دونالد ترامپ پس از نشست جمعهشب بدون اعلام تصمیمی روشن درباره ایران، کاخ سفید را ترک کرد؛ سکوتی که از نگاه تحلیلگران میتواند نشانهای از تردید در واشنگتن، تاکتیکی برای افزایش فشار بر تهران یا بخشی از یک راهبرد حسابشده برای مدیریت بحران و حفظ اهرمهای چانهزنی باشد.
بدون اعلام یک تصمیم نهایی و قاطع دونالد ترامپ جلسه جمعه شب را ترک کرد.
اینکه تصمیم گرفته نشده یا در مورد تصمیم سکوت شده تفاوت بسیار زیادی وجود دارد، به اعتقاد برخی از تحلیلگران عدم اعلام شفاف تصمیم، خود یک حرکت سیاسی با دقت محاسبه شده است گرچه به خودی خود میتواند از منظری بیانگر سردرگمی کاخ سفید برای اقدام علیه تهران هم بوده باشد.
با این حال برخی از تحلیلگران عرب این اقدام را نشان دهنده رویکرد تاجر مابانه ترامپ و تمایلش به مدیریت بحران است، (بحرانی که خودخاسته در آن گرفتار شده است)، اما سعی میکند طرف مقابل خود را همواره در شرایط انتظار و عدم اطمینان نگه دارد و خود را (با وجود شکستهای متوالی) غیر قابل پیش بینی نشان دهد.
یک تحلیل منطقی از سازوکار درونی سیاست آمریکا، چهار فرضیه اصلی را برای این سکوت ارائه میدهد:
۱. آمادهسازی تدریجی: تصمیم به طور بالفعل پشت درهای بسته گرفته شد و اعلام آن به تعویق افتاد تا افکار عمومی داخلی و بینالمللی را برای عواقب آن آماده کند.
۲. تاکتیکهای فشار: موفقیت لابی طرفدار نتانیاهو در تحمیل یک موضع سختگیرانه بر ترامپ، از اینرو روند تصمیمگیری برای همسو شدن و تطابق منافع به تعویق افتاده است.
۳. استراتژی فریب: واشنگتن در حال آمادهسازی یک حمله غافلگیرکننده (سایبری یا نظامی) است که در یک زمان برنامهریزی شده دقیق، امتیازات قابل توجهی را از تهران بگیرد.
۴. سیاست ریسکپذیری: حفظ فشار در اوج خود برای وادار کردن تهران به دادن امتیازات بیشتر قبل از هرگونه مذاکره.
تحولات در آینده مشخص خواهند کرد که کدام سناریو به واقعیت نزدیکتر است با این حال ما باید موارد زیر را زیر نظر داشته باشیم:
• روند اقتصادی: اعمال تحریمهای مختلف، اما آرام بر محمولههای نفتی بدون بیثبات کردن بازارهای انرژی.
• روند نظامی: تغییر آرام مواضع نیروهای آمریکایی در منطقه.
• گفتمان رسانهای: افشاگریهای متناقض برای سنجش واکنشها و بررسی ظرفیتهای پاسخ ایران.
منطقه امروز بین سه سناریو در نوسان است: «توافق آرام» که پشت درهای بسته از طریق واسطهها انجام میشود، «تشدید ناگهانی» که طرف مقابل را فلج میکند، یا یک «بنبست مداوم» با هدف تخلیه ظرفیتهای اقتصاد ایران و به پایان رساندن ذخایر آن در طول زمان.
به گفته یک تحلیلگر عرب سیاست در بحران آمریکا و ایران یک خط مستقیم نیست، بلکه ترکیبی از مانورهای عملگرایانه برای دستیابی به حداکثر سود با حداقل هزینه است.