کد خبر : ۱۱۶۵۹۹
۰۸:۱۴

۱۴۰۵/۰۶/۱۶
روزنامه قدس:

تحمل مردم در برابر مشکلات ناشی از جنگ بالاست، اما تا وقتی است که احساس کنند مسئولان هم مانند آنها زندگی می‌کنند

.

یک روزنامه نوشت: مقاومت مردمی زمانی پایدار می‌ماند که مردم احساس کنند همه در کنار هم و با هم در حال مبارزه‌اند و مسئولانشان هم در حال مقاومت و بلکه مجاهدت هستند. مضاف بر اینکه تاب‌آوری را فقط از جامعه و مردم نمی‌توان انتظار داشت؛ بلکه حکومت نیز باید تاب‌آوری خود را بالا ببرد؛ چه در عرصه مدیریتی و تطبیق با شرایط جنگی و چه در عرصه تحمل و نقدپذیری.

روزنامه قدس نوشت: این نکته مهمی است که مصلحت‌اندیشی‌های دوران جنگ نباید به حاشیه امنی برای سوءمدیریت و کم‌کاری تبدیل شود و تأکید بر نقاط قوت و پیروزی‌ها، نباید به انکار ضعف‌ها و مصونیت مدیریتی بینجامد. چه اینکه همین ضعف‌ها و ناکارآمدی‌ها اگر نادیده گرفته شوند و به حال خود رها شوند، ممکن است ورق جنگ را برگردانند و ضعف‌های داخلی، حتی جنگ برده را به هزیمت بکشانند.

واقعیت این است که هر جنگی واقعاً هزینه دارد و همه اعضای جامعه در معرض جنگ، کمابیش در معرض پرداخت این هزینه‌ها خواهند بود. مردم ما هم در این پنج دهه سه جنگ بزرگ را از سر گذرانده‌اند و نشان داده‌اند که با سختی‌های جنگ بیگانه نیستند. مردم می‌دانند که گرانی، کمبود، محدودیت، صف، خاموشی یا کاهش مقطعی رفاه بخشی از هزینه‌های جنگ و سرمایه‌گذاری برای آینده ایران است و این هزینه در برابر هزینه تسلیم و نابودی، رقمی نیست.

اما آنچه موجب ناامیدی می‌شود و سرمایه اجتماعی را متزلزل می‌کند، تحمل مضاعف سختی‌هایی است که با تدبیر و تلاش جهادی قابل مدیریت و رفع و رجوع بوده و ممکن است با سوءمدیریت یا کم‌کاری شماری از مسئولان ناکارآمد بر جامعه تحمیل شده باشد.

یعنی وقتی مردم مجبور باشند در کنار سختی‌های جنگ و عداوت دشمنان کشور، ضعف توزیع کالا و گرانی‌های ناشی از آن، سهل‌انگاری در برابر قاچاق، هدررفت منابع و فاسد شدن کالا‌های اساسی در انبارها، تصمیم‌های متناقض، جاری بودن بروکراسی معمول، پرداختن به امور دست‌چندم و... را هم تحمل کنند.

در واقع هزینه‌ای که دشمن بر کشور تحمیل می‌کند، قابل تحمل است؛ ولی هزینه‌ای که از داخل کشور بر مردم تحمیل می‌شود را چگونه می‌توان تحمل کرد؟ حتی هزینه مسائل ساختاری و نظام حکمرانی نیز اگر چشم‌انداز مثبت و اراده‌ای برای حل مسئله وجود داشته باشد، قابل تحمل است، اما موضوع سوءمدیریت و کم‌کاری چیزی نیست که در این شرایط به سادگی قابل هضم باشد. چون توقع ندارند علاوه بر هزینه جنگ، هزینه اداره جنگ هم بر دوششان سنگینی کند.

از همه اینها سهمگین‌تر، احساس بی‌عدالتی و نابرابری در تحمل این سختی‌هاست. یعنی جایی که خانواده حقوق‌بگیری که قدرت خریدش از ابتدای سال تاکنون کاهش یافته و خود نیز راه صرفه‌جویی در پیش گرفته، همزمان شاهد نابرابری نامتعارف دستمزدها، مصارف غیرضروری، امتیازات خاص، سوءاستفاده و احتکار هم باشد.

مقاومت مردمی زمانی پایدار می‌ماند که مردم احساس کنند همه در کنار هم و با هم در حال مبارزه‌اند و مسئولانشان هم در حال مقاومت و بلکه مجاهدت هستند. مضاف بر اینکه تاب‌آوری را فقط از جامعه و مردم نمی‌توان انتظار داشت؛ بلکه حکومت نیز باید تاب‌آوری خود را بالا ببرد؛ چه در عرصه مدیریتی و تطبیق با شرایط جنگی و چه در عرصه تحمل و نقدپذیری. از سوی دیگر ناکارآمدی یک دستگاه که در شرایط عادی ممکن است صرفاً یک مشکل مدیریتی باشد، در شرایط جنگی می‌تواند به مسئله امنیت ملی تبدیل شود و به اندازه فشار خارجی هزینه‌ساز باشد؛ چراکه هدف دشمن از راهبرد فشار اقتصادی، چیزی جز ایجاد نارضایتی اجتماعی نیست و ناکارآمدی نیز همین نتیجه را در پی دارد؛ بنابراین در جنگ اقتصادی، اصلاح حکمرانی اقتصادی خودش بخشی از دفاع ملی است.


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha