کد خبر : ۱۱۱۲۷۴
۱۱:۰۱

۱۴۰۴/۱۲/۲۳

ترامپ و بلاتکلیفی تحمیلی بر آمریکا

ترامپ و بلاتکلیفی تحمیلی بر آمریکا

جنگی که آمریکا و رژیم اسرائیل بر مبنای توهم خود علیه ایران آغاز کردند، نه به مرزهای ایران، نه خاورمیانه و نه حتی آسیا محدود ماند و تبعات و اثرات آن از شوک‌های ژئواستراتژیک به اقتصاد و بازارهای مالی جهان تا آینده سیاسی حزب جمهوری‌خواه اثر گذاشت؛ هزینه‌ای بیهوده برای فایده‌ای مبهم.

ایرنا نوشت: جنگی که با حمله نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران آغاز شد، اکنون در حالی از روز دهم خود گذشته که پیامد‌های آن تنها به میدان نبرد محدود نمانده است. از شوک در بازار‌های جهانی انرژی و بی‌ثباتی بازار‌های مالی گرفته تا افزایش شکاف سیاسی در آمریکا، نگرانی کشور‌های منطقه و تحرک قدرت‌های جهانی برای مهار بحران، همگی نشان می‌دهد این درگیری به سرعت به یک بحران چندلایه در نظام بین‌الملل تبدیل شده است. گزارش‌ها از بازار‌های جهانی، مواضع سیاستمداران آمریکایی، واکنش دولت‌های منطقه و تحرکات قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد جنگی که با ادعای مهار تهدید ایران آغاز شد، اکنون به عاملی برای افزایش نااطمینانی اقتصادی و ژئوپلیتیکی در سطح جهان تبدیل شده است.

اقتصاد جهان و شوک ژئواستراتژیک

شوک اقتصادی، محتمل‌ترین نتیجه جنگ نظامی و سیاسی در منطقه خاورمیانه است، جنگی که در اواخر فوریه و اوایل مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) با حمله نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران آغاز و به سرعت به بحرانی همه‌گیر حداقل در حوزه اقتصادی تبدیل شد. گرچه تاثیرگذاری جنگ بر اقتصاد جهان با توجه به جغرافیایی که در آن آغاز شده بود، از همان روز اول هم مشخص بود، اما همزمان با ورود به هفته دوم این تجاوز نظامی به ایران، بازار‌های جهانی باور کردند که شرایط به نوعی غیرقابل پیش‌بینی شده است. بازار‌های جهانی انرژی، تجارت بین‌المللی و ثبات اقتصاد کلان جهان تحت تاثیر ماجراجویی تازه اسرائیل و آمریکا قرار گرفت و امروز در سیزدهمین روز از این نزاع بسیاری از رسانه‌های جهان از شوک‌های این جنگ گزارش می‌دهند.

شوک شدید در بازار انرژی جهانی) مهم‌ترین و فوری‌ترین اثر اقتصادی جنگ، شوک در بازار انرژی بود که همزمان با آغاز حملات نظامی و افزایش ریسک عبور از مسیر‌های حمل‌ونقل انرژی در خلیج فارس، قیمت نفت و گاز به سرعت افزایش یافت. عبور یک‌پنجم از نفت جهان از تنگه هرمز هرگونه اختلال در این روند را به فاجعه‌ای بزرگ برای شرکت‌های نفتی بزرگ و خریداران انرژی تبدیل کرده و نگرانی‌ها درباره تداوم این روند و یا حتی تشدید آن و تاثیرش بر بازار‌های جهانی غیرقابل انکار است و به نظر می‌رسد در چنین شرایطی جهان با یکی از بزرگ‌ترین اختلالات عرضه انرژی در دهه‌های اخیر مواجه شود. معادلات اقتصادی که جهان تا پیش از این تجربه کرده، حکایت از آن دارد که این افزایش قیمت نفت و گاز هزینه تولید و حمل‌ونقل را در سراسر جهان بالا برده و در نتیجه تورم جهانی را تشدید می‌کند.

بی‌ثباتی در بازار‌های مالی جهانی) واقعیت اقتصاد جهان و داده‌های منتشر شده در روز‌های اخیر حکایت از اثر جنگ آغاز شده علیه ایران بر بازار‌های مالی جهان دارد و نمودار‌ها و آمار‌ها حکایت از آن دارد که جنگ علیه ایران باعث افزایش شدید ریسک ژئوپلیتیک در اقتصاد جهانی و نیز نوسانات قابل توجه در بازار‌های مالی از بورس‌های نیویورک و وال‌استریت تا توکیو و هنگ‌کنگ شده است. کاهش ارزش بازار‌های سهام و حرکت این دارایی‌ها به سوی داشته‌های امنی، چون طلا از ملموس‌ترین این نشانه‌هاست. خطرات عبور از خلیج فارس و تنگه هرمز سبب شده است، شرکت‌های بیمه‌کننده کشتی‌های باربری، افزایش چشمگیری در مبلغ بیمه این کشتی‌ها انجام دهند و این امر به‌ویژه برای تجارت جهانی مواد خام، نهاده‌ها، کود‌های شیمیایی و مواد غذایی اهمیت بسیار دارد. جنگ تحمیلی علیه ایران از سوی آمریکا و اسرائیل زنجیره حمل‌ونقل هوایی را دچار اختلالات محسوسی ساخته و در صنعت هوانوردی و گردشگری نیز با تغییر اجباری مسیر‌های پروازی منطقه، هزینه سوخت افزایش داده است که کاهش تقاضای سفر و گردشگر به ویژه در برخی از کشور‌ها منطقه، تنها یکی از اثرات کوتاه‌مدت آن است.

تمام آنچه اشاره شد گرچه در بسیاری از کشور‌های منطقه و ایران هم اثرات محسوسی داشته و دارد، اما برای مردم آمریکا این اثر هم از همان ابتدا و با افزایش هزینه حمل‌ونقل احساس شد، موضوعی که در چرخه اقتصاد این کشور به افزایش هزینه تولید، تورم و کاهش قدرت خرید مردم و رشد اقتصادی منجر می‌شود. توقف فعالیت شرکت‌های نفتی آمریکایی در منطقه و حتی خروج کارکنان آنها از پروژه‌هایی، چون میادین گاز منطقه برای اقتصاد آمریکا موضوع چندان خوشایندی نیست. این تاثیرات در سرزمین‌های اشغالی که بیش از ۱۲ روز است که زیر بمباران موشک‌های ایرانی قرار دارند، سنگین‌تر هم به نظر می‌رسند و با تمام سانسور‌های شدید خبری و آماری، اما هزینه‌های نظامی به شدت افزایش یافته و این یکی از مهمترین دلایل کسری بودجه رژیم اسرائیل و استقراض بوده است.

ترامپ و بلاتکلیفی تحمیلی بر آمریکا

آغاز جنگی تازه در خاورمیانه برای مردم آمریکا که ترامپ را به دلیل مخالفت با چنین جنگی، انتخاب کرده بودند، علامت سوال و البته نشانه اشتباه راهبردی در این انتخاب است. جایی که ترامپ به رغم انتقاد‌های تند و تیز از روسای جمهور پیشین آمریکا به دلیل آغاز جنگ و درگیری در آسیا، خود آغازگر یکی از این درگیری‌هاست با این تفاوت که در جنگ آغاز شده علیه ایران، چند متغیر بر پیچیدگی معادلات افزوده و افکار عمومی آمریکا از سناتور‌ها و نمایندگان کنگره تا متحدان و هم حزبی ترامپ را با تردید‌هایی جدی درباره میزان کارآمدی سیاست‌های او مواجه کرده است. متغیر اول در قالب این پرسش رخ نموده که آیا تهدیدی که ترامپ ادعا می‌کند از سوی ایران، متوجه آمریکا بوده، چه اندازه واقعی است و این به اصطلاح تهدید، تهدید منافع نتانیاهوست یا مردم آمریکا؟ پاسخ این پرسش در حال حاضر به یکی از مهمترین نقاط و شکاف‌های اجتماعی در آمریکا تبدیل شده و به اذعان شماری از نمایندگان و تحلیلگران آمریکایی، می‌تواند در صورت تداوم جنگ این شکاف را عمیق‌تر هم سازد.

متغیر دوم پرسش‌هایی ساده، اما مهم است؛ هدف از جنگ با ایران چیست؟ هیات حاکمه آمریکا، قرار است در این بمباران به چه دستاوردی دست یابد؟ این هدف چه زمانی به دست می‌آید و چگونه قرار است این جنگ پایان یابد؟ پاسخ اطرافیان ترامپ به این پرسش‌ها این است که «رئیس‌جمهور می‌داند»، اما خود آنها هم مطمئن نیستند ترامپ چیزی بیشتر از آنها درباره پایان دادن به این ماجراجویی بداند، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا حتی نمی‌داند با کدام موشک مدرسه دخترانه در میناب را هدف قرار داده است.

متغیر سوم، سال انتخاباتی در آمریکاست و حزب جمهوری‌خواه بیش از هر زمان دیگری نگران این موضوع که سیاست‌های ترامپ، بدعهدی‌های او و آغاز جنگی تازه در منطقه، می‌تواند به راحتی اکثریت سنا و کنگره را از دست آن‌ها خارج کرده و دموکرات‌های را پیروز انتخابات کند. شاید بهترین و دقیق‌ترین توصیف از رابطه ترامپ با افکار عمومی و نیز سناتور‌ها و نمایندگان آمریکا، این توییت سناتور «برنی سندرز» باشد که همزمان با عدم ارائه توضیح دقیقی از سوی دولت ترامپ درباره حمله به مدرسه دخترانه در میناب نوشته است: «روز شنبه، ترامپ به ما گفت که حمله به یک مدرسه ابتدایی در ایران که منجر به کشته شدن ۱۷۵ کودک و بزرگسال شد، توسط ایران انجام شده است.

ترامپ و بلاتکلیفی تحمیلی بر آمریکا

اکنون ارتش ایالات متحده اعتراف کرده که این حمله توسط ایالات متحده انجام شده است. اگر در مورد چیزی به این واضحی دروغ می‌گویند، دیگر در مورد چه چیز‌هایی حقیقت را بیان نمی‌کنند؟». واقعیت در آمریکا حکایت از تاثیرگذاری جنگ آغاز شده علیه ایران بر مناسبات هیات حاکمه و قانون‌گذاران آمریکا دارد و این مهم را می‌توان در توییت‌های متعدد و مخالفی دریافت که این روز‌ها علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه ترامپ از سوی سناتورها، نمایندگان مجلس، تحلیلگران و مردم عادی ایالات متحده منتشر می‌شود و این را باید در کنار ارقامی گذاشت که پنتاگون درباره هزینه‌های جنگ به کنگره اعلام کرده که «شش روز اول جنگ ایران بیش از ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه داشته است و انتظار می‌رود با محاسبه هزینه‌های عملیاتی بیشتر، این مبلغ افزایش یابد».

پیدا و پنهان جنگ در کشور‌های حاشیه خلیج فارس

جنگی با این ابعاد، برای کشور‌های حاشیه خلیج فارس، کابوسی بود که تا پیش از آغاز، هرگز آن را باور نمی‌کردند، اما پایگاه‌های آمریکا در این کشور‌ها و حملات صورت گرفته از آنها علیه ایران، این کابوس را ساخت و یکی از عجیب‌ترین شرایط تاریخ برخی از آن‌ها را رقم زد. جایی که به‌رغم همه سانسور‌های شدید در خبررسانی، ویدیو‌های منتشر شده از حجم مسافران خارج شده از این کشورها، حکایت از تاثیر مخرب و البته واضح و غیرقابل انکار جنگ بر آنها دارد. کشور‌های منطقه گرچه در ظاهر با تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران مشکلی نداشته و همراهی نشان می‌دهد، اما حجم تلاش‌های پشت پرده برای توقف این جنگ، بیشتر از آن است که بتوان به این رضایت ظاهری اکتفا کرد.

دولت‌های عرب منطقه از شرایطی که ترامپ برای آنها ایجاد کرده بسیار عصبی هستند به ویژه آنکه به واسطه حضور عمان به عنوان میانجی مذاکراتی ایران و آمریکا، به خوبی در جریان روند مذاکرات و حسن‌نیت ایران برای دستیابی به توافق قرار گرفته و مطمئن هستند که موضوع هسته‌ای یا حتی موشکی برای کاخ سفید، تنها بهانه بوده و ترامپ این جنگ را طراحی، آغاز و پیش برده، اما آنچه این پلن را با نوعی از ناکامی و ابهام رو‌به‌رو ساخته، عدم ارزیابی دقیق از توانمندی‌های دفاعی ایران و دستکم گرفتن هشدار گسترش جنگ به منطقه بوده است. آینده روابط ایران با همسایگان خود در دوران پساجنگ، می‌تواند با حسن نیت طرفین و تحمیل‌های ژئوپلیتیک بار دیگر به شرایط عادی باز گردد، اما به نظر می‌رسد این جنگ بیشتر از همیشه کشور‌های منطقه را درباره اعتماد به آمریکا و سپردن سپر دفاعی خود به این کشور با تردید‌های جدی مواجه خواهد کرد.

جهان نظاره‌گر ناتوانی آمریکا؟

جنگ آغاز شده در خاورمیانه، قابل مقایسه با نقطه دیگری از جهان نیست؛ از آن رو که هر بمب و موشک شلیک شده به نوعی بخش‌های دیگری از جهان را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد. این جنگ، اما به لحاظ ابعاد استراتژیک آن برای روسیه و چین به عنوان دو رقیب آمریکا از اهمیت دوچندانی برخوردار بوده و به این دلیل است که هر دو برای پایان دادن به آن و البته با اهداف و انگیزه‌های متفاوت در تلاش هستند. برای پکن گرچه اشتغال نظامی آمریکا در هر گوشه‌ای از جهان به معنای صرف هزینه‌های سیاسی و نظامی بوده و در مقام رقیب از آن استقبال می‌کند، اما واقعیت انرژی و عبور کشتی‌های حامل نفت از خلیج فارس و جنوب غرب آسیا، برای مقامات چین مهمتر از هر نوع رقابت دیگر با آمریکاست و از این رو نماینده ویژه چین در خاورمیانه و در حال گفت‌و‌گو با مقامات کشور‌های مختلف است. روسیه، اما به دلیل روابط نزدیکی که با هر سه طرف جنگ دارد، در تلاش است از این رهگذر بتواند نقشی در پایان دادن به تنش در منطقه داشته باشد.

در نهایت متحدان آمریکا در اروپا هم در روز‌های جنگ بیش از آنکه در نقش متحد ظاهر شوند، نظاره‌گری نگران به سیر تحولات بودند و گرچه کشور‌هایی مانند آلمان بار دیگر خصومت خود با تهران را اعلام و بر آن اصرار کرد، اما همچنان، همراهی استراتژیکی از سوی اروپا با ترامپ تاکنون دیده نشده است. جنگی که رئیس‌جمهور آمریکا بر مبنای توهمات نخست‌وزیر رژیم اسرائیل از تهدید آنی ایران، آغاز کرد، در هفته دوم خود، تاثیر خود را بر روندها، کشورها، صنایع و اقتصاد و نظام بین‌الملل گذاشته و به نظر می‌رسد همزمان با تداوم و حتی گسترش آن، این تاثیرات عمیق‌تر و گسترده‌تر هم خواهد شد و این میان پرسش بی‌پاسخ آن است که این میزان هزینه‌ای که تاجر کاخ سفید روی دست جهان گذاشته است، آیا در عمل فایده‌ای هم برای «اول آمریکا» دارد یا صرفا نخست‌وزیر رژیم اسرائیل را خشنود خواهد کرد؟

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha