یک دیپلمات با سابقه ایرانی در مالزی و یونان میگوید: آمریکاییها از زمان جنگ ویتنام به بعد، هیچوقت روش حمله خود را تکرار نکردند. نوع حمله آمریکا در عراق، ونزوئلا و دیگر نقاط تفاوتهایی آشکار دارد. معمولا اصل غافلگیری در حملات آمریکا رعایت میشود. این اطلاعات از نوع فوق سری است و قطعا در صورت تصمیم جدی آمریکا برای حمله، امکان ندارد از قبل اعلام کند چه برنامهای دارد.
قاسم محبعلی گفت: آمدن ساختار نظامی آمریکا به منطقه، حکایت از ۳ سناریوی احتمالی دارد. سناریوی اول که خوشبینانه است، ایجاد «بازدارندگی» است. درواقع ذهنیت اصلی در این سناریو این است که هدف از این حضور گسترده نظامی، پیشگیری از هر رفتار احتمالی از سوی ایران است. سناریوی دوم، «دیپلماسی توافق از موضع قدرت» است. یعنی قدرت نظامی به عنوان روشی برای پذیرش شروط آمریکا در نظر گرفته میشود. درواقع یا شروط پذیرفته میشود یا طرف مقابل وارد عمل میشود. این سناریو را میتوان به عنوان سناریو میانه در نظر گرفت که امیدوارم همین سناریو محتمل باشد. اما سناریو سوم این است که موضوع «کاملا نظامی» است. سناریو سوم میگوید دیگر فرصت دیپلماسی به پایان رسیده و نوبت به گزینه نظامی رسیده است.
وی در خصوص اظهارنظرهای جدید ترامپ در خصوص مذاکره گفت: حقیقت این است که این نوع اظهارنظرها یا آن چه در فضای رسانه اعلام میشود را باید از پشت این فیلتر دید که سیاست اعلانی با سیاستهای اعمالی میتواند بسیار متفاوت باشد. درخصوص ونزوئلا نیز رویکرد ایالات متحده همین بود که پیشنهاداتی و شرایطی را مطرح کرد و طبعا پذیرفته نشد و اتفاقات بعد را دیدیم. درخصوص ایران نیز آمریکا این ادعا را مطرح میکند که ما بارها از مذاکره و پیشنهادات خود صحبت کردیم، اما مقامات ایران به این موضوع توجه نکردند و ما نیز برای حل مسئله از قدرت نظامی استفاده کردیم. این اتفاق از دید من بدترین سناریو خواهد بود، اما حالت سوم را محتملتر از دو سناریو پیشین میبینم.
این دیپلمات با سابقه ایران درباره احتمالان پیرامون نوع و مدت زمان حمله احتمالی گفت: نمیتوانیم به قطعیت پیشبینی کنیم نوع حمله چگونه است. آمریکاییها از زمان جنگ ویتنام به بعد، هیچوقت روش حمله خود را تکرار نکردند. نوع حمله آمریکا در عراق، ونزوئلا و دیگر نقاط تفاوتهایی آشکار دارد. معمولا اصل غافلگیری در حملات آمریکا رعایت میشود. این که آیا آمریکاییها به دنبال جنگ بلندمدت خواهند بود یا کوتاه مدت و یا از نوع عملیات حمله جراحی (Surgical Strike) خواهد بود را نمیدانیم. هر روشی ممکن است، اما این اطلاعات از نوع فوق سری (top secret) است و قطعا در صورت تصمیم جدی آمریکا برای حمله، امکان ندارد از قبل اعلام کند چه برنامهای دارد. قطعا آمریکا تلاش دارد با کمترین هزینه، بیشترین دستاورد را داشته باشد.
مدیرکل پیشین خارمیانه وزارت امور خارجه در خصوص نقش یا واکنش کشورهای منطقه همزمان با وقوع حمله نظامی احتمالی ایالات متحده گفت: واقعیت این است که اغلب کشورهای منطقه از متحدان نظامی ایالات متحده محسوب میشوند. حتی افغانستان یا بهتر است بگوییم طالبان بر اساس پیمانی که با ایالات متحده امضا کرده متعهد شده است که هیچ اقدامی علیه آمریکا و نیروهای آمریکایی انجام ندهد. درواقع طالبان با این شرط به قدرت برگشت. پاکستان که هم با آمریکا و هم با عربستان و ترکیه پیمان دفاعی و نظامی دارد و ترکیه هم که عضو ناتو است. تمامی کشورهای خلیج فارس نیز مشمول پیمانهای دفاعی و نظامی میشوند. عراق نیز با آمریکا پیمان دارد. تکلیف اسرائیل هم که کاملا مشخص است. مصر نیز بزرگترین پیمان نظامی را با آمریکا دارد. بنابراین، از این جنبه، طبیعیست که این کشورها بر اساس پیمانهای خود ناچار به همراهی با ایالات متحده خواهند بود.
وی افزود: طبیعیست که همه این کشورها از وقایع پیش رو احساس نگرانی میکنند. هر نوع واکنش ایران، اگر به سمت این کشورها باشد، به نفع آمریکا خواهد شد چرا که حمله آمریکا را توجیه میکند و توجیه بین المللی ایجاد میکند که آمریکا برای حمایت از کشورهای بیطرف دست به حملات بزرگتری بزند. در این وضعیت اگر ایران دست به حمله پیشدستانه بزند، مثل موضوع حماس و حزب الله نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. البته بین کشورهای منطقه سیاستهای یکسانی وجود ندارد. برخی کشورها مثل امارات و آذربایجان و امثالهم نیز مشغول رفتارهای دوگانه هستند و منتظرند اتفاقاتی رخ دهد که از آب گلآلود به نفع خود ماهی بگیرند. حتی به دلیل همین اختلاف نظرهاست که اخیرا شورای همکاریهای خلیج فارس جلسه تشکیل ندادهاند.
محبعلی تاکید کرد: در حال حاضر دو دیدگاه در منطقه وجود دارد. یکی از این دیدگاهها، دیدگاه آمریکاییها است که عربستان، ترکیه و مصر هم به آن معتقدند و میگوید دولتها در منطقه نباید تغییر کند یا تمامیت ارضی کشورها باید حفظ شود. دیدگاه دوم نیز متعلق به اسرائیل است که امارات، آذربایجان، برخی کردهای منطقه و امثالهم نیز از آن تبعیت میکنند و معتقدند اصلا جغرافیای برخی کشورها باید تغییر کند و ایران کوچکتر به امنیت منطقه کمک میکند. این نیز بسیار مهم است و باید به آن توجه داشته باشیم که در این مقطع زمانی با تهدید بستن تنگه هرمز یا روشهای مشابه نمیتوان مانع از حمله شد یا مقابله کرد. اتفاقا اینها همان ابزاری است که آمریکاییها برای توجیه حمله نظامی نیاز دارند.