کد خبر : ۱۱۲۴۰۵
۰۸:۵۲

۱۴۰۵/۰۱/۳۰
ظریفیان:

مردم جنگ را خطر وجودی برای ایران می‌دانستند نه یک خطر سیاسی و جناحی

مردم جنگ را خطر وجودی برای ایران می‌دانستند نه یک خطر سیاسی و جناحی

معاون وزیر علوم دولت اصلاحات گفت: جنگ اخیر بخش زیادی از مردم ما را متقاعد کرد، خطری که جامعه را تهدید می‌کند، یک خطر جریانی و جناحی نیست بلکه خطری وجودی برای کل ایران است.

غلامرضا ظریفیان در پاسخ به این پرسش که چه عاملی باعث شد تا قریب به ۵۰ روز مردم ایران با انواع سلایق و گرایش‌های مختلف در برابر دشمن ایستادگی کنند؟ گفت: جنگ اخیر بخش زیادی از مردم ما را متقاعد کرد، خطری که جامعه را تهدید می‌کند، یک خطر جریانی و جناحی نیست بلکه خطری وجودی برای کل ایران است. ایران برخلاف برخی کشور‌ها که یا جعلی هستند یا سابقه تاریخی آنها حداکثر به ۳۰۰ یا ۴۰۰ سال بیشتر نمی‌رسد، حداقل چند هزار سال سابقه تمدنی و شهرنشینی دارد. ایران جعل نشده است بلکه مردمان آن از دیرباز در این سرزمین سکنی داشته‌اند و با اقوام مختلف و رنگین‌کمان نژادها، علایق و سلایق که دارند، همواره در طول تاریخ متحد مانده‌اند.

این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: جامعه ایرانی در بستر تاریخی‌اش با جنگ‌ها و بلایای مختلفی رو‌به‌رو بوده است که اگر از بلایای طبیعی مانند پاندمی‌ها صرف نظر کنیم، در این نقاط عطف که شاید بیش از صد‌ها جنگ را می‌توان برای آن فهرست کرد، می‌بینیم که این جامعه هرگاه با خطری رو‌به‌رو شده است که صرفا مرتبط با یک قومیت، گروهی خاص یک جریان سیاسی نبوده بلکه کل هویت تاریخی ایران را به خط می‌انداخته و در حقیقت یک خطر وجودی بوده است، بر اساس وجدان جمعی خود مانند یک آکواریوم عموم گویش‌ها، نژاد‌ها و سلایق را در بر گرفته و به هم پیوند زده است.

وجدان جمعی ایرانی، برای حفظ کشور تردید نکرده است

معاون وزیر علوم دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه وجدان جمعی جامعه ایرانی به آنها می‌گوید ظرفی که ایرانیان را در طول تاریخ در برگرفته است، صرفا شامل زیست فیزیکی نیست، اظهار داشت: در این ظرف، فرهنگ، تمدن، باور‌های معنوی و عقایدی که به ساخت جامعه کمک کرده‌اند؛ نقش بسیار مهمی را دارند و باید از این میراث حراست شود. این میراث، ایران باستان تا تمدن دوران اسلامی و فرهیختگانی مانند حافظ، سعدی، مولوی، زکریای رازی، خیام، ابن‌سینا، ملاصدرا، ابوریحان و ... را در بر می‌گیرد و در زمان ما نیز نیز ظرفی است که فرهیختگان کنونی را تربیت می‌کند؛ بنابراین وجدان جمعی ایرانی هر زمانی که احساس خطر کرده برای حفظ وجود ایران در همبستگی تردید نکرده است.

وی ادامه داد: آحاد جامعه ایرانی هنگام بحران‌ها به طور ناخودآگاه درمی‌یابد میراثی که اجداد آنها در طی هزاران سال حفظ کرده‌اند را باید از گزند بیگانگان حفظ کنند ولو اینکه این انجام وظیفه منجر به آسیب به خود آنها شود یا حتی جان خود را در این راه از دست دهند، اما آنچه بهتر از جان آنها است یعنی این سرزمین حفظ خواهد شد. در راستای استمرار چنین اندیشه کهنی شاهد بودیم که مردم از آغاز جنگ، در شرایط دشواری مانند سرما یا بمباران به صحنه آمدند تا این سرمایه یعنی سرزمینشان را حفظ کنند. در تمام جنگ‌هایی که در چند دهه اخیر بر کشور تحمیل شده است، ایرانیان تلاش کرده‌اند تا حتی یک سانتی‌متر از خاک کشور کم نشود و از این پس هم همین احساس را نسبت به این سرزمین خواهند داشت؛ سرزمینی که مانند مادر آنها را پرورش داده و به فرهیختگی رسانده است.

«همبستگی ملی» نیاز به ارتزاق و ترمیم از سوی مسئولان دارد

معاون وزیر علوم دولت اصلاحات با اشاره به نقش کلیدی کارگزاران و نهاد‌های تصمیم‌ساز در استمرار همبستگی مردم گفت: البته در این میان نمی‌توان نقش حکمرانی و سیاست‌گذاری درست را انکار کرد، زیرا توجه نهاد‌های مسئول به این موضوع نقش مهمی در پایداری آن دارد؛ این همبستگی نیاز به ارتزاق و ترمیم دارد به این معنا که جامعه باید احساس کند کسانی که در حال تدوین برنامه در عرصه رزم، معیشت، ارتباطات و افکار عمومی هستند، در فکر محافظت و حراست از همبستگی مردمی نیز هستند و اگر این احساس در جامعه به وجود بیاید، به عامل تقویت کننده همبستگی ملی دست پیدا کرده‌ایم.

وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش وحدت فراگیر ملی و انسجام مردمی به عنوان یکی از مولفه‌های قدرت مردمی برای پایان قطعی جنگ و دستیابی به صلح پایدار گفت: اگر به اظهارات کسانی که به ایران حمله کردند از جمله اسرائیل و آمریکا و رسانه‌های حامی آنها و حتی رسانه‌های مستقلی که در این ایام، جنگ را تحلیل می‌کردند رجوع کنید، خواهید دید که همه یک نظر هستند که حمله آمریکا و اسرائیل بنیاد جامعه را هدف قرار داده بود؛ هدف آنها این بود که ایران نباشد یا بسیار ضعیف شود تا بتوانند این کشور را تجزیه کرده و منابعش را به غارت ببرند.

ظریفیان ادامه داد: بنابراین این نحوه مواجه آمریکا واسرائیل با کشورمان، باعث شد تا جامعه ایرانی احساس کند باید با همه سختی‌ها، کمبودها، آسیب‌های جدی به زیرساخت‌ها و میراث تمدنی کشور و البته با همه شهادت‌ها، همچنان در صحنه بماند و اجازه ندهد که دشمنان به هدف اصلی جنگ که نابودی جامعه است، دست پیدا کنند. تاکنون این تلاش ایرانیان جواب داده است و امیدواریم با تداوم انسجام ملی هرگز تلاش بیگانگان به ثمر ننشیند.

اگر سناریو‌های دشمنان به نتیجه نرسد، آتش جنگ برای همیشه افول می‌کند

وی با تاکید بر اینکه وقتی سناریوی اول اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها یعنی کسب پیروزی در مدت کوتاه، شکست خورد به سمت سناریو‌های دیگر رفتند، تصریح کرد: سناریو‌های دوم و سوم آنها هم مانند سناریوی اول به نتیجه نرسیدند و باید تلاش کرد تا سناریو‌های دیگر آنها نیز تا زمان برقراری ثبات پایدار به نتیجه نرسد و به طور طبیعی شاهد این باشیم که آتش جنگ برای همیشه افول کند، زیرا هزینه‌های جنگ برای آمریکا، اسرائیل و کشور‌های منطقه بسیار بالا بود و از سرگیری آن نیز برای آنها هزینه‌های بالاتری خواهد داشت.

وی در توضیح سناریوی دوم متجاوزان اظهار داشت: سناریوی اول همانطور که پیشتر اشاره شد این بود که اسرائیل و آمریکا تصور می‌کردند ظرف مدت کوتاهی با به شهادت رساندن رهبران و فرماندهان، می‌توانند جنگ را به نفع خود تمام کنند؛ زمانی که این سناریو شکست خورد، سراغ سناریو دوم رفتند تا در میان جنگ، عرصه جنبش اجتماعی را فعال کرده و مراکز نظامی و انتظامی را مورد هجوم قرار دهند و از دیدگاه خودشان جامعه‌ای که به دنبال تغییر است به میدان بیاید و نقش براندازی را ایفا کند! اما این تصور درباره مردم ایران و حتی افراد ناراضی نیز اشتباه بود، زیرا پای خطر وجودی در کار بود و آنها نیز به صحنه نیامدند.

دشمنان می‌خواستند با آسیب زدن به زیرساخت‌های حیاتی، مردم را مایوس کنند

ظریفیان ادامه داد: سناریوی سوم نیز تلاش برای ایجاد ارعاب از طریق هدف قرار دادن مراکز غیرنظامی مانند منازل مسکونی، ورزشگاه‌ها و دانشگاه‌ها، پل‌ها و ... بود تا یک ایران بسیار ضعیف به جای بگذارند؛ در واقع می‌خواستند با آسیب زدن به زیرساخت‌های حیاتی مردم را مایوس کنند و به حاشیه برانند که البته با همبستگی مردم سناریو سوم نیز به اهداف طراحی شده، منتهی نشد.

معاون وزیر علوم دولت اصلاحات با تاکید بر نقش دیپلماسی در کنار میدان برای پایان دادن همیشگی و عزتمندانه به جنگ گفت: نقش نیرو‌های دفاعی ما در جنگ اخیر بسیار ارزشمند و موثر بود و آنها توانستند دشمنان را به عقب برانند، اما حتی با وجود پیروزی‌هایی که عرصه میدان بدست آورد نباید از نقش دیپلماسی و گفت‌و‌گو با افکار عمومی جهان و ایجاد عرصه‌های جدید برای فعالیت دیپلماتیک غفلت کرد و به نظر می‌رسد باید در این زمینه اهتمام بیشتری شود.

وی در ارزیابی نقش مسئولان دولتی در افزایش تاب‌آوری مردم و تداوم انسجام ملی در دو بعد خدمت‌رسانی و حضور مستمر در میان مردم گفت: جنگی که صورت گرفت یک جنگ «ترکیبی» بود، زیرا بخشی از آن مربوط به عرصه میدان و ابعاد نظامی و عملیاتی بود و بخش دیگری از آن مربوط به روایت‌سازی دشمنان از جنگ برای خالی کردن دل مردم و تغییر دیدگاه آنها بود و طبیعتا به هر میزانی که جامعه احساس کند آن روایت‌سازی‌ها از واقعیت دور است، مقاوم‌تر شده و به تاب‌آوری بیشتری دست پیدا می‌کند؛ بنابراین مسئولان با حضور فعال در عرصه بین‌المللی و عرصه داخلی برای ایجاد روایت‌سازی واقعی و در حقیقت «پاد روایت‌ها» می‌توانند بر تاب‌آوری مردم بیفزایند.

یکی از مولفه‌های افزایش تاب‌آوری مردم، احساسی است که نسبت به عملکرد مسئولان دارند

این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: یکی دیگر از مولفه‌های افزایش تاب‌آوری مردم احساسی است که آنها نسبت به عملکرد مسئولان دارند. مردم باید احساس کنند که نه تنها مسئولان آنها را رها نکرده‌اند بلکه تمام تلاش خود را به کار بسته‌اند تا حتی در این شرایط دشوار نیاز‌های جامعه را برطرف کنند. در طول جنگ این احساس در مردم به وجود آمد که رزمندگان در عرصه رزم تمام همت خود را برای دفاع از کشور به کار بسته‌اند و نیرو‌های دولتی نیز در عرصه اجرایی در حال تامین معیشت مردم، کالا‌های اساسی، سوخت مورد نیاز آنها هستند تا علاوه بر جنگ و مشکلات ناشی از آن، بحران دیگری در کار نباشد.

وی افزود: گزارش‌های خبرنگاران رسانه‌های خارجی که در ایام جنگ به کشورمان آمده بودند نیز حاکی از این است که در ایران برخلاف سایر کشور‌ها که در زمان جنگ مردم به فروشگاه‌ها هجوم می‌برند و کالا‌ها را غارت کرده یا سعی می‌کنند با خرید مازاد آنها را در خانه‌ها انبار کنند، آرامش برقرار بود؛ یکی از دلایل این رفتار مردم، حضور جدی دولت در عرصه تامین کالا‌های اساسی مردم است.

ظریفیان با اشاره به حضور میدانی مسئولان دولتی از جمله رئیس‌جمهور و سایر اعضای کابینه در میان مردم تاکید کرد: حضور مسئولان دولتی در راهپیمایی روز قدس و صحنه‌های مردمی دیگر بسیار قابل تقدیر است البته در این زمینه باید ملاحظات امنیتی همچنان تداوم داشته باشد، زیرا دشمنان مترصد فرصت هستند تا از طریق هدف قرار دادن مسئولان کشور، احساس بی‌آیندگی و یاس در جامعه بوجود آورد. با تمام این اوصاف به نظر می‌رسد که دولت با تمام قدرت به میدان آمده است تا مساله معیشت و امور مربوط به زندگی مردم در دوران جنگ و آتش‌بس موقت دچار اختلال نشود و انصافا نمره بسیار بسیار خوبی نیز گرفت.

بسیاری از نیرو‌های ارزشمند با تنگ نظری‌ها به حاشیه رانده شده‌اند

وی با تاکید بر ضرورت بازتر شدن دیدگاه‌ها در عرصه حکمرانی کشور گفت: ایران انبوهی از انسان‌های خوشفکر، توانمند و باتجربه دارد و از این لحاظ رتبه بسیار بالایی در میان کشور‌های جهان داریم. البته این امتیاز گاهی اوقات برای کشور به آسیب تبدیل می‌شود، زیرا ممکن است بسیاری از نیرو‌های ارزشمند به علت سلایق و علایق متفاوت، با تنگ‌نظری‌ها به حاشیه رانده شوند. حاصل این رفتار مهاجرت بخش زیادی از این نخبگان شده است و برخی دیگر نیز در جایگاه خود قرار نگرفته‌اند؛ بنابراین باید عرصه برای استفاده از سرمایه‌های انسانی کشورمان که بخش عمده آن جوانان هستند فراهم شود تا در بزنگاه‌ها فرصت حضور و خدمتگذاری را پیدا کنند و نقش بنیادین خود را برای دفاع از کشور، ارتقا و توسعه آن ایفا کنند.

معاون وزیر علوم دولت اصلاحات در پاسخ به پرسشی درباره دلایل اظهارات متناقض رئیس‌جمهور آمریکا درباره اهداف جنگ علیه ایران از آغاز حمله به ایران تاکنون، گفت: باید بدترین سناریو‌ها را درنظر بگیریم تا بتوانیم خودمان را برای آنها آماده کنیم. بخشی از اظهارات ترامپ نیز می‌تواند در قالب جنگ روانی ارزیابی شود. بر اساس داده‌هایی که از واکاوی شخصیت وی به دست آمده است، باید گفت وی در ارائه سخنان متناقض به مخاطبان و گمراه کردن حریفانش چیره‌دست است و نمی‌توان از کنار این ویژگی شخصیتی وی به سادگی عبور کرد.

تناقض‌گویی رئیس‌جمهور آمریکا ترکیبی از «بازی با افکار عمومی»، «خشم» و «غافلگیری» است

وی ادامه داد: همچنین نباید به این نکته اکتفا کرد که، چون ترامپ متحمل شکست در جنگ شده است، به این اظهارات روی آورده است، البته آثار شکست آمریکا قابل رویت است، اما باید همچنان آمادگی لازم برای بدترین سناریو‌ها را حفظ کنیم البته که اگر این سناریو‌ها محقق نشوند، ضرر نکرده‌ایم؛ بنابراین تناقض‌گویی رئیس‌جمهور آمریکا ترکیبی از «بازی با افکار عمومی» مانند خبرسازی‌های برای فائق آمدن بر بحران‌های اقتصادی مانند افزایش قیمت نفت، «خشم ناشی از عدم تحقق سناریو‌های پیشین» و «برنامه‌ریزی برای غافلگیری» ایران است.

ظریفیان در پایان با تاکید براینکه مسئولین باید انسجام ملی که با آغاز جنگ تحمیلی سوم در ایران شکل گرفت را گسترش دهند و از این فرصت طلایی استفاده کنند، گفت: جامعه ایران را می‌توان به یک رنگین کمان تشبیه کرد، کسانی که درد ایران دارند صرفا افرادی نیستند که در خیابان‌ها حضور دارند بلکه مسئولین باید با برنامه‌ریزی، شرایطی را فراهم کنند تا شهروندانی که دلشان برای ایران می‌تبد و نمی‌خواهند کشور زیر سلطه اجنبی برود، اما به دلایلی احساس می‌کنند که امکان حضور برای آنها فراهم نیست، به میدان بیایند. البته طبیعی است که این برنامه‌ریزی نیز ملاحظات و توجهات خاص خود را می‌طلبد و نیازمند گشودگی‌های بیشتری است تا هر ایرانی که دغدغه استقلال و عزت کشور را دارد با هر نگاه و سلیقه‌ای بتوانند رسالت تاریخی خود را در برابر دشمن خارجی ایفا کند.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha