواند یک نظام سیاسی را پایین بکشد/ ادامه محاصره دریایی میتواند ایران را به واکنش نظامی وادار کند
*** با توجه به ادامه تهدیدهای متقابل میان تهران و واشنگتن و نبود توافق مشخص در نیویورک، آیا باید منتظر دور جدیدی از درگیریها باشیم یا هنوز ظرفیت دیپلماسی و میانجیگری برای جلوگیری از تشدید تنش وجود دارد؟
با توجه به بی نتیجه ماندن ابتکار دیپلماتیک ایران قبل و در جریان مجمع عمومی سازمان ملل، شاید به چند هفتهای زمان برای شکل گیری یک ابتکار دیپلماتیک جدید نیاز باشد. چون ابتکار بعدی باید حاوی عناصر جدیدی باشد و برخی تحولات در صحنه عمل را نیز در نظر داشته باشد.
البته این احتمال هم هست که کلا کار به بعد از انتخابات میان دورهای موکول شود؛ چرا که هم به نظر میرسد ترامپ در این مقطع زمانی دارای تصوراتی است که مشکل میتواند از آنها عبور کند و هم بطور کلی در آمریکا معمول نیست که در اوج یک روند انتخاباتی، دولت و حزب حاکم دست به کارهای پر ریسک بزنند.
در مورد دور جدیدی از درگیریها هم منطقا و اصولا من بعید میدانم که ترامپ دنبال دور جدیدی از جنگ فراگیر و تمام عیار باشد. البته از ابتدا هم قاعدتا نباید وارد چنین جنگی میشد و شاید تنها تن دادن به القائات نتانیاهو و موساد او را به این ورطه کشاند.
چون جنگ تمام عیار هواپایه و بدون حضور سرباز روی زمین تنها میتواند موجب کشتار مردم و تخریب شود و نمیتواند یک نظام سیاسی را پائین بکشد؛ خصوصا در ارتباط با کشوری بسیار وسیع و دارای امتیازات فوق العاده ژئوپلیتیک مانند ایران. البته دو احتمال را نیز نباید نادیده گرفت و نخست اینکه ادامه محاصره دریایی، ایران را ناچار از واکنشی نظامی با هدف شکستن محاصره کند؛ و دوم اینکه ترامپ در نظر داشته باشد که اقدام مجددی علیه برخی سایتهای هستهای ایران مانند کوه کلنگ انجام دهد
کاهش قابلیت اهرم هرمز میتواند یکی از دلایل رد طرح ایران باشد/ از تنگه هرمز میلیونها بشکه نفت عبور کرده است
*** ایران بازگشایی تنگه هرمز را در چارچوب یک توافق و در برابر کاهش فشار نظامی و رفع محاصره مطرح کرده است. با توجه به اینکه آمریکا و نیروهایش تلاش کردهاند تردد کشتیرانی در این مسیر را مدیریت کنند، آیا اهرم هرمز همچنان میتواند یک ابزار تعیینکننده در مذاکرات باشد یا بخشی از قدرت بازدارندگی و چانهزنی خود را از دست داده است؟
آمریکا مدعی است که از حوالی اردیبهشت تلاشهایی را برای خارج کردن نفت از "مسیر تاریک"، ظاهرا در آبهای داخلی عمان و تضعیف امکانات پایشی و آفندی ایران انجام داده و نتایجی هم گرفته. برخی منابع مانند کپلر و اکسیوس ظرف چند روز اخیر به ترتیب از ۱۳.۵ میلیون بشکه و ۱۰ میلیون بشکه نفت عبوری از تنگه صحبت کردهاند.
منابع رسمی آمریکایی مثل وزیر انرژی حتی مدعی رقمهای بیشتری نیز بودهاند. البته به این میزان نفت عبوری از مسیر تاریک در تنگه، نفت عبوری از خط لولههای عربستان و امارات را نیز باید افزود ضمن اینکه ادعا شده که مشکل ناشی از اصابت پهپاد به خط شرق – غربی عربستان نیز برطرف شده و این خط به مدار بازگشته است.
شاید این نوسان قیمت نفت در حوالی ۱۰۰ دلار و نه بالاتر را بتوان بیشتر ناشی از ریسک یا پریمیوم وضعیت جنگی دانست تا پریمیوم ناشی از کمبود جدی نفت در بازار. البته این آمار و ارقام از منابع غربی است و قاعدتا منابع ایرانی نیز باید اطلاع از ماوقع داشته باشند.
واقعیت این است که اگر بخشی ازاین آمار نیز درست باشد، طبعا به همان نسبت از قابلیت اهرم تنگه هرمز در مذاکرات کاسته میشود و همانظور که گفتم این احتمالا میتواند یکی از دلایل رد طرح ایران توسط ترامپ باشد.
حتی در اوج برجام هم ملاقات رئیسجمهور ایران و اوباما ممکن نشد/ امتیاز چندانی برای ترامپ در طرح ایران در نظر گرفته نشده بود
*** سفر پزشکیان به نیویورک در شرایطی پایان یافت که نه دیدار مستقیمی با ترامپ انجام شد و نه توافقی میان تهران و واشنگتن اعلام شد؛ در عین حال، تماسهای غیرمستقیم و مذاکرات از طریق میانجیها ادامه داشته است. با این وضعیت، آیا میتوان این سفر را از منظر دیپلماسی ایران یک ناکامی دانست یا دستاورد سفر را باید در سطح دیگری ارزیابی کرد؟
ملاقات بین پزشکیان و ترامپ از ابتدا هم قابل تصور نبود. حتی در سالهای اوج برجام نیز امکان ملاقات رئیس جمهور ایران با اوباما وجود نداشت و یکبار یک تماس تلفنی کوتاه به یاد داریم که چه جنجالهایی را در پی داشت. اما با توجه به عدم دستیابی به موفقیتی از طریق پنجرهای که برای چند روزی نیمه باز شد، میتوان گفت که این طرح ایران نیز از ابتدای اعلام آن توسط سردار دکتر رضایی، احتمال چندانی برای موفقیت آن وجود نداشت؛ چون امتیاز چندانی در آن برای ترامپ در نظر گرفته نشده بود.
با این حال، من اصلا این سفر را از منظر دیپلماسی یک ناکامی نمیدانم. مهم این بود که انتظار از ابتدا نیز نمیباید نیل به یک توافق با آمریکا در جریان این سفر تعریف میشد. طرح ایران و تماسهای مربوطه با آمریکا شاید بر حسب اتفاق در حوالی نشست مجمع عمومی پیش آمد. ایران و آمریکا کانالهای تماس معمولی دارند که همیشه فعال است و هیچگاه ضرورتی به اینکه از نشست مجمع عمومی برای این منظور استفاده شود، وجود نداشته است.
اما این سفرهای سالانه آقای پزشکیان مثل بسیاری از دیگر رهبران جهان منطق خود را مستقل از تماس با طرف آمریکایی دارد و فرصت مناسبی برای استفاده از امکانات در حواشی مجمع عمومی، مثل ملاقات با مقامات حاضر، تماس با اندیشکده ها، انجام مصاحبههای مطبوعاتی و ... است؛ خاصه آنکه این فرصت برای ایران که آمریکا سعی در منزوی کردن آن دارد همیشه مغتنم است.
*** اگر آمریکا همچنان بر فشار نظامی و اقتصادی تأکید کند و ایران نیز بر شروط خود برای مذاکره پافشاری داشته باشد، سناریوی محتمل برای مرحله بعدی چیست و چه عاملی میتواند دو طرف را دوباره به میز مذاکره بازگرداند؟
بعید میدانم ترامپ به جنگ تمامعیار دیگری راغب باشد/ ادامه محاصره اقتصادی در حکم اعلام جنگ است
همانطور که اشاره کردم در این صورت دو گزینه بیشتر وجود نخواهد داشت: یکی ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی آمریکا علیه ایران که در حکم اعلام جنگ است و دیگر وقوع یک جنگ تمام عیار دیگر. در شرایطی که بعید میدانم ترامپ به یک جنگ تمام عیار دیگر راغب باشد، بعید نیست که برخی از مقامات در ایران بر این باور باشند که برای خارج کردن وضعیت از بن بست و شکستن محاصره اقتصادی لازم است که ایران دست به اقدام نظامی گسترده بزند.
البته روشن است که این تصور بسیار پرمخاطره است. از طرفی، برای اینکه طرفین دوباره به میز مذاکره برگردند، باید ببینیم که روی زمین چه اتفاقی ممکن است بیافتد. من برای انتخابات آمریکا در این معادله اهمیت زیادی قائل نیست. اساسا تجربه نشان داده که مسائل داخلی آمریکا اثر خیلی تعیین کنندهای بر تصمیمات رئیس جمهور در سیاست خارجی ندارد.
چرا که قانون اساسی آمریکا، سیاست خارجی را ملک طلق رئیس جمهور قرار داده و تنها کنگره اهرم تامین بودجه جنگ را در دست دارد که برای آن نیز حق وتو رئیس جمهور و هزار حقه حقوقی دیگر وجود دارد.