کد خبر : ۱۱۱۷
۰۹:۱۳

۱۴۰۱/۰۱/۲۹

اگر ساختارها اصلاح نشود وضعیت اقتصادی از این که هست بدتر می‌شود

بیژن عبدی، تحلیل‌گر مسائل اقتصادی درباره چشم انداز اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۱ می گوید: اگر می‌خواهیم اقتصاد را اصلاح کنیم باید ابتدا به ساختار های داخلی بها بدهیم، مهمترین زیربنایی که باید اصلاح شود اصلاح نظام مالیاتی است.

متن گفت وگو دکتر عبدی را می خوانید:

_ در سال جاری یعنی سال جدید هم ارز ۴۲۰۰ هزار تومانی از بودجه حذف شده و هم موضوع دیگر اینکه علی رغم پیش بینی هایی که می شد، توافق هسته‌ای هنوز به نتیجه نرسیده است. وضعیت اقتصادی ایران در سال جدید چگونه خواهد بود؟ رشد تورم چه خواهد شد ؟

من فعلا در این قضیه هیچ نظری ندارم. این پیش بینی به دلایل متعدد بسیار دشوار است و ترجیح می‌دهم فعلا سکوت کنم تا ببینیم در آینده دولت چه خواهد کرد.

_ اگر در سال جاری نیز توافق نشود و برجام به نتیجه نرسد چه تاثیری نسبت به اقتصاد ایران خواهد داشت؟

باید به دنبال جایگزین سیستم های موازی غیر از آمریکا و اروپا باشیم

مسلما اگر منابع مالی ما از طریق مذاکرات آزاد شود مقداری دست دولت در طرح هایش باز خواهد شد، اما اینکه بخواهیم همه مسائل را به تحریم ها گره بزنیم همان نکته‌ای است که مگر در حال حاضر نیست؟! خب در حال حاضر هم تحریم وجود دارد و ما دائماً فروش نفت مان را داریم و سایر کارها در حال انجام هستند. این که رهبری هم خواسته اند با هم تاکید کردند این بود که جامعه را شرطی نکنیم که اگر بشود یا نشود، بخواهد موجی در جامعه ایجاد شود. من نیز تصور نمی کنم با توجه به این مواضعی که آمریکا به خود می گیرد دنبال این موضوع باشند که بخواهند به ما اجازه بهره مندی از منابع مالی مان را بدهند. به طور کل باید صبر کرد و منتظر ماند که چه اتفاقی می‌افتد. بحث این است که ما باید به توانمندی داخلی یا روابطمان با همسایگان بپردازیم و مشکلات و موانع داخل کشور را رفع کنیم و به دنبال جایگزین سیستم های موازی غیر از آمریکا و اروپا غربی باشیم، اگر به آن سمت رفتیم آنگاه می توان امید داشت که این اتفاقات بیفتد.

_ در حال حاضر مهمترین اقداماتی که در داخل می‌توان انجام داد چیست؟ چرا که برخی افراد بر این باورند که تا تکلیف برجام مشخص نشود و تحریم‌ها برداشته نشود کاری نمی شود انجام داد. به مسائل داخل کشور اشاره کردید اگر بخواهیم به سرفصل ها بپردازیم مهمترین موارد کدامیک می توانند باشند؟

هرگونه دست اندازی به قیمت ارز دودی دارد که فقط به چشم جامعه می رود

اگر ساختارها اصلاح نشود وضعیت اقتصادی از این که هست بدتر می شود

چند نکته را به عنوان سرفصل عرض می کنم، حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی بود یا نبودش یک مساله است، گمان نمی‌کنم در کشور کسی موافق رانت باشد که شما ارز ۴۲۰۰ بدهید و آنها به جامعه بس بدهند ۲۵ – ۳۰ هزار تومان. اگر دولت گذشته هم به دنبال این موضوع بود و نشد در مقطعی دلایلی داشته است. تا آن دلایل رفع نشود هرگونه دست اندازی به قیمت ارز دودی دارد که فقط به چشم جامعه می رود. در حذف کردن ارز ۴۲۰۰ تومانی، باید ببینیم خروجی چه می شود. کشورمان یک سری مشکلات ساختاری دارد که این ساختار ها را اگر اصلاح نکنند باعث می شود، وضعیت اقتصادی از این که هست بدتر شود، کار که با دستور و خواهش پیش نمی‌رود.

ببینید اگر من سرفصلی بخواهم بگویم، یکی شبکه‌های تولید کالای اساسی است، شبکه‌های توزیع و وارداتش؛ اینها همگی متأسفانه حالت انحصاری دارد یا صرف دولتی است و یا بخش خصوصی وابسته به قدرت یا برای خود دولت است. در واقع ویژگی بازار انحصار این است که قیمت در بازار انحصار نه بر اساس عرضه و تقاضا، که بر اساس قدرت انحصارگر تعیین می شود. حالا انحصارگری که سالهای سال هم عادت بر عدم نظارت دارد و کسی بر کارهای وی نظارتی نکرده است و ابزار نظارت هم وجود نداشته و در حال حاضر هم عدم نظارت وجود دارد. چون همیشه این انحصار در اختیار آنهاست با یک جو سازی و فضا سازی، یک فشار مصنوعی به جامعه وارد کنند. مشکلات موقتی ایجاد می کنند یک روز توزیع را به مشکل می اندازند و یا مواد اولیه را به خط تولید نرسانند و یا کالاها را به دست مردم نرسانند. در سال های گذشته بارها و بارها شاهد این گونه مسائل بوده‌ایم که یک روز مرغ و تخم مرغ و یا گوشت و یا هر کالای اساسی دیگر دچار چالش بود که این مشکلات سبب کلافگی مردم می شوند و با توجه به عدم نظارت و قدرت زیاد این افراد که به کانال های قدرت در داخل هم گره خورده اند این انحصار همچنان سر جای خود باقی می ماند.

سیستم مالیاتی شفافی نداریم

تا زمانی که این انحصار سر جای خود باقی بماند شما هر قیمتی که برای دلار تعیین کنید چه بگویید یک هزار تومان و یا چه بگویید سی هزار تومان، این افراد از آن حاشیه سودی که برای خود در نظر گرفته اند را حتماً اعمال می‌کنند و به مرور به جامعه تحمیل می کنند. پس همانطور که گفتیم یک مورد به همین انحصار بر می گردد که عرض کردم در سه مرحله هم مرحله تولید هم در شبکه های توزیع که هر کدام از اینها یک معضل مستقل است و بخش دیگر و همچنین بخش واردات که در همه این بخش ها شاهد انحصار هستیم، که شکستن این حصار کار بسیار می برد. نکته دیگر برمی گردد به اینکه ما متاسفانه سیستم مالیاتی شفافی نداریم اگر افرادی که سودهای کلان می بردند در جامعه فارغ از آنکه دولت اند، شبیه دولت اند و یا خصوصی هستند؛ وادار به پرداخت مالیات کلان می شدند بسیار راهگشا بود.

بخش اعظم فرارهای مالیاتی مربوط می شود به شرکت هایی که به نوعی یا شبه دولتی یا وابسته به دولت هستند مثل شرکت های خصولتی. از انواع و اقسام نفت و پتروشیمی بگیرید تا فولاد و خودرو، این ها آنقدر طی این سال ها یاد گرفته اند که شرکت در شرکت درست کنند و بحث را آنقدر پیچیده می کنند که پیدا کردن سرنخ به این سادگی‌ها شدنی نیست و اما تنها راهی که امکانش هست؛ بالاخره هر فروشی در حساب های مالی می نشیند و فارغ از اینکه این حساب ها برای چه کسی است که شکر خدا این شبکه ها مالی بانکی هم همه یکپارچه اند، ممکن است که این دیتاها در اختیار اداره مالیات قرار بگیرد و هم نظام مالیاتی درصد هایی را که سود کلان می‌برند اصلاح بکند و مالیات را سنگین بگیرد و هم اینکه در مورد شرکت‌های دولتی کاری صورت بگیرد که امروز در قانون بودجه به صورت سال‌های گذشته است و دو سوم بودجه به این ها اختصاص دارد. مساله این ها همچنان در ابهام هست و اینکه کی تصویب می شود معلوم نیست. ولی بسیاری از افراد هم درآمدهای واقعی شان را به خزانه نمی ریزند یعنی ما مشکلمان این است که آنچه که برای بیت المال است و باید به خزانه ریخته شود و در حساب واحد در خزانه واحد قرار بگیرد را واریز نمی کنند، که این موارد به خودی خود تاثیرگذار هستند.

باید مشخص شود کالا توسط چه کسی و با چه قیمتی وارد می‌شود 

اما یکی از از نکاتی که بسیار مهم و کلیدی است و تا اصلاح نشود اتفاقی صورت نمی گیرد بحثی است که ما اسمش را پنجره واحد تجارت میگذاریم یعنی از مرحله ثبت سفارش تا مرحله ای که کالا به دست مشتری می رسد، این مساله قرار بود در سامانه های مختلف و متعددی ثبت شود که عملاً در این ۷_۸ سال گذشته اتفاق نیفتاد و  در حال حاضر هم بسیاری از شرکت ها و سازمان هایی که در امر واردات فعالیت دارند تمایلی به شفاف کردن این موضوعات ندارند که خود این امر یکی از ابزارهایی است که هم می‌شود کنترل کرد که کالا توسط چه کسی و با چه قیمتی وارد می‌شود و تا انتهای این روند را در کنترل داشت. موارد گفته شده از جمله موانعی است که اگر شکل نگیرد و ردیابی و رفع نشوند و یا اصلاح نشود نمی توان افراد سوء استفاده گر را جریمه کرد.

مورد دیگر ضعیف بودن قوانین نظارتی کشور است، که قوانین نظارتی برمی‌گردد به مجازات ها و قوانین دادگاه ها، خود دادگاه ها متخصص و کارشناس اقتصادی کم دارند تا بتوانند موارد تخلف و پیچیدگی های آن را بشناسند و مجازات های مربوطه نیز بسیار ضعیف است. این قوانین باید مجددا تجدید نظر شود و به شدت سنگین شوند تا بازدارندگی آنها زیاد شود.

این موارد موانعی هستند که ما در داخل کشور داریم، البته اینها اجمالی هستند به جز این موارد مسائل دیگری نیز بوده است. مثل موانع تولید که یکسری اقدامات توسط دولت انجام شده است. کاهش میزان مقررات، شفاف سازی، حذف مجوز ها و یا دیگر موارد اما تا این راه ها به جواب برسند باید مسیر طولانی طی شود و باید دید که در عمل چه اتفاقی می افتد.

دود هر گونه بازی کردن با نرخ ارز در چشم جامعه می رود

اینها مواردی است که باعث می‌شود فضای تولید داخلی مشکل داشته باشد و ادامه روند گذشته تداوم داشته باشد. این مواردی که گفتیم اگر اصلاح نشود، دود هر گونه بازی کردن با نرخ ارز در چشم جامعه می رود و حساب دو دو تا چهار تا است. یک تولید کننده و حساب هایی را فرض کنید که تا دیروز منابع آن با ارز ۴۲۰۰ تومانی محاسبه شده بود اگر از امروز ارز ۲۳ هزار تومان شود چه بلایی سر این سرمایه می آید؟! برای مثال به عنوان یک تولیدکننده یا یک وارد کننده و یا هر عنوان دیگر وقتی که تا دیروز بابت هر یک دلار ۴۲۰۰ تومان پرداخت می کردم اما امروز باید ۲۳ هزار تومان بدهم این مقدار حجم کمی نیست، یک شرکت از کجا چنین مبلغی را فراهم کند؟

نمی‌توان زیاد با زندگی مردم بازی کرد

این شرایط دو حالت دارد یا قیمت کالا را بالا می برد و آن پول را از مردم دریافت می کند و یا به بانک فشار می‌آورند تا از بانک دریافت کند و با وجود عدم موجودی بانک، بانک به ناچار مجبور می شود به سمت خلق پول و چاپ اسکناس برود و به سمت تداوم سیاست‌هایی حرکت کند که همه آن ها به تقویت پایه پولی منجر می شود و ناخودآگاه موج تورم تشدید می شود و یک موج ایجاد می شود و تمامی کالاها گران می شوند. این موارد ضعف هایی روشن هستند تا اصلاحات اساسی انجام نشود نمی‌توان زیاد با زندگی مردم بازی کرد زیرا روی جامعه فشار زیادی وارد می کند و باید منتظر باشیم و ببینیم که برنامه دولت چیست؟

گروهی می‌گویند در آمد دولت بیشتر می‌شود و می ‌تواند یارانه بدهد در واقع یک تجربه یارانه و تاثیر آن در زندگی مردم در سالهای گذشته نشان داده که تجربه تلخ و غیر کارآمدی بوده است. آن مقداری که یارانه می دهند نتوانست هزینه‌های مورد نیاز جامعه را کاهش بدهند. گرانی اقلامی مثل گوشت نشان میدهد که یارانه اصلا کارآمد نبوده نشان می دهد که در سیاست هایی که اعلام می کنند باید متوجه همه جوانب باشند و همه زمینه ها را بسنجند به صورت آنی و با شعار و با حرف نمی توان پیش رفت.

اینکه گفته می شود «قیمت ها به قبل برگردد»؛ شعبده بازی نیست، باید مسیر را اصلاح کرد

برای مثال معاون وزیر صنعت می‌گوید «دستور می‌دهم همه قیمت ها به قبل برگردد» جامعه و ما از این موضوع ناخوشایند نیستیم اما این کار شعبده بازی نیست و قابل باور نیست. وقتی ساختار اقتصاد به سمتی چیده شده است که با شتاب بالا می‌رود باید مسیر را اصلاح کرد.

روز به روز قیمت خودروی داخلی روبه افزایش است

در حوزه خودرو شفاف ترین بخشی را می بینیم که مدیران آن کاملا وابسته به دولت هستند و همه انحصارا در اختیار دولت است اما کسی نمی تواند آن را کنترل کند و همینطور روز به روز قیمت خودروی داخلی روبه افزایش است. دولت تا زمانی که نتواند این گونه بخش ها را درست کند در سایر قسمت‌ها اتفاقی نمی‌افتد.

_ گفته شده سیاست های دولت باید به سمتی برود که نرخ ارز را کاهش بدهد زیرا غیر از این راه حلی وجود ندارد آیا این نگاه درست است؟ ارزش واقعی نرخ ارز چقدر است؟

ارزش واقعی ارز را نمی توان ارزش گذاری کرد

ارزش واقعی ارز را نمی توان ارزش گذاری کرد. ارز هم یکی از کالاهایی است که در انحصار خود دولت است و ما هم خلق پولمان توسط خود دولت است هم ارز و هم درآمد هایمان تقریباً در انحصار دولت است و وارد شود به چرخه تولید دولت و از همان جاست تقریبا می توان گفت همه چیز در اختیار دولت است که در واقع می‌توان گفت ارز کالایی است که قیمت بالای آن می تواند برای دولت درآمدزا باشد.

بالاخره آدمی آن سمت نشسته است ممکن است این موضوع خوشایند او باشد. چه اشکالی دارد یک درآمد برای دولت است! وقتی نگاه درآمدی داریم برای آنها سودمند است اما از سمت دیگر به فشارهایی که در جامعه ایجاد می کند باید نگاه کرد. اگر آنها در نظر گرفته شوند روند معقولی نیست و نباید این کار را انجام بدهیم. از نظر من بازی کردن با نرخ ارز است حالا به هر میزانی آخرین مرحله بازی است. اول باید فضای تولید را در کشور باز کرد در واقع راه را باز کرد و میدان داد و تولید را افزایش بدهیم.

رفاه جامعه مهمترین المان است

در جهان سرمایه داری کشورهایی که قطب سرمایه داری هستند مثل آمریکا مثل انگلیس آنجا هم یارانه های سنگینی را به بخش‌های مختلف اقتصادی خود می دهند و هم کنترل قیمت دارند. اگر کاری نادرست است و یا خلاف قاعده اقتصادی است چرا آنها انجام می‌دهند؟ این موضوع نشان می‌دهد که آنها نیز اگر می خواستند همه چیز را رها کند اقتصادشان سقوط کرده بود، رفاه جامعه مهمترین المان است.

اگر در آمریکا قیمتی را اعمال می‌کند یا قیمت‌گذاری می‌شود اگر فروشنده یا عرضه کننده‌های و یا شبکه توزیع بیشتر از آن قیمت ارائه بدهند، اول این که به سرعت قابل ردیابی است. یعنی شما کالا را به محض اینکه با یک قیمت بالاتر عرضه شد میتوانید ردیابی کنید همچنین از فروشنده یا شخص توزیع‌کننده مالیات سنگین دریافت می شود و هم بابت تخلف و قانون شکنی جریمه می شوند و هم از خدمات اجتماعی محروم می شوند. آمریکا با چنین تولیدی توانست تحریم ها را اعمال کند. مگر ما یک قلم کالا در دنیا داریم؟! در حال حاضر میلیون ها قلم کالا در دنیا در حال توزیع شدن هستند و بعد توسط هزاران و ده ها هزار تولید کننده و شبکه توزیع پخش می‌شود پس به عبارتی میلیونها و میلیاردها انسان در این شبکه بزرگ درگیر هستند. آمریکا چطور می تواند کنترل کند؟!

چنین شبکه ای در کشور ما ایجاد نشده است و در نتیجه امکان نظارت نیست و مالیات گرفته نمی شود و انحصار وجود دارد. در چنین شرایطی بازی کردن با چیزهایی مثل نرخ ارز مثل کم یا زیاد کردن نرخ ارز از نظر من باید آخرین مرحله ای باشد که به آن پرداخته می شود و در دستور کار قرار می گیرد.

دولت قبلی رقم وحشتناکی نقدینگی ایجاد کرد

در تنظیم مالیاتمان هم دچار مشکل هستیم

متأسفانه طی سال‌های گذشته دولت قبلی رقم وحشتناکی نقدینگی ایجاد کرد، به عبارتی ۱۰ برابر نقدینگی را نسبت به دولت قبل تر از خود افزایش داد در حالی که ما نرخ رشد واقعی تولیدمان طی این سال ها منفی بوده است اگر حتی صفر فرض کنیم و یا حتی پنج فرض کنیم وقتی توجه می‌کنیم با آن حجم از نقدینه که ایجاد شد طبیعتاً روی قیمت ها تاثیر میگذارد، ارز هم یک کالا، طلا هم یک کالا مسکن و یا لوازم خانگی هم یک کالا به هر کدام یک از این ها که نگاه کنیم این هجوم نقدینه در هر بازاری به منظور حفظ قدرت و سود آوری اش امکان نظارت هم وجود ندارد و عملا باعث ایجاد همین بحران های قیمتی و تورم در دنیا می‌شود و مالیات هم کسی نمی دهد ما متاسفانه در تنظیم مالیاتمان هم دچار مشکل هستیم.  به سراغ صنف ها میروند و که هر صنف نیز شروع به جو سازی کرده و زیر پرداخت مالیات شانه خالی میکند، مالیات گرفتن این گونه نباید باشد مالیات را باید با بررسی حساب دریافت کنید ، به عبارتی نباید توجه به صاحب حساب شود صرفاً به اعداد و ارقام و رشد غیر منطقی و صعودی آن دقت شود باید به صورت اتوماتیک مالیاتی کلان دریافت شود در واقع بانک به اداره مالیات وصل است و به نسبت سود غیر منطقی و صعودی شخص درصد مالیات مشخص شده و از حساب شخص کسر گردد. چطور در دولت قبل از پرداخت حقوق کارمندان مالیات کسر می شود، چطور این اتفاق می افتد ؟!

_ اگر بخواهیم جمع بندی داشته باشیم چه میزان از مشکلات اقتصادی ایران معطوف به داخل کشور است؟

اعظم مشکلات به اصلاح ساختار داخلی بر می گردد

همه آنچه که گفتم اعظم مشکلات به اصلاح ساختار داخلی بر می گردد. تصور می‌کنم که هیچ کارشناسی به اندازه‌ای که مقام معظم رهبری راجع به فضاها و مسائل اقتصادی به جریانات به دولت ها بها نداده، اینقدر شفاف و دقیق و سر همه بزنگاه ها اشاراتی داشته اند. چه در بحث دانش بنیان ها که حوزه دانش‌بنیان باید به تولید وصل شود و تجارت داشته باشیم و در نتیجه جلوی واردات بی ‌رویه گرفته شود.

اول باید انحصار را بشکنیم

سهام صنایع کلانی که ایجاد شده است به دست مردم برسد

قانون مصوبه سال ۸۷ را باید مجدداً احیا کنند مشروط به سهیم کردن مردم

اولین کار این است که سهام صنایع کلانی که ایجاد شده است به دست مردم برسد. یعنی واگذار شود آن هم نه اینکه سهام بلوکه شود و دوباره دولتی‌ها بخرند. قوانین این واگذاری‌ها باید بازنگری شود. مناسبترین قالب واگذار کردن سهام به مردم همان قالب شرکت های تعاونی سهامی عام است که قوانین آن حوزه ۱۰ الی ۱۲ سال پیش تصویب شده است. اما کسی اجرا نکرد چرا که منافع بسیاری را به خطر می‌انداخت و عملاً قانونی که تصویب شده بود و می توانست کارگشا باشد را دولت خراب کرد و به شرکتهای سهامی تبدیل کرد. قانون مصوبه سال ۸۷ را باید مجدداً احیا کنند مشروط به سهیم کردن مردم. وقتی که سهام یک شرکت را در اختیار مردم قرار بدهند سود و زیان ناشی از آن هم که گاها همین سودهای تورمی است به جیب خود مردم می‌رود.

پس راه های شکستن انحصار یکی واگذار کردن سهام به مردم است دومین راه تعاونی های سهامی عام که قانون آن باید احیا شود و به تعاونی‌های تولیدی جدید فضا داد، این که منظورمان از تعاونی‌های جدید چیست این است که؛ تولید کننده های خرد را ساماندهی کنند که با هم تشکیل تعاونی های جدید بدهند که برای خود قانون خاص و مستقل می طلبند.

پولمان را باید به شدت کنترل کنیم

ارزش پول داخلی باید حفظ شود

پولمان را باید به شدت کنترل کنیم. ارزش پول داخلی باید حفظ شود و هر کجا که کم آوردیم از طریق مالیات اصلاح کنیم. تا زمانی که دولت خودش را تحریم می کند و نمی خواهد از ابزار مالیات استفاده کند یا اجازه نمی دهند و یا با جو سازی حواس دولت را پرت می کنند تا دولت هر کجا کم بیاورد به سرعت به سراغ چاپ پول چاپ اوراق، استفاده از بانکها و دست درازی به صندوق‌های بازنشستگی برود. همانطور که از ذخایر ارزی استفاده کردند ، اتفاقی که سال‌های سال افتاده است و یا اعتبار های بدون پشتوانه که به آن چاپ اسکناس می گوییم. این تصمیمات اقتصاد کشور را زیر فشار قرار می دهند به جای آنکه ما این ابزارها را فعال کنیم باید ابزار مالیاتی را اصلاح و فعال کنیم.

مقام معظم رهبری باز هم از عدم اجرای اصل ۴۴ گله کردند و باز اجرا نشد. یک نقش کلیدی دولت در ایجاد فضا برای بخش های خارج از اصل ۴۴ بود که به مردم اجازه ورود بدهند که دولت عملاً چنین اجازه ای نداد و بخش دوم منافع مالی بود.  مثل بانک‌ها و صندوقها که باید به نوبت سهامشان به مردم واگذار می‌شد این موضوع هم اتفاق نیفتاد و بخش سوم هم در واگذاری ها این بود که واگذاری ها مشروط به این باشد که در هر فقره واگذاری شود اشتغال از بین نرود طرح‌های توسعه از بین نرود. بلکه با خریدار شرط شود که کیفیت و صادرات را افزایش دهد.

اما واگذاری صنایع کلان به عبارتی گوشت لخم بودند به دوستان و آشنایان خود واگذار کردند. واحد صنعتی که اگر همین امروز کارشناس برای قیمت گذاری برده شود، قیمت آن ۱۰۰ میلیارد تومان است با قیمت یک میلیارد تومان قیمت گذاری می شد و حتی  واگذاری ها به صورت قسطی هم انجام می شدند که برای قسط اول وام می‌ گرفتند و قسط های بعدی را نیز پرداخت نمی ‌کردند و پس از آن کارگرها را بیرون کرده و ماشین آلات را می‌فروشند و ذخایر و منابع آن را از بین میبرند و زمین را می فروشند و از کشور خارج می‌شوند و به کشورهای خارجی همچون ترکیه، اروپا، کانادا و … می روند.

بر ورود و خروج درآمد و ارز دولتی نظارت نکردند و در واقع نمی‌خواستند پیگیری کنند و صنایع را به افراد خاص واگذار کردند که شد مصیبت هایی مثل دشت مغان، مثل تراکتور سازی مثل همه این صنایعی که پس از واگذاری رو به زوال رفتند.

علت این امر که من اصرار دارم شرکت تعاونی سهامی عام باشد این است که تعاونی سهامی عام بودجه بندی می‌شود و یک خریدار اجازه ندارد همه سهام یک بلوک را داشته باشد.

اگر می‌خواهیم اقتصاد را اصلاح کنیم باید ابتدا به ساختار های داخلی بها بدهیم

بحث من این است که ما اگر می‌خواهیم اقتصاد را اصلاح کنیم باید ابتدا به ساختار های داخلی بها بدهیم،  مهمترین زیربنایی که باید اصلاح شود اصلاح نظام مالیاتی است که شبکه ای است. هم باید ساختار اخذ مالیات اصلاح شود و هم عدد های مالیاتی باید برای کسانی که سودهای غیر متعارف دارند اعمال بشود. با توجه به حساب های بانکی، آن هم به صورت اتوماتیک  از حسابشان کسر گردد یا به قوه قضائیه معرفی ‌شوند و افرادی که سود های غیر متعارف داشته اند باید شفاف سازی شوند و در صورت تخلف مجازات سنگینی برای آنها در نظر گرفته شود.

امیدواریم در آینده دیپلماسی خارجی و اقتصادی فعال شود

به سمتی حرکت کنیم که در کشور های همسایه بازارهای جدید مالی ایجاد کنیم

مراحل تسهیل کسب و کار که زیر نظر وزارت اقتصاد و هم وزارت کار اتفاق افتاده که اتفاق بسیار خوبی است باید تسریع شود.چنانکه موارد گفته شده اتفاق بیافتد و و فضای کسب و کار باز شود و دولت مکلف شود به حمایت از ظرفیت‌ها و تولید داخلی بسیاری از مشکلات هم حل خواهد شد، انشالله که در آینده دیپلماسی خارجی ما و دیپلماسی اقتصادی ما فعال شود و با کشورهایی که منافع مشترک داریم به سمت پایه های پولی جدید برویم و سبد های ارزی جدید داشته باشیم و به سمتی حرکت کنیم که در کشور های همسایه بازارهای جدید مالی ایجاد کنیم.

/شفقنا


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha