با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

انتخابات در چنین شرایطی باعث تثبیت پایه‌های اقتدارگرایی، گسترده شدن فساد و فربه شدن مافیای خویشاوندسالاری می‌شود

یک فعال اصلاح طلب گفت: همچنان در راستای تحلیلی که داشتم عملا بنظر میاد که هوس قمار انتقال قدرت در کلیت مجموعه سیاست گذاران نظام چنان توانسته حالت هژمونی و برتری پیدا کند که برروی همه ی مسائلی که باصطلاح جزو مسائلی هستند که میتوانند در روند انتقال قدرت بدلیل ایجاد موانعی که ممکن است در این مسیر ایجاد کننداحیانا خللی وارد کند، حتما آن موارد را سعی میکنند نادیده بگیرند.

به گزارش اصلاحات نیوز؛ عبدالله مومنی  درخصوص شیوه تایید صلاحیت های شورای نگهبان درگفتگو با تلویزیون بی بی سی فارسی گفت:

نظرتان در مورد این شیوه ی تایید صلاحیت ها چیست بنظر شما شورای نگهبان دنبال چه بوده؟

لیست تایید صلاحیت شده ها از سوی شورای نگهبان اگرچه بواقع در میان جریانات سیاسی فعال در انتخابات عملا موجب بهت و حیرت شد اما این سبک کاملا مهندسی شده در بررسی تایید صلاحیت ها توسط شورای نگهبان به نوعی در جامعه نتوانست انعکاس درخور حساسیتی بوجود بیاورد .

شوربختانه میتوان گفت که مواجهه ی شورای نگهبان با بحث صلاحیت نامزدهای انتخابات رو ما نمیتوانیم صرفا در کانتکس انتخابات پیش رو ارزیابی کنیم؛ ازین جهت با یاداوری رفتارهای شورای نگهبان در انتخابات های گذشته و مشخصا مواجهه ای که شورای نگهبان در انتخابات مجلس گذشته داشت میشه گفت که سخت گیری و فیلترهای تنگ تر نظارتی که اِعمال کرد عملا شرایطی را بوجود اورد که به نوعی این

اقدام(رد گسترده تر کاندیداهای ریاست جمهوری)گام بعدی بود که پس از مهندسی مجلس صورت گرفت .

میتوانیم بگوییم که شورای نگهبان در مهندسی و مدیریت بررسی کاندیداها ،جناح های سیاسی را عملا غافلگیر نمود. شورای نگهبانی که به نوعی در انتخابات مجلس گذشته با مدیریت انتخابات مجلس ،زمانی دیدیم که از مجلس دهم  که همچنان فیلترهای نظارتی سختی برایش اِعمال شده بودیک سومش را رد صلاحیت کرد و این نشان داد که عملا شورای نگهبان گوش خودش را از انتخابات گذشته بر همه ی انتقادات و مخالفت ها بست.

طبیعتا این رفتارهایی که بهرحال شورای نگهبان انجام داد  دنبال این بود که میخواست بنوعی یک هدف بزرگتر را دنبال کند و آن هدف بزرگتر این هست که شکل گیری مجلس فعلی گامی بود که انتخابات ریاست جمهوری پیش رو میتواند تکمیلش کند و از منظر شرایط پیش روی کشور که بحث سیستم جایگزینی و آلترناتیوی رهبری آینده نظام سیاسی ایران است بنظر میرسد که این موضوع  از این جهت قابل تامل است.

یعنی انتخابات ریاست جمهوری کنونی تکمیل کننده ی گامی است که در مجلس برداشتند و گام بعدی گامی خواهد بود که بهرحال کلیت نظام سیاسی ایران را دربرخواهد گرفت.

 

*،یعنی شما می فرمایید که دارند قدم به قدم میروند به سوی آن چیزی که شاید اسمش رو گذاشته بودند نهادهای انقلابی درواقع سیستم مجلس انقلابی و حالا قرار هست که ریاست جمهوری انقلابی باشد

_بله ببینید اصلا در این خصوص شما اگر نگاهی هم بکنید به عملکرد شورای نگهبان، سخنگوی شورای نگهبان در چند روز گذشته در میان انتظار و صبری که فعالین سیاسی که نگرش مثبت به انتخابات داشتند، رسما اعلام کرد که مشارکت پایین مردم در انتخابات نمیتواند مشروعیت انتخابات را از بین ببرد و عملا پذیرفتند که انتخابات، انتخاباتی کم رونق خواهد بود ولی آنچه که از انتخابات دنبال میکنند نتیجه ی ایمن و خروجی کاملا مطمئن و هماهنگ با کلیت نظام سیاسی باید باشد.

*آقای مومنی اشاره کردید خودتون که مشارکت بالا اصلا مسئله ی حکومت در این دوره از انتخابات نیست ولی خب سابقا ما بارها و بارها از مقام های جمهوری اسلامی در مورد این مشارکت شنیدیم که گفتند که این نشان میدهد که چقدر این جامعه به ما اقبال عمومی دارد و چقدر مردم ما را میخوهند خود آقای خامنه ای در انتخابات پیشین بارها آمده گفته شما اگر من را هم نمیخواید بخاطر مملکت بیایید و مشارکت کنید، فکر میکنید این تغییر استراتژی یعنی این که مشارکت خیلی مهم بوده و حالا دیگر مهم نیست چطور پیش آمده؟

 

_ببینید من فکر میکنم که همچنان در راستای تحلیلی که داشتم عملا بنظر میاد که هوس قمار انتقال قدرت در کلیت مجموعه سیاست گذاران نظام چنان توانسته حالت هژمونی و برتری پیدا کند که برروی همه ی مسائلی که باصطلاح جزو مسائلی هستند که میتوانند در روند انتقال قدرت بدلیل ایجاد موانعی که ممکن است در این مسیر ایجاد کننداحیانا خللی وارد کند، حتما آن موارد را سعی میکنند نادیده بگیرند.

در دوره های پیشتر بله این دوگانگی وجود داشت اما عملا نکته ی دیگری که میشود به این موضوع اضافه کرد اینست که مردم  با این گونه سیاست ها که استاندارد دوگانه رهبران و ارکان مختلف نظام  را بیان میکند که پیشتر از انتخابات از شهروندان میخواهند که اگر حتی مخالفتی با سیاست های نظام ویا اشخاص نظام هم دارند  امامیخواستند که بخاطر ایرانی بودن و منافع ملی ایران مردم در انتخابات شرکت کنند.

اما پس از آنکه انتخابات تمام میشود و گرد و غبارهای انتخاباتی کنار گذاشته میشود آنچه که باصطلاح از انتخابات بعنوان نتیجه ی آن در منویات و بقول معروف سخنرانی های مسئولان نظام مصادره میشود اینکه شرکت در انتخابات باَیّ نحوکان به معنی تایید سیاست های کلی نظام هست .

طبیعتا در چنین حالتی مردم دچار یک حس دوگانه ای میشوند و نمیتوانند بخصوص در شرایط فعلی که سیاست های نظام در حوزه های اجتماعی اقتصادی فرهنگی – از قضا کمترین وجه سیاسی آن مورد نظر مردم هست -به نوعی توانسته در روند زندگی و حیات جمعی ایرانیان ایجاد مشکل بکند ،با این شرایط است که طبیعتاً مردم نمی توانند در یک رفتاری و یک الگوی انتخاباتی به اصطلاح مشارکت داشته باشند که نه تنها هیچ تغییری در راستای خواست آنها ایجاد نمی کند بلکه می تواند مصادره به مطلوب هم بشود و به عنوان یک ابزاری بر علیه مردم هم به کار گرفته شود .

عملاً انتخابات در ایران در چنین شرایطی نه تنها کارآیی ندارد بلکه به کارکرد ضد خودش تبدیل شده است و شرکت در انتخابات حتی می تواند به تثبیت پایه های اقتدار گرایی منجر بشود که از دل آن جز ترویج خشونت و جز گسترده شدن فساد و فربه شدن مافیای خویشاوندسالاری و به قول معروف تداوم همان ژن های خوب و  نسل های  که در طی چند دهه گذشته در مجموعه حکمرانی جمهوری اسلامی قرار داشتند گردد.

انتخابات زمانی که در این شرایط عملاً تغییر و گردشی را  در قدرت هم سبب نمی شود؛ طبیعی است که در چنین روندی مردم احساس می کنند بازنده انتخابات هستند و در این بازی که از پیش نتیجه مشخص است و بازی بر سر هیچ است برای مردم.

مردم برای بازی بر سر هیچ طبیعتا رغبتی نشان نمیدهند

* این مردم چه کسانی هستند آقای مومنی؟

 

ببینید واقعیت امر این است که نه بنده سخنگوی مردم هستم و نه فردی دیگر حاضر در برنامه و  نه دیگران ..واقعیت هرکدام از ما به  قشرها ها و یا جمعیت های خاصی به نوعی سمپاتی که به آنها داریم ممکنه  نمایندگی‌کنیم ؛بنده خودم شخصاً یک شهروند معمولی هستم از نظر خودم، به نمایندگی از هیچ کسی صحبت نمی کنم.

به عنوان کسی که تحلیل سیاسی می‌کند تحلیل سیاسی خودم را از رفتار مردم گفتم و نه به نمایندگی از مردم..

* شما اگر تایید صلاحیت ها به گونه دیگری انجام می شد در این انتخابات شرکت می‌کردید؟

_ بنده اگر انتخابات واجد شرایطی بود که می‌توانست یک تمایز روشنی را برای ایجاد رقابت بین دیدگاه‌های مختلفی  فراهم کند؛ به گونه‌ای که به طور ملموس تر اگر اسم بیاورم مثلاً اگر یک فردی مثل آقای مصطفی تاجزاده در این انتخابات می توانست جواز ورود به انتخابات را از شورای نگهبان بگیرد حتماً احساس می‌کردم که فضای شرکت در انتخابات مزایایش می‌چربد به عدم شرکت .

کما اینکه این نکته را هم باید در نظر داشته باشیم در ایران فرصت‌ها و فضاهای پیش از انتخابات امکان های زیادی را برای مباحثه و گفت‌وگو و مطالبه محوری به وجود می آورد

همین الان که من و شما و خیلی از عزیزان  که به هر حال ممکن است در این فرایند انتخاباتی درگیر باشیم و از ماه های قبل هم درگیر مباحث بودیم اگر با رویکرد منفی نسبت به انتخابات از روز نخست ورود پیدا می‌کردیم به خصوص در داخل ایران این امکان نمی‌تواند شرایط مناسب و امکان های زیادی را برای ما به وجود بیاورد.

به هر حال این را باید در نظر داشته باشیم که رای دادن آخرین مرحله از یک فرآیند مشارکت در امر انتخابات است و آن روز پایانی که روز رای گیری است کمترین اثر را در فضای عمومی و جامعه مدنی دارد.

این فرصتیست پیشروی فعالین مدنی که مهمترین آن همین بحث مطالبه محوری و گفت‌وگو است که فعالان می‌توانند داشته باشند.

* آقای مومنی در سال ۹۲ وقتی که آقای اکبر رفسنجانی رد صلاحیت شد کمتر از این بُهتی که امروز دیدیم رو شاهد نبودیم بُهت گسترده ای بود و همه متعجب بودند ولی به هر حال یک دوگانه شکل گرفت شما خوش بین هستید که این دوگانه این بار هم شکل بگیرد؟

_ فضای کنونی با فضای سال ۹۲ اساسا قابل مقایسه نیست چرا که به نظر می‌آید اولاً در شرایط کنونی عملاً ما با وضعیتی مواجه هستیم که حاکمیت به دنبال امتناع انتخابات است و نه به دنبال تحقق انتخابات .

این انتخابات پیش رو اسمش را می‌گذارم امتناع انتخابات نه امکان انتخابات

به نوعی می‌شود گفت حاکمیت عملاً نیروهای سیاسی منتقد وضع موجود را از امکان ورود به انتخابات منع کرده است.

ببینید در سال ۹۲ رسماً رهبری نظام در یک نطقی اعلام کردند که کسانی که بنده را قبول ندارند و نظام سیاسی را قبول ندارند اما به ایران و منافع ملی ایران عِرق دارند در انتخابات شرکت کنند خوب این یکی از وجوه تفاوت شرایط کنونی با سال ۹۲ است .

نکته دیگری که به هر حال سال ۹۲ پس از یک دوره رخوت و سرخوردگی ناشی از شرایط پس از ۸۸ را که ما شاهد بودیم ، عملاً یک جنبش فعالی در جامعه وجود داشت و آن وضعیت جنبشی که وجود داشت توانست حول انتخابات فعال بشود و این موضوع محوریت انتخاباتی را از آقای هاشمی رفسنجانی به حسن روحانی منتقل کند.

ما اساساً در میان جامعه نه تنها چنین وضعیتی و جنبشی نداریم بلکه به عکس دقیقاً وضعیت جنبش ضد انتخاباتی  در میان جامعه شکل گرفته است،پس از این جهت من فکر می‌کنم عملاً چنین امکانی وجود ندارد .

من برداشتم از نامزدهای سیاسی شاخصی که رد صلاحیت شده اند این است که واقعیت امر خیلی هایشان نسبت به اتفاقی که حکومت برایشان رقم زده (رد صلاحیت آنها)به نظر می آید که خوشحال باشند.

* برای همین هم اعتراضی نمی کنند درست است؟

 

نه، بخشی از آن ممکن است بر  اثر ناامیدی از امکان تغییر در تصمیم شورای نگهبان باشد ؛همین استیصال از هرگونه تغییر  که در چارچوب همان  بحث امتناع انتخاباتی که من توصیف کردم است.

اما واقعیت این است که در شرایط فعلی امتناع از شرکت در انتخابات برای همه کسانی که از آن دم میزنند خاستگاه مشترک ندارند ؛بنده با کسانی که واقعیت به رغم همه احترامی که برای دوستان عزیزم در خارج از کشور قائل هستم با کسانی که در خارج از کشور هستند و در مورد عدم شرکت در انتخابات صحبت می‌کنند؛ هیچ مبنای مشترکی ندارم چون آنها تحت لوای یک خواسته ای به نام نه به جمهوری اسلامی تدارک بحث عدم شرکت در انتخابات را می‌بینند.

بنده چنین موضوعی را در بحث عدم شرکت در انتخابات و در توصیف امتناع انتخاباتی که گفتم  چنین مبنایی ندارم .

یا اینکه از طرفی آقای احمدی‌نژاد یکی از کسانی است که دارد مصادره می کند بحث عدم شرکت در انتخابات را و آنچه را که به هر حال جریانات داخل کشور در خصوص عدم شرکت در انتخابات تعقیب می‌کنند و کسانی که با آنها هم عقیده هستیم؛ وبه عبارتی در سه تا ویژگی مشترک اند وبه نظر می‌آید که اگر  بپذیرند همکاری کنند می توانند در یک جبهه قرار بگیرند :یکی اینکه خشونت پرهیزی به لحاظ کلامی نظیر انگ و  برچسب زدن و تخطئه کردن و دوم اینکه ملی بودن و مخالفت با هرگونه سلطه و دخالت خارجی و تکیه بر توان نیروهای ملی و هرگونه تحرک دموکراتیک درون‌زا  و مسئله بعدی هم این که دموکرات بودن و اینکه با هر گونه اشکال سلطه و برتری خواهی خود به سایر نیروها  اِبا بورزند.

متاسفانه ما می‌بینیم که از دل همین نه به جمهوری اسلامی گفتن ها و عدم شرکت در انتخابات ها عملاً رفتارهایی از سوی برخی از دوستان دیده می‌شود که عملاً هیچ تفاوتی با جریانات اقتدارگرایی داخل جمهوری اسلامی نیست.

* آقای مومنی ۳۰ ثانیه فرصت جمع بندی دارید بفرمایید

_ در خصوص لیست تایید شده ای  از سوی شورای نگهبان  جمع بندی ام  این است که :انتخابات به امر گرانباری برای حاکمیت تبدیل شده و این لیست تایید شده ها به تمامی به دنبال حذف کوچکترین امکان مشارکت مردم بوده است.

این خط و مشی هسته ی سخت قدرت تسویه حساب با گذشته نبوده به نظر من ،بلکه حساب کشی از آینده است. بدین معنی که آنها  از انتخابات مجلس و ریاست جمهوری سعی می‌کردند که به دنبال پلی و پله ای باشند برای انتقال قدرت بدون دردسر و تمامی این حرف‌ها در طی سالیان گذشته قابل تفسیر بود.

 

در ادوار گذشته انتقال رهبری که صورت گرفت؛ با دردسر حذف آیت الله منتظری و دردسرهای وچالش حقوقی ویژگی و صفات رهبری روبرو بود؛ اما اکنون با پیش دستی به استقبال هموار نمودن راه برای رهبری آینده هستند.

 

  وزیر بهداشت: طرح ترافیک در تهران و کلان شهر ها تا اطلاع ثانوی اجراء نمی شود، مردم می تواند با وسایل نقلیه شخصی تردد کنند+فیلم
ادامه ی خواندن
آگهی
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نظر خود را به اشتراک بگزارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آگهی
آگهی