کد خبر : ۱۱۲۷۳۶
۰۸:۴۲

۱۴۰۵/۰۲/۰۹
ساداتیان:

وضعیت موجود را نمی‌توان یک جنگ تمام‌عیار تلقی کرد

وضعیت موجود را نمی‌توان یک جنگ تمام‌عیار تلقی کرد

یک دیپلمات پیشین کشورمان می گوید: واقعیت این است که براساس شرایطی که اکنون بر فضای روابط ایران و ایالات‌متحده حاکم است، نمی‌توان از «آتش‌بس» به معنای کلاسیک آن سخن گفت؛ همان‌طور که وضعیت موجود را نیز نمی‌توان یک جنگ تمام‌عیار تلقی کرد.

جلال ساداتیان، درباره اهمیت تور دیپلماتیک وزیر امور خارجه کشورمان که با سفر ایشان به مسکو به پایان رسید گفت: واقعیت این است که براساس شرایطی که اکنون بر فضای روابط ایران و ایالات‌متحده حاکم است، نمی‌توان از «آتش‌بس» به معنای کلاسیک آن سخن گفت؛ همان‌طور که وضعیت موجود را نیز نمی‌توان یک جنگ تمام‌عیار تلقی کرد. آنچه شکل گرفته، نوعی وضعیت بینابینی و ناپایدار است؛ شرایطی که در آن همزمان نشانه‌هایی از تنش فعال و در عین حال پرهیز از درگیری مستقیم دیده می‌شود. در چنین فضایی، هر لحظه این احتمال مطرح است که ایالات‌متحده امریکا، تحت‌تاثیر اسراییل، دست به اقدام نظامی تازه‌ای بزند؛ احتمالی که باتوجه به سوابق اخیر، نمی‌توان آن را دور از ذهن دانست.

به باور ساداتیان تحرکات نظامی در منطقه، افزایش سطح آماده‌باش و همزمان تشدید جنگ روانی، همگی در راستای ایجاد فشار بر ایران ارزیابی می‌شوند. این اقدامات، بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای جنگ باشد، تلاشی برای حفظ اهرم تهدید و مدیریت فضای روانی است. در این میان، نقش شخصیت و رویکرد دونالد ترامپ نیز قابل توجه است. او همواره تلاش کرده تصویری از اقتدار مطلق ایالات‌متحده ارایه دهد؛ اقتداری که بر پایه توان اقتصادی، نظامی و فناوری این کشور تعریف می‌شود و انتظار دارد سایر بازیگران بین‌المللی با آن همراه شوند.

این تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل در ادامه گفت: با این حال، از نگاه تهران، اقداماتی که از سوی واشنگتن صورت گرفته، در چارچوب «تعرض» تعریف می‌شود و به عبارتی حتی در بستر گفت‌و‌گو نیز امکان بروز تنش نظامی وجود دارد. در این چارچوب، پاسخ ایران صرفا محدود به اقدامات نظامی مستقیم نبوده، بلکه ابعاد ژئوپلیتیکی و اقتصادی و تشدید تحرکات دیپلماتیک برای کاسته شدن از سطح تنش نیز بوده است. به گفته ساداتیان در سطح کلان نیز به نظر می‌رسد راهبردی که ازسوی دونالد ترامپ و با پیگیری جدی‌تر ازسوی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسراییل دنبال می‌شد، بر ایجاد یک شوک سریع و تعیین‌کننده استوار بود؛ سناریویی که قرار بود در مدت‌زمانی کوتاه، موازنه داخلی ایران را برهم بزند. اما ناکامی در تحقق این هدف، طرف مقابل را به سمت تغییر تاکتیک سوق داد؛ از تشدید تهدیدها، حتی در سطح طرح مباحثی، چون استفاده از سلاح‌های غیرمتعارف، تا بازگشت به مسیر پیشنهاد گفت‌و‌گو.

این دیپلمات اسبق کشورمان گفت: در همین چارچوب، تلاش‌هایی برای آغاز مذاکرات با میانجیگری پاکستان شکل گرفت. بسته‌های پیشنهادی مختلفی نیز مطرح شد، اما اختلافات اساسی، به ویژه درباره دامنه آتش‌بس، نحوه جبران خسارات و تعهدات متقابل، همچنان پابرجا بود. گفتنی است در کنار این مباحث، گفت‌و‌گو‌های فنی در برخی حوزه‌ها ازجمله آزادسازی منابع مالی ایران به طور موازی در جریان بود و حتی در برخی کمیته‌های تخصصی پیشرفت‌هایی حاصل شد. با این حال، این پیشرفت‌ها نتوانست به یک توافق جامع منجر شود. روند مذاکرات در دور اول که به صورت فشرده و طولانی‌مدت دنبال می‌شد، درنهایت به طور ناگهانی متوقف شد. اما در عین حال، تلاش‌های دیپلماتیک ازجمله سفر‌های آقای عراقچی به اسلام‌آباد و مسقط و مسکو همچنان ادامه دارد و تبادل پیام‌ها از طریق میانجی‌ها ازجمله پاکستان قطع نشده است. این رفت‌وآمد‌ها بیشتر با هدف تبیین شرایط ورود به مذاکرات احتمالی آینده انجام می‌شود. در این میان، یکی از محور‌های اصلی اختلاف، همچنان موضوع برنامه هسته‌ای و سطح فعالیت‌های ایران در این حوزه است؛ موضوعی که به گفته مقام‌های ایرانی، باید براساس نیاز‌های داخلی و در چارچوب حقوق شناخته شده بین‌المللی تعریف شود، نه تحت فشار یا دیکته بیرونی.

ساداتیان در ادامه این گفت‌و‌گو و در ارتباط با سرنوشت نقطه اختلافی میان تهران و واشنگتن که ادعا شده همچنان مساله هسته‌ای است گفت: ایران همواره تاکید داشته است که افزایش سطح غنی‌سازی تا ۶۰درصد، نه یک اقدام تهاجمی بلکه پاسخی تدریجی به نقض تعهدات ازسوی طرف مقابل بوده است. با این حال، مقام‌های ایرانی همزمان بر آمادگی برای بازگشت به چارچوب‌های قابل نظارت بین‌المللی تاکید دارند مشروط بر آنکه حقوق هسته‌ای کشور در چارچوب نیاز‌های صلح‌آمیز ازجمله تامین سوخت نیروگاه‌ها به رسمیت شناخته شود. از نگاه تهران، موضوع تسلیحاتی شدن برنامه هسته‌ای، اساسا محل مناقشه نیست، چراکه هم گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و هم ارزیابی بسیاری از اندیشکده‌ها و کارشناسان غربی، عدم انحراف برنامه هسته‌ای ایران به سمت سلاح را تایید کرده‌اند. باوجود این، فشار‌های سیاسی و اقتصادی ادامه یافته و همین مساله، یکی از محور‌های اصلی انتقاد ایران است.

به گفته ساداتیان در چنین شرایطی احتمالا پیام‌های جدیدی ازسوی واشنگتن از طریق میانجی‌ها ازجمله پاکستان و همچنین کانال‌های مرتبط با عمان منتقل شده که حاکی از تمایل به ازسرگیری گفت‌وگوهاست، بالاخص که مسقط در موضوع مدیریت تنگه هرمز بازیگری تعیین‌کننده است. همزمان، دیدار‌های دیپلماتیک در سطوح مختلف، ازجمله رایزنی میان مقام‌های پاکستانی با رییس‌جمهور ایران و دیگر مقامات ارشد، در همین راستا قابل ارزیابی است. با این حال به نظر می‌رسد تهران تاکید دارد که هرگونه گفت‌وگوی جدید باید در چارچوبی روشن و مبتنی بر تعهدات متقابل شکل بگیرد. از نگاه ایران، تجربه‌های پیشین نشان داده که ورود به مذاکرات بدون تضمین‌های عینی، می‌تواند به تکرار همان چرخه بی‌اعتمادی منجر شود؛ به ویژه در شرایطی که همزمان با طرح پیشنهاد گفت‌و‌گو، اقداماتی مانند تشدید حضور نظامی در خلیج‌فارس یا اعمال فشار‌های اقتصادی ادامه دارد.

این کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه خاطرنشان کرد: در همین راستا، ایران معتقد است وضعیت فعلی و به عبارتی نه جنگ و نه صلح و تداوم یک آتش‌بس نانوشته، به نفع هیچ‌یک از طرف‌ها نیست. گفتنی است در سطح پیشنهادها، برخی ابتکارات نیز ازسوی ایران مطرح شده است. ازجمله ایده‌هایی درباره ورود به یک فازبندی جدید در مذاکرات یا حتی طرح‌هایی در حوزه هسته‌ای مانند تعلیق موقت غنی‌سازی برای یک بازه زمانی مشخص مثلا چند سال به منظور ایجاد اعتماد. این پیشنهادها، به گفته منابع ایرانی، در قالب گفت‌و‌گو‌های فنی و در کمیته‌های تخصصی بررسی شده و می‌تواند مبنایی برای حرکت به سمت کاهش تنش باشد. در عین حال، تهران تلاش دارد با فعال‌سازی دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی از اسلام‌آباد و مسقط گرفته تا رایزنی با ولادیمیر پوتین در مسکو ابتکار عمل را در دست بگیرد و روایت خود را در سطح جهانی تقویت کند.  

ساداتیان در پاسخ به دیگر پرسش درباره بسته پیشنهادی جدید ایران که در مقابل واشنگتن قرار داده است، گفت: ادعایی که برخی رسانه‌های غربی از جمله آکسیوس مطرح می‌کنند ناظر بر این موضوع است که تهران به جای ورود فوری به پرونده هسته‌ای، ابتدا پایان جنگ، رفع محاصره و تثبیت وضعیت در آبراه‌های منطقه‌ای را در دستور کار قرار داده و سپس به سراغ مذاکرات هسته‌ای می‌رود. از نگاه برخی تحلیلگران غربی، این رویکرد می‌تواند به معنای به تعویق انداختن یا دور زدن پرونده هسته‌ای تلقی شود، اما در روایت ایران، این یک تغییر تاکتیکی برای مدیریت همزمان بحران‌های امنیتی و دیپلماتیک است. به باور این دیپلمات پیشین کشورمان در این چارچوب، ایران تلاش دارد ابتدا سطح تنش را در میدان کاهش دهد از جمله در موضوعاتی مانند امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و پایان فشار‌های نظامی و سپس در فضای کم‌تنش‌تر وارد گفت‌و‌گو‌های پیچیده هسته‌ای شود. اما پرسش اصلی این است که آیا چنین پیشنهادی می‌تواند ازسوی دونالد ترامپ پذیرفته شود یا نه. پاسخ قطعی به این سوال دشوار است.

ساداتیان در ادامه گفت‌وگوی خود خاطرنشان کرد:، اما چند متغیر کلیدی در این میان نقش دارند؛ نخست، شرایط داخلی ایالات‌متحده است. فشار حزب دموکرات امریکا، انتقادات افکار عمومی نسبت به هزینه‌های درگیری و نیز شکاف‌هایی که حتی در میان جمهوری‌خواهان درباره ادامه مسیر وجود دارد، می‌تواند ترامپ را به سمت نوعی توافق موقت سوق دهد. در عین حال، او نیاز دارد هر توافقی را به عنوان پیروزی عرضه کند. دوم، ملاحظات منطقه‌ای است. نارضایتی برخی کشور‌های منطقه از تبدیل شدن به صحنه درگیری و همچنین برداشت فزاینده‌ای که نشان می‌دهد سیاست‌های واشنگتن بیش از هر چیز در خدمت امنیت اسراییل قرار گرفته، فشار مضاعفی بر امریکا ایجاد کرده است. این وضعیت می‌تواند بر محاسبات کاخ سفید تاثیر بگذارد. سوم، هزینه‌های تداوم بحران است. افزایش هزینه‌های نظامی، بی‌ثباتی در بازار انرژی و شکل‌گیری موج‌های اعتراضی چه در داخل امریکا و چه در سطح بین‌المللی همگی عواملی هستند که ادامه وضعیت موجود را برای واشنگتن پرهزینه می‌کنند.

به گفته این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل با این حال، یک مانع جدی نیز وجود دارد و آن شکاف میان خواسته‌های دو طرف است. ایران تاکید دارد که ابتدا باید نشانه‌های ملموسی از کاهش فشار از‌جمله پایان محاصره و اقدامات نظامی دیده شود، در حالی که امریکا معمولا ترجیح می‌دهد این امتیازات را در دل یک توافق جامع‌تر، به ویژه در حوزه هسته‌ای، بگنجاند.

بر همین اساس، می‌توان گفت این پیشنهاد بالقوه می‌تواند راهگشا باشد، اما نه لزوما تعیین‌کننده. اگر ترامپ به این جمع‌بندی برسد که یک توافق مرحله‌ای می‌تواند هم فشار‌های داخلی را کاهش دهد و هم دستاوردی سیاسی برای او ایجاد کند، احتمال پذیرش آن وجود دارد.

ساداتیان در ادامه در ارتباط با سناریو‌های احتمالی ناشی از شکست مجدد دیپلماسی گفت: در چنین شرایطی، احتمال اقدام محدود یا نمایشی ازسوی واشنگتن نیز دور از ذهن دانسته نمی‌شود؛ اقدامی که می‌تواند با هدف خروج از وضعیت فشار و نمایش ابتکار عمل صورت گیرد، بی‌آنکه لزوما به یک درگیری گسترده منجر شود؛ لذا خطر بازگشت به درگیری حتی در قالب اقدام محدود همچنان وجود دارد و از سوی دیگر، تداوم وضعیت فعلی «نه جنگ، نه صلح» نیز خود به مثابه یک فشار فرسایشی عمل می‌کند. این وضعیت هم برای ایالات‌متحده امریکا و هم برای ایران هزینه‌زاست؛ از فشار‌های سیاسی و اقتصادی گرفته تا آثار روانی بر جامعه.

این دیپلمات اسبق کشورمان گفت: در داخل ایران، این بلاتکلیفی به شکل نوعی اضطراب عمومی بروز می‌کند؛ اینکه افق روشنی از آینده دیده نمی‌شود و پرسش‌هایی مانند احتمال وقوع جنگ، سرنوشت تحریم‌ها و مسیر توسعه اقتصادی، دایما در ذهن جامعه تکرار می‌شود. با این حال، او تاکید می‌کند که این شرایط به توقف کامل فعالیت‌های داخلی منجر نشده و پروژه‌های بازسازی و تولید همچنان در حال پیگیری است؛ از تامین نیاز‌های صنعتی تا تداوم فعالیت واحد‌های بزرگ مانند فولاد مبارکه. با این حال، تفاوت میان اداره کشور در شرایط عادی و مدیریت در وضعیت اضطراری قابل‌چشم‌پوشی نیست.

این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در ادامه و در رابطه با نتایج احتمالی تشدید تحرکات دیپلماتیک تهران گفت: در هر حال در این میان، سفر‌های منطقه‌ای و رایزنی‌های آقای عراقچی به عنوان بخشی از تلاش برای یافتن نقطه خروج از وضعیت فعلی ارزیابی می‌شود؛ تلاشی برای بازتعریف مسیر گفت‌و‌گو و حرکت به‌سمت راه‌حلی که نه مبتنی بر فشار، بلکه بر پایه تفاهم و واقع‌گرایی باشد. از نگاه او، تجربه درگیری‌های اخیر نشان داده که گزینه نظامی نه تنها به نتیجه مطلوب نرسیده، بلکه بر پیچیدگی بحران افزوده است.  

به گفته ساداتیان از طرفی در سطح کلان نیز، نوعی اجماع نسبی در نظام بین‌الملل در حال شکل‌گیری است که راه‌حل این بحران، نه در تشدید تقابل، بلکه در فعال‌سازی دیپلماسی نهفته است. در همین راستا، نقش بازیگران میانجی اهمیت پیدا می‌کند؛ کشور‌هایی مانند پاکستان و عمان که تاکنون در انتقال پیام‌ها نقش داشته‌اند. می‌توان دایره این رایزنی‌ها را گسترش داد و از ظرفیت قدرت‌هایی مانند چین نیز بهره گرفت؛ کشوری که به دلیل وزن اقتصادی و جایگاهش در معادلات بین‌المللی، می‌تواند در کاهش تنش نقش موثرتری ایفا کند.

منبع: اعتماد

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha