کد خبر : ۱۱۵۱۲۳
۱۰:۳۵

۱۴۰۵/۰۴/۲۶
حقیقت‌پور:

هر کس در حمله به سفارت انگلستان نقش داشت، در دوره حاکمیت تندروها پست گرفت

.

یک فعال سیاسی اصولگرا، جبهه پایداری را «نئوفرقانیسم» و خطرناک‌تر از گروه فرقان خواند که بارها از اصل ولایت فقیه عبور کرده و اقدامات محکوم‌شده توسط رهبر شهید انقلاب مانند حمله به سیدحسن خمینی، دکتر لاریجانی و تسخیر سفارتخانه‌ها را افتخار خود می‌دانند.

منصور حقیقت‌پور با تأکید بر اینکه شورای عالی امنیت ملی نهادی فراقوه‌ای است، جبهه پایداری را حلقه‌ای خالص ساز خواند که منویات سیاسی، فقهی، اقتصادی و اجتماعی خاص خود را دارد و هر موضوعی که با دیدگاه‌شان همخوانی نداشته باشد را رد، حذف یا با حملات رسانه‌ای بی‌اثر می‌کند.

او این جریان را «نئوفرقانیسم» خطرناک‌تر از گروه فرقان خواند که بار‌ها از اصل ولایت فقیه عبور کرده و اقدامات محکوم‌شده توسط رهبر شهید انقلاب مانند حمله به سیدحسن خمینی، دکتر لاریجانی و تسخیر سفارتخانه‌ها را افتخار خود می‌دانند.

مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه بخوانید؛

طی روز‌های گذشته شاهد بودیم که جریان جبهه پایداری و مخالفان مذاکره، تفاهم، آتش‌بس یا هر اقدام دیپلماتیک دیگر ایران، تلاش زیادی کرده‌اند تا رأی سایر اعضای شورای عالی امنیت ملی را نادیده بگیرند و این‌طور القا کنند که این دولت بوده که تفاهم با آمریکا را به نوعی به نظام تحمیل کرده است. این اظهارات را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا شورای عالی امنیت ملی فقط از اعضای دولت تشکیل شده است؟

شورای عالی امنیت ملی نهادی فراقوه‌ای است. درست است که ریاست آن بر عهده رئیس قوه مجریه (یعنی همان رئیس‌جمهور) است، اما در این شورا اعضای مختلفی حضور دارند؛ از جمله فرماندهان نیرو‌های مسلح، رئیس سازمان صدا و سیما، رئیس قوه قضاییه و رئیس قوه مقننه. در واقع شخصیت‌های مختلفی در آن عضویت دارند و این شورا متعلق به یک قوه خاص نیست.

اما در پاسخ به این سوال که چرا جبهه پایداری و نیرو‌های تندرو این‌گونه برخورد می‌کنند؛ به نظر می‌رسد این حلقه خالص‌ساز منویات خاصی برای خود دارد که ابعاد سیاسی، فقهی، حوزوی، اقتصادی و اجتماعی دارد و این مواضع دیگر برای مردم روشن شده است. این جریان در مسائل اجتماعی اگر دستش برسد، حتی خیابان‌ها را هم تیغه‌بندی می‌کند تا زنان از یک طرف و مردان از طرف دیگر عبور کنند.

آنها هر موضوعی را که با ویژگی‌های مد نظرشان در این بخش‌های مختلف انطباق نداشته باشد، یا رد می‌کنند، یا حذف و محو می‌کنند و یا با هر حمله‌ای که بتوانند، تلاش می‌کنند آن را بی‌خاصیت جلوه دهند. برای مثال، تلاش کردند بسیاری از شخصیت‌های مورد هجمه را با حملات مفتضح تبلیغاتی و رسانه‌ای بی‌اثر و بی‌خاصیت کنند.

به نظر من، این افراد در موارد بسیاری از اصل ولایت فقیه عبور کرده‌اند. در درون آنها حسی شکل گرفته که به آنها می‌گوید خودشان می‌توانند فتوا دهند و خودشان هم به آن عمل کنند. ببینید، رهبر شهید انقلاب حمله به جناب سید حسن خمینی در حرم امام (ره)، حمله به شهید لاریجانی و همچنین حمله به سفارتخانه‌ها (از جمله سفارت عربستان و سفارت انگلستان) را محکوم کردند، اما این آقایان این اقدامات را جزو افتخارات خود می‌دانند.

هر کسی که در تسخیر و حمله به سفارت انگلستان نقش داشته، در دوره حاکمیت اینها پست و مقام گرفته و مسئولیت اجرایی بر عهده‌اش گذاشته شده است. با این اوصاف، شورای عالی امنیت ملی که برایشان چیزی نیست؛ اینها اگر لازم باشد از ولایت فقیه هم عبور می‌کنند، همان‌طور که نمونه‌هایی که ذکر کردم، همگی مصداق عبور از اصل ولایت فقیه است.

زمانی که رهبری شهید فرمودند شما بیخود به آقای لاریجانی حمله کردید، همه اینها باید توبه می‌کردند؛ اما چند نفر از آنها توبه کردند؟ اینها یک جریان نئوفرقانیسم هستند که بسیار خطرناک‌تر از گروه فرقان است. عزم و اراده واقعی آنها این است که منویات یک حلقه تندرو را بر کل کشور غالب کنند. این جریان اساساً مذاکره با دنیا را قبول ندارد؛ آنها کل دنیا را فاسد و جنایتکار می‌دانند و تصور می‌کنند همه فاسد هستند و لابد معتقدند فقط باید با همین سه چهار کشور نظیر عراق، سوریه و لبنان ارتباط داشت.

آنها از این ادعا که دولت یا شورای عالی امنیت ملی تفاهم را به نظام تحمیل کرده است، چه انگیزه‌ای دارند؟

نظام جمهوری اسلامی تحمیل‌پذیر نیست. اگر رهبر معظم انقلاب بفرمایند مسیری را نروید، هیچ‌کس آن مسیر را نخواهد رفت؛ و اگر مشاهده می‌کنید شخصیتی در سطح بالای نظام مانند آقای قالیباف با طرف‌های دیگر پای میز گفت‌و‌گو می‌نشیند، قطعاً به او اجازه داده شده است و بدون اذن و اجازه اقدام نمی‌کند.

اینکه بعد از پیام رهبری، این گروه بسیار به آن بند استناد می‌کنند که ایشان گفته بودند «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» را چطور تحلیل می‌کنید؟

این موضوع را هم که آقای حداد عادل آمد و تبیین، اصلاح [و ابهام‌زدایی]کرد. در مورد بحث انتقام هم آقاسید مصطفی خامنه‌ای ابهام‌زدایی کردند و فرمودند که صبر با انتقام منافاتی ندارد.

بعد از توضیحاتی که افراد نزدیک به بیت، عده‌ای از این جریان دوباره شروع به حمله به این افراد نزدیک کردند؛ این رفتار چه معنایی دارد؟

این نشان می‌دهد که آنها به جز افکار خودشان، هیچ اندیشه دیگری را قبول ندارند؛ حتی اگر آن نظر، دیدگاه رهبری باشد. همان‌طور که پیش‌تر گفتم، رهبر شهید پیش از این نیز فرموده بودند چرا به سید حسن خمینی حمله کردید؟ چرا به فلان شخص یا فلان مرکز حمله کردید؟ کدام‌یک از آنها توبه کردند و بازگشتند؟ نمونه بارز آن همین امروز است؛ رفته‌اند گروهی از دختران را در مشهد کفن‌پوش کرده و به تهران آورده‌اند تا مثلاً بگویند جلوی وزارت خارجه را تخته کنیم یا در وزارت خارجه را گل بگیریم؛ در حالی که باید دهان خود شما را گل گرفت.


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha