کد خبر : ۱۱۵۹۱۷
۱۲:۰۸

۱۴۰۵/۰۵/۲۲
نشریه آمریکایی:

ایران در تنگه هرمز برگ برنده راهبردی در اختیار دارد

تنگه هرمز

نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرافت» با اشاره به تحولات پس از جنگ ایران و آمریکا نوشت: ایران اکنون نسبت به پیش از آغاز جنگ، قدرت نفوذ بیشتری در کنترل تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز دارد و بازگشایی این آبراه برای آمریکا به اندازه مهار برنامه هسته‌ای ایران و شاید حتی بیشتر از آن اهمیت پیدا کرده است.

نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرافت/کشورداری مسئولانه» به عنوان بازوی رسانه‌ای اندیشکده کوئینسی، گزارش خود را با اشاره به آنچه فروپاشی یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران خوانده است، آغاز می‌کند: آمریکا و ایران در هفته‌هایی که از فروپاشی یادداشت‌تفاهم بین دو کشور می‌گذرد، از این فرصت برای تقویت مواضع خود در صورت ازسرگیری مذاکرات بهره برده‌اند.

این رویکرد برای آمریکا تا حد زیادی در قالب تهدید‌های علنی شخص دونالد ترامپ، رئیس جمهوری این کشور و ادعای وی مبنی بر احتمال انجام حملات گسترده‌تر علیه اهداف راهبردی ایران پیگیری شده است. در سوی مقابل، راهبرد ایران آشناست: «حصول اطمینان از به حداقل رساندن تردد دریایی از تنگه هرمز.»

گرچه هنوز توافق نهایی حاصل نشده، قطع به یقین ایران نسبت به پیش از آغاز جنگ در فوریه، از قدرت نفوذ بیشتری در کنترل تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز برخوردار خواهد بود. به‌رغم ادعای مکرر ترامپ مبنی بر درخواست تهران برای دستیابی به توافق، مقام‌های ایرانی تاکید کرده‌اند که هیچ مذاکره‌ای با آمریکا در جریان نیست. با این حال، به نظر می‌رسد هر دو طرف در یک مورد اتفاق نظر دارند: «تنگه هرمز محور هر گونه توافق احتمالی خواهد بود؛ آبراهی راهبردی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان داده هر زمان که بخواهد، قادر به بستن آن است.»

تاکنون طرح‌های مختلفی برای مدیریت شرایط در تنگه هرمز میان ایران و عمان به عنوان دو کشوری که در دو سوی این گلوگاه حیاتی واقع شده‌اند، مطرح شده است. گرچه هنوز توافق نهایی حاصل نشده، قطع به یقین ایران نسبت به پیش از آغاز جنگ در فوریه، از قدرت نفوذ بیشتری در کنترل تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز برخوردار خواهد بود.

هم‌اکنون پرسشی که مطرح می‌شود، این است که آیا هرگونه توافقی میان تهران و مسقط، شامل دریافت عوارض یا حق عبور هم خواهد شد یا نه. دولت ترامپ با هرگونه سازوکار دریافت عوارض به‌شدت مخالف است، زیرا چنین سازوکاری با سیاست (شکست‌خورده) فشار حداکثری علیه تهران منافات دارد و به باور نگارنده، در عین حال، «به‌طور آشکار مهر تاییدی است بر این واقعیت که جنگ ترامپ یک اشتباه راهبردی بوده است.»

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در ماه جولای با اشاره به تنگه هرمز، مدعی شد که «هیچ کشوری مالک این آبراه نیست و هیچ کشوری حق ندارد از تنگه هرمز عوارض عبور و مرور وضع کند.» به ادعای وی، چنین سازوکاری «بدعت‌گذاری خطرناکی است که می‌تواند در دیگر نقاط جهان نیز تکرار شود»!

نگارنده در ادامه با اذعان به اینکه «پذیرش دریافت عوارض از سوی ایران گزینه ایده‌آلی نیست»، اضافه کرد: پیش از جنگ، تصور چنین سناریویی دشوار به نظر می‌رسید. آن زمان تنگه هرمز آزاد و باز بود و روزانه حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ کشتی از این مسیر برای رساندن کالا‌های خود به مشتریان سراسر جهان عبور می‌کردند. آمریکا به‌دنبال بازگشت به همان وضعیت است. اما ایران هیچ قصدی برای بازگشت به وضعیت گذشته ندارد و انتظاری خلاف آن، نادیده گرفتن کامل تحولاتی است که در ماه‌های گذشته رخ داده است.

جنگ ترامپ فرصت و دلیلی موجه به ایران داد تا از جغرافیای خود به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند و تهران نیز لحظه‌ای درنگ نکرد. در ابتدای ماجرا، بستن تنگه هرمز با هدف افزایش هزینه‌های جنگ برای واشنگتن و در نهایت وادار کردن شرکا و متحدان آمریکا در منطقه جهت اعمال فشار بر ترامپ به منظور پایان دادن به جنگ انجام شد. اما به مرور زمان، تنگه هرمز به همراه رویکرد دفاعی-تهاجمی ایران در قبال همسایگانش، یعنی کشور‌های میزبان دارایی‌ها و تجهیزات آمریکایی، به دارایی‌ِ به مراتب ارزشمندتری بدل شد: «یک برگ برنده راهبردی که تهران می‌تواند بلافاصله بعد از هر تهدید ترامپ مبنی بر تشدید عملیات نظامی، بی‌درنگ آن را بازی کند.»

ایران به جای تسلیم شدن، مقابله کرد و نشان داد که بمباران گسترده‌تر آمریکا، حملات بیشتر ایران به (دارایی‌های آمریکا) در کشور‌های حاشیه خلیج فارس را به دنبال خواهد داشت؛ حملاتی که می‌تواند زیرساخت‌های انرژی این کشور‌ها را نیز به شدت در معرض خطر قرار دهد. اینک بازگشایی تنگه هرمز برای آمریکا به اندازه آنچه مهار برنامه هسته‌ای ایران خوانده می‌شد و شاید حتی بیشتر از آن، اهمیت پیدا کرده است. پرسش این است که چگونه باید این کار را انجام داد؟

ترامپ در ابتدا قصد داشت تا این هدف را از طریق قدرت نظامی محقق کند؛ به این امید که حملات آمریکا ظرفیت و توان نظامی ایران را به‌اندازه‌ای تحلیل ببرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مجبور شود از (به‌ادعای واشنگتن) ناامن‌سازی تنگه هرمز دست بکشد. ولی این راهبرد، توان ارتش آمریکا برای تغییر محاسبات راهبردی تهران را بیش از حد و اغراق‌آمیز برآورد کرد و به طور همزمان، توان ایران برای تولید و به‌کارگیری گسترده پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان‌قیمت را دست‌کم انگاشت. هر حمله آمریکا صرفا باور حکومت تهران را تقویت کرد که این جنگ برای بقای آن جنگی وجودی است.

در سوی مقابل، ایران به جای تسلیم شدن، مقابله کرد و نشان داد که بمباران گسترده‌تر آمریکا، حملات بیشتر ایران به (دارایی‌های آمریکا) در کشور‌های حاشیه خلیج فارس را به دنبال خواهد داشت؛ حملاتی که می‌تواند زیرساخت‌های انرژی این کشور‌ها را نیز به شدت در معرض خطر قرار دهد.

به باور نگارنده، «تلاش‌های نظامی آمریکا برای بازگرداندن تنگه هرمز به وضعیت پیش از فوریه شکست خورده و احتمالا همچنان شکست خواهد خورد. اگر دولت ترامپ می‌خواهد خود را از جنگی بی‌پایان برهاند، بهترین گزینه‌اش پذیرش نوعی سازوکار عوارض یا حق عبور در این گلوگاه راهبردی منطقه است.»

تندرو‌ها و جناح‌های جنگ‌طلب در کنگره آمریکا بدون شک با چنین چیزی قویا مخالفت خواهند کرد و برخی متحدان سیاسی ترامپ نیز برای توضیح و به‌نوعی «قبولاندن» اینکه چرا چنین طرحی می‌تواند جذاب باشد، کاری به‌شدت دشوار خواهند داشت. اما اگر انتخاب میان پذیرفتن عوارض یا ادامه جنگی بی‌پایان باشد، گزینه اول قطعا بهتر است.

پرداخت هزینه برای حق استفاده از تنگه هرمز، احتمالا به مذاق دولت ترامپ خوش نمی‌آید، اما این تصمیم خود آمریکا برای آغاز جنگ بود که شرایط کنونی را ایجاد کرده است. سیاست‌های بد، پیامد‌های ناخواسته دارند.

این نخستین بار نخواهد بود که کشوری چسبیده به یک گلوگاه حیاتی تجاری، نوعی غرامت دریافت می‌کند. روشن‌ترین نمونه، تنگه مالاکا در جنوب شرق آسیاست؛ جایی که مالکان کشتی‌ها به طور داوطلبانه به صندوقی کمک می‌کنند که مالزی، اندونزی و سنگاپور آن را برای ارائه خدمات ناوبری، ایمنی دریایی، حفاظت از محیط زیست و عملیات جست‌و‌جو و نجات اداره می‌کنند.

در نتیجه، ترتیباتی مشابه در تنگه هرمز «بدعتی» ایجاد نمی‌کند. در واقع، حتی شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌ای که محموله‌ها و کشتی‌ها را بیمه می‌کنند، احتمالا چنین پرداخت‌های داوطلبانه‌ای را به نفع خود بدانند؛ پرداخت‌هایی که می‌تواند به جلوگیری از حوادث یا فجایع بسیار پرهزینه‌تر کمک کند.

البته نادیده‌گرفتن این واقعیت عریان بی‌فایده است: پذیرش دریافت عوارض یا حق عبور توسط ایران از جانب آمریکا، اعترافی خجالت‌آور خواهد بود که ایران اکنون حکمران اصلی و ناتور تنگه است. افزون بر این، بسته به میزان عوارض دریافتی، که براساس گزارش‌ها، تهران خواستار هفت درصد ارزش محموله کشتی‌ها است، ایران درآمدی به دست خواهد آورد که پیش از جنگ نداشت و به اعتقاد نگارنده، «حتی این سناریو هم آنقدر‌ها که برخی تصور می‌کنند، وخیم نیست.»

در پایان این گزارش می‌خوانیم: مذاکرات درباره بازگشایی تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. اگر زمانی فرا برسد که دریافت عوارض برای عبور (از تنگه) اجتناب‌ناپذیر باشد، آنگاه سیاستگذاران آمریکایی باید آرامش خود را حفظ کنند. دادن این امتیاز و پذیرفتن عوارض، احتمالا کارآمدترین راه پیش روی آمریکا برای رهانیدن خود از این درگیریِ احمقانه آن هم با کمترین هزینه ممکن خواهد بود.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha