یک تحلیلگر ارشد سیاست خارجی معتقد است: این جنگ چه به لحاظ استراتژیک و چه به لحاظ ژئوپلیتیک باید به نتیجه برسد. این موضوع بستگی به تاب آوری طرفین دارد. تاب آوری نه به این معنا که هر یک از طرفین چقدر تاب بیاورد، بلکه به این معنا که هر طرف چقدر در زمینه هزینه هایی که متحمل می شود، تاب بیاورد.
محسن جلیلوند گفت: «از روز نخست جنگ مشخص بود که مدت زمان این جنگ بیشتر از جنگ ۱۲ روزه خواهد بود و در گفتگوی پیشین با فرارو اشاره کردم جنگ بین ۵ تا ۷ هفته طول خواهد کشید. به نظر میرسد برنامه ریزی طرف مقابل روی بلندمدت تنظیم شده است. برخوردهای اخیر اسرائیل در حمله به کارخانههای فولاد، سیمان و امثالهم گرچه مثل زیرساختهای انرژی از جمله برق و گاز، به سرعت نشان داده نمیشود، اما در بلندمدت و میان مدت اثرات محسوسی بر کشور خواهد داشت.»
وی افزود: «البته شرایط برای هر دو طرف یکسان است و ایران نیز هر زمانی که تصمیم میگیرد، موشکهای خود را به آسمان تل آویو میفرستد. با توجه به شرایط موجود پیش بینی من، ورود جنگ به فاز زمینی است. البته این موضوع به معنای جنگ سرزمینی نیست، بلکه احتمالا به برخی از جزایر ایران حمله خواهد شد.»
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در خصوص اهمیت جزایر ایران و نوع حمله احتمالی به این جزایر گفت: «در سطح استراتژیک، آمریکا رقابت سنگینی با قدرتهای نوظهور از جمله چین دارد. بالای ۸۰ درصد تجارت جهانی روی دریا انجام میشود. ۴ تنگه اصلی در جهان نیز وجود دارد که تجارت جهانی را مدیریت میکند. این ۴ تنگه شامل، تنگه جبل الطارق، تنگه هرمز، تنگه باب المندب و تنگه مالاکا است. آمریکا تقریبا روی ۲ تنگه تسلط دارد که شامل جبل الطارق و مالاکا است. اما در باب المندب که حوثیها حضور دارند و آمریکا و متحدانش را تهدید میکنند و وضعیت تنگه هرمز هم این روزها مسدود است.»
وی در خصوص تجارت جهانی افزود: «آمریکا نیاز چندانی به منابعی که از خلیج فارس رد میشود، ندارد. اما چین و اروپا و کشورهای نوظهوری مثل برزیل به این منابع نیاز دارند؛ بنابراین اگر کنترل این تنگه به دست آمریکا بیفتد، عملا گلوگاه زندگی اینها به دست آمریکا خواهد افتاد. مسئله گرینلند با ایران و تنگه هرمز بسیار متفاوت است. روسها در حال کار روی قطب شمال بودند که تجارت چین که به عبارتی «جاده ابریشم جدید» نامیده میشود را تقویت کنند. آمریکا از طریق تصرف گیرینلند در تلاش بود این مسیر تجاری را مسدود کند. بخشی از این مسیر تجاری نیز از خاورمیانه به اروپا میرود. آمریکا با این روش مانع از این مسیر هم میشود. در حال حاضر فقط بحث خلیج فارس مطرح نیست. بحث هلیوم و کودهای شیمیایی نیز مطرح است که منابع اصلی آن از خلیج فارس عبور میکند. آمریکا، خود تولید کننده این اقلام است، اما کشورهایی که تولید کننده مواد غذایی هستند، از جمله چین و هند با افزایش قیمت سرسام آور کودهای شیمیایی رو به رو هستند. آنها نیز تحت فشار قرار دارند.»
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «با توجه به شرایط موجود، آمریکا نیاز دارد که تنگه هرمز را کنترل کند و جمهوری اسلامی نیز به عنوان مخالف سیاستهای آمریکا به دنبال حذف نفوذ آمریکا از این منطقه است. در سطح ژئوپلیتیک، اسرائیلیها حضور دارند. اسرائیل نیاز دارد هژمونی خود را در منطقه حفظ کند. آمریکا میخواهد از خاورمیانه خارج شود، اما پیش از خروج، مدیریت منطقه را به اسرائیل بسپارد. در حال حاضر این جنگ سه جانبه شده است. جنگ برای آمریکا حیثیتی، برای ایران موجودیتی و برای اسرائیل امنیتی است. از دید من همه آن چه که ترامپ درباره مذاکره مطرح کرده، عملیات فریب است. آمریکاییها نمیخواهند به ادعای خودشان، استخوان لای زخم باقی بگذارند.»
وی افزود: «این جنگ چه به لحاظ استراتژیک و چه به لحاظ ژئوپلیتیک باید به نتیجه برسد. این موضوع بستگی به تاب آوری طرفین دارد. تاب آوری نه به این معنا که هر یک از طرفین چقدر تاب بیاورد، بلکه به این معنا که هر طرف چقدر در زمینه هزینههایی که متحمل میشود، تاب بیاورد. به نظر میرسد اگر محور جنگ به تنگه هرمز منتقل شود، کانون محوری از درگیری امنیتی با اسرائیل و آمریکا، روی جزایر مهمی مثل لارک و تمبک منتقل میشود. اگر حمله زمینی رخ دهد شرایط بسیار پیچیدهتر میشود.»
این کارشناس مسائل منطقه در خصوص رفتارهای کشورهای منطقه گفت: «کشورهای منطقه به دنبال توسعه ساختاری هستند؛ بنابراین برای پیشرفت خود به یک امنیت پایدار نیاز دارند. این امنیت مدنظر کشورهای منطقه از دید آنان مدام توسط ایران و نیروهای محور مقاومت مختل میشود. حالا از دید خودشان در تلاشند از طریق این جنگ ایران را محدود کنند تا به توسعه پایدار مدنظر خود برسند. حتی عمان نیز جزو کشورهایی قرار گرفته که ترجیح میدهد تکلیف همه چیز مشخص شود. تا همین چند وقت پیش این کشورها به دنبال جمهوری اسلامی ضعیف بودند چرا که احساس میکردند امنیت سرمایه گذاریها و پولی که در منطقه هزینه میکنند در حال از بین رفتن است.»
وی افزود: «اما کشورهای منطقه یک اشتباه استراتژیک کردند. آنها پایگاههای آمریکا را به عنوان یک موضوع «امنیت زا» میزبانی کردند، اما همین پایگاهها تبدیل شده به یک موضوع «امنیت زدا». پایگاههایی که قرار بود برای آنها امنیت ایجاد کند، امنیت آنان را مختل کرده است. اکنون مهمترین مسئلهای که باید مدنظر قرار دهیم، تمامیت ارضی کشور و به ویژه جزایر سه گانه است. میدانیم که حتی چین و روسیه نیز بیانیهای که مدعی بود این جزایر متعلق به امارات است امضا کردهاند. اگر این جزایر تسخیر شود و اداره موقت آن توسط شورای امنیت به امارات سپرده شود، برای ایران بسیار دردناک خواهد بود. اعراب به دنبال چنین سناریویی هستند.»
جلیلوند تاکید کرد: «تصمیم گیری درباره این جنگ در سطحی بالاتر از رئیس جمهور آمریکا انجام شده و رئیس جمهور، فقط مجری است. آن ساختاری که برای چنین جنگی تصمیم گرفته تا آخر ادامه میدهد و حاضر است هزینه هم بدهد. رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر اسرئیل مجری هستند. جنگ ایران باعث شده تولید کارخانههای اسلحه سازی آمریکا چندین برابر شود. در بور س آمریکا معمولا شرکتهای بزرگ بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد معامله میشوند. اما تنها شرکتهایی که بالای هزار میلیارد معامله انجام میدهند، شرکتهای اسلحه سازی هستند. افزایش قیمت کود و امثالهم هم به نفع آمریکاست نه به ضرر آمریکا. آمریکا به دنبال ادامه جنگ است و احتمال توافق و مذاکره را زیر صفر میبینم.»