یک تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به مذاکرات ایران و عمان درباره مدیریت تردد در تنگه هرمز، این تفاهم را گامی مثبت برای جلوگیری از تشدید بحران دانست، اما تأکید کرد که پایان اختلافات تهران و واشنگتن و شکلگیری یک توافق پایدار، همچنان با موانع جدی روبهرو است. غلامرضا کریمی معتقد است هرچند این توافق میتواند جایگاه راهبردی ایران در خلیج فارس را تقویت کند، اما خطر درگیری ناشی از اشتباهات محاسباتی همچنان پابرجاست.
همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره جزئیات و مفاد تفاهم در حال تدوین ایران و پادشاهی عمان بر سر مدیریت تردد در تنگه هرمز، این پرسش بنیادین در محافل سیاسی مطرح شده است که آیا این توافق نوپا میتواند مسیر کاهش تنشهای فزاینده میان تهران و واشنگتن را پس از پایان «جنگ ۴۰ روزه» هموار کند، یا صرفاً یک ترتیبات موقت و تاکتیکی برای مهار بحران در آبهای جنوبی است؟
تنگه هرمز دیگر تنها یک آبراه راهبردی برای عبور محمولههای انرژی و نفتکشها نیست؛ بلکه امروز به یکی از خطیرترین نقاط تلاقی رقابتهای امنیتی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه بدل شده است. بر اساس آخرین تحولات و مواضع رسمی مقامات وزارت خارجه ایران، از جمله سید عباس عراقچی و کاظم غریبآبادی، تفاهم در دست اقدام با مسقط به معنای بازگشایی کامل تنگه هرمز نیست، بلکه شامل ترتیبات موقت ۲ تا ۴ ماههای است که شناورهای ورودی را از آبهای سرزمینی ایران و شناورهای خروجی را از مسیر عمان عبور میدهد.
از همین رو، هرگونه تفاهم بر سر نحوه مدیریت این گذرگاه ژئواستراتژیک، فراتر از یک پروتکل فنی یا دریایی، میتواند بر معادلات امنیتی منطقه، مناسبات متشنج پس از انعقاد «تفاهمنامه اسلامآباد» میان ایران و آمریکا و حتی نبض بازار جهانی انرژی اثری عمیق بگذارد. به همین دلیل، بسیاری از ناظران بینالمللی مذاکرات و میانجیگریهای هفتههای اخیر را نه صرفاً تلاشی برای روانسازی تردد در تنگه هرمز، بلکه آزمونی حیاتی برای سنجش ظرفیتهای بازگشت به مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن ارزیابی میکنند.
تفاهم هرمز پایان بحران نیست؛ خطر جنگ همچنان پابرجاست
غلامرضا کریمی، در خصوص جدیدترین تحولات امنیتی و دیپلماتیک میان ایران و آمریکا گفت: «اگرچه برخی کشورهای ذینفوذ منطقه، نظیر عربستان سعودی، از ایالات متحده درخواست کرده بودند که از انجام حملات گسترده به خاک ایران پرهیز کند، اما ترامپ نیز در نهایت چارهای جز عقبنشینی ندید. توقف حمله به زیرساختها، به بازگشایی تنگه هرمز مشروط شده است.»
وی در ادامه افزود: «با این وجود، مذاکرات فشرده و پنهان میان مقامات ایران و عمان، روند دستیابی به یک چارچوب توافق اولیه را به میزان قابلتوجهی تسهیل کرده است. ایده احداث یک کریدور ورودی در تنگه هرمز از جانب آبهای ساحلی ایران و در مقابل، ایجاد یک کریدور مشابه برای شناورهای خروجی در حریم دریایی عمان، ابتکاری بسیار مؤثر است که ریشه در یک دیپلماسی هوشمندانه دارد.»
این استاد بینالملل افزود: «جمهوری اسلامی ایران، بهمنظور حصول اطمینان کامل از عدم انتقال تسلیحات توسط کشتیهای ورودی، خواهان اعمال نوعی نظارت دقیق بر مسیرهای خروجی دریای عمان شده است. چنانچه این چارچوب عملیاتی با موفقیت همراه شود و آمریکا نیز محاصره دریایی را لغو کند، میتوان به بازگشت آرامش نسبی به پهنه آبی تنگه هرمز امیدوار بود.»
کریمی با تاکید بر پیچیدگیهای ژرف این مسیر دیپلماتیک خاطرنشان کرد: «این تصور که با امضای این تفاهمنامه تمام مناقشات پایان خواهد یافت، یک خطای راهبردی و استراتژیک است. حتی در صورت نهایی شدن تفاهم جدید پیرامون تنگه هرمز نیز هر نوع اشتباه محاسباتی یا سوءبرداشت میتواند به یک جنگ فرسایشی منتهی شود. باید این واقعیت را بپذیریم که کانونهای اختلاف میان ایران و ایالات متحده، و همچنین میان تهران و برخی پایتختهای منطقهای، با قدرت سابق پابرجاست و دامنه این اختلافات نیز محدود نیست.»
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش مخرب بازیگران ثالث گفت: «در این میان نباید از تحرکات و نقشآفرینی اسرائیل غافل شد. نتانیاهو به هیچوجه از شکلگیری یک توافق تازه میان تهران و واشنگتن خرسند نخواهد شد. برآیند تمامی این مؤلفهها نشان میدهد که در کوتاهمدت نباید منتظر استقرار یک تفاهم مستحکم و پایدار باشیم که بتواند سدی غیرقابل نفوذ در برابر هرگونه درگیری یا حمله نظامی ایجاد کند. با این اوصاف، دستیابی به همین سطح از تفاهم نیز گامی مثبت و رو به جلو در راستای جلوگیری از گسترش ابعاد جنگ و پیشگیری از حملات مخرب به زیرساختهای حیاتی کشور به شمار میآید.»
این کارشناس ارشد روابط بینالملل، در ارزیابی دستاوردها و مزیتهای تفاهم دوجانبه تهران و مسقط اظهار داشت: «چنانچه این توافق به مرحله نهایی برسد، جمهوری اسلامی ایران موقعیتی استثنایی و بینظیر در معماری امنیتی و مدیریت تنگه هرمز کسب خواهد کرد. همانطور که مطلع هستیم، پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، محمولههای عظیمی شامل هزاران قبضه سلاح پیشرفته از مبدأ آمریکا و اسرائیل، با عبور از تنگه هرمز به خلیج فارس انتقال یافته بود. اکنون و در پرتو توافقات جدید، ایران از یک اهرم راهبردی و قدرتمند برخوردار خواهد شد تا بر تمامی تحرکات و محمولههای ورودی به تنگه هرمز نظارت کامل داشته باشد. در نتیجه این امر، امکان تجهیز تسلیحاتی سریع و بیدغدغه کشورهای حوزه خلیج فارس توسط ایالات متحده و اسرائیل، تا حد بسیار زیادی از دست خواهد رفت.»
وی در تحلیل مواضع ایالات متحده در قبال این تفاهم تصریح کرد: «مقامات آمریکایی در آستانه برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر ۲۰۲۶ (آبان ۱۴۰۵) قرار دارند؛ از این رو، بازگشت جریان عادی تردد به تنگه هرمز برای آنها یک اولویت حیاتی و ضرورتی فوری محسوب میشود. اختلال در این شاهراه حیاتی و افت شدید حجم صادرات جهانی نفت و گاز، اقتصاد آمریکا را تحت فشارهای بیسابقهای قرار داده است. بنابراین، در صورتی که مسیر تردد در تنگه هرمز هموار شود، واشنگتن نیز آن را به مثابه یک دستاورد بزرگ در نظر خواهد گرفت.»
کریمی در ادامه افزود: «نکته حائز اهمیت دیگر در تحلیل تحولات اخیر، آشکار شدن وزن و جایگاه عربستان در معادلات منطقهای بود. ورود و مداخله ریاض در این مقطع، بسیار مهم و معنادار بود. بدون شک، اگر فرآیند این توافق با نتایج مثبتی به پایان برسد، ناراضیترین طرف آن اسرائیل خواهد بود. چرا که از منظر تحلیلگران اسرائیلی، حصول هرگونه توافق با ایران، عملاً به معنای رسمیت شناختن توانمندیهای نظامی کشورمان و پذیرش نقش تهران در مدیریت تنگه هرمز است؛ تحولی که میتواند جایگاه ایران را در قامت یک بازیگر موازنهگر در برابر اسرائیل تقویت کند.»
میانجیگریها چشمانداز مثبتی برای کاهش تنشها ترسیم کردهاند
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، با تأکید بر اینکه توافقات دیپلماتیک میتواند سایه سنگین جنگ را از سر کشور دورتر سازد، نتیجهگیری کرد: «نگرانیها تنها در شرایطی تشدید خواهد شد که بهطور غیرمنتظره موشکی شلیک شود، تنشها بهشکل بیسابقهای افزایش یابد یا تهدیدهای پیشین عملیاتی شوند. با این حال، پیشبینی میشود که در کوتاهمدت چنین سناریوهای بدبینانهای رخ ندهد. در شرایط فعلی، سناریوهای منفی در دستور کار قرار ندارند و تلاشهای میانجیگرانه، افق و چشمانداز مثبتی را برای کاهش دامنه تنشها ترسیم کردهاند.»