یک فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: بهنظر من بهترین راه برای ترک مخاصمه با آمریکا و خروج از این بنبست بینالمللی، مذاکره است؛ چون بدیل مذاکره میشود جنگ.
علی صوفی در ارزیابی دور دوم مذاکرات و دستاوردهایی که ایران از خلال گفتوگو میتواند برداشت کند، میگوید: به نظر من بهترین راه برای ترک مخاصمه با آمریکا و خروج از این بن بست بین المللی که برای ما ایجاد شده، همین مذاکره است. چون بدیل مذاکرات میشود جنگ. دیگر این وضعیت «نه جنگ نه مذاکره» نه برای ما قابل تحمل است و نه آمریکاییها میتوانند آن را ادامه بدهند.
وی افزود: بالاخره آنها میخواهند کاری بکنند. از نظر من مذاکره بهترین راه بود. با همه بدبینیهایی که نسبت به مذاکره وجود داشت، به ویژه با توجه به تجربه مذاکره قبلی که وسط گفتوگو به حمله آمریکا منجر شد، اما با این حال، الان میبینیم عباس عراقچی که برخی افراد و تحلیلگران اعلام میکردند بیش از اندازه رفتارهای احتیاط آمیز دارد، این روزها به بهترین شکل سکان هدایت ساختار دیپلماسی را به دست گرفته است.
صوفی گفت: وزیر خارجه ایران پس از دور سوم رسما اعلام کرد از پیشرفت مذاکرات رضایت دارد و به نظر میرسد که به زودی بتوانند به نتیجه خوبی دست پیدا کنند.» او ادامه میدهد: «برداشت من این است که اگر خدا بخواهد، این دور از مذاکرات میتواند به نتیجه برسد؛ هرچند ممکن است مذاکرات دو بخش داشته باشد. یک بخش، بخش هستهای است که الان دارد خوب پیش میرود. بخش دوم مربوط به موضوعات مصلحتی و مسائل دیگر است که احتمالا بعدا ناچار میشویم دوباره مذاکرات را ادامه بدهیم.»
صوفی در ادامه، به پیوند مذاکرات خارجی با شرایط داخلی اشاره کرد و میگوید: در عرصه داخلی هم گفته میشود بعد از توافق در بیرون، باید در داخل هم اصلاحاتی مدنظر قرار بگیرد. من معتقدم این موضوع فوق العاده اهمیت دارد. وضعیت فعلی به هیچ وجه قابل ادامه نیست. ادامه این شرایط غیرممکن است. مردم نیازمند اصلاح و بهبود شرایط هستند. من خودم در جامعه حضور دارم، در کوچه و بازار با مردم صحبت میکنم. مردم صریح میگویند که به خاک سیاه نشستهاند. معیشت مردم از بین رفته و این وضعیت نمیتواند ادامه پیدا کند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب با مقایسه شرایط فعلی با سالهای نخست پس از انقلاب یادآور میشود: اگر وضع موجود را با وضعی که در زمان امام داشتیم مقایسه کنیم، میبینیم که بعد از رحلت امام، برخی انحرافات شروع شد. دو انحراف عمده به وجود آمد. یکی آسیب دیدن حق حاکمیت مردم بر سرنوشت شان بود که با نظارت استصوابی از میان رفت. دومی هم معیشت مردم بود؛ سفره مردم روز به روز کوچکتر شد. این دو مساله امروز باید حتما حل شود؛ هم مساله اقتصادی و هم مساله اختیار و احترام به رای و حق انتخاب مردم. بدون حل این دو، هیچ اصلاح پایداری اتفاق نمیافتد.
صوفی درباره مسیرهای پیش رو میگوید: به نظر من ۳ راه بیشتر وجود ندارد. راه اول براندازی و انقلاب است که نتیجه اش مشخص است و هیچ انسان عاقلی، آن هم بعد از تجربه یک انقلاب، به دنبال آن نمیرود. راه دوم، پیشنهادهایی مثل تشکیل مجلس موسسان و تغییر بنیادین نظام است که حاکمیت به هیچ وجه به آن تن نخواهد داد. اما راه سوم، که به نظر من تنها راه ممکن است، بازگشت به ریشه هاست؛ یعنی بازگشت به قبل از سال ۸۸، بازگشت به دوره امام. اگر تمام انحرافاتی که پیش آمده - از جمله نظارت استصوابی و... جمع شود، میتوان اصلاحات جامعی انجام داد. این اصلاحات باید با حفظ جمهوری اسلامی انجام شود. قانون اساسی که قرآن نیست؛ میشود درباره اش بازنگری کرد، میشود اصلاحش کرد و تغییراتی در شاکله نظام ایجاد کرد تا نظم و تعادل به کشور بازگردد. به نظر من، در درجه اول باید به همان دوره امام بازگردیم. اگر این اتفاق بیفتد، میتوان امیدوار بود که بهترین شرایط برای کشور ایجاد شود.