عضو هیات رئیسه مجلس گفت: در زمستان سال گذشته در اوج مصرف با ناترازی روزانه بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز مواجه بودیم این حرف درست نیست که بگوییم مقصر ناترازی، دولت آقای پزشکیان است.
مجتبی یوسفی با انتقاد از رانت برخی شرکتهای شبه دولتی گفت: چه دلیلی دارد که یک شرکت بزرگی مشمول معافیت مالیاتی به میزان ۷۰۰ میلیارد تومان و یا یک شخص حقیقی مشمول ۷۰چندین برابر معافیت مالیاتی شود بعد امسال تازه با پیگیری مجلس، معافیت مالیاتی کارمند و کارگر به ۲۴ میلیون تومان برسد.
این عضو کمیسیون عمران مجلس همچنین با اشاره به نقش مدیر و وزیر توانمند برای عبور از ناترازی انرژی در تابستان، گفت: اگر مدیر و وزیر توانمند داشته باشیم، با کمترین هزینه از بحرانها عبور میکنیم یعنی میتواند در تابستان برق خانگی قطع نشود و قطعی برق صنایع نیز با برنامهریزی باشد که البته کار اشتباهی است اما برای عبور از بحران چارهای جز این نداریم.
مشورح گفتگو با مجتبی یوسفی نماینده اهواز، باوی، حمیدیه و کارون در مجلس شورای اسلامی را در زیر می خوانید:
«ناترازی انرژی» موضوعی است که بارها توسط روسای مجالس و جمهور مطرح شده و مجلس نیز در قانون برنامه هفتم توسعه تمهیداتی برای رفع آن اندیشیده است. با توجه به نزدیک شدن به روزهای گرم سال، چه راهکارهایی برای رفع ناترازی وجود دارد؟
در گذشته، قطع برق بیشتر در صنایع رخ میداد اما اکنون به منازل مردم رسیده حتی در فصل پاییز و زمستان که انتظار آن نمیرفت؛ این وضعیت به گونهای است که حتی ما دهه شصتیها در دوران جنگ آن را تجربه نکرده بودیم. قطع برق در استانهای جنوبی پیامدهایی گسترده به دنبال دارد. مردم در این استانها برای آبرسانی از پمپهای تقویت فشار استفاده میکنند لذا با قطع شدن برق، آب نیز قطع میشود و با طولانی شدن آن، مشکلات متعددی برای ز ندگی عادی مردم به وجود میآید.
در این بین تعطیلیهای مکرر ناشی از ناترازی انرژی وضعیت را پیچیدهتر کرده است. طبق برآوردها هزینه روزانه پرداختی دولت به کارکنانش ۷۰۰۰ میلیارد تومان است و تعطیلی هر روز یعنی پرداخت مبلغی از سوی دولت آن هم بدون خروجی؛ از طرف دیگر بخش خصوصی و حوزه اقتصادی غیردولتی هم با این تعطیلیها متضرر میشود. معضل دیگر این تعطیلیها، افت تحصیلی دانشآموزان و تکرار شرایط کرونا است که آن زمان به دلیل نبود زیرساختهای آموزشی یک سال مدارس تعطیل شدند که باعث افت پایه آموزشی دانشآموزان شد.
موضوع مهم دیگر بحران پاسخگویی مدیران است؛ از نمایندگان مجلس گرفته تا مسئولان اجرایی؛ همه تنها وعدههای اجرایی میدهند ولی برای عدم تحقق برنامههای خود پاسخی ندارند. بعضا مسئولان قبل از آنکه وظیفهای را برعهده گیرند، فراتر از توان خود برنامهای را ارائه میکند اما با تصدی آن مسئولیت، پاسخی نسبت به ناکارآمدی خود اعم از قطعی برق و گاز نمیدهند.
به نظرم رسانهها نقش کلیدی دارند و باید دقیقتر روی این مسائل تمرکز کنند. امروز نیاز به مدیرانی با شرح وظایف کاملا مشخص داریم که بتوانند آن را اجرا کنند؛ اگر مسئولی از ۲۰ مورد وظایف خود تنها توانایی انجام ۱۰ مورد را دارد، باید برنامه بلندمدتی برای حل بقیه موارد ارائه دهد و صادقانه بیان کند که برخی امور در کوتاهمدت قابل انجام نیستند.
در زمستان گذشته، مردم و اقتصاد کشور با پیامدهایی همچون تعطیلیهای مکرر و ضرر و زیان سنگین بخش خصوصی مواجه شد اگر این روند ادامه یابد، بحران دیگری در تابستان امسال با گرمای شدیدتر و مصرف بالاتر آب و برق پیشبینی میشود.
انگار برخی مسئولان میخواهند مجددا و از ابتدا چرخ را طراحی کنند؛ بالاخره مسئولان سابق مسیری را طی کردند که میتوان از آن بهره گرفت و یا به تجربه کشورهای دیگر رجوع کرد. ما نگران بحران مدیریتی هستیم چون بالاخره زمستان گذشته با تمام فشارها به مردم گذراندیم اما چه برنامهای برای عبور از تابستان وجود دارد؟
در زمستان سال گذشته در اوج مصرف با ناترازی روزانه بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز مواجه بودیم این حرف درست نیست که بگوییم مقصر ناترازی، دولت آقای پزشکیان است
امروز با بحران مدیریت در وزارت نیرو مواجهایم که بعد از پایان تعطیلات مجلس، سوالی با همین موضوع از وزیر مطرح خواهم کرد. نبود برنامهریزی مدون بین برخی از وزرا، چالشهایی را برای کشور به همراه خواهد داشت. متأسفانه، ضعف در هماهنگی بین وزارتخانهها و نبود یک برنامه مدون و شفاف برای مسائل اقتصادی، انرژی، و زیرساختها مشهود است.
در زمستان گذشته، مردم و اقتصاد کشور با پیامدهایی همچون تعطیلیهای مکرر و ضرر و زیان سنگین بخش خصوصی مواجه شد که برآوردها حکایت از ضرر روزانه بیش از ۲۰ تا ۲۵ هزار میلیارد تومان بخش خصوصی ناشی از تعطیلیها دارد. اگر این روند ادامه یابد، بحران دیگری در تابستان امسال با گرمای شدیدتر و مصرف بالاتر آب و برق پیشبینی میشود.
انگار برخی مسئولان میخواهند مجددا و از ابتدا چرخ را طراحی کنند؛ بالاخره مسئولان سابق مسیری را طی کردند که میتوان از آن بهره گرفت و یا به تجربه کشورهای دیگر رجوع کرد. ما نگران بحران مدیریتی هستیم چون بالاخره زمستان گذشته با تمام فشارها به مردم گذراندیم اما چه برنامهای برای عبور از تابستان وجود دارد؟
در تابستان گذشته بیش از ۲۰ استان دمای بالاتر از ۴۰ درجه و استانهای جنوبی دمایی فراتر از ۵۰ درجه و رطوبت بالای ۹۰ درصد را تجربه کردهاند؛ قطعا در چنین شرایطی قطعی برق در تابستان زندگی مردم را فلج کرده و مشکلات قابل توجهی ایجاد میکند.
چه راهکاری برای مقابله با قطعی برق در ایام تابستان وجود دارد؟
برای جلوگیری از قطعی برق در تابستان، باید به قانون برنامه هفتم توسعه به خصوص موضوع بهینهسازی مصرف انرژی رجوع کرد، بهینه سازی مجموعهای از اقدامات است که بخشی از آن به تولید انرژی همچون اجرای قراردادهای بلندمدت و جدی در حوزه تأمین انرژی برمیگردد. اخیرا قرارداد مهمی به ارزش ۱۷.۵ میلیارد دلار برای فشارافزایی در پارس جنوبی منعقد شده که این پروژه باید هرچه سریعتر به نتیجه برسد. تاخیر در اجرای آن نهتنها جبرانناپذیر است بلکه منجر به از دست دادن منابع مشترک گاز به نفع قطر خواهد شد. قطر با توسعه میدان مشترک و استفاده از فناوریهای پیشرفته مانند توربوکمپرسورها و سکویها و تاسیسات دریایی، میتواند هم نیاز خود را تامین کرد و هم به دلیل ناترازی، بخشی از گاز ما در میدان مشترک به سمت میدان قطر رفته که فشارافزایی داشته است.
برای جلوگیری از قطعی برق در تابستان، باید به قانون برنامه هفتم توسعه به خصوص موضوع بهینهسازی مصرف انرژی رجوع کرد
علاوه براین، نیاز به اصلاحات عمیق در بخش تولید انرژی احساس میشود. راندمان نیروگاههای کشور پایینتر از ۳۰ درصد است حال اینکه طبق قانون مانع زدایی از صنعت برق، باید با استفاده از تکنولوژیهای جدید به سمت نیروگاههای سیکل ترکیبی با راندمان بالاتر از ۶۰ درصد حرکت کرد. برای رسیدن به این اهداف باید رئیسجمهور با تشکیل ستادی، نقش هر فرد را برای عبور از تابستان تعیین کند. مشکلات در بازه کوتاه مدت حل نمیشود اما مدیر ناتوان میتواند در کشور بحران ایجاد کند و در مقابل مدیر توانا میتواند با تصمیمات درست، کشور را از این شرایط عبور دهد.
در این بین باید اجازه سرمایهگذاری را به بخش خصوصی واقعی داد و موانع را از جلوی راه آنها برداشت؛ نباید انحصار در تولید برق وجود داشته باشد. با اینکه برخی از شرکتهای داخلی توانستهاند در خودکفایی به موفقیتهایی دست یابند، اما هنوز مسائل بسیاری در تامین مالی و مدیریت پروژههای کلان کشور وجود دارد.
بر اساس آمارها، کشور با حدود ۶۰۰۰ همت پروژه نیمهتمام روبهرو است که با وضعیت فعلی بیش از ۳۰ سال زمان نیاز است تا تکمیل شوند. نقدینگی کشور به حدود ۷۰۰۰ همت رسیده، اما مدیریت نامناسب منابع به جایی منجر شده که این سرمایهها به جای ورود به بخشهای تولیدی، صرف سرمایهگذاریهای کوتاهمدت میشوند که باید این موضوع حل شود؛ نظام ما کمونیستی و جامعه بدون طبقه نیست و البته نظام سرمایهداری و لیبرال را هم قبول نداریم. نظام اسلامی ما بر مبنای عدالت و بهرهبرداری متناسب از تلاش است که این شامل حوزه علم و سیاست میشود اما این رویکرد را در حوزه سیاست شاهد نیستیم.
متاسفانه شاهد مدیران آسانسوری هستیم که بدون داشتن سابقه و به نام نخبه بودن و صرفا به دلیل داشتن نگاه سیاسی به یک مرتبه به جایگاه مدیریت میرسند؛ اخیرا این کار به نام وفاق انجام میشود حال اینکه باید وفاق در عمل و در محور مشکلات مردم و امیدآفرینی باشد.
مردم را میتوان در پروژههای مختلف از جمله قرارداد ارزش ۱۷.۵ میلیارد دلار برای فشارافزایی در پارس جنوبی در قالب صندوق پروژهها و یا سهام مستقیم میادین با سود مشخص سهیم کرد؛ همچنین باید از تصمیمات خلق الساعه جلوگیری کرد. مردم انتظار دارند منابع و سرمایههایشان در مسیری حرکت کند که علاوه بر ثبات، سودآوری قابل قبولی داشته باشد نه اینکه بی ثباتی در بازار باعث کاهش ارزش پول ملی شود؛ با شعار نمی توان مردم را به سرمایه گذاری ترغیب کرد.
از طرفی، برخی تولیدکنندگان و صنعتگران با سودهایی بسیار پایینتر از آنچه در بازارهای موازی طلا و ارز دیده میشود، به امید رشد اقتصادی و افزایش تولید ملی دست به سرمایهگذاری میزنند که به فرمایش حضرت آقا برخی از صنعتگران جهاد میکنند. این تلاشها اغلب در شرایطی صورت میگیرد که بنگاههای تولیدی نتوانستهاند از حمایت کافی برخوردار شوند اما برخی از شرکتهای رانتی بزرگ مشمول معافیتهای کلان مالیاتی شدهاند که بنده از جمله کسانی بودم که پیشنهاد اصلاح این وضعیت را در برنامه هفتم و بودجه دادم.
فرهنگ لیبرال سرمایهای بنگاههای کوچک را له کرده و بنگاههای بزرگ را توسعه میدهد؛ ما بیش از ۵ میلیون واحد صنفی داریم که هر کدام حداقل دو نفر را مشغول به کار کردهاند یعنی حدود ۱۰ میلیون نفر شاغل مستقیم در بخش اصناف. وقتی این تعداد را همراه با خانوادههایشان حساب کنیم به جمعیتی حدود ۳۰ میلیون نفر میرسیم که معیشت آنها مستقیما به اصناف وابسته است. مشکل زمانی حاد میشود که این اصناف کوچک توسط بنگاههای بزرگ به حاشیه رانده میشوند و بعد از یک مدت انحصار را در دست خودشان میگیرد که نمونهاش سیستمهای حملونقل اینترنتی است. در ابتدا این سرویسها با ارائه خدمات ارزانتر وارد میدان شدند و باعث تعطیلی بسیاری از آژانسهای مسافربری شدند. تصور اولیه این بود که رانندگان تاکسیهای اینترنتی بیشتر سود خواهند کرد، در حالی که امروز هم سود رانندگان کمتر شده و هم سهم عمدهی درآمد به جیب این شرکتها میرود. در نتیجه، هزینه حملونقل برای مردم نیز افزایش یافته است؛ این همان نگاه انحصارگرایانه است که نه فقط بازار را تحت کنترل خود درمیآورد بلکه باعث کاهش فضای رقابتی و افزایش قیمتها نیز شده است.
تجربه مشابهی را هم در دوران کرونا داشتیم. در بسیاری از کشورها، فروشگاههای زنجیرهای نتوانستند نیازهای مردم را برآورده کنند و بحران شدید تأمین کالا شکل گرفت. اما در کشور ما به دلیل داشتن نگاه دینی و اعتقادی و کمکها مومنانه و به لطف شبکه مویرگی توزیع کالا مثل سوپرمارکتهای محلی، نیاز مردم تامین شد. همچنان پزشکان با جان فشانی در عرصه حضورداشتند.
حرف من این است که دولتها نباید رقیب مردم و بخش خصوصی باشد و باید به معنای واقعی کار را به مردم بسپاریم. معافیتهای مالیاتی اصناف ماهانه ۱۷ میلیون تومان و کارمند و کارگر ۲۴ میلیون تومان شده است اما یک دفعه این معافیت برای یک فرد حقیقی چند برابر میشود؛ آیا این موضوع چیزی غیر از رانت است؟
شما به موضوع فعالیت تاکسیهای اینترنتی اشاره داشتید، آیا مجلس بنایی برای قانونمند کردن فعالیتهای آنها دارد؟
خلاء قانونی در حوزه حملونقل درون و برون شهری و ساماندهی تاکسیهای اینترتی وجود دارد؛ در این باره دولت در مجلس قبل ارائه کرد و کمیسیون عمران هم آن را بررسی کرد منتها فرصت رسیدگی در صحن علنی فراهم نشد. انشاءالله این لایحه در اولین فرصت در مجلس دوازدهم مورد بررسی قرار گیرد تا حوزه حمل و نقل شهری بار و مسافر ساماندهی شود تا از اجحاف حق رانندگان و استفادهکنندگان خدمات جلوگیری شود.
یکی از راهکارهای رفع ناترازی انرژی، تولید برق با استفاده از پنلهای خورشیدی است؛ چقدر این راهکار کارگشا است؟
گفته شده که قرار است در کمتر از یکی دو سال ظرفیت تولید برق از طریق انرژیهای تجدیدپذیربه ویژه صفحههای خورشیدی به ۲۰ هزار مگاوات برسد اما چه طور میشود ازظرفیت حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ مگاوات در سال ۱۴۰۳به ۲۰ هزار مگاوات تولید برق با استفاده از صفحههای خورشیدی برسیم؟ با این جنس تصمیمگیریها نمیتوان مردم را برای سرمایهگذاری در حوزه انرژی ترغیب کرد و مردم به ما اعتماد نخواهند کرد.
در بحث انرژی خورشیدی چند نکته مهم وجود دارد؛ اول این که تولید برق از صفحات خورشیدی محدودیتهایی دارد. بهترین شرایط تولید، تنها در زمان تابش مستقیم نور خورشید آن هم کمتر از ۸ ساعت در شبانهروز است؛ علاوه بر این، زاویه تابش نور و شرایط اقلیمی نقش کلیدی دارند پس صرف اینکه منطقهای آفتابگیر است به معنای مناسب بودن آن منطقه برای استقرار صفحه خورشیدی نیست.
از طرف دیگر، هزینههای نگهداری و طول عمر صفحات خورشیدی نیز باید در نظر گرفته شود. برخلاف نیروگاههای سنتی که ممکن است تا ۵۰ سال یا بیشتر کار کنند، عمر مفید صفحات خورشیدی معمولا کمتر از ۵ سال است که این به معنای نیاز مداوم به سرمایهگذاری برای تعمیر و جایگزینی تجهیزات است.
آیا هدف رسیدن به ظرفیت میانگین تولید روزانه ۲۰ هزار مگاوات است یا در یک ساعت خاص؟ اگر میانگین روزانه مدنظر باشد، با توجه به محدودیت ساعات تابش نور باید چندین برابر ظرفیت نصب شود تا به این رقم برسیم. برای مثال، اگر میانگین تولید روزانه حدود ۸ ساعت باشد، باید حداقل ۶۰ هزار مگاوات ظرفیت نصب شود تا بتوان ۲۰ هزار مگاوات برق را به طور مستمر در طول روز تأمین کرد. اما اگر هدف تولید ۲۰ هزار مگاوات در یک بازه زمانی خاص باشد، باز هم این عدد مستلزم زیرساختی بسیار گسترده است زیرا حجم بزرگی از زمین و سرمایه موردنیاز خواهد بود.
بنابراین به جای اینکه هر بار «چرخ را از نو اختراع کنیم»، باید به طرحهای علمی و اقتصادی کارآمدتر روی بیاوریم. باید با اجرای قانون مانع زدایی از صنعت برق به سمت گسترش نیروگاههای سیکل ترکیبی با راندمان بالای ۶۰ درصد برویم نه اینکه دوباره زمان مردم را دو سال دیگر بگیریم و بعد متوجه شویم که این مسیر تنها یکی از راهها بوده است.
به جای اینکه هر بار «چرخ را از نو اختراع کنیم»، باید به طرحهای علمی و اقتصادی کارآمدتر روی بیاوریم
برای افزایش ظرفیت تولید برق باید نیروگاههای با راندمان کمتر از ۵۰ درصد را از مدار خارج کنیم که به دلیل نیاز به این نیروگاهها، امکان این کار وجود ندارد، پس باید به سمت ساخت نیروگاههای ترکیبی رفت. با این کار نیروگاههای با راندمان کمتر از ۵۰ درصد از مدار خارج شده و به دنبال آن مصرف گاز کاهش پیدا خواهد کرد؛ نیروگاهی با راندمان ۳۰ درصد عملا ۷۰ درصد انرژی مصرفی را هدر میدهد. اگر این ۷۰ درصد بازیابی شود، کمک بزرگی به تأمین گاز صنایع خواهد کرد.
باید فردی در دولت متولی وفاق و هماهنگی بین توانمندان عرصه صنعت و مسئولان باشد تا از این مشکلات عبور کنیم. ما در کشور بنبست نداریم و میتوانیم از این وضعیت عبور کنیم اما به شرطی که در حرف باقی نمانیم نه اینکه مشکلات مدام بین دو وزیر دستبهدست شود.
وزیر توانمند چگونه میتواند بحران ناترازی در تابستان را مدیریت کند؟
وزیر توانمند میتواند بحرانها را مدیریت کرده و از آنها عبور کند؛ اگرچه نمیتواند مشکل را به صورت اساسی حل کند اما قطعا بحرانآفرینی هم نمیکند در مقابل، وزیر ناتوان میتواند مشکلات موجود را تشدید کند که نمونه آن بحران قطع برق است. تصمیمات اشتباه یک مسئول دولتی فورا اثر خود را بر زندگی مردم میگذارد.
وزیر توانمند نیرو و نفت در کنار هماهنگی بین ارکان مختلف دولت در حوزه انرژی، در وهله اول سبد سوختی خود را تکمیل کرده و اطلاعات غلط هم به مردم نمیدهد؛ مثلا به مردم گفته شد که با قطعی برق به میزان دو یا سه ساعت احتیاجی به مازوت سوزی نیست اما درست نبود. یا اینکه همه مشکلات آلایندگی کشور به مازوت سوزی گره زده شد حال اینکه در بدترین شرایط ۱۰ درصد آلودگی شهرهای بزرگ به مازوت سوزی برمیگردد. در استانهایی که مازوت سوزی هم نداشتیم اما آلایندگی را شاهد بودیم که نمونه آن شهر اهواز است.
امروز زمان عمل و اخذ تصمیمات قاطع است؛ مردم در شرایط سخت اقتصادی و با وجود هزار دلیل برای عدم مشارکت در انتخابات، تنها به عشق ایران و پاسخ به حرف رهبری، پای صندوقهای رأی آمدند و نظام را تائید کردند. وظیفه مسئولین این است که این اعتماد را حفظ کنند و راهکاری برای رفع بحرانهای انرژی، صنعت و معیشت داشته باشند.
وزیر کارآمد کسی است که برای حل مشکلات مردم، برنامه عملیاتی کوتاه و بلند مدت ارائه دهد. دیگر وقت شعار دادن نیست. باید وزیر برنامههایش را برای حل ناترازی بدهد چون مردم هزینه بیتجربگی برخی از دولتمردان را با جان و مالشان پرداخت کردند. باز هم میگویم وفاق باید بر محور حل مشکلات مردم نه تسویهحسابهای سیاسی باشد.
وفاق باید بر محور حل مشکلات مردم نه تسویهحسابهای سیاسی باشد
ما میدانیم که برای تامین گاز در برخی ایام سال مشکل داریم اما اگر قرار بر قطعی گاز صنایع باشد، چه چیزی در قبال آن میدهیم تا معیشت کارگران و تولیدکنندگان به خطر نیفتد؟ اگر برخی از مسئولان به موقع حقوق نگیرند، آن زمان درد کارگر روزمزد را درک کرده و اینقدر راحت تصمیم به تعطیلی نمیگرفتند.
باید این موارد از وزیر نیرو پیگیری شود که در وهله اول سبد سوختی چه طور تامین میشود، چه برنامهای برای اورهال نیروگاهها دارد و قرار است چه زمانی نیروگاهها به مدار برگردند؟ همچنین برای استقرار صفحات خورشیدی چه گامهایی برداشته شده است؛ گرمای تابستان شوخی پذیر نیست و با قطعی برق عملا زندگی مردم به خصوص در استانهای جنوبی را مختل میکند.
امروز باید با یک برنامهریزی یکساله نیروگاههایی که هنوز به صورت سیکل ساده فعالیت میکنند را به سیکل ترکیبی تبدیل کنیم. همچنین نباید از تنوع سبد انرژی بترسیم و از تجارب جهانی درس بگیریم. ما در حال حاضر بالای ۷۸ درصد از سبد انرژی کشورمان برای تأمین خوراک نیروگاهها را بر روی گاز متمرکز کردهایم. بیش از ۹۰ درصد انرژی خانگی نیز بر پایه گاز است این یعنی بیش از ۸۰ درصد نیاز صنعتی، نیروگاهی و مصرف خانگی ما وابسته به گاز است.
اگر مدیر و وزیر توانمند داشته باشیم، با کمترین هزینه از بحرانها عبور میکنیم یعنی میتواند در تابستان برق خانگی قطع نشود و قطعی برق صنایع نیز با برنامهریزی باشد که البته کار اشتباهی است اما برای عبور از بحران چارهای جز این نداریم
در بسیاری از کشورهای اروپایی حتی انگلستان در زمان بحران انرژی ناشی از تحولات بین روسیه و اروپا، استفاده از زغالسنگ افزایش یافت تا جبران کمبود انجام شود. آنها توانستند سبد انرژی خود را متنوع کنند و بهینهسازی مصرف را توسعه دهند؛ چرا ما این کار را نمیکنیم؟
باید ضمن ایجاد تنوع در سبد انرژی، با اجرای قانون رفع موانع تولید، بهرهوری افزایش پیدا کند. علاوه بر این، در بودجه به هر استان بین سه تا چهار هزار میلیارد تومان برای بهینهسازی مصرف انرژی اختصاص داده شده است؛ مثلا شهرداریها میتوانند اتوبوس برقی یا گازسوز به ناوگان حملونقل اضافه کنند یا صنعتگران میتوانند تجهیزات و فرآیندهای انرژیبر خود را بهینه کنند. آن زمان استاندار میتواند نقدا به میزان انرژی صرفهجویی شده، پرداخت کند؛ این کار عملی و نه شعاری است.
مجلس در برنامه هفتم توسعه، حساب بهینهسازی انرژی را با وجود همه مخالفتها تصویب کرد و منابع آن را در بودجه پیشبینی کرد پس امروز دست دولت و مسئولان وزارتخانههای نفت و نیرو و استانداران باز است و فقط باید برنامه اجرایی ارائه کنند.
با توجه به صحبتهای شما میتوان گفت که با وجود مدیر توانمند، ما در تابستان قطعی برق نخواهیم داشت؟
اگر مدیر و وزیر توانمند داشته باشیم، با کمترین هزینه از بحرانها عبور میکنیم یعنی میتواند در تابستان برق خانگی قطع نشود و قطعی برق صنایع نیز با برنامهریزی باشد که البته کار اشتباهی است اما برای عبور از بحران چارهای جز این نداریم، دلیل هم، تجربه؛ چون دو سال گذشته با همین روش طی کردیم.