کد خبر : ۱۱۰۳۸۲
۰۹:۴۰

۱۴۰۴/۱۱/۲۸
پیام دوگانه تهران از ژنو؛

آمادگی برای توافق «عادلانه» بدون عقب‌نشینی زیر فشار

آمادگی برای توافق «عادلانه» بدون عقب‌نشینی زیر فشار

در حالی که ژنو بار دیگر به میدان تحرکات دیپلماتیک بر سر پرونده هسته‌ای ایران تبدیل شده است، عالی‌ترین مقام امنیتی تهران و وزیر امور خارجه کشور، با ارسال پیام‌هایی هماهنگ، از آمادگی ایران برای دستیابی به توافقی «عادلانه و متوازن» سخن گفته‌اند؛ توافقی که به گفته آنان، باید نگرانی‌ها را رفع کند، بی‌آنکه امنیت یا منافع ملی ایران را مخدوش سازد.

فرارو نوشت: ژنو بار دیگر به صحنه‌ای برای یکی از حساس‌ترین بازی‌های دیپلماتیک جهان تبدیل می‌شود؛ جایی که قرار است ایران و ایالات متحده، بدون آنکه رودررو بنشینند، پیام‌های خود را از طریق یک واسطه قدیمی رد و بدل کنند. منابع دیپلماتیک ایرانی روز دوشنبه تأیید کرده‌اند که دور تازه‌ای از مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن، فردا در مقر سفارت سلطنت عمان در این شهر برگزار خواهد شد؛ مذاکراتی که در قلب آن، پرونده هسته‌ای ایران و مجموعه‌ای از اختلافات حل‌نشده میان دو کشور قرار دارد.

همزمان با این تحرکات پشت در‌های بسته، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز آماده حضور در یکی از مهم‌ترین تریبون‌های بین‌المللی است. منابع دیپلماتیک اعلام کرده‌اند که او روز سه‌شنبه در کنفرانس خلع سلاح سازمان ملل متحد در ژنو سخنرانی خواهد کرد؛ تریبونی که انتظار می‌رود از آن برای تشریح مواضع ایران درباره خلع سلاح، امنیت بین‌المللی و احتمالاً دفاع از رویکرد تهران در قبال برنامه هسته‌ای استفاده کند.

در حالی که ژنو بار دیگر به میدان تحرکات دیپلماتیک بر سر پرونده هسته‌ای ایران تبدیل شده است، عالی‌ترین مقام امنیتی تهران و وزیر امور خارجه کشور، با ارسال پیام‌هایی هماهنگ، از آمادگی ایران برای دستیابی به توافقی «عادلانه و متوازن» سخن گفته‌اند؛ توافقی که به گفته آنان، باید نگرانی‌ها را رفع کند، بی‌آنکه امنیت یا منافع ملی ایران را مخدوش سازد.

علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در اظهاراتی که خبرگزاری تسنیم منتشر کرده است، تأکید کرد که تهران برای ورود به مذاکرات هسته‌ای عادلانه آمادگی کامل دارد. او با اشاره به وضعیت آماده‌باش دستگاه دیپلماسی و ساختار امنیتی کشور، تصریح کرد: «ایران سطح آمادگی خود را افزایش داده است و برای مذاکراتی عادلانه که بتواند نگرانی‌ها را بدون لطمه زدن به امنیت آن برطرف کند، آماده است.»

لاریجانی در عین حال، برخی گمانه‌زنی‌ها درباره ارائه پاسخ مکتوب از سوی ایران به مطالبات آمریکا را رد کرد و گفت: «آنچه تاکنون رخ داده، صرفاً تبادل دیدگاه‌ها بوده است؛ روندی که همچنان ادامه دارد.» او تاکید کرد که کشور‌های منطقه نیز از دستیابی به یک راه‌حل سیاسی برای حل‌وفصل پرونده هسته‌ای ایران حمایت می‌کنند.

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، ارزیابی تهران از روند گفت‌و‌گو‌ها را «مثبت» توصیف کرد، اما این ارزیابی را مشروط دانست. او هشدار داد که مذاکرات نباید به ابزاری برای اتلاف وقت یا تحمیل موضوعاتی خارج از چارچوب هسته‌ای تبدیل شود؛ موضعی که نشان‌دهنده حساسیت تهران نسبت به گسترش دامنه مذاکرات به حوزه‌های غیرهسته‌ای است. لاریجانی همچنین بر پایبندی ایران به چارچوب‌های حقوقی بین‌المللی تأکید کرد و گفت تهران نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در چارچوب معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای می‌پذیرد؛ تأکیدی که می‌تواند تلاشی برای نمایش تعهد ایران به قواعد رسمی نظام عدم اشاعه تلقی شود.

در همین حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با ورود به ژنو برای ادامه مذاکرات هسته‌ای با ایالات متحده، موضعی قاطع، اما دیپلماتیک اتخاذ کرده است. او در پیامی که در حساب کاربری خود در شبکه «ایکس» منتشر کرد، تصریح کرد که «تسلیم شدن در دستور کار قرار ندارد» و ایران با «ابتکار‌های واقع‌بینانه» وارد این دور از مذاکرات شده است.

عراقچی تأکید کرد که تهران با رویکردی سازنده به میز مذاکرات بازگشته، اما در برابر فشار‌های سیاسی یا تهدید‌ها عقب‌نشینی نخواهد کرد. او تصریح کرد که هر توافق احتمالی باید بر پایه احترام متقابل شکل گیرد و منافع ملی ایران را تضمین کند؛ شرطی که به‌وضوح خطوط قرمز تهران در این مذاکرات را ترسیم می‌کند.

چراغ سبز مشروط ترامپ به نتانیاهو؛ پشت‌پرده حمایت احتمالی واشنگتن از حمله به برنامه موشکی ایران

شبکه «سی‌بی‌اس نیوز» در گزارشی تازه، از یک پیام محرمانه و سرنوشت‌ساز پرده برداشته است: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دیداری که ماه دسامبر گذشته در اقامتگاه مارالاگو با بنیامین نتانیاهو برگزار کرد، به نخست‌وزیر اسرائیل اطلاع داده است که در صورت شکست مذاکرات با تهران، واشنگتن از حملات اسرائیل به برنامه موشک‌های بالستیک ایران حمایت خواهد کرد.

این گزارش، بر اساس اطلاعات منابع آگاه، نشان می‌دهد که تنها دو ماه پس از این دیدار، گفت‌و‌گو‌های محرمانه‌ای در سطوح عالی ارتش آمریکا و نهاد‌های اطلاعاتی این کشور آغاز شده است؛ گفت‌و‌گو‌هایی که نه بر احتمال وقوع حمله اسرائیل، بلکه بر چگونگی حمایت عملی واشنگتن از چنین سناریویی متمرکز بوده است.

به گفته دو مقام آمریکایی، یکی از محور‌های اصلی این رایزنی‌ها، بررسی امکان تأمین سوخت هوایی برای جنگنده‌های اسرائیلی بوده است؛ اقدامی حیاتی که می‌تواند برد عملیاتی این هواپیما‌ها را برای اجرای حملات دوربرد افزایش دهد. همزمان، موضوع حساس دریافت مجوز عبور از حریم هوایی کشور‌های واقع در مسیر احتمالی حمله نیز مورد بررسی قرار گرفته است؛ عاملی که نقش تعیین‌کننده‌ای در امکان‌پذیری هرگونه عملیات نظامی ایفا می‌کند.

با این حال، ابهام‌های مهمی در این زمینه وجود دارد. به گزارش «سی‌بی‌اس نیوز»، هنوز مشخص نیست کدام کشور‌ها حاضر خواهند شد اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای چنین عملیاتی صادر کنند. در همین حال، کشور‌هایی مانند اردن، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به‌طور علنی اعلام کرده‌اند که اجازه استفاده از آسمان خود را برای حمله به ایران یا هرگونه اقدام تلافی‌جویانه ایران علیه کشور‌های دیگر نخواهند داد؛ موضعی که پیچیدگی‌های عملیاتی این سناریو را افزایش می‌دهد.

شبکه عبری: توافق واشنگتن و تهران در دوران ترامپ «تقریباً ناممکن» است

در حالی که ژنو بار دیگر به صحنه تحرکات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده تبدیل شده است، یک شبکه عبری با ارائه تحلیلی بدبینانه، چشم‌انداز دستیابی به هرگونه توافق میان دو طرف در دوران دونالد ترامپ را «بسیار بعید» توصیف کرده و نقش مستقیم بنیامین نتانیاهو در شکل‌دهی به این فضای بی‌اعتمادی را برجسته کرده است.

«کانال ۱۴» اسرائیل به نقل از تحلیلگر سیاسی خود به نام ماتی توشفیلد، گزارش داده است که احتمال امضای هرگونه توافق میان رئیس‌جمهور آمریکا و ایران بسیار اندک است؛ ارزیابی‌ای که ریشه در سابقه تقابل ترامپ با توافق هسته‌ای پیشین و همچنین تلاش‌های سیاسی اسرائیل برای تضعیف اعتماد واشنگتن به تهران دارد.

توشفیلد در تحلیل خود یادآور شده است که ترامپ همواره توافق هسته‌ای دوران باراک اوباما را به تمسخر گرفته و آن را نمونه‌ای از یک توافق «ضعیف» دانسته است. به گفته او، همین رویکرد بود که در نهایت به خروج رسمی ایالات متحده از این توافق در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ انجامید؛ تصمیمی که مسیر روابط تهران و واشنگتن را وارد مرحله‌ای تازه از تقابل کرد.

او با استناد به همین پیشینه سیاسی، تأکید کرده است که هیچ نشانه‌ای از آمادگی ترامپ برای ورود به مذاکرات جدی با ایران دیده نمی‌شود. به گفته این تحلیلگر، تصور این‌که واشنگتن در دوران ترامپ وارد مذاکراتی شود که بر پایه اعتماد به ایران شکل گیرد، یا تحریم‌های اقتصادی را لغو کند و منابع مالی تهران را آزاد سازد، «تقریباً غیرممکن» به نظر می‌رسد.

در بخش دیگری از این تحلیل، نقش بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل‌دهی به این فضای بی‌اعتمادی مورد توجه قرار گرفته است. توشفیلد به دیدار اخیر نتانیاهو و ترامپ در اقامتگاه «مارالاگو» اشاره کرده و آن را نشستی با سطحی «غیرمعمول از محرمانگی» توصیف کرده است؛ دیداری که به گفته او، چه پیش از برگزاری و چه پس از آن، تأثیری عمیق‌تر از دیدار‌های معمول میان دو طرف داشته است. به گفته این تحلیلگر، تمرکز اصلی نتانیاهو در این دیدار، تلاش برای تغییر نگاه ایالات متحده نسبت به امکان اعتماد به ایران بوده است.

توشفیلد در ادامه مدعی شده است که در محافل سیاسی تل‌آویو این ارزیابی در حال تقویت است که حتی انعطاف یا امتیازدهی احتمالی ایران نیز نمی‌تواند اعتماد واشنگتن را جلب کند. او تصریح کرده است که نتانیاهو به‌طور فعال تلاش کرده است تا اعتبار ایران را در نگاه سیاست‌گذاران آمریکایی تضعیف کند و این پیام را منتقل سازد که نباید به وعده‌های تهران اعتماد کرد. به گفته این تحلیلگر، نتانیاهو برای تقویت این دیدگاه، علاوه بر استدلال‌های سیاسی، از اطلاعات و ارزیابی‌های اطلاعاتی اسرائیل و همچنین نمونه‌هایی از فعالیت‌های گذشته ایران استفاده کرده است تا موضع خود را در برابر هرگونه توافق احتمالی مستحکم‌تر کند.

دکترین «یا فروپاشی یا تقابل»؛ چرا اسرائیل پرونده ایران را نبردی وجودی می‌بیند؟

برآورد‌های راهبردی منتشرشده در محافل پژوهشی اسرائیل نشان می‌دهد که مواجهه تل‌آویو با پرونده ایران، صرفاً تابع تغییر رؤسای جمهور آمریکا یا نوسانات تاکتیکی سیاست واشنگتن نیست، بلکه بر یک دکترین عمیق و ریشه‌دار امنیتی استوار است؛ دکترینی که میان بقای اسرائیل و تداوم نظام سیاسی در تهران، رابطه‌ای مستقیم و متضاد تعریف می‌کند و همین نگاه، پایه‌گذار سیاستی سخت‌گیرانه و غیرقابل انعطاف در قبال مذاکرات هسته‌ای شده است.

بر اساس این ارزیابی‌ها، سیاست اسرائیل در قبال ایران بر یک اصل بنیادین استوار شده است: «یا همه چیز، یا هیچ چیز». این اصل، به معنای مخالفت با هرگونه توافق تدریجی یا مصالحه محدود تلقی می‌شود و در چارچوب آن، تنها سناریوی مطلوب برای تل‌آویو، تغییری بنیادین در ساختار قدرت در ایران تعریف شده است.

در همین چارچوب، تحلیلگران اسرائیلی معتقدند شروطی که تل‌آویو با همراهی واشنگتن مطرح کرده، از ابتدا با آگاهی از غیرقابل پذیرش بودن آنها از سوی تهران طراحی شده‌اند. این شروط، به گفته این منابع، عملاً راه را برای سناریویی جایگزین باز می‌کند که همان گزینه نظامی است؛ گزینه‌ای که می‌تواند یا از طریق تصمیم مستقیم ایالات متحده در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ اجرا شود یا از طریق عملیات نظامی اسرائیل که با دریافت «چراغ سبز» از واشنگتن، فضای مانور گسترده‌تری پیدا کند.

روزنامه عبری «معاریو» در این زمینه گزارش داده است که هدف راهبرد آمریکا، نه فروپاشی کامل نظام ایران، بلکه مهار تدریجی توانمندی‌های آن، حفظ ثبات منابع انرژی و جلوگیری از شعله‌ور شدن یک جنگ فراگیر منطقه‌ای است. این دیدگاه، در واقع بر مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تنش متمرکز شده است. در مقابل، دکترین امنیتی اسرائیل بر مجموعه‌ای از نگرانی‌های وجودی استوار شده است؛ نگرانی‌هایی که از نگاه تل‌آویو، مستقیماً با بقای این کشور در نقشه ژئوپلیتیکی خاورمیانه گره خورده است.

دیپلماسی زیر سایه تهدید؛ چرا لحن تند ترامپ الزاماً به معنای جنگ نیست؟

از نگاه برخی تحلیلگران، لحن تند دونالد ترامپ نسبت به ایران بیش از آنکه مقدمه یک اقدام نظامی باشد، بخشی از یک راهبرد حساب‌شده برای افزایش فشار سیاسی است. کورش احمدی، دیپلمات پیشین، این تغییر لحن را در چارچوب تاکتیک‌های چانه‌زنی ارزیابی می‌کند. به گفته او، هدف اصلی از این موضع‌گیری‌های تند، وادار کردن ایران به ارائه امتیاز‌های بیشتر در میز مذاکرات است.

بر اساس این تحلیل، افزایش فشار نظامی و سیاسی آمریکا، بخشی از راهبردی گسترده‌تر برای تقویت اهرم چانه‌زنی واشنگتن محسوب می‌شود؛ راهبردی که هدف آن، سوق دادن ایران به پذیرش محدودیت‌های شدیدتر به‌ویژه در حوزه غنی‌سازی اورانیوم است. در واقع، این فشار‌ها نه به‌عنوان مقدمه جنگ، بلکه به‌عنوان ابزار تقویت موقعیت مذاکره‌ای آمریکا طراحی شده‌اند.

در سطح راهبردی، نقطه اصلی اختلاف میان دو طرف، مفهوم «غنی‌سازی صفر» است؛ مفهومی که به یکی از ارکان اصلی سیاست هسته‌ای دولت ترامپ تبدیل شده است. در حالی که ایران بر حق خود برای غنی‌سازی تأکید می‌کند و آن را بخشی از حقوق مشروع خود در چارچوب معاهدات بین‌المللی می‌داند، واشنگتن تلاش می‌کند یا توقف کامل این فعالیت را تحمیل کند یا دست‌کم، آن را به‌طور موقت متوقف سازد.

همزمان، موضوعات دیگری مانند برنامه موشکی ایران و نقش آن در حمایت از گروه‌های منطقه‌ای نیز وارد فضای مذاکرات شده‌اند. با این حال، احمدی معتقد است که این مسائل ممکن است بیش از آنکه اهداف راهبردی اصلی آمریکا باشند، نقش ابزار‌های تاکتیکی برای افزایش فشار را ایفا کنند. از نگاه واشنگتن، اولویت اصلی همچنان مهار پیشرفت هسته‌ای ایران است، در حالی که موضوع موشکی  که برای اسرائیل اهمیتی حیاتی دارد می‌تواند بخشی از یک معامله گسترده‌تر باشد.

با وجود تهدید‌های لفظی درباره تغییر نظام، این تحلیل تأکید می‌کند که چنین سناریویی در عمل در دستور کار آمریکا قرار ندارد. تغییر حکومت از طریق اقدام نظامی، مستلزم یک عملیات زمینی گسترده، پرهزینه و پیچیده است؛ اقدامی که نه با ظرفیت‌های نظامی فعلی آمریکا در منطقه همخوانی دارد و نه از نظر سیاسی، حمایت داخلی و بین‌المللی لازم را در اختیار دارد. در نتیجه، آنچه در حال حاضر در جریان است، نه حرکت به سمت جنگ، بلکه یک بازی پیچیده از فشار و مذاکره است؛ راهبردی که در آن، تهدید نظامی و دیپلماسی به‌طور همزمان به‌کار گرفته می‌شوند تا موازنه قدرت در میز مذاکره تغییر یابد.

منبع: فرارو

گزارش خطا

ارسال نظر