سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان با بررسی جایگاه «مقاومت» در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، آن را مفهومی تمدنی دانست و تأکید کرد: این مفهوم در چارچوب پروژه تمدن نوین اسلامی قابل فهم و تبیین است.
دکتر محمدحسین مختاری درباره رهبر شهید انقلاب اسلامی نوشت: در میان مفاهیم کلیدی اندیشه آیتالله سید علی خامنهای، شاید کمتر مفهومی به اندازه «مقاومت» مورد سوءبرداشت قرار گرفته باشد. بسیاری از تحلیلهای سیاسی، مقاومت را صرفاً یک تاکتیک امنیتی یا راهبردی منطقهای تلقی میکنند؛ در حالی که در منظومه فکری آیتالله خامنهای، مقاومت پیش از آنکه یک راهبرد سیاسی باشد، یک اصل قرآنی، یک حقیقت تاریخی و یک ضرورت تمدنی است. فهم صحیح جایگاه مقاومت در اندیشه ایشان، مستلزم آن است که آن را در چارچوب پروژه بزرگ «تمدن نوین اسلامی» مورد مطالعه قرار دهیم.
از منظر ایشان، تاریخ بشر همواره صحنه تقابل دو جریان بوده است: جریان حق و عدالت از یک سو، و جریان استکبار، سلطه و طغیان از سوی دیگر. قرآن کریم این تقابل را در قالب مبارزه پیامبران با طاغوتها و مستکبران زمان خود ترسیم میکند. در داستان حضرت موسی(ع)، فرعون تنها یک حاکم مستبد نیست، بلکه نماد یک نظام سلطه است که بر پایه تحقیر انسانها و انحصار قدرت بنا شده است.
قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ»
«فرعون در زمین برتریجویی کرد و مردم آن را دستهدسته ساخت و گروهی از آنان را به ضعف کشاند.» (قصص: ۴)
آیتالله خامنهای معتقدند که این منطق سلطه در طول تاریخ اشکال مختلفی به خود گرفته است و در دوران معاصر نیز در قالب نظامهای استکباری، استعمار نوین و سلطهگری بینالمللی ادامه یافته است (خامنهای، ۱۳۹۴).
بر این اساس، مقاومت تنها واکنشی سیاسی به یک تهدید خاص نیست، بلکه دفاع از کرامت انسان و حق تعیین سرنوشت ملتهاست. از نگاه ایشان، هر ملتی که بخواهد هویت مستقل خود را حفظ کند، ناگزیر باید در برابر سلطه مقاومت نماید. تمدنسازی بدون استقلال امکانپذیر نیست و استقلال نیز بدون مقاومت پایدار نخواهد ماند.
یکی از مبانی قرآنی این اندیشه، آیه شریفه نفی سلطه است:
«وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»
«خداوند هرگز برای کافران راه تسلط بر مؤمنان قرار نداده است.» (نساء: ۱۴۱)
فقهای مسلمان این آیه را یکی از مهمترین مبانی فقهی نفی سلطه بیگانگان بر جامعه اسلامی دانستهاند. آیتالله خامنهای نیز بارها بر این اصل تأکید کردهاند و آن را از ارکان استقلال سیاسی و فرهنگی امت اسلامی معرفی کردهاند (خامنهای، ۱۳۸۹).
در اندیشه ایشان، مقاومت تنها به عرصه نظامی محدود نمیشود. همانگونه که سلطه ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانهای دارد، مقاومت نیز باید همه این عرصهها را در بر گیرد. به همین دلیل، مفاهیمی مانند اقتصاد مقاومتی، استقلال علمی، خودباوری فرهنگی و جهاد تبیین در منظومه فکری ایشان، جلوههای گوناگون مقاومت محسوب میشوند.
مقاومت؛ فرهنگ خودباوری و شکوفایی ظرفیتهای درونی
یکی از ابعاد مهم اندیشه آیتالله خامنهای آن است که مقاومت را نباید صرفاً واکنشی در برابر فشارهای بیرونی دانست؛ بلکه پیش از هر چیز، مقاومتی درونی و فرهنگی است که یک ملت را به خودباوری، اعتماد به ظرفیتهای خویش و رهایی از وابستگی سوق میدهد. از نگاه ایشان، بسیاری از ملتها پیش از آنکه در عرصه نظامی یا اقتصادی شکست بخورند، در عرصه ذهن و اراده دچار شکست میشوند. هنگامی که ملتی باور کند بدون تکیه بر قدرتهای بزرگ قادر به پیشرفت نیست، زمینه سلطه بر او فراهم میشود.
از همین رو، آیتالله خامنهای همواره بر احیای روحیه «ما میتوانیم» تأکید کردهاند و آن را یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی دانستهاند (خامنهای، ۱۳۹۲). این خودباوری، نه به معنای بینیازی از تعامل با جهان، بلکه به معنای اعتماد به تواناییهای علمی، فرهنگی و انسانی جامعه است. ملتی که به سرمایههای خود ایمان داشته باشد، تعامل با دیگران را از موضع عزت و استقلال دنبال میکند، نه از موضع انفعال و وابستگی.
این حقیقت در قرآن کریم نیز مورد توجه قرار گرفته است. خداوند میفرماید:
«فَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»
«سست نشوید و اندوهگین نگردید؛ اگر ایمان داشته باشید، شما برترید.» (آلعمران: ۱۳۹)
این آیه، روحیه عزت، اعتماد و استقامت را به ایمان پیوند میدهد. در اندیشه آیتالله خامنهای نیز مقاومت پیش از آنکه به ابزارهای بیرونی متکی باشد، بر ایمان، اراده و اعتماد به ظرفیتهای ملت استوار است. از این منظر، تمدن نوین اسلامی زمانی شکل میگیرد که ملتهای مسلمان احساس کنند میتوانند با تکیه بر دانش، فرهنگ و سرمایه انسانی خود، آیندهای مستقل و پیشرفته بسازند.
بر همین اساس، مقاومت به یک فرهنگ عمومی تبدیل میشود؛ فرهنگی که در آن سختیها به فرصت تبدیل میشوند، تحریمها انگیزهای برای نوآوری میگردند و فشارهای بیرونی، اراده ملی را برای پیشرفت تقویت میکنند. چنین مقاومتی، برخاسته از امید و خودباوری است و همین ویژگی، آن را از مقاومتهای صرفاً واکنشی یا مقطعی متمایز میسازد.
یکی از نکات مهم در این زمینه، پیوند میان مقاومت و پیشرفت است. در برخی تحلیلها، مقاومت به معنای انزوا یا مخالفت با توسعه تلقی میشود؛ اما آیتالله خامنهای دقیقاً برعکس میاندیشند. از نگاه ایشان، مقاومت زمینهساز پیشرفت است؛ زیرا ملت مقاوم به جای تکیه بر دیگران، ظرفیتهای درونی خود را فعال میکند. تجربه جمهوری اسلامی در حوزههای مختلف علمی، فناوری و صنعتی نیز از نظر ایشان شاهدی بر این مدعاست (خامنهای، ۱۳۹۲).
این نگاه ریشه در آموزههای قرآنی دارد. خداوند میفرماید:
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»
«اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میسازد.» (محمد: ۷)
در تفسیر این آیه، مفسران گفتهاند که پایداری در مسیر حق، زمینهساز نصرت الهی و موفقیت اجتماعی خواهد بود. آیتالله خامنهای نیز مقاومت را نه صرفاً یک محاسبه سیاسی، بلکه نوعی اعتماد به سنتهای الهی در تاریخ میدانند.
یکی از مصادیق برجسته این اندیشه، مسئله فلسطین است. از دیدگاه ایشان، فلسطین صرفاً یک مناقشه منطقهای نیست، بلکه نماد تقابل میان عدالت و ظلم در جهان معاصر است. حمایت از ملت فلسطین، دفاع از یک قوم یا ملت خاص نیست؛ بلکه دفاع از اصل عدالت و مقابله با اشغالگری است (خامنهای، ۱۴۰۰).
در این زمینه میتوان به سخن امیرالمؤمنین علی(ع) اشاره کرد که فرمود:
«کُونُوا لِلظَّالِمِ خَصْمًا وَلِلْمَظْلُومِ عَوْنًا»
«دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید.» (نهج البلاغه، نامه ۴۷)
این آموزه در اندیشه آیتالله خامنهای به یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی و یکی از مبانی تمدنی مقاومت تبدیل شده است.
از سوی دیگر، مقاومت در نگاه ایشان با مفهوم «عزت» پیوندی عمیق دارد. قرآن کریم میفرماید:
«وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ»
«عزت از آن خدا و پیامبر او و مؤمنان است.» (منافقون: ۸)
عزت در اینجا به معنای حفظ کرامت، استقلال و سربلندی جامعه مؤمنان است. از منظر آیتالله خامنهای، مقاومت در حقیقت تلاشی برای حفظ همین عزت و جلوگیری از تحقیر ملتهاست.
نکته مهم دیگر آن است که مقاومت در اندیشه ایشان صرفاً یک راهبرد دفاعی نیست، بلکه دارای ماهیتی تمدنی و آیندهساز است. تمدنهای بزرگ تاریخ زمانی توانستند مسیر خود را طی کنند که در برابر فشارها و تهدیدها تسلیم نشدند. هر تمدنی که استقلال فکری و فرهنگی خود را از دست بدهد، به تدریج هویت و خلاقیت خود را نیز از دست خواهد داد. از این رو، مقاومت در منظومه فکری آیتالله خامنهای شرط حفظ هویت و مقدمه تمدنسازی است.
در نهایت، مقاومت در اندیشه ایشان را باید تجلی اراده یک ملت برای حفظ آزادی، استقلال، عدالت و کرامت انسانی دانست. این مفهوم از سطح یک تاکتیک سیاسی فراتر میرود و به یکی از ارکان اصلی تمدن نوین اسلامی تبدیل میشود. تمدنی که قرار است در برابر سلطه، تبعیض و تحقیر انسان ایستادگی کند، ناگزیر باید بر فرهنگ مقاومت استوار باشد.
بدین ترتیب، مقاومت در اندیشه آیتالله خامنهای نه یک وضعیت موقت، بلکه یک منطق تاریخی و تمدنی است؛ منطقی که ملتها را از وابستگی میرهاند، ظرفیتهای درونی آنان را شکوفا میکند و زمینه را برای شکلگیری جامعهای مستقل، پیشرفته و عزتمند فراهم میسازد.
مقاومت، راهبرد تمدنی در مواجهه با نظام سلطه در اندیشه رهبر شهید
یکی دیگر از ابعاد کمتر مورد توجه در اندیشه آیتالله خامنهای، ارتباط میان مقاومت و سرمایه اجتماعی است. از نگاه ایشان، مقاومت پایدار تنها با تکیه بر توان نظامی یا اقتصادی تحقق نمییابد، بلکه نیازمند اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان، مشارکت عمومی، احساس مسئولیت همگانی و انسجام ملی است. هرگاه این سرمایه اجتماعی تقویت شود، جامعه در برابر بحرانها و فشارهای خارجی نیز توان بیشتری برای ایستادگی خواهد داشت.
قرآن کریم درباره جامعه مؤمنان میفرماید:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»
«همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.» (آلعمران: ۱۰۳)
این آیه، وحدت و همبستگی را یکی از ارکان اقتدار جامعه اسلامی معرفی میکند. آیتالله خامنهای نیز بارها بر این نکته تأکید کردهاند که هرگونه شکاف اجتماعی، اختلاف داخلی و بیاعتمادی عمومی، قدرت مقاومت یک ملت را کاهش میدهد و زمینه نفوذ دشمن را فراهم میسازد.
از این منظر، مقاومت صرفاً در میدانهای نبرد معنا پیدا نمیکند؛ بلکه در رفتار روزمره مردم، احساس مسئولیت اجتماعی، قانونگرایی، همکاری ملی، مشارکت علمی و اقتصادی و حتی در حفظ اخلاق عمومی نیز تجلی مییابد. هر اندازه پیوند مردم با یکدیگر و با آرمانهای جامعه مستحکمتر باشد، توان تمدنی آن جامعه نیز افزایش خواهد یافت.
در اندیشه آیتالله خامنهای، همین سرمایه اجتماعی است که امکان عبور از بحرانها را فراهم میآورد و جامعه را از حالت واکنشهای مقطعی به مرحلهای از پایداری تمدنی میرساند. به همین دلیل، مقاومت تنها یک مفهوم سیاسی نیست، بلکه شیوهای از زیست اجتماعی است که بر اعتماد، مشارکت و مسئولیت مشترک استوار است.
مقاومت؛ افق آینده تمدن اسلامی
در منظومه فکری آیتالله خامنهای، مقاومت نه مقصد نهایی، بلکه پلی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی است. هدف مقاومت، استمرار درگیری یا حفظ وضعیت بحرانی نیست؛ بلکه فراهم ساختن شرایطی است که ملتها بتوانند در فضایی مبتنی بر عزت، استقلال و عدالت، استعدادهای خود را شکوفا کنند. از این رو، مقاومت در این اندیشه، ماهیتی سازنده و آیندهنگر دارد.
تمدن اسلامی آینده، از نگاه ایشان، تمدنی است که بتواند میان قدرت و اخلاق، پیشرفت و عدالت، علم و معنویت، استقلال و تعامل سازنده با جهان جمع کند. مقاومت در این چارچوب، ضامن حفظ هویت و استقلال این تمدن است تا بتواند بدون تسلیم در برابر سلطه، با دیگر ملتها بر پایه احترام متقابل و عدالت همکاری کند.
این رویکرد با وعده الهی در قرآن کریم نیز هماهنگ است:
«إِنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»
«زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد.» (انبیاء: ۱۰۵)
مفسران این آیه را بیانگر افق نهایی حرکت تاریخ به سوی حاکمیت صلاح، عدالت و ارزشهای الهی دانستهاند. در همین چارچوب، آیتالله خامنهای مقاومت را بخشی از این مسیر تاریخی میدانند؛ مسیری که هدف آن، استقرار جامعهای برخوردار از کرامت انسانی، استقلال، پیشرفت و عدالت است.
از این منظر، مقاومت تنها واکنش به تهدیدهای امروز نیست، بلکه سرمایهای برای ساختن فردای جهان اسلام است. هر اندازه فرهنگ مقاومت با علم، اخلاق، معنویت، عدالت و مشارکت مردمی پیوند عمیقتری پیدا کند، امکان تحقق تمدن نوین اسلامی نیز بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، مقاومت در اندیشه آیتالله خامنهای را باید حلقه اتصال میان حفظ هویت امروز و ساختن آینده تمدنی امت اسلامی دانست.