آیا میتوان دوام توافق را منوط به اسراییل کرد و این که خوی تجاوزگری خود علیه لبنان را ترک کند؟ در این صورت آیا در عملْ سنگی به دست نیاوردهاند تا هر گاه اراده کنند شیشهٔ توافق را بشکنند؟
هممیهن نوشت: آیا میتوان دوام توافق را منوط به اسراییل کرد و این که خوی تجاوزگری خود علیه لبنان را ترک کند؟
دور اول مذاکرات ایران و آمریکا بعد از امضای تاریخی رییسان جمهوری دو کشور پای یادداشت تفاهم انجام نشد. چرا؟ به خاطر تجاوز دوبارهٔ اسراییل به لبنان.
در نگاه اول این پرسشْ پدید میآید که این دو مقوله چه ارتباطی با هم دارند؟ مذاکرات ایران و آمریکا بر سر بازگشایی تنگهٔ هرمز و رقیقْسازی اورانیومهای غنی شده و رفع تحریمها و البته تضمین پرهیز از تحمیل جنگی دیگر یک بحث است و تجاوز اسراییل به لبنان با ادعای حفظ امنیت خود و حمله به سران حزبالله بحثی است دیگر.
چند واقعیت، اما این دو موضوع را به هم ربط داده: یکی همسویی کامل اسراییل با آمریکای ترامپ خصوصا در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه علیه ایران است و دیگری پیوندهای عمیق سیاسی و عقیدتی و عاطفی ایران با حزبالله لبنان خاصه بعد از سینه سپر کردن آنان در مقابل اسراییل تا در جنگ با ایران در جبههٔ دیگری هم مشغول باشند و طبعا ایران نمیتواند متحد سیاسی و ایدیولوژیک خود را رها کند و اخلاقی هم نیست و اگر چنین کند بار دیگر که جنگی درگیرد نمیتوان از آنان انتظار یاری داشت.
از سوی دیگر آیا میتوان دوام توافق را منوط به اسراییل کرد و این که خوی تجاوزگری خود علیه لبنان را ترک کند؟
در این صورت آیا در عملْ سنگی به دست نیاوردهاند تا هر گاه اراده کنند شیشهٔ توافق را بشکنند؟
مخالفان توافق و مذاکره با آمریکا البته تفاوت و تمایزی بین ایالات متحده و اسراییل قایل نیستند و مسؤولیت تمامی اقدامات اسراییل را متوجه آمریکا میدانند و از این رو هر تجاوز به لبنان نیز انگار از جانب آمریکا و بالتبع نقض توافق بوده است.
در این نگاه اسراییل همان آمریکاست و لبنان نیز همان ایران و هر دو منتها در اندازهٔ بسی کوچکتر. بنا بر این تجاوز اسراییل به لبنان همان حمله آمریکا به ایران در اِشِلِ محدودتر است و نقض توافق.
در مقابل بر تفکیک ایران از لبنان و اسراییل از آمریکا تأکید میشود خاصه این که به فرصتی برای اسراییل به قصد موشْدواندن در توافق بدل شده است.
اینها در حالی است که در بند اول تفاهمنامه هم تصریح شده: توافق نهایی خاتمهٔ دایمی جنگ در تمامی جبههها از جمله در لبنان.
با این وصف چه باید کرد؟ شیشهٔ توافق را در معرض تهدید اسراییل قرار دهیم تا هر گاه خواست سنگی به سوی آن بیندازد و در نهایت بشکند؟!
یا لبنان را رها کنیم و برق بند ششم توافق - برنامهٔ بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری- چنان چشممان را بگیرد که چشم به روی تجاوز اسراییل به لبنان ببندیم؟
در این میانه، اما شاید بتوان راهی دیگر جُست یا گشود و آن هم این است که مذاکره را ترک و منوط به تحرکات و تحریکات اسراییل نکنیم منتها در دور اول دستور کار همین نقش تخریبی اسراییل و موضع ایالات متحده در قبال آن باشد تا بدانیم آمریکاییها شریک دزدند یا رفیق قافله.