دیپلمات پیشین ایران در انگلستان می گوید: اگر مذاکرات بیثمر یا بینتیجه بود، چنین حملههای عصبی و هشدارهای امنیتی مطرح نمیشد. این واکنشها در واقع انعکاس نگرانی ها از ایجاد یک مسیر جدید میان تهران و واشنگتن است.به بیان سادهتر، خشم تلآویو نشاندهنده آن است که گفتوگوها رو به جلو حرکت کردهاند، نه این که در جا زده است.
جلال ساداتیان گفت: به نظر میرسد روند مذاکرات میان ایران و ایالات متحده آمریکا به نقطهای رسیده است که در کلیات بستهای جامع به تفاهم رسیدهاند. این بسته جامع موضوعات متعددی از جمله موضوعات مرتبط با تحریمها و اقتصاد را در برمی گیرد و در واقع شبیه یه یک بسته بسیار منسجم برای مدیریت بحران تشکیل شده است. اما همان گونه که در روندهای مشابه نیز مشاهده شده است، توافق بر سر کلیات نیز بسیار دشوار است. زمانی که متن توافق احتمالی، به مرحله تنظیم میرسد، دقت بسیار بالایی لازم دارد. هر بند از توافق باید روشن و بدون ابهام باشد. بر همین اساس، هم گفته شده است که هر یک از طرفین به کشور خود بازگردند و برداشتهای خود از مذاکرات را بررسی کرده و جزئیات و خواستهای خود از توافقات را مکتوب کنند و سپس این اسناد را برای دور سوم مذاکرات ارائه کنند. در واقع، اکنون مرحلهای آغاز شده است که میتوان آن را «هماهنگسازی برداشتها» بنامیم؛ مرحلهای که گاهی حتی از چانهزنی اصلی نیز شختتر است، زیرا هر یک از طرفین تلاش خواهد کرد برداشت خود را تثبیت کند.
وی افزود: در برخی از موضوعات، اجزای اصلی شکل گرفته و حتی خطوطی نسبتاً مشخص نیز ترسیم شده است. برای نمونه، یکی از محورهای اصلی مورد بحث، نحوه و بازه زمانی غنیسازی در ایران است. در این مرحله بررسی میشود که این فعالیتها در چه حد و شکلی ادامه پیدا میکند تا از یکسو نگرانیهای طرف مقابل کاهش داده شود و از سوی دیگر، ایران بتواند راهبرد و امنیت خود را از دست ندهد. همچنین موضوع ورود و فعالیت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ایران یکی دیگر از توافقات اولیه بوده است. روشن است که این حوزهها حساسترین بخشهای پرونده هستهای ایران خواهند بود و هر گونه سوءتفاهم یا ابهام در آنها میتواند باعث شود که کل توافق با خطر مواجه شود.
دیپلمات پیشین ایران در انگلستان در ادامه گفت: هنوز از عمق مذاکرات اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما نشانههایی که از بیرون دریافت میشوند، میتوانند این تحلیل را تایید کنند که مسیری که طی میشود نسبتاً مثبت است. واکنشهای تند و عصبی برخی مقامات اسرائیلی و مطالب منتشر شده در رسانههای عبری در این زمینه نشان میدهد که اتفاقا مسیر مذاکرات بد پیش نمیرود. زمانی که رسانههای اسرائیلی به صورت یکپارچه به مذاکره حمله میکنند و از «امتیازدهی خطرناک» یا «توافق پشت پرده» سخن میگویند، دقیقاً به این معناست که روند گفتوگوها خوب پیش میرود. اگر مذاکرات بیثمر یا بینتیجه بود، چنین حملههای عصبی و هشدارهای امنیتی مطرح نمیشد. این واکنشها در واقع انعکاس نگرانیها از ایجاد یک مسیر جدید میان تهران و واشنگتن است. مسیری که ممکن است فشارهای مالی و تنشافزایی مستمر را که سالها در منطقه تحمیل شده بود، کاهش دهد یا تصمیمسازی را از دست اسرائیل خارج کند. به بیان سادهتر، خشم تلآویو نشاندهنده آن است که گفتوگوها رو به جلو حرکت کردهاند، نه این که در جا زده است.
وی افزود: در سطح منطقهای شاهد شکلگیری نوعی طناب کشی هستیم که یک سوی آن اسرائیل و لابیهای قدرتمندش در ایالات متحده قرار دارد و در طرف دیگر آن، کشورهای عربی و همسایگان ایران قرار دارند که از تحولات منطقهای تأثیر مستقیم میپذیرند. اسرائیلیها معتقدند که ایران اکنون کاملا در موضع ضعیف قرار دارد و این مقطع بهترین زمان برای فشار نظامی یا سیاسی بر تهران است تا ضربه نهایی را وارد کنند. اما کشورهای عرب، از جمله برخی از دولتهایی که حتی روابط رسمی با اسرائیل دارند، بر این باورند که اگر ایران در منطقه شکست بخورد، دست بالا به طور کامل به اسرائیل منتقل میشود و این کشور قادر خواهد بود خواستههای خود را به سایر دولتهای منطقه تحمیل کند. حتی امارات متحده عربی که به سمت عادی سازی روابط خود با اسرائیل حرکت کرده نیز همین اعتقاد را دارد که یک اسرائیل بدون رقیب میتواند خطری بزرگ برای ثبات منطقه باشد و ممکن است در بلندمدت، تبعاتی سنگین ایجاد کند.
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در ادامه گفت: طی سالهای اخیر، هر بار امکان گفتوگو وجود داشته، ایران تلاش کرده است تنشها را کاهش دهد. اکنون نیز چنین فرصتی در حال شکلگیری است و طبیعی است که این روند با مخالفتهای ناشی از جریانهایی روبهرو شود که حیاتشان به استمرار تنش گره خورده باشد. لابیهای اسرائیلی در آمریکا سالهاست تلاش میکنند شکل گیری هر نوع تفاهم میان تهران و واشنگتن را از مسیر اصلی خارج کنند و امروز نیز همان مسیر را ادامه میدهند.