سومین جنگ تحمیلی با دستاوردهای متعددی برای ایران رو به رو بود روی هم رفته دو قدرت نرم و سخت در جنگ ۴۰ روزه توانست دشمن را به عقبنشینی وادار کند و این برگرفته از تبعیت و پیروی از گفتمان ریشهای و اصیل مقاومت است.
ایرنا نوشت: اسفند سال ۱۴۰۴ در تقویم سیاسی ایران به نام مقاومت و ایستادگی مردم ثبت شد؛ دشمن متجاوز گمان میبرد میتواند ظرف چند روز و یا در نهایت یک هفته با ترور و به شهادت رساندن شخص اول کشور و فرماندهان ارشد سپاه، خطه کهن و مادری ما (ایران سربلند) را تجزیه و پس از آن جشن پیروزی برگزار کند، اما حقیقتا دو ضلع مهم و تاثیرگذار «خیابان» و «میدان» از همان روز نخست پررنگ ظاهر شد.
اتحاد مقدس مردم در کف خیابانها
مردم سراسر کشور تا به امروز ـ به وقت اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ـ با قوت و قدرت سنگر را حفظ کردهاند و یک روز نشد، خیابانها خالی از جمعیت شود. دیگر سلایق سیاسی و جناحی معنا و مفهوم ندارد، این شبها همه برای ایران، زیر پرچم سه رنگ و مقدس کشورمان قرار گرفتهاند و یک راهبرد را دنبال میکنند و آن ایستادگی برابر آمریکا و رژیم صهیونی تا پیروزی نهایی است. البته مقاومت و ایستادگی ایرانیها تازگی ندارد. در ۳۱ شهریور سال ۵۹ وقتی رژیم بعث عراق به ریاست «صدام حسین» تجاوز نظامی علیه انقلابِ نوپای ایران را کلید زد، به ندرت تحلیلگری پیدا میشد که مردم و نظام سیاسی ایران را پیروز میدان بداند، به دلیل آنکه «هیچ» در چنته نداشتیم و هنوز ارکان و ساختار نظام، کامل شکل نگرفته بود، با این حال توانسیم با قدرت نرم یعنی همان حضور و مقاومت مردم، مانع تعبیر خوابهای، دیکتاتور پیشین عراق و حامیان غربیاش برای این مرز و بوم کهن و مادریمان شویم. اکنون این کشور و مردم در تمامی حوزهها از جمله نظامی و علمی به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتهاند و در جنگ تحمیلی سوم کار به جایی رسید که طرف مقابل خواهان آتش بس موقت شد. حال اگر بخواهیم به واکاوی دستاوردهای سومین جنگ تحمیلی بپردزایم در اولین عامل باید به «اتحاد مقدس» مردم ضریب داده شود.
غلامرضا ظریفیان، پژوهشگر تاریخ و تحلیلگر سیاسی در تببین مولفه همگرایی مردم در ایام جنگ به ایرنا، گفت: جنگ اخیر بخش زیادی از مردم ما را متقاعد کرد، خطری که جامعه را تهدید میکند، یک خطر جریانی و جناحی نیست بلکه خطری وجودی برای کل ایران است. ایران برخلاف برخی کشورها که یا جعلی هستند یا سابقه تاریخی آنها حداکثر به ۳۰۰ یا ۴۰۰ سال بیشتر نمیرسد، حداقل چند هزار سال سابقه تمدنی و شهرنشینی دارد. ایران جعل نشده است بلکه مردمان آن از دیرباز در این سرزمین سکنی داشتهاند و با اقوام مختلف و رنگینکمان نژادها، علایق و سلایق که دارند، همواره در طول تاریخ متحد ماندهاند.
اذعان افکار عمومی جهان به پیشرفت و توسعه ایران
بهمن ۱۳۵۷ حضرت روح الله ـ رحمت و رضوان خدا بر او باد ـ در بهشت زهرا (س) نطق طوفانی و با یادماندنی ایراد فرمودند. بنیانگذار ایران اسلامی در نطقشان از مرامنامه و اسانامه کشور در دوره «پسا پهلوی» سخن به میان آوردند. راه و مسیر مشخص شد. «ما میتوانیم» میتوانیم روی پای خود بایستیم و با سه رکن اساسی و تاثیرگذار، «استقلال»، «آزادی» و «جمهوری اسلامی» پلههای پیشرفت و تعالی را یک به یک طی کنیم. امروز پیشرفتها به قدری خیره کننده ست که دشمن به ویژه رژیم آپارتاید اسرائیل تاب تحمل آن را ندارد، بنابراین در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه مستأجر کاخ سفید را متقاعد کرد به ایران حمله کند. در جنگ اخیر چند پوشه را در دستور کار قرار داد؛ ترور مسئولان سیاسی و نظامی، ترور مردم و کودکان مظلوم و هدف گیری مراکز علمی و تحقیقتاتی همچون دانشگاههای شهید بهشتی، شریف، علم و صنعت. از سوی دیگر برای آنکه کینه شتریاش نسبت به «ملتِ ما» را مجدد به نمایش بگذارد، زیرساختها و پل مرتفع «بی. ۱» را از بین برد. خیال میکرد با اقدامات این چنینی، دست و پای ایران بسته میشود و دیگر نمیتواند قدمی بردارد. باز تیرشان به سنگ خورد.
هرچند رسانههای لندن نشین در راستای سیاه نمایی علیه مردم و ساختار سیاسی کشورمان به صف شده بودند، اما علی رغم همه ترورهای نرمی که انجام دادند، افکار عمومی جهان پیبرد این کشور از چه سطحی از توسعه برخوردار است. دانشگاه شریف که در حوزه هوش مصنوعی فعال است و با حضور جوانان نخبه و پای کار، حرفی برای گفتن دارد، نه تنها مسیر علم و دانش را متوقف نکرد، بلکه استاد او با شجاعت در کلاس تخریب شده حضور یافت و به صورت آنلاین تدریس کرد.
مگر همین رسانههای ضدانقلاب نمیگفتند آمریکا و رژیم صهیونی، ایران را ویران کرده و هیچ کاری صورت نداده است. حال چه شده در رسانههایشان به صراحت اذعان کردند بزرگترین پل خارومیانه یعنی پل «بی. ۱» در این کشور بوده است؟ محمد حسین میثاقی مجری برنامههای ورزشی ضمن بیان این مطلب و با انتقاد از اتاق جنگ صهیونیستها ـ بخوانید اینترنشال ـ در برنامه فوتبال برتر، تصریح کرد: پل کرج بعد از تخریب شد، بزرگترین پل خاورمیانه؟! شما که میگفتید در این کشور کاری صورت نگرفت!
قدرت نمایی ایران در تنگه هرمز
این آبراه بینالمللی در جنگ ۴۰ روزه به کانون قدرتنمایی ایران بدل شد. با یک آرایش راهبردی، کنترل تردد در این مسیر کلیدی در اختیار ایران قرار گرفت. کاهش ۹۵درصدی ترافیک تجاری و وادار کردن یک شناور عظیم به عقبنشینی، پیام روشنی از اقتدار ایران در مدیریت این شاهرگ اقتصادی جهان بود. این اقدام قیمت نفت را دوبرابر کرد و معادلات اقتصاد جهانی را متأثر ساخت.
بنا به تحلیل و نظر کارشناسان، ساختار اقتصادی ایالات متحده و اروپا به شدت به «ثبات قیمت حاملهای انرژی» وابسته است. افزایش قیمت سوخت در آمریکا، به صورت مستقیم بر نتایج انتخابات و رضایت عمومی تأثیر میگذارد. ایران با تسلط بر هرمز، در واقع بر «صندوقهای رأی» در غرب اثرگذاری غیرمستقیم پیدا کرده است. این بازدارندگی از نوع کلاسیک (اتمی) نیست، بلکه «بازدارندگی ژئواکونومیک» است. وقتی امنیت تهران به خطر بیفتد، ثبات اقتصادی در لندن، پاریس و واشنگتن متزلزل میشود. این وابستگی متقابل، قویترین تضمین جهت جلوگیری از برخورد نظامی تمامعیار علیه ایران بوده است.
در این چارچوب، تنگه هرمز دلیلی است که نشان میدهد که ایران هیچگاه در بنبست قرار نخواهد گرفت، چرا که هر کلیدی که بخواهد درِ اقتصاد ایران را قفل کند، ابتدا باید بتواند قفلِ بزرگترین آبراه جهان را باز نگه دارد؛ کاری که بدون جلب نظر تهران، عملاً غیرممکن است.
در همین رابطه، علی نیکزاد نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه از منظر ملی، حاکمیت بر تنگه هرمز یک مؤلفه کلیدی در موازنه قدرت و سیاست بازدارندگی محسوب میشود، به ایرنا، گفت: این توانایی، علاوه بر تضمین منافع اقتصادی و امنیتی ایران، پیام روشنی از استقلال تصمیمگیری و ایستادگی بر اصول حاکمیتی به همراه دارد. در شرایطی که برخی قدرتهای جهانی در پی اعمال فشار یا محدودسازی نقش منطقهای ایران هستند، حفظ کنترل و مدیریت هوشمندانه این گذرگاه حیاتی، نقطه قوت راهبردی برای تأمین منافع ملی و صیانت از امنیت انرژی جهانی بهشمار میرود.
به هرحال آنچه مسلم است، فهرست دستاوردهای ایران در جنگ اخیر طولانی است و در این مجمل نمیتوان به تبین همه آنان پرداخت، اما گذرا به موارد دیگری همانند اثبات کارآمدی الگوی حکمرانی بومی در مدیریت بحرانهای فراگیر، اثبات بیتأثیری حذف فیزیکی رهبران در تداوم حرکت یک نظام ریشهدار، ارتقای دکترین دفاعی از سطح ملی به الگوی بینالمللی، اثبات توانایی در گشودن آسمان دشمن و تحمیل اراده قدرت هوایی اشاره میکنیم و باز میتوان عوامل دیگر را برشمردیم که از آن میگذریم.
دستاوردهای بی سابقه در جنگ تحمیلی
ناصر ایمانی تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتوگویی با بیان اینکه جنگ حتی اگر تحمیلی و ناخواسته باشد، از خسارت جدا نیست، گفت:، اما آنچه اهمیت دارد، نحوه تبدیل هزینههای میدان به «ارزش افزوده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی» است. در این جنگ و مقاومت ۴۰ روزه، ایران به دستاوردهایی رسیده که در ۲۵۰ سال گذشته بیسابقه است. از زمان عهدنامههای گلستان و ترکمنچای تا امروز، مشابه چنین موقعیتی را تجربه نکرده بود.
وی تاکید کرد: در بُعد سیاسی، بزرگترین دستاورد این جنگ شکستن هیبت هژمونیک امریکا است. پس از جنگ رمضان، امریکا دیگر آن «ابرقدرت دست نخورده» سابق در ذهن افکار عمومی جهان نیست. ایران با اتکا به مقاومت مردم و توان نظامی خود نشان داد که میتواند در برابر فشار دو قدرت بزرگ (یکی قدرت نظامی و دیگری قدرت اتمی) بایستد، از خود دفاع کند و حتی آسیبهای جدی به آنها وارد آورد. این اتفاق جایگاه ایران را در نظام بینالملل به شکل محسوسی ارتقا داده است.
تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است: از این پس، نگاه جهان به ایران همان نگاه پیش از این جنگ نخواهد بود. کشوری که زیر فشار شدید تحریمها، تهدیدهای نظامی و انزوای سیاسی قرار داشت، این بار در میدانی نابرابر ایستاد و نهتنها فرو نپاشید، بلکه توانست ابتکار عمل را در مواردی به دست بگیرد. همین امر سبب شده که سطح اعتبار و نفوذ سیاسی ایران در معادلات منطقهای و جهانی بالاتر برود.
فرجام سخن
روی هم رفته، سومین جنگ تحمیلی نقطه عطفی در تاریخ منطقه محسوب میشود، چرا که ایران زیر میز متجاوزان زد. آنها بودند که میخواستند این مردم به نشانه تسلیم و شکست دستهایشان را بالا ببرند، اما دو قدرت نرم و سخت توانست دشمن را به عقبنشینی وادار کند و حتی پذیرفت پای میز گفتوگو با طرف ایرانی در اسلام آباد شرکت کند و باز خواهان مذاکره است، اما ایران در ریل «دیپلماسی اقتدار» حرکت میکند و این برگرفته از تبعیت و پیروی از گفتمان ریشهای و اصیل مقاومت است.