با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

شهری که برای من نیست!

پایتخت این روزها گرفتار در هزار و یک مشکل ایران اسلامی گویی جایی برای معلولان و افراد کم توان جسمی ندارد و این شریفان را به سطوح رسانده و مجبور به انتقاد کرده است.

معلول

به گزارش اصلاحات نیوز؛ یکی از چندیدن و چند هزار کاربر و دنبال کننده اصلاحات نیوز که از قضا جز قشر شریف کم توانان جسمی و معلولان است به مناسبت سیزدهم آذر ماه که روی تقویم به این قشر اختصاص یافته،یادداشتی را در اختیار ما قرار داده که در ذیل به اطلاع عموم می رسد؛

هر ساله یک روز به یادمان می افتند،فقط یک روز،در این روز است که نگاهمان می کنند و یادشان می افتد که در این جامعه و شهر چند میلیون نفری هستند فرد یا افرادی که بنا به تصمیم حضرتش دچار نقص هایی در جسم خود هستند و به اصطلاح معلول نامیده می شوند،انگار در ۳۶۴ روز ما بقی سال چشم هایشان را میبندند و تنها همین روز است که ما را میبینند.

راستش را بخواهید نمیدانم این ندیدن های مسئولان شهری از سر دل مشغولی و ذهن مشغولی بی شمار آنهاست یا از سر ندانم کاری های حرفه ای،اما امیدارم مورد نخست باشد و هیچ فردی بدون تخصص لازمه بر صندلی و کرسی ریاست یک ارگان تکیه نزده باشد چرا که تقوا و تخصص در کنار هم است که میتواند گره ای بگشاید از چند صد گره این پایتخت آلوده!

باز جای شکرش باقیست که آقایان شهرداری نشین همین یک روز را حداقل یاد ما می افتند اما چه سود؟چه اقدامی برای من و امثال من انجام میشود،راستش را بخواهید هیچ! اما نه!شاید هم انجام میشود اما تاثیری در مشکلات روزمره من و دوستانم ندارد به همین دلیل است که نمیبینیم تلاش خاصی را،شاید آقای شهردار و دوستان و همکارانش کارهایی به مراتب مهمتری دارند که قطعا هم همینطور است اما کاش بگویند که اگر اقدامی برای من و امثال من انجام نمیدهند،بار سفر ببندیم و از شهری که برای من نیست و جایی برای من ندارد،دل بکنیم…

هنوز که شهردار چیزی نگفته پس ما هم هستیم،زیر بار چندین و چند مشکل هم هستیم،مشکلاتی که از عدم توانایی استفاده از بسیاری از وسایل حمل و نقل عمومی آغاز می شود و به دل شکستگی از محبت های بعضا ترحم محورانه سایر هم شهری هایم ختم می شود.

در سیزدهم آذر راستش این ترحم ها بیشتر و بیشتر هم میشود،گویا برخی باور ندارند که نقص فقط و فقط در جسم من است و فکر و ذهن و قلب من همچون سایر انسان های سالم است،گویی باور ندارند که این نقص و معلولیت انتخاب من نبوده و هدیه حضرت لایزالش است،راستش انگار برخی انسان بودن ما را هم باور ندارند.

یک لحظه خودتان را جای من بگذارید؛می توانید از مترو استفاده کنید؟ میتوانید از اتوبوس ها استفاده کنید؟اصلا میتوانید همچون سایر انسان ها برای خرید یک کتاب به مرکز شهر بروید و برگردید؟

پاسخ تمام این سوالات مثبت است،شما میتوانید اما به سختی،سختی سوار شدن و پیاده شدن از متروها و اتوبوس هایی که گویا برای همه و همه کس ساخته شده اند جز من و دوستانم،کاش حداقل تابلو ورود ممنوع هم بر سر در آنها نقش میبست تا حداقل صداقت پیشه کرده باشید…

بدتر از این بی امکاناتی و بی توجهی مسئولان شهری به هنگام ساخت این وسایل حمل و نقل عمومی،بی رحمی برخی همشریانم است…

راستش نمی خواهم این گلایه ها را به زبان بیاورم اما به قول شاعر مورد علاقه ام؛وحشی بافقی؛ شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟نمی خواهم این گلایه ها را به زبان بیاورم چون هنوز که هنوز است بسیارند انسان های مهربان و خوش قلبی که بدون هیچ گونه چشم داشت خاصی دست کمک خواهی فردی همچون من را رد نمی کنند اما در کنار این خوش قلب ها هستند افرادی که حتی حاضر نیستند ما را ببینند چه برسد به اینکه بخواهند کمکمان کنند.

شاید باورتان نشود اما یک روز که قصد عبور از پل هوایی یک خیابان را داشتم و نیازمند کمک بودم،مجبور شدم چندیدن و چند دقیقه منتظر یک خوش قلب بمانم…

نمی دانم چه شد که به اینجا رسیدیم؛اصلا نمیدانم که صحبت از این گلایه ها به میان آمد،توقعی نداشته و ندارم و نخواهم داشت،نه من نه هیچ یک از دوستانم اما بیایید باور کنید که انسان و انسان بودن،محصور و مشروط به داشتن جسم سالم نیست،انسان را میتوان با قلب بزرگش با فکر تمیزش با ذهن عمیقش هم تعریف کرد،میتوان معلول بود و کارهایی بزرگ کرد،پس لطفا بیایید بپذیرید که این شهر برای من هم هست،من هم همچون شما حق زندگی و سکونت در آن را دارم اما گاهی،فقط گاهی نیازمند کمک شما هستم که اگر از این کمک هم دریغ کنید باز هم همچون گذشته دوستتان خواهم داشت…

انچه که گفته شد صرفا گلایه ها یا نه؛بگذار بهتر بگویم بغض های فردی است که از بدو تولد معلولیت را در پاهای خویش داشته و تا آخر عمر نیز به همراه دارد،بغض های من هرگز از خالق مهربان و بخشنده ام نبوده و نیست چون همانطور که کتاب آسمانی اش قرآن گفته،حتما مصلحتی در آن است بلکه بغض های من از شهرداری است که این روزها همه کار میکند و رسانه های همسویش از همه چیز و همه کس عیب جویی میکنند جز خودشان…

کاش به حساب خود رسیدگی کنیم پیش از آنکه دیگران به حساب ما رسیدگی کنند،کاش…

امضا ؛

” یک معلول “

  تبرئه مبارک
آگهی
آگهی