کد خبر : ۱۱۵۶۹۳
۰۸:۴۰

۱۴۰۵/۰۵/۱۴
تاجیک:

ترامپ به دنبال تسلیم، حذف نقش و قدرت ایران است

.

سفیر پیشین ایران در اردن با اشاره به اهداف ترامپ گفت: ایران نمی‌تواند با این اهداف کنار بیاید. ترامپ به دنبال بازی برد ـ برد هم نیست که اگر بود، شاید تاکنون به نتیجه رسیده بودیم. ترامپ به دنبال تسلیم ایران و حذف نقش، قدرت و بلکه نام ایران است که اثری از آن نماند.

نصرت‌الله تاجیک، معتقد است نباید این مواضع را نشانه تغییر راهبرد آمریکا تلقی کرد.

از نگاه او، دولت ترامپ همچنان ایران را نه در چارچوب جایگاه تاریخی، تمدنی و ژئوپلیتیکی‌اش، بلکه از دریچه امنیت اسرائیل تعریف می‌کند.

تاجیک می‌گوید هدف اصلی آمریکا، تضعیف توانایی‌های ایران و حذف اهرم‌های بازدارندگی تهران است تا ایران قادر به ایستادن روی پای خود نباشد.

او تأکید می‌کند: «این از تسلیم هم بدتر است و برای بعد از تسلیم هم آمریکا و اسرائیل برای ایران برنامه دارند. پس ترامپ با یک تلفن راهبردش را تغییر نمی‌دهد.»

به گفته تاجیک، ترامپ «ذهن ساده‌ای دارد و پیچیده نیست» و نمی‌داند ایران چه می‌خواهد؛ بلکه فقط می‌خواهد «یک بار برای همیشه نسخه ایران را که در این مدت نیم‌قرن، نه جنگ و نه صلح برای آمریکا بوده، بپیچد.»

تاجیک در عین حال تأکید می‌کند علنی شدن تماس ولیعهد عربستان با ترامپ، بیش از آنکه بیانگر ورود ریاض به مدیریت مستقل امنیت منطقه باشد، حامل پیام‌های سیاسی و دیپلماتیکی برای تهران است.

به گفته او، اگر کشور‌های عربی واقعاً برای کنترل شعله‌های جنگ جدی باشند، می‌توانند بر معادلات آینده منطقه و مسیر تنش یا دیپلماسی میان ایران و آمریکا اثر بگذارند.

تاجیک معتقد است ایران به میانجیگران و کشور‌های منطقه منتقل کرده که حمله به زیرساخت‌های کشور را تحمل نخواهد کرد و دامنه پاسخ را به منطقه گسترش می‌دهد.

از این رو، حمله به زیرساخت‌های ایران می‌تواند سناریویی هولناک برای همه بازیگران باشد و خلیج فارس، خاورمیانه و هر نقطه‌ای را که ایران به آن دسترسی دارد، در آستانه تکانه‌ای شدید و کم‌سابقه امنیتی و اقتصادی قرار دهد.

تغییر راهبرد یا جنگ روانی؟

نصرت‌الله تاجیک گفت: «متأسفانه ترامپ به جای اینکه ایران را در حوزه تاریخی، تمدنی و صحنه ژئوپلیتیک تعریف کند، آن را در حوزه امنیتی اسرائیل تعریف کرده است.»

وی افزود: «ترامپ به غلط اسرائیل را نه‌تنها به‌عنوان یک نام ثابت در خاورمیانه حمایت می‌کند، بلکه آن را به حوزه امنیت ملی خود نیز وصل کرده است.»

به گفته تاجیک، از این منظر راهبرد ترامپ تضعیف اهرم‌های قدرت و بازدارندگی ایران برای حفظ دست برتر اسرائیل در خاورمیانه است.

او تصریح کرد: «بنابراین، این‌گونه اظهارات فقط و فقط برای جنگ روانی، مدیریت صحنه و بهره‌برداری از فرصتی است که برای هر منظوری به وجود می‌آید.»

تاجیک گفت این بهره‌برداری می‌تواند نرم‌افزاری و در قالب جنگ روانی باشد یا سخت‌افزاری؛ زیرا آمریکایی‌ها برای تأمین نیاز‌های لجستیکی خود، به‌ویژه در صورت گسترش درگیری، با مشکلاتی روبه‌رو هستند و به زمان نیاز دارند.

وی افزود: «این نوع اظهارات بیشتر جنگ روانی است. هدف، بازی با افکار عمومی داخل و خارج است.»

این دیپلمات پیشین تأکید کرد جنگ روانی، وضعیت نه جنگ و نه صلح، بلاتکلیفی و تبعات آن بر اقتصاد و زندگی مردم را پررنگ‌تر می‌کند و می‌تواند تنش‌های داخلی ایجاد کند.

وی گفت: «بنابراین نمی‌توان این نوع جنگ روانی برای تسلیم ایران را بدون کارکرد دانست.»

تاجیک افزود: «اگرچه ایران به‌خوبی می‌داند اقتصاد داخلی‌اش زیر فشار تحریمی و محاصره دریایی در حال خونریزی است و تلاش دارد با سازوکار‌های اجرایی و درون‌کشوری و ارتباط تجاری با همسایگان، جلوی آن را بگیرد، اما طناب دار اقتصاد کلان هم هر روز دور گردن ترامپ تنگ‌تر می‌شود.»

به گفته او، تحلیل ایران این است که آستانه تحمل سیاسی ترامپ در برابر ابرتورم انرژی در انتخابات و فشار‌های درونی و بیرونی، پایین‌تر از آستانه تحمل سیستمی است که دهه‌ها با محاصره و ترومای جنگ زندگی کرده است.

تاجیک تأکید کرد این وضعیت برای ایران ارزش افزوده‌ای ایجاد کرده تا در برابر فشار‌ها زانو نزند و تسلیم نشود.

ایران چگونه از دیپلماسی استفاده کند؟

تاجیک گفت: «با مطالعه تاریخ جنگ‌ها در دنیا، کمتر جنگی را می‌بینیم که برای تحقق صلح شروع شده باشد. معمولاً همه جنگ‌ها برای کسب منافع مادی، معنوی، فتح سرزمینی، قدرت و امثال آن انجام می‌شود.»

وی افزود: «اما ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که برای حفظ صلح هم باید جنگید؛ به‌ویژه با توجه به منافع و اهدافی که قدرت‌های خارجی برای خود ترسیم کرده‌اند.»

تاجیک با اشاره به اهداف ترامپ گفت: «ایران نمی‌تواند با این اهداف کنار بیاید. ترامپ به دنبال بازی برد ـ برد هم نیست که اگر بود، شاید تاکنون به نتیجه رسیده بودیم.»

وی ادامه داد: «او به دنبال تسلیم ایران و حذف نقش، قدرت و بلکه نام ایران است که اثری از آن نماند.»

تاجیک گفت: «بار‌ها گفته و نوشته‌ام که مشکل آمریکا با ایران هسته‌ای نیست؛ مسئله این است که اسرائیل دست برتر را در منطقه داشته باشد و کشوری یارای مقابله با آن را نداشته باشد.»

به باور او، مسئله برای آمریکا و اسرائیل فقط «ایران هسته‌ای» نیست، بلکه «ایران توانمند» است؛ ایرانی که قدرت تولید کند، از انسجام سرزمینی و عمق راهبردی برخوردار باشد، توان موشکی خود را بازسازی کند، بر معادلات خلیج فارس اثر بگذارد و در برابر برتری نظامی اسرائیل نقشی موازنه‌گر ایفا کند.

تاجیک گفت در چارچوب واقع‌گرایی تهاجمی، می‌توان رفتار امروز اسرائیل را رفتار یک قدرت تجدیدنظرطلب منطقه‌ای دانست؛ قدرتی که امنیت را نه در پذیرش موازنه، بلکه در برهم زدن مستمر موازنه به سود خود جست‌و‌جو می‌کند.

وی افزود آمریکا نیز تمام‌قد از این رویکرد دفاع می‌کند و نه‌تنها امنیت اسرائیل، بلکه عملکرد و جنایت‌های آن را به‌نادرستی به امنیت ملی خود وصل کرده است.

به گفته تاجیک، در این منطق، آمریکا و اسرائیل امنیت را کالایی مشترک نمی‌دانند که از طریق توازن و بازدارندگی متقابل حاصل شود، بلکه آن را مزیتی انحصاری می‌بینند که باید با محروم کردن ایران از قدرت موازنه‌سازی حفظ شود.

قدرت نرم ایران در برابر قدرت سخت

تاجیک گفت بسیاری از اتفاقاتی که در ماه‌های اخیر، علیرغم تلاش‌ها برای در رأس قرار دادن دیپلماسی رخ داده، حاصل چنین نگرشی در تیم ترامپ است.

وی افزود: «همیشه در منازعات، درگیری‌ها و جنگ‌ها، طرفین به دنبال دستاورد حداکثری هستند، اما اکنون در شرایطی قرار داریم که گرچه آمریکا به لحاظ نظامی دست برتر را دارد، همه چیز در قدرت نظامی خلاصه نمی‌شود.»

این دیپلمات پیشین تأکید کرد در دنیای کنونی، قدرت نرم اگر از قدرت سخت کارآمدتر نباشد، کمتر نیست.

تاجیک گفت: «همین که ایران اکنون میان دو قدرت هسته‌ای توانسته اختلال ایجاد کرده و سناریو‌های آنها را به هم بزند، ایستادگی کند و علیرغم همه خسارات، قدرت نرم، احترام مردم منطقه و دنیا و سرمایه اجتماعی کسب کند، بسیار مهم است.»

وی افزود هر طرف امکاناتی دارد که می‌تواند به طرف مقابل آسیب بزند.

تاجیک گفت: «آمریکا اگرچه از نظر نظامی قدرتمند است، اما کاربرد غیرضرور و غیرمؤثر آن تا حدی خاصیت آن را کاهش داده و می‌توان ادعا کرد خلع‌سلاح شده و اتاق‌فکرهایش به توهماتی مانند قطع برق تهران برای ایجاد شورش پناه برده‌اند.»

وی ادامه داد: «اما واقعیت رئالیسم این است که قدرت بزرگ کشوری است که بدون ورود به جنگ فرسایشی همه‌جانبه، اراده و شروط خود را بر هژمون تحمیل کند؛ آمریکا در چنین راهی موفق نبوده و بلکه بالعکس، ملی‌گرایی مردم ایران را بیدار، تقویت و پشت سر حکومت قرار داده است.»

تاجیک تأکید کرد اگر طرفین از خواسته‌های حداکثری پایین نیایند و به مصالحه تن ندهند، وضعیت به سمت تنش گسترده‌تری حرکت خواهد کرد.

به گفته او، مهم‌ترین کار ایران در هر فرصت، باید روایت‌سازی برای افکار عمومی داخلی و خارجی و جلوگیری از روایت‌سازی طرف مقابل باشد تا نتواند در کنار قدرت سخت، قدرت نرم نیز بسازد.

تاجیک افزود: «ترامپ با پیش‌فرض‌های اشتباه یا اشتباهات محاسباتی به وضعیت فعلی رسیده که فشار زیادی نیز از درون کشور خود و از دنیا به وی وارد کرده است.»

وی گفت: «این جنگ برنده نظامی ندارد. به‌گونه‌ای نیست که آمریکا فکر کند با فشار‌های زیرساختی یا دیگر فشارها، ایران به زانو درمی‌آید.»

تاجیک دلیل این مسئله را عوامل تاریخی، اجتماعی، سیاسی، انگیزه‌های مذهبی و دیگر زمینه‌های تقویت‌کننده ملی‌گرایی، ایستادگی و مقاومت ایران در برابر دشمن خارجی دانست.

وی تأکید کرد: «در بهترین حالت می‌توان تصور کرد اشتباهات ترامپ ادامه داده نشود و او به واقعیت‌ها تن دهد و طرفین از حداکثرخواهی کوتاه بیایند تا فرمول مناسبی برای صلح پیدا شود. کار سختی است، اما امکان‌پذیر است.»

اعراب؛ بازیگر امنیتی یا نگران جنگ؟

تاجیک گفت: «خیر. بازیگر مؤثر امنیتی باید ابتدا مستقل باشد. اینها زندگی بدون آمریکا را یک کابوس برای خود می‌دانند.»

وی افزود: «پایگاه‌های آمریکا در این کشور‌ها فقط یک محوطه نظامی نیست و کارکرد‌های دیگر هم دارد.»

این دیپلمات پیشین تأکید کرد برای رسیدن به نتیجه‌ای دقیق، باید با کار علمی و اطلاعاتی، بررسی اسناد، مکاتبات و گفت‌و‌گو‌ها با کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس، موضع واقعی و نه موضع رسانه‌ای و تبلیغاتی آنها در جنگ ایران و آمریکا را شناخت.

وی گفت: «ما هنوز کار چندانی روی این موضوع انجام نداده‌ایم و به این قطعیت نرسیده‌ایم که آیا کشور‌های عربی بنزین روی آتش جنگ می‌ریزند یا آب. اکنون از هر یک از این فرضیات نشانه‌هایی وجود دارد.»

تاجیک افزود: «گرچه این کشور‌ها به نوعی اسیر دست آمریکا هستند، اما اهتمام لازم برای خاتمه جنگ را ندارند و حتی بدشان نمی‌آید که ایران تضعیف شود و آسیب ببیند.»

وی گفت رویکرد کشور‌های عربی متفاوت است و همه آنها یکسان نیستند، اما بعید می‌داند این کشور‌ها اقدامات جدی پیشگیرانه را رقم زده باشند.

تاجیک افزود: «ضمن اینکه به دلیل برخی ملاحظات و سوابق، کارت بازیگری خود را تا حدی از دست داده‌اند.»

وی با اشاره به اخبار درباره قطعی بودن تصمیم ترامپ برای حمله دوباره به ایران گفت: «از خاصیت جنگ روانی چنین اخبار و شایعاتی هم نباید عبور کرد.»

سه عامل بازدارنده حمله

تاجیک گفت حتی اگر تصمیم برای حمله اخذ شده باشد، چند عامل هم‌زمان سناریوی حمله فوری ترامپ به ایران را با موانع جدی روبه‌رو کرد.

وی نخستین عامل را پیام بازدارندگی ایران به کشور‌های میزبان نیرو‌های آمریکایی در منطقه از مسیر‌های دیپلماتیک دانست.

به گفته تاجیک، مضمون این پیام آن بود که هرگونه حمله مستقیم به زیرساخت‌های حیاتی ایران، بدون پاسخ نخواهد ماند.

وی گفت: «منطق این پیام این بود که در صورت آغاز درگیری، تبعات آن محدود نخواهد بود و زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل و اقتصادی منطقه نیز می‌تواند در معرض خطر قرار گیرد.»

تاجیک تأکید کرد این هشدار، تلاش داشت هزینه تصمیم نظامی را برای واشنگتن و متحدانش افزایش دهد.

وی دومین عامل را نگرانی کشور‌های عربی از نابودی زیرساخت‌های خود دانست.

به گفته تاجیک، برخی کشور‌های عربی منطقه که در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند روابط اقتصادی و امنیتی خود را با ایران تثبیت کنند، نگران شده‌اند که درگیری مستقیم ایران و آمریکا، آنها را به میدان نبرد تبدیل کند.

وی گفت پیام این کشور‌ها به آمریکا این است که امنیت پایگاه‌ها و تأسیسات حیاتی‌شان در صورت تشدید تنش، آسیب‌پذیر خواهد بود.

تاجیک افزود در این میان، رایزنی‌های رهبران کشور‌های منطقه با واشنگتن اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

وی محور سوم را مسئله تنگه هرمز و شوک احتمالی به بازار انرژی دانست.

تاجیک گفت: «برآیند این سه محور این بود که تصمیم برای حمله نظامی زیرساختی به ایران، فقط یک محاسبه نظامی صرف نیست، بلکه تصمیمی چندلایه با پیامد‌های منطقه‌ای، بین‌المللی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گسترده است.»

وی افزود همین مسئله بستری فراهم ساخت تا اعراب دغدغه‌های خود را با آمریکا در میان بگذارند؛ هرچند این میزان از نگرانی را برای ایجاد صلح دائمی کافی ندانست.

پیام تماس بن‌سلمان با ترامپ

تاجیک گفت: «وقتی خبرگزاری رسمی عربستان درباره تماس بن‌سلمان با ترامپ اخباری را مخابره می‌کند، به این معناست که سعودی‌ها مایلند اقدامی را که می‌توانست رسانه‌ای نشود و مسکوت بماند، مورد توجه افکار عمومی و به‌ویژه ایران و ایرانیان قرار دهند.»

وی افزود: «سعودی‌ها می‌خواهند ایران بداند آنان چه اقدامی کرده‌اند.»

به گفته تاجیک، این اقدام عربستان می‌تواند به تلطیف روابط دو کشور، کاهش بدبینی‌های موجود نسبت به عربستان و تسهیل بسیاری از مسیر‌های دیپلماتیک کمک کند.

وی تأکید کرد: «اگرچه این اقدام فی‌نفسه از نظر شکل و محتوا بد نیست، اما کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس بیش از اینکه دلشان برای ایران و زیرساخت‌های ایران بسوزد، از عکس‌العمل ایران نگرانند.»

تاجیک گفت نگرانی از پیامد‌های واکنش ایران، عاملی مهم و مؤثر است که آنها را وادار می‌کند اقداماتی غیرمحرمانه و علنی انجام دهند.

وی افزود در پی رواج شایعات و گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای مبنی بر اینکه نتانیاهو از قبل با ترامپ برای ازسرگیری حملات زیرساختی به ایران توافق کرده بود، قطر و امارات از پیش در پشت صحنه فعال شده بودند.

تاجیک گفت قطر نسبت به خطر‌های قریب‌الوقوع برای زیرساخت‌های عظیم و صادرات گاز طبیعی خود هشدار داده و امارات نیز درباره خطرات متوجه تأسیسات خود هشدار داده بود.

با این حال، به گفته او، این هشدار‌ها برای منصرف کردن ترامپ کافی نبود؛ چراکه او در حال پیشبردن طرح خود بود، به‌ویژه از آن جهت که دو شرکت بزرگ صادرکننده گاز طبیعی آمریکا از این سناریو سود می‌بردند و از حامیان مالی کمپین ترامپ بودند.

تاجیک افزود در بعضی گزارش‌های رسانه‌ای غرب آمده است که کشور‌های منطقه به واشنگتن اطلاع داده‌اند گزارش‌های اطلاعاتی محلی تأیید می‌کند در صورت آغاز بمباران‌ها از سوی آمریکا، ایران از قبل میدان‌های نفتی، پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌های تمام اعضای شورای همکاری خلیج فارس را برای حمله متقابل فوری هدف‌گذاری و نقشه‌برداری کرده است.

وی گفت این موضوع نیز بی‌نتیجه بود تا اینکه محمد بن‌سلمان موضع شورای همکاری خلیج فارس را در تماس تلفنی به اطلاع ترامپ رساند.

به گفته تاجیک، بن‌سلمان درباره آثار کنترل‌نشده بحران در این برهه زمانی و اثرات آن بر بازار جهانی انرژی هشدار داده است؛ بحران‌هایی که می‌تواند بازار را برای مدتی طولانی متزلزل کند و به اقتصاد‌های شورای همکاری خلیج فارس آسیب جدی بزند.

وی افزود در چنین وضعی، کشور‌های عربی قادر نخواهند بود به توافق‌نامه‌ها و مشارکت‌های ساختاری بلندمدتی که در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ منعقد شده و ارزشی میان ۲ تا ۳ تریلیون دلار دارد، عمل کنند.

تاجیک گفت این مسئله جدا از میلیارد‌ها دلاری است که مستقیماً به کسب‌وکار‌های خود ترامپ و دامادش، جرد کوشنر، تزریق شده است.

وی در پایان تأکید کرد: «اینکه چنین دیالوگ‌هایی در چه قالب و بستری صورت گرفته و چه مقدار حقیقت دارد، نیاز به زمان بیشتری دارد تا ابعاد آن به رسانه راه یابد.»

تاجیک افزود: «مهم آن است که در این روند، مخابره پیام ایران یک قدرت بازدارنده برای کشور ایجاد کرد و این درس را نیز می‌توان گرفت که امنیت منطقه‌ای از یک گفت‌وگوی درون‌منطقه‌ای بیرون می‌آید که می‌تواند به نفع همه باشد.»

منبع: فرارو

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha