یک تحلیلگر مسائل منطقه میگوید: اینجا خاک ما و سرزمین ما است و قطعا دست برتر با ما خواهد بود و توانمندی که نیروهای مسلح ما دارند میتواند حمله زمینی آمریکا را تبدیل به یک باتلاق برای آمریکاییها کند.
محمود شوری گفت: بعد از گذشت یک ماه از آغاز شروع جنگ، برآوردها از سوی هر دو طرف دچار تغییر شده و اصلا آمریکاییها و اسرائیلیها به آن چیزی که در آغاز جنگ مد نظرشان بود، نرسیدهاند یا متوجه شدهاند قابل تحقق نیست. بسیاری از برآوردهای آنان، برآوردهایی بوده که عملا به نتیجه نرسیده و این موضوع روی شرایط آینده نبرد تاثیرگذار خواهد بود. یکی از متغیرهایی که در این روزها، بسیار تعیین کننده بوده، حملات به زیر ساختهای غیرنظامی است که آمریکا و اسرائیل تلاش کردهاند با این حملات، توانمندی زیرساختی ایران را تضعیف کنند و عملا اراده ایران را برای ادامه جنگ، تحت تاثیر قرار داده و تضعیف کنند.
وی افزود: با این حال، چیزی که تا کنون نشان داده شده این است که جمهوری اسلامی ایران این توانایی را دارد که ضربات متقابلی را بزند و همین مسئله نیز نوعی بازدارندگی در برابر دشمنان کشور، ایجاد کرده است و باعث شده که آنان ناگزیر شوند هر روز در سیاستهای جنگی خود بازنگری کنند. اکنون آمریکاییها از یک سو حرف از مذاکره میزنند و از سوی دیگر، سعی میکنند چماقی که در دست گرفتهاند بالا نگه دارند و به ایران ضربه بزنند. به نظر میرسد این وضعیت در سیاستهای کلی ایران تاثیر چندانی ندارد، چرا که تصمیم گیران مسائل نظامی کشور به خوبی میدانند که نباید اسیر این نوع فضاسازیها شوند و واقعیتهای صحنه نبرد مقتضیات خاص خود را دارد.
معاون موسسه مطالعات ایران و اوراسیا در خصوص گمانه زنیهای جنگ زمینی و شیوههای ادامه جنگ گفت: هم آمریکا و هم اسرائیل با تصورات و پیش فرضهایی جنگ را آغاز کردهاند که اکنون این تصورات بسیار تغییر کرده است و باید ببینیم که در ادامه جنگ چه سیاستهایی دنبال خواهد شد. ترامپ درگیر یک پارادوکس بزرگ شده است. ترامپ از یک سو میداند که نمیتواند فقط با حملات هوایی ایران را وادار کند از سیاستهای خود در خصوص تنگه هرمز دست بردارد. از سوی دیگر نیز میداند که فرستادن نیروهای زمینی به منطقه یا استقرار این نیروها در بخشهایی از خاک ایران، میتواند آغاز یک فاجعه باشد، چرا که عملا جنگ را وارد مرحلهای تازه میکند.
وی افزود: اینجا خاک ما و سرزمین ما است و قطعا دست برتر با ما خواهد بود و توانمندی که نیروهای مسلح ما دارند میتواند حمله زمینی آمریکا را تبدیل به یک باتلاق برای آمریکاییها کند. به همین دلیل است که آمریکاییها سعی دارند با کمک فضاسازیهای رسانهای، اشتباهات و نواقص خود را جبران کنند و اقدامات اخیر خود را تاکتیکهای جنگی نشان دهند در حالی که آنها به شدت درگیر تناقض شدهاند و هیچ راه حلی هم برای حل تناقضات ندارند. به همین دلیل هم فکر نمیکنم آمریکاییها تا این حد حماقت به خرج بدهند که بخواهند نیروهای خود را وارد این درگیری کنند. مگر این که بخواهند از مجموعهای از نیروهای مزدور استفاده کنند، که کشته شدن آنان، هزینه سیاسی برای ترامپ ایجاد نکند. اما حتی در چنین حالتی هم هر شکستی به پای ترامپ نوشته میشود. برآورد من این است که همه این موارد بلوف جنگی است و به جای خاصی هم نمیرسد.
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در خصوص مذاکرات ادعایی ترامپ گفت: به هر حال شرایط برای مذاکره به شدت سخت و دشوار است. هم سابقهای که ما از مذاکره با آمریکاییها داریم و هم اتفاقاتی که در طول یک ماه اخیر رخ داده است، همگی وضعیت را به شیوهای پیش بردهاند که عملا تصور موفقیت آمیز بودن مذاکره یا مذاکره مبتنی بر برد متقابل و بازی برد/برد را غیرقابل دسترسی نشان میدهد. چیزی که آمریکاییها میخواهند یک توافق یا مذاکره یک طرفه است. درواقع آمریکاییها در تلاشند به نوعی ایران را وادار کنند از مزیتهای استراتژیک خود، دست بکشد. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بعد از این که ما از این مزیتهای استراتژیک دست بکشیم، آیا آمریکاییها آوردهای برای ایران خواهند داشت یا به تعهدات خود عمل خواهند کرد یا خیر.
وی افزود: ما میدانیم که آمریکاییها هیچ سابقه روشنی در عمل به تعهدات خود ندارند. به همین دلیل، این که فکر کنیم مذاکرات میتواند به نقطه قابل قبولی برای طرفین برسد دشوار است. حداقل در این نقطه از جنگ این ایده دور از ذهن است. باید دید در مراحل پیش رو، آیا فشارهای مختلفی که به آمریکاییها وارد میشود میتواند مذاکره را به گزینهای حقیقی تبدیل کند یا خیر. داخل آمریکا نیز فضا ملتهب است و شاهد اعتراضاتی گسترده علیه شخص ترامپ و ضد جنگ ایران و آمریکا هستیم. شاید با گستردهتر شدن اعتراضات داخلی، کابینه جنگی ترامپ قانع شوند حجم حملات خود را کاهش داده یا به سمت مذاکرات حرکت کنند. با همه اینها هنوز هیچ چشم انداز روشنی برای مذاکره وجود ندارد.