دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل متحد با تأکید بر اهمیت راهبردی چین و روسیه در معادلات بینالمللی، گفت: مشکل اصلی سیاست خارجی ایران نه اصل رابطه با شرق، بلکه نبود توازن و رقابت در روابط خارجی است. وضعیتی که باعث شده تهران از مزایای رقابت قدرتها محروم بماند و در بزنگاههای سیاسی و امنیتی، هزینه بپردازد.
کوروش احمدی در گفتوگو با خبرنگار ما، درباره جایگاه چین و روسیه در معادلات سیاست خارجی ایران، اظهار کرد: چین و روسیه، بهویژه چین، کشورهای بسیار مهمی هستند. چین اقتصادی بسیار پیشرفته دارد و دومین قدرت بزرگ اقتصادی جهان است. حدود ۱۰۰ کشور، از جمله آمریکا، شریک اول تجارت خارجی خود را چین انتخاب کردهاند. صرف نظر از اینکه نظام سیاسی ما چه رویکردی داشته باشد، ایران ناگزیر است رابطهای پیشرفته و پایدار با چین برقرار کند.
روسیه؛ قدرتی سیاسی-امنیتی بیش از یک بازیگر اقتصادی
وی ادامه داد: همین منطق، بهنحو دیگری درباره روسیه نیز صادق است. روسیه بیش از آنکه یک قدرت اقتصادی باشد، یک قدرت سیاسی و امنیتی است. تولید ناخالص داخلی این کشور رقم بالایی ندارد و حدود دو تریلیون دلار GDP دارد که در مقایسه با قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان رقم بالایی نیست، اما به لحاظ سیاسی و امنیتی، روسیه کشوری اثرگذار و مهم است. روسیه همچنین از طریق دریای خزر همسایه ایران است. از اینرو، طبیعی است که ایران باید همواره رابطهای مناسب و سازنده با روسیه داشته باشد و این روابط نباید تحت تأثیر سوابق تاریخی ۲۰۰ سال گذشته باشد.
چین و روسیه احساس کردند در ایران با رقیبی مواجه نیستند
احمدی با بیان اینکه «مشکل بزرگ سیاست خارجی ایران در سالهای گذشته، رابطه توسعه یافته با چین و روسیه نبوده است، بلکه چالش جدی ایران در تعاملات بینالمللی، عدم تقارن و توازن ما در سیاست خارجی بود» خاطرنشان کرد: عدم رابطه خوب با طرف غربی و قطب دیگر جهان باعث شده روابط ما با چین و روسیه دچار خسارت شود.
دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل متحد بیان کرد: چین و روسیه احساس میکنند در ایران با رقیبی مواجه نیستند، وضعیتی که طی دو تا سه دهه گذشته وجود داشته و امکانی برای حضور فعال غرب در اقتصاد ایران فراهم نبوده است، پیشفرضشان این میشود که در تعامل با ایران، با یک فضای غیررقابتی روبهرو هستند.
وی اضافه کرد: در چنین شرایطی، نه ضرورتی برای رقابت میان شرق و غرب در ایران شکل میگیرد و نه انگیزهای برای چین و روسیه وجود دارد که امتیازاتی به ایران بدهند که طرف غربی قادر به ارائه آن نباشد. در واقع، نبود رقابت واقعی میان شرق و غرب در عرصه اقتصاد ایران، باعث شده که ایران عملا از مزایای این رقابت بالقوه بین آنها محروم بماند. همین مسئله باعث شده چین و روسیه، یعنی بلوک شرق، دست خود را باز ببینند و بتوانند تمرکز اصلیشان را بر سایر پروندههای سیاست خارجی خود معطوف کنند.
شرکای راهبردی ایران از امارات حمایت کردند
احمدی با اشاره به اینکه نمونه بارز این وضعیت، موضوع سه جزیره ایرانی است، عنوان کرد: در حالی که مقامات ایرانی همواره بر وجود روابط راهبردی با چین و روسیه تأکید کردهاند و بهطور رسمی نیز ایران، طبق اسناد امضا شده، شریک جامع راهبردی هر دو کشور محسوب میشود، این دو کشور در یکی از مهمترین موضوعات مرتبط با تمامیت ارضی ایران، جانب امارات را گرفتهاند. به بیان دیگر، این دو کشور گویا به این جمعبندی رسیدهاند که ایران، چه بخواهد و چه نخواهد، ناچار است با آنها همکاری کند؛ صرفنظر از اینکه چین و روسیه در موضوعاتی حساس، مانند پرونده سه جزیره، چه مواضعی اتخاذ کنند. موضوع سه جزیره تنها یک نمونه از این وضعیت است و منحصربهفرد نیست.
کشورهای منطقه؛ بهرهبرداران رقابت شرق و غرب
وی با تاکید بر اینکه چین و روسیه در کشورهای همجوار ایران و حوزه خلیج فارس، از جمله ترکیه، عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، با رقبای قدرتمند غربی مواجهاند، خاطرنشان کرد: همین امر آنها را ناگزیر میکند که در این کشورها وارد رقابت شوند تا بتوانند موقعیت و فضای لازم برای حضور و نفوذ خود را حفظ کنند. این رقابت میان شرق و غرب، کشورهای یادشده را در موقعیت مناسبی برای چانهزنی قرار داده است؛ بهگونهای که آنها میتوانند از رقابت میان دو طرف استفاده کرده و از هر دو سوی این معادله امتیاز بگیرند؛ امکانی که متأسفانه ایران در سالهای اخیر از آن محروم بوده است.
ترکیه؛ نمونه موفق چانهزنی میان قدرتها
احمدی افزود: برای مثال، موضوع فروش سامانه اس-۴۰۰ روسیه به ترکیه یا عرضه سامانههای موشکی پاتریوت از سوی آمریکا به این کشور، نمونهای بارزی از رقابت میان شرق و غرب است. در این پرونده، هم روسیه به ترکیه پیشنهاد فروش سامانه اس-۴۰۰ را داد و هم غرب تلاش داشت ترکیه را به خرید سامانه پاتریوت ترغیب کند؛ بهگونهای که هر دو طرف حاضر شدند امتیازاتی ارائه دهند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: روسیه در این معامله، نهتنها حاضر شد تخفیف ارائه کند، بلکه انتقال بخشی از فناوریهای مرتبط را نیز پذیرفت و این معامله ظرف یک تا دو سال نهایی و اجرا شد. این در حالی است که در مورد ایران، در پرونده خرید سامانه اس-۳۰۰، شاهد بودیم که این روند ۱۳ تا ۱۴ سال به طول انجامید و در نهایت نیز دستاورد مؤثری برای ما نداشت.
وی با تاکید بر اینکه مشکل اصلی ما در سیاست خارجی، نه چین است و نه روسیه؛ بلکه مسئله، نوع خاص سیاست خارجیای است که خودمان در پیش گرفتهایم، اظهار کرد: این عدم توازن در سیاست خارجی باعث شده است که نتوانیم از هیچیک از دو مجموعه غربی یا شرقی، منافع لازم و کافی را بهدست آوریم.
همکاریهای نظامی؛ مهمترین و مبهمترین محور روابط
احمدی در پاسخ به این پرسش که در شرایط فشار حداکثری و تحریمها، چین و روسیه تا چه اندازه در عمل در کنار ایران ایستادهاند و آیا میتوان آنها را شرکای قابل اتکا در شرایط بحران دانست، عنوان کرد: اینکه در عمل، ایران از یکسو و چین و روسیه از سوی دیگر، تاکنون به چه شکلی با یکدیگر همکاری کردهاند، بهویژه در حوزه همکاریهای نظامی، موضوعی است که شاید بتوان آن را مهمترین محور بحث دانست. این مسئله بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه و در ارتباط با بازسازی خسارات وارده بر ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند.
دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل متحد گفت: واقعیت این است که درباره وجود یا نبود همکاریهای جدی نظامی در این مقطع، نمیتوان با قاطعیت سخن گفت. چنین همکاریهایی طبعا محرمانه است. هرچند صحبتهایی درباره ارائه کمکهای نظامی از سوی چین و روسیه به ایران مطرح شده، اما مشخص نیست تا چه اندازه درست است و اگر صحت دارد، این کمکها در چه سطح و ابعادی بوده است.
احمدی ادامه داد: با این حال، یک نکته روشن و قابل مشاهده وجود دارد و این است که سه هفته اخیر، همزمان با تجمیع نیروهای نظامی آمریکا در منطقه و شکلگیری آرایش نظامی جدید، واشنگتن بهصراحت دو گزینه مذاکره یا توافق را مطرح کرده است.
دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل متحد تصریح کرد: در این مقطع، ما واکنش کافی و متناسب را از سوی روسیه مشاهده نکردیم؛ واکنشی که بهطور مشخص و روشن نسبت به مواضع و تهدیدهای صریح ترامپ موضعگیری کند. آنچه از سوی مقامات روسیه و تا حدی چین مطرح شد، عمدتاً به مواضع کلی محدود بود؛ از جمله محکومکردن تهدید، تأکید بر لزوم رعایت حقوق بینالملل و توصیه به حلوفصل مسائل از مسیر مذاکره.
چین و روسیه درگیر اولویتهای بزرگتر با آمریکا
دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل متحد اظهار کرد: در واقع، هر دو کشور، یعنی چین و روسیه، اکنون با مسائل مهم و حساسی در تعامل با آمریکا مواجهاند و این سؤال مطرح است که آیا حاضرند بخشی از منافع و اولویتهای خود در این تعاملات را برای حمایت از ایران و مقابله با فشارهای آمریکا به خطر بیندازند یا خیر.
وی گفت: روسیه درگیر مسئله اوکراین است و برایش اهمیتی تعیینکننده دارد. در مورد ونزوئلا، روسیه به آمریکا پیام داده بود هر کاری میخواهی در ونزوئلا انجام بده، به شرط آنکه دست ما نیز در اوکراین باز باشد. به نظر من، این کشورها بهطور طبیعی منافع و امنیت ملی خود را در دستور کار دارند؛ لذا ابا توجه به وجود مسائل حاد و پیچیده میان آمریکا و چین و روسیه، احتمالا در موضوع ایران چندان ریسک نخواهند کرد.
رفتار بینابینی در مواجهه با ایران و اسرائیل
احمدی بیان کرد: به هر حال، در مواردی مانند جنگ ۱۲ روزه یا مقاطعی که بین ایران و اسرائیل برخوردهایی مانند سوریه رخ داده، رفتار چین و روسیه بیشتر حالت بینابینی داشته است. روسیه در ارتباط با اسرائیل رویکردی نزدیک به بیطرفی دارد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل افزود: زمانی که دولت اسد در سوریه در قدرت بود و فضای سوریه تحت کنترل روسیه قرار داشت، هواپیماهای اسرائیلی به راحتی در این فضا تردد میکردند و عملیات انجام میدادند. مقامات روسیه، از جمله پوتین، در جریان جنگ ۱۲ روزه اشاره کردند که با توجه به حضور حدود دو میلیون روستبار در اسرائیل و روابط روسیه با این کشور، لازم است جانب احتیاط رعایت شود.
احمدی با اشاره به اینکه چین نیز همواره تلاش کرده روابط خود با اسرائیل را حفظ کند، چرا که این کشور احساس میکند در شرایط فشار غرب و محدودیت دسترسی به تکنولوژیهای غربی، اسرائیل میتواند دریچهای برای ورود به فناوری و بازارهای غربی باشد، اظهار کرد: سرمایهگذاریهای قابل توجه چین در اسرائیل و سطح پیشرفته روابط میان این دو کشور نیز مؤید این مسئله است.