کد خبر : ۱۱۴۳۲۹
۱۶:۵۳

۱۴۰۵/۰۳/۳۱
حق‌شناس:

هنر حکمرانی پس از توافق، بازسازی اعتماد عمومی است

هنر حکمرانی پس از توافق، بازسازی اعتماد عمومی است

یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه هنر حکمرانی پس از توافق در آن است که از فرصت پیش آمده برای بازسازی اعتماد عمومی استفاده شود، گفت: مبارزه سازمان‌یافته، شفاف و بدون تبعیض با فساد و رانت باید به یکی از نخستین اولویت‌های کشور تبدیل شود.

محمدجواد حق‌شناس در یادداشتی با عنوان «هنر حکمرانی پس از توافق اسلام‌آباد» در روزنامه اعتماد نوشت: اگر توافق اسلام‌آباد به سرانجام برسد و به توافقی پایدار و قابل اجرا تبدیل شود، مهم‌ترین چالش ایران دیگر دستیابی به توافق نخواهد بود، بلکه بهره‌گیری از فرصت‌هایی خواهد بود که این توافق می‌تواند در برابر کشور بگشاید. تاریخ ملت‌ها نشان می‌دهد که پایان یک جنگ یا امضای یک توافق، الزاما آغاز دوره‌ای از شکوفایی و توسعه نیست. میان توافق و توسعه، حلقه‌ای تعیین‌کننده وجود دارد که نام آن «حکمرانی» است. بسیاری از کشور‌ها پس از جنگ‌ها یا بحران‌های بزرگ، در صورت درک درست شرایط جدید، وارد مرحله‌ای تازه از توسعه شده‌اند و برخی دیگر به دلیل تکرار الگو‌های پیشین، فرصت‌های تاریخی خود را از دست داده‌اند. از همین رو، اهمیت یک توافق نه فقط در مفاد آن، بلکه در کیفیت بهره‌گیری از فرصت‌هایی است که در اختیار کشور‌ها قرار می‌دهد. امروز تقریبا همه طرف‌های درگیر، با روایت‌های متفاوت، بر یک واقعیت مشترک اذعان دارند: جنگ راه‌حل نبود. برخی توافق را پیروزی دیپلماسی می‌دانند، برخی آن را نشانه فرسایش طرفین و برخی عقب‌نشینی از اهداف اولیه جنگ تلقی می‌کنند. اما فارغ از این داوری‌ها، آنچه برای ایران اهمیت دارد نه روایت پیروزی و شکست، بلکه چگونگی ساختن آینده‌ای بهتر از دل این فرصت است. ایران در سال‌های اخیر روزگار آسانی را پشت سر نگذاشته است. تحریم‌های گسترده، تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، افت سرمایه‌گذاری، مهاجرت بخشی از نیرو‌های متخصص، نااطمینانی اقتصادی، ناآرامی‌های اجتماعی و در نهایت دو جنگ سنگین و پرهزینه، فشار کم‌سابقه‌ای بر جامعه وارد کرده است. در کنار این دشواری‌ها، ظهور نسل‌های جدید با مطالبات متفاوت، گسترش ارتباطات جهانی و دگرگونی‌های ژرف در منطقه و نظام بین‌الملل، شرایطی کاملا متفاوت از دهه‌های گذشته پدید آورده است. با این همه، جامعه ایران در بزنگاه‌های حساس، ظرفیت کم‌نظیر خود برای تاب‌آوری و حفظ انسجام ملی را نشان داده است. ایستادگی مردم در برابر فشار‌های خارجی، تحمل دشواری‌های اقتصادی و حفظ یکپارچگی سرزمینی کشور، سرمایه‌ای است که هیچ نظام حکمرانی خردمندی نباید آن را نادیده بگیرد.

 

شاید بزرگ‌ترین درس سال‌های اخیر این باشد که مهم‌ترین منبع قدرت ایران نه صرفا در حوزه نظامی و امنیتی، بلکه در سرمایه اجتماعی و توان ملی ایرانیان نهفته است. از همین رو، بزرگ‌ترین خطر پیش روی ایران پس از توافق، شکست توافق نیست، بلکه تکرار خطا‌های گذشته است. اگر رفع تحریم‌ها به اصلاح ساختار‌های اقتصادی منجر نشود، اگر فرصت‌های تازه به جای رقابت سالم در اختیار حلقه‌های محدود قرار گیرد، اگر فساد و رانت همچنان اعتماد عمومی را فرسوده کند، اگر نسل جوان و نخبگان احساس مشارکت نکنند و اگر شکاف میان دولت و ملت کاهش نیابد، آنگاه حتی موفق‌ترین توافق‌ها نیز نمی‌توانند کشور را به مسیر توسعه پایدار وارد کنند. هنر حکمرانی پس از توافق در آن است که از فرصت پیش آمده برای بازسازی اعتماد عمومی استفاده شود. مبارزه سازمان‌یافته، شفاف و بدون تبعیض با فساد و رانت باید به یکی از نخستین اولویت‌های کشور تبدیل شود. جامعه‌ای که عدالت را احساس کند، برای مشارکت در توسعه نیز انگیزه بیشتری خواهد داشت. در گام بعد، باید از ظرفیت عظیم ایرانیان خارج از کشور بهره گرفت. میلیون‌ها ایرانی در عرصه‌های علمی، اقتصادی، فناورانه و مدیریتی در سراسر جهان حضور دارند. آنان نه رقیب کشور، بلکه بخشی از سرمایه ملی ایرانند. اعتمادسازی و ایجاد امنیت خاطر برای ارتباط و مشارکت آنان می‌تواند دستاورد‌هایی به مراتب فراتر از بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی به همراه داشته باشد. همچنین باید راه را برای حضور موثرتر دانشگاهیان، پژوهشگران، کارآفرینان، فعالان اقتصادی و نهاد‌های مدنی، به ویژه احزاب سیاسی مستقل و توانمند و انجمن‌های مردم‌نهاد، در فرآیند تصمیم‌سازی هموار کرد. پیچیدگی مسائل امروز ایران نه با شیوه‌های سنتی اداره کشور و نه با دوپاره‌سازی و دوقطبی‌کردن جامعه قابل حل است. حکمرانی کارآمد در جهان امروز بیش از هر زمان دیگر به خرد جمعی، گفت‌و‌گو، مشارکت نخبگانی و استقرار الگویی از حکمرانی توسعه‌گرا نیاز دارد. یکی از مهم‌ترین الزامات حکمرانی در دوره جدید، استقرار فرهنگ پاسخگویی و مسوولیت‌پذیری در همه سطوح تصمیم‌گیری است. جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری خواهان شفافیت و آگاهی از فرآیند‌های تصمیم‌سازی است. در حکمرانی توسعه‌گرا، قدرت و مسوولیت از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. هر اندازه اختیارات گسترده‌تر باشد، پاسخگویی نیز باید بیشتر باشد. تجربه نشان داده است که اعتماد عمومی زمانی تقویت می‌شود که شهروندان اطمینان یابند تصمیم‌گیران نه تنها در موفقیت‌ها، بلکه در قبال هزینه‌ها و پیامد‌های تصمیمات خود نیز مسوولیت می‌پذیرند. در حوزه اجتماعی و سیاسی نیز تقویت همبستگی ملی مستلزم کاستن از شکاف‌ها و گسترش آشتی اجتماعی است. جامعه‌ای که احساس کند شنیده می‌شود و در سرنوشت خود سهم دارد، در برابر تهدید‌های بیرونی نیز مقاوم‌تر خواهد بود. سرمایه اجتماعی را نمی‌توان با بخشنامه ایجاد کرد؛ این سرمایه محصول اعتماد متقابل میان حکومت و مردم است. شاید بتوان گفت ایران در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه از حیات سیاسی و اجتماعی خود قرار گرفته است؛ مرحله‌ای که می‌توان آن را آغاز «جمهوری سوم» نامید؛ دوره‌ای که موفقیت آن بیش از هر چیز به توانایی نظام حکمرانی در درک تحولات جامعه، منطقه و جهان وابسته خواهد بود. فارغ از نامگذاری‌ها، واقعیت آن است که کشور با جامعه‌ای متفاوت، منطقه‌ای متفاوت و جهانی متفاوت روبه‌رو است. اداره این مرحله جدید نیازمند نگاه راهبردی، شناخت دقیق تحولات اجتماعی و شجاعت لازم برای اصلاح و نوآوری است. جمهوری سوم، اگر قرار است معنایی فراتر از یک عنوان داشته باشد، باید بر پایه مشارکت گسترده‌تر شهروندان، تقویت نهاد‌های مدنی، پذیرش تکثر اجتماعی و سیاسی و گسترش فرهنگ گفت‌و‌گو بنا شود. در چنین چارچوبی، وفاق نه به معنای یکدست‌سازی، بلکه به معنای همزیستی دیدگاه‌های متفاوت در ذیل منافع ملی و قانون خواهد بود. توافق اگر حاصل شود، تنها یک فرصت خواهد بود، نه معجزه و نه تضمین موفقیت. هنر حکمرانی آن است که این فرصت را به توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی، افزایش آزادی‌های قانونی، ارتقای کیفیت زندگی و تقویت جایگاه ایران در منطقه و جهان تبدیل کند. آزمون اصلی از روز پس از توافق آغاز می‌شود. اگر این فرصت تاریخی با تدبیر، واقع‌بینی، اعتماد به مردم و شجاعت اصلاح همراه شود، می‌توان امید داشت که ایران وارد دوره‌ای تازه از ثبات، پیشرفت و شکوفایی با محوریت ایران شود؛ دوره‌ای که در آن قدرت ملی نه فقط در توان بازدارندگی، بلکه در کیفیت زندگی شهروندان، اعتبار بین‌المللی، کارآمدی حکمرانی و رضایت عمومی تجلی یابد. آینده‌ای از این دست نه یک آرزو، بلکه یک امکان واقعی است؛ مشروط بر آنکه تجربه‌های گذشته چراغ راه فردا و فرصت امروز به سرمایه‌ای پایدار برای ایران سرافراز بدل شود.

منبع: اعتماد

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha