کد خبر : ۱۱۲۵۱۵
۲۱:۵۷

۱۴۰۵/۰۲/۰۱
اکونومیست نوشت:

اقتصاد مقاومتی شعار نبود

اقتصاد مقاومتی شعار نبود

نشریه اکونومیست در تحلیلی از جنگ ایران و آمریکا نوشت که اصطلاحاتی مانند «اقتصاد مقاومتی» و «خوداتکایی» که سال‌ها به عنوان ادبیاتی سیاسی نادیده گرفته می‌شدند، در عمل کارآمدی خود را ثابت کردند.

نشریه اکونومیست در یادداشتی نوشت که درگیری آمریکا و ایران چیزی را آشکار کرده است که بسیاری از ناظران خارجی و شاید حتی برخی در داخل آن را دست کم گرفته بودند. دکترین راهبردی ایران در مورد تاب‌آوری صرفاً شعاری نیست. برای سال‌ها اصطلاحاتی مانند «اقتصاد مقاومتی»، «بازدارندگی توزیع‌شده» و «خوداتکایی تحت فشار» چه در خارج و چه در داخل اغلب به عنوان ادبیاتی سیاسی نادیده گرفته می‌شدند تا به آنها به عنوان واقعیتی راهبردی توجه شود. با این حال در مواجهه با رویارویی مستمر با قدرتی نظامی و اقتصادی بسیار برتر این ایده‌ها در عمل کارآمدی خود را ثابت کرده‌اند. دولت ایران از هم نپاشید و جنگ اقتصاد را فلج نکرد. این به معنای پیروزی به مفهوم مرسوم آن نیست و همچنین هزینه‌های بسیار واقعی تحمیل شده بر کشور و مردم آن را نادیده نمی‌گیرد، اما توانایی ایران را در جذب شوک و حفظ قدرت عمل تحت فشار شدید نشان می‌دهد. این درگیری همچنین نشان داده است که ایران بازیگر ژئوپلیتیکی نیست که بتوان از طریق زور آن را وادار به سازش کرد. موقعیت جغرافیایی آن به تنهایی به عنوان پلی بین آسیای مرکزی، خلیج فارس و کریدور‌های تجاری اصلی، انزوای آن را دشوار می‌کند. عمق نهادی آن که در طول دهه‌ها تحت تحریم‌ها ساخته شده سیستمی قادر به انطباق پدید آورده است.

اکنون این سوال مطرح است که آیا آموزه‌هایی که تاب‌آوری را ممکن ساختند برای مرحله بعدی کافی هستند؟ توقف موقت خصومت‌ها پنجره باریکی را گشوده است. اگرچه تحولات اخیر نشان می‌دهد که پیشرفت با چه سرعتی می‌تواند متوقف یا معکوس شود و این امر ضرورت چارچوبی را که تنها به شتاب متکی نباشد، تقویت می‌کند. از یک سو آمریکا مجموعه‌ای از خواسته‌ها را با تمرکز بر محدودیت هسته‌ای، محدودیت‌های موشکی و کاهش تنش منطقه‌ای مطرح کرده است که به رفع تدریجی تحریم‌ها مرتبط است. از سوی دیگر ایران چارچوب خود را تعیین کرده است. لغو تحریم‌ها، تضمین‌های امنیتی در برابر حملات بیشتر و به رسمیت شناختن حقوق حاکمیت خود از جمله نقشش در حفاظت از آبراه‌های منطقه. چارچوب عملی چارچوبی است که تعهدات را هماهنگ می‌کند. به جای اینکه ایران را ملزم کند ابتدا اقدام کند و منتظر کاهش فشار باشد‌یا آمریکا را ملزم به عقب‌نشینی از پیش تعیین‌شده کند، گام‌ها به موازات هم برداشته می‌شوند. به عنوان مثال توقف سطح غنی‌سازی اورانیوم می‌تواند همزمان با احیای فوری صادرات محدود نفت و کانال‌های بانکی انجام شود. مکانیسم‌های راستی‌آزمایی می‌توانند همراه با دسترسی تدریجی به سیستم‌های مالی جهانی معرفی شوند.

همه مسائل نیازی به حل فوری ندارند. حساس‌ترین موارد مانند پارامتر‌های موشک‌های دوربرد یا ساختار بلندمدت برنامه هسته‌ای را می‌توان در ابتدا تثبیت کرد و بعداً با جزئیات مذاکره نمود. این رویکرد با نحوه دستیابی به توافقات پیچیده در جا‌های دیگر سازگار است. عنصر دیگر اولویت دادن به بازگشت روابط اقتصادی عادی است. توانایی ایران برای صادرات نفت در مقیاس وسیع اتصال مجدد به سیستم‌های بانکی بین‌المللی و جذب سرمایه در بخش‌هایی مانند پتروشیمی، حمل و نقل و تولید، اثرات فوری خواهد داشت. اینها به نوبه خود پایبندی به توافق را تقویت می‌کنند؛ بنابراین عادی‌سازی اقتصادی یک امتیاز نیست؛ بلکه ابزاری برای تثبیت است.

برای اینکه سرمایه جریان یابد بیش از هر چیز به ثبات نیاز است. اعتماد به اینکه مسیر‌های تجاری باز خواهند ماند، توافقات رعایت خواهند شد و ریسک ژئوپلیتیکی مهار خواهد شد. هیچ جا این موضوع بیشتر از تنگه هرمز مشهود نیست. این آبراه نه تنها اهرمی برای نفوذ ژئوپلیتیکی است بلکه یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تأمین انرژی جهانی است. وسوسه استفاده از چنین موقعیتی برای کسب درآمد کوتاه‌مدت از طریق اخذ عوارض یا اعمال محدودیت قابل درک است، اما در نهایت خودشکن است. هرگونه تلاش برای پولی کردن ترانزیت به این شیوه، تلاش‌های دیگران برای دور زدن تنگه را تسریع کرده و ارزش راهبردی بلندمدت آن را از بین می‌برد.

منبع: فارس

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha