آمریکا معافیت برای فروش نفت ایران صادر کرد
یک اقتصاددان با بیان اینکه معتقدم ایران و آمریکا برای حل مناقشات خود جدی هستند گفت: طبق برنامه پنج ساله هفتم نیازمند ۱۰۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری هستیم که اگر تفاهمنامه ایران و آمریکا به نتایج قطعی برسد انرژی مثبتی آزاد میشود و دو سوم عدد مذکور را میتوانیم در بخش صنعت نفت و معدن از سرمایهگذاری خارجی جستوجو کنیم؛ بنابراین اهمیت جذب سرمایه بسیار بیش از آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار اموال بلوکه شد
هادی حقشناس اظهار کرد: ما در سالهای بعد از جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران تا همین امسال حدود ۱۲۰۰ میلیارد دلار صادرات نفت و فرآوردههای نفتی داشتیم که طبیعتا عدد قابل توجهی است. تمام سالهای گذشته اگر این عدد با برنامه هزینه و مدیریت میشد قطعا تابآوری اقتصاد ایران بر مبنای اقتصاد مقاومتی بسیار بیش از شرایط فعلی بود.
وی افزود: وقتی عدد ۱۲۰۰ میلیارد دلار را با ۲۴ میلیارد دلار اموال بلوکه شده کنونی ایران مقایسه میکنیم متوجه میشویم آنچه قرار است ذیل تفاهمنامه ایران و آمریکا آزادسازی شود رقم خیلی بالایی محسوب نمیشود. چیزی که اهمیت دارد رفع تحریمها، عادیسازی شرایط کشور، کاهش هزینه مبادلات تجاری و جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی است که بسیار فراتر از داراییهای مسدود شده است.
تحریم و مبادلات پولی دو مشکل اصلی ایران
حقشناس با بیان اینکه مشکل اقتصاد ایران صرفا منابع نیست بلکه برخی چالشها است با ذکر مثالی در این خصوص گفت: به عنوان نمونه در سالهای گذشته که به FATF ملحق نشدیم یا در تحریم بودیم هزینه تجارت، نقل و انتقالات پولی و مبادلات خارجی کشور افزایشی بوده است؛ لذا برای توسعه کشور، بیش از آنکه به سرمایه نیاز داشته باشیم باید جذابیتهای سرمایهگذاری ایجاد کنیم. اگر این بستر فراهم شود سرمایهگذاران داخلی و خارجی منابع مالی را تامین خواهند کرد.
وقتی متجاوز میخواهد از حوزه پیرامونی ایران و خلیج فارس بیرون برود ادامه جنگ معنی ندارد
وی تصریح کرد: برخورداری از نفت و گاز، مزیت گردشگری یا موقعیت جغرافیایی، شرط اولیه سرمایهگذاری است، اما کافی نیست. شرط کافی این است که سرمایهگذاری و سود ناشی از آن قابل پیشبینی باشد و امکان برگشت سرمایه برای سرمایهگذار طبق فرمولهای اقتصادی فراهم شود.
این اقتصاددان با اشاره به امضای تفاهمنامه بین ایران و آمریکا در روزهای اخیر گفت: شواهد و قرائن حاکی از آن است که اراده سیاسی بین دو کشور برای رفع مسائل فیمابین شکل گرفته است. هم ایران و هم آمریکا میخواهند حداقل به صورت شکلی مسائل خود را حل کنند. اینکه از اعضای شورای عالی امنیت ملی ایران فقط یک نفر مخالف تفاهمنامه است از اراده قوی طرف ایرانی حکایت دارد.
به گفته حقشناس در طرف مقابل نیز بالاترین سطوح در مذاکرات شرکت میکنند که این هم نشاندهنده اراده قوی در بین دولتمردان ایالات متحده است. این اراده به خاطر منافع اقتصادی یا سیاسی یا هر عنوان دیگری باشد مهم نیست. مهم این است ارادهای شکل گرفته که میخواهد مسائل فیمابین را حل کند.
وی با بیان اینکه اگر تفاهمنامه ظرف یکی دوماه آینده به نتایج قطعی برسد انرژی مثبتی آزاد میشود که ارزش آن به لحاظ سرمایهگذاری بسیار بیش از اعداد ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار اموال بلوکه شده است گفت: در تفاهم پیشبینی شده که صندوقی به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی شکل بگیرد؛ عددی که بیش از ۱۲ برابر پولهای بلوکه شده ایران است که قرار است در کوتاه مدت آزاد شود.
دو سوم منابع نفت و معدن میتواند از طریق سرمایهگذاری خارجی جذب شود
این اقتصاددان تاکید کرد: مفهوم این صحبت آن نیست که پولهای بلوکه شده آزاد نشود یا ارزش سرمایه خود را کم جلوه دهیم، بلکه اگر قرار است اقتصاد ایران حداقل در نفت و گاز جبران عقبماندگی را داشته باشد طبق برنامه پنج ساله هفتم نیازمند ۱۰۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری است. با توجه به درآمدهای نفتی پنج ساله اگر به همین روال پیش برویم هرگز به آن عدد نخواهیم رسید. دو سوم این عدد در بخش صنعت نفت و معدن را باید از منابع خارجی جستوجو کنیم؛ بنابراین باید افق بلندتری را ببینیم و نگاه و انرژی خود را محدود به اینکه ۱۲ میلیارد یا ۲۴ میلیارد دلار آزاد شود نکنیم.
حقشناس، جنگ رمضان را دارای برکاتی برای مردم ایران دانست و گفت: یکی از نتایج جنگ رمضان این خواهد بود که دیگر چشمانداز اقتصاد ایران کوتاه مدت، روزانه، ماهانه یا حداکثر سالانه نباشد، بلکه چشمانداز بلندمدتی را برای بخشهای پتروشیمی، نفت و گاز، زیرساختهای عمرانی، پروژههای فرودگاهی، ریلی، صنعت گردشگری و دیگر زیرساختها متصور شویم. کمی باید تأمل و صبر کرد تا مذاکرهکنندگان با اعتمادی که ملت و حاکمیت به آنها دارد بتوانند به نتایج مطلوب برسند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا طرف آمریکایی با توجه به بدعهدیهای گذشته ارادهای برای اجرای تعهدات خود ذیل تفاهمنامه دارد یا خیر، بیان کرد: چند حادثه تاریخی را اگر کنار هم بگذاریم میشود راجع به این مذاکرات به صورت واقعبینانه قضاوت کرد. آمریکا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران مداخله و دولت مصدق را ساقط کرد. در سال ۱۳۴۲ تحت عنوان اصلاحات ارضی و انقلاب سفید از شاه حمایت کرد. در سال ۱۳۵۷ در کودتای نوژه دخالت داشت. سال ۱۳۶۷ هواپیمای مسافری ما را سرنگون کرد. در جنگ ۱۲ روزه، حوادث دیماه با ارسال اسلحه و جنگ رمضان به صورت حمله مستقیم مداخله داشت. اگر آمریکا میتوانست بیش از این مداخله کند حتما ادامه میداد. اما معتقدم امروز ایالات متحده به هر دلیلی نمیتواند وضعیت کنونی را ادامه بدهد.
این اقتصاددان با بیان اینکه آمریکا به مذاکره با ایران نیاز دارد گفت: در داخل کشور هم طبیعی است که محاصره اقتصادی، مشکلاتی برای مردم ایجاد کرده است. از همه اینها که بگذریم هدف دفاع از کشور این است که متجاوز را به عقب برانیم. وقتی متجاوز میخواهد از حوزه پیرامونی ایران و خلیج فارس بیرون برود ادامه جنگ معنی ندارد. از این منظر به نظر میرسد اراده سیاسی برای طرفین جدی است.