با ما ارتباط برقرار کن

فرهنگی

ارائه‌شده

در

علی انصاریان: فردین الگویم در سینماست

به دلیل علاقه پدرم به سینما، من هم به سینما علاقه بسیاری داشتم.

۱-۱۳۲

به گزارش اصلاحات نیوز و به نقل از ۲۴، علی انصاریان فوتبالیست مشهوری که وارد دنیای بازیگری هم شد در مصاحبه با روزنامه جام جم مطالبی را درباره بازیگری اش بیان کرد.

بخشهایی از اظهارات او را می خوانید.
چه علاقه‌ای اول پیدا شد: فوتبال یا سینما؟

مشخصا فوتبال. البته به دلیل علاقه پدرم به سینما، من هم به سینما علاقه بسیاری داشتم. روزهای جمعه من اول در سینماهای میدان خراسان و میدان شهدا و لاله‌زار می‌گذشت و بعد در ورزشگاه آزادی برای دیدن بازی‌های پرسپولیس. پولی که از فوتبال به دست می‌آوردم در خدمت علاقه‌ام به سینما بود! از پول اولین قراردادم ۲۸ هزار تومان را دادم یک دستگاه ویدئو خریدم. خیلی دوست داشتم فیلم ببینم. دوستان هم‌تیمی همه در خانه ما جمع می‌شدند تا فیلم ببینیم. فوتبال را خیلی دوست داشتم؛ اما در همه این سال‌ها، سینما بخشی از ذهن و وجودم بود.

حتی وقتی در فوتبال به اوج شهرت رسیدید؟

حتی آن زمان. آن موقع هم عاشق سینما بودم.

چه موقع به فوتبال ایران معرفی شدی؟

بازی پرسپولیس و فجر سپاسی. من آن زمان در فجر بازی می‌کردم. می‌دانستم اگر در این بازی دیده شوم به تیم ملی می‌رسم. همین طور هم شد. خیلی خوب ظاهر شدم. منصورخان پورحیدری به تیم ملی دعوتم کرد. در آن بازی یارگیر مهدی هاشمی‌نسب بودم که آن موقع خیلی آماده بود. بازی خوبم باعث شد به تیم ملی و در ادامه به پرسپولیس برسم. آدم خودساخته‌ای هستم و ناملایمات بسیاری را در زندگی تحمل کردم. نه پدر و مادر سرمایه داری داشتم و نه دستم جلوی کسی دراز بود. در بچگی کار کردم از بلال و بامیه‌فروشی تا آلاسکا فروشی. با کفش کتانی چینی روی زمین‌های خاکی فوتبال بازی می‌کردم اولین باری که به من استوک دادند از خوشحالی استوک را بغل کردم و خوابیدم. من فوتبال را عاشقانه دوست داشتم.

مردم، علی انصاریان را به عنوان چهره‌ای فوتبالی می‌شناسند یا سینمایی؟

مردم من را با هر دو چهره‌ام می‌شناسند. میکس کرده‌اند!

اولین تصویری که از شما به عنوان بازیگر به یاد داریم، به سریال «زیر آسمان شهر» مربوط می‌شود. انگار نمی‌توانستید جلوی خنده‌تان را بگیرید، درست است؟

(می‌خندد) بله. من در یک قسمت از سریال، نقش خواهرزاده خانم فرامرزی ـ با بازی خانم ملکه رنجبر ـ را بازی کردم. «زیر آسمان شهر» از آن سریال‌های خیابان خلوت‌کن بود. اولین سریال طنز که هر شب پخش می‌شد و راهی باز کرد در این عرصه. حمید لولایی با نقش عجیب و غریب خشایار مستوفی، یوسف تیموری، مهران غفوریان و زنده‌یاد کیومرث ملک مطیعی با نقش غلام ششلول بند محبوب زمان خود بودند. بازی در این سریال به هر حال جذاب بود چون خود من همه قسمت‌های این سریال را می‌دیدم. برای همین به محض این‌که رضا عطاران ـ طراح اولیه و نویسنده زیر آسمان شهر ـ به من پیشنهاد بازی داد، گفتم چرا که نه؟ حتما بازی می‌کنم. بعد نقش را برای من نوشت و من هم جلوی دوربین رفتم. این‌که می‌گویید درست است. قشنگ می‌خندیدم. واقعا نمی‌شد مقابل آن ترکیب بازیگران‌ قوی طنز، جلوی خنده‌ات را بگیری. الان اگر مهران غفوریان بیاید با تو حرف بزند، نمی‌توانی نخندی.

پول درآوردن در فوتبال راحت است یا سینما؟

نمی‌توان مقایسه کرد. در فوتبال که بودیم تمام زندگی ما درگیر اردو بود و فشار تمرینات. آن موقع خبری از پرداخت‌های چندصد میلیونی نبود. در برابر سختی‌هایی که می‌کشیدیم، چیزی نمی‌گرفتیم. ضمن آن که اشتباهات ما برخلاف سینما (که با یک «کات»، قابل اصلاح است)، منجر به فاجعه‌ای بزرگ برای ما می‌شد. آخرین پولی که من گرفتم ۱۲۰ میلیون تومان بود که از شاهین بوشهر گرفتم. مهدی هاشمی‌نسب با انتقال پر سر و صدا از پرسپولیس رفت و آن موقع گفتند نجومی پول گرفت؛ اما کل قراردادش ۱۵۰ میلیون بود که با آن یک خانه در کرج خرید. خدا را شکر من دستم جلوی کسی دراز نیست. قبل از من تازه شرایط بدتر هم بود.

الان مشغله اصلی شما فوتبال است یا سینما؟

دیگر آن‌قدر درگیر کارم شده‌ام که خیلی وقت است فوتبال ندیده‌ام.

یعنی چه خیلی وقت است فوتبال ندیده‌ای؟

خیلی وقت است. مگر بازی ملی حساسی باشد که ببینم. حقیقتش را بخواهید وقتش را ندارم. شاید باورتان نشود دو تا دربی اخیر را ندیدم. دربی قبلی که اردیبهشت بود سر فیلم حس خوب زندگی بودم و این آخری هم سر فیلم سینمایی کتیبه بودم. من فوتبال را هنوز دوست دارم؛ اما انگیزه دیدنش را ندارم.

برای ورود به سینما الگو داشتید؟

بزرگ‌ترین آدمی که از ورزش به سینما آمد و در آن موفق بود، فردین است. او زمانی نایب‌قهرمان کشتی آزاد دنیا بود و بعد از ورود به سینما هم به یادماندنی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران را بازی کرد و اسطوره شد. بین خارجی‌ها هم چهره‌های موفقی بودند. سیلوستر استالون، بروس لی، جکی چان، ژان کلود ون‌دام و آرنولد. اینها همه سابقه ورزشی داشتند و فیلم‌هایشان هم خوب و بفروش شد.

خاطرات سینمایی هم دارید؟

تا دلتان بخواهد. من جایی زندگی می‌کردم که نزدیک خانه ما فیلم ویدئویی اجاره می‌دادند؛ ویدئو هزار تومان و نوار بزرگ فیلم، شبی ۱۰۰‌تومان. من همه فیلم‌های ایرانی قدیمی را دیدم. گفتم که خودم ویدئو داشتم. اگر بازی فوتبال نداشتیم، پنجشنبه و جمعه‌ها خانه ما مثل سینما بود. اولین فیلمی را هم که خریدم، «شعله» بود. (می خندد) این فیلم یک مثلث عاشقانه خیلی خوب است. همیشه هم این فرمول مثلثی در سینما جواب می‌دهد.

بازیگر محبوب هم داشتید؟

سعید راد. من از «خروس» و «تنگنا» فیلم‌های او را دیدم و دنبال کردم تا «سفر سنگ»، «مرز»، «فرمان»، «دادشاه» «عقاب‌ها» و فیلم‌های بعدی. عاشق فیلم‌های مسعود کیمیایی هم بودم، بویژه «قیصر» و «گوزن‌ها». در پایین شهر همه عشق کفش تخم‌مرغی و کفش قیصری بودند دیگر. دیدن فیلم «عروس» هم خاطره‌انگیز بود؛ این فیلم را در سینمای میدان امام حسین دیدم که جای سوزن انداختن نبود. «آواز تهران»، «سناتور»، «نرگس»، «دو روی سکه» و… هم از فیلم‌هایی بودند که در آن سال‌ها دیدم.

بعضی از چهره‌های ورزشی، از ورزش جدا شده و مثلا راهی شورای شهر تهران شدند، بعضا دلشان می‌خواهد سبقه ورزشی بودنشان را انکار کنند، چه نظری در این باره دارید؟

من اصلا به جاهایی مثل شورای شهر فکر نمی‌کنم. کسانی که از ورزش به شورا رفتند چه کمکی به ورزش شهر تهران کردند؟ سیاست برای آدم‌های خاص خودش است. خانواده من به شدت سیاسی است؛ اما من خودم سیاست را نمی‌فهمم چون دوستش ندارم. در نتیجه به این قبیل موضوعات فکر نمی‌کنم. دنبال منبع درآمد هم نیستم. من اگر خیلی هنرمند باشم خانواده چهار نفره خودمان را می‌گردانم. من که نمی‌توانم برای چهار نفر تصمیم بگیرم چطور می‌توانم برای شهر بیش از ۱۱ میلیونی تهران تصمیم بگیرم؟ امیدوارم آقایان ورزشی که در شورای شهر هستند، بتوانند یک قدم برای ورزش شهر بزرگ تهران بردارند.

آگهی