با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

طبقه متوسط به این نتیجه رسیده است که با انتخابات، اصلاحی در کشور نمی‌شود

داوود سلیمانی معتقد است کاندیدای اجاره‌ای برای اصلاحات فاجعه است و اگر کاندیدای تراز اصلاحات را رد کنند، آنها هم در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

اصلاحات نیوز؛ داوود سلیمانی استاد الهیات دانشگاه تهران است. او زمانی در مجلس ششم، یکی از نمایندگان شناخته شده و فعال جریان اصلاحات به‌خصوص جبهه مشارکت بود؛ اما بعدها و در جریان حوادث 88 اتفاقات ناگواری برایش رخ داد.

او تأکید دارد که جبهه اصلاحات یا بهترین کاندیداهای خود را به میدان بیاورد یا محترمانه از معرفی کاندیدا معرفی کند. او برای معرفی نکردن کاندیدا در صورت رد صلاحیت چهره های سرشناس اصلاحات، مزایایی بر می شمارد؛ اینکه جبهه اصلاحات دیگر نباید به سراغ کاندیداهای اجاره ای برود.

متن این مصاحبه را در ادامه می خوانید:

با توجه به پیروزی بایدن به نظر می رسد آمریکایی ها در سیاست های فشار حداکثری به ایران و خروج از برجام تجدید نظر کنند آینده پیش روی تقابل ایران و آمریکا و برجام را چطور می بینید؟

نوع تقابل و تعامل ایران چند سناریو در پیش دارد یکی این است که بگوییم آمریکا بدون پیش شرط و مذاکره جدید بر سر مسائل دیگر به برجام برمی گردد و ما هم به برجام برمی گردیم و تعهدات خود را از سر می گیریم این یک احتمال است که من این را ضعیف می دانم.

احتمال دیگر این است که آمریکا بخواهد در کنار بحث برجام چند موضوع دیگر را پیگیری کند یکی به حساسیت های اسراییل بپردازد مثل فشار به ایران برای جلوگیری از ادعای ساخت بمب اتم و در مذاکره این را به عنوان یک پیش شرط مذاکره مطرح کنند. یا احتمال دیگری هم هست که خیلی سنگین تر و قوی تر است و این را اسراییل و جمهوری خواهان دنبال می کنند برخی مجامع حقوق بشری این را دوست دارند و آن این است که بگویند برگشت به برجام پیش شرطش مذاکره است و محدود به برجام نباشد سه مطلب را در مذاکره گفته اند و ما هم می فهمیم یکی بحث موشکی است یکی بحث منطقه است و یکی هم خود برجام. این سه موضوع است و این نوع قوی تر و شدیدتر مذاکره با ایران است.

البته سناریوی دیگری هم می شود فرض کرد و آن این است که آنها فعلا به برجام برنگردند و منتظر این باشند که استقرار رییس جمهور بعدی صورت بگیرد و گشایش هایی خارج از چارچوب برجام انجام دهند و ترغیب کنند ایران را به پای میز مذاکره بکشند وبه نوبت سناریوها را پیش ببرند.

در مورد این که ایران چه برنامه ای خواهد داشت وضعیت موضع رسمی ما تا حدودی مشخص است و چه آن که مقام رهبری گفتند و چه آن که ظریف و روحانی هم گفتند اگرچه در دولت این توافق و تمایل هست که مجددا برجام احیا شود و مذاکرات دیگری برای برجام های دیگر باشد. اما گفته اند که برگشت به برجام طرفینی باشد.

در کل من خیلی خوشبین نیستم که آمریکا به برجام به این شکل برگردد.

با این حساب آیا نوع تقابل ایران و آمریکا ممکن است در انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران تاثیر بگذارد؟

این مستلزم این است که بدانیم آرایش سیاسی در نیروهای سیاسی و کف جامعه چطور است. من فکر می کنم میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری به همین مقدار که در انتخابات شرکت کردند یعنی کف مشارکت در ایران است به هر حال عده ای به هر طریقی در انتخابات شرکت خواهند کرد و مطالبه محور هم نیستند. نگاه شان اعتقادی است و عموما هم نشان داده اند که در انتخابات ها شرکت می کنند و این طیف بیشتر در مناطق محروم کلانشهرها و شهرستان های کم برخوردار مستقر هستند. مشارکت این طیف مشارکت 25 الی 40 درصدی را رقم خواهد زد که از نظر برخی عناصر حاکمیت مشارکتی کافی است برخی جریان ها که مثلا حمید رسایی آن را نمایندگی می کنند معتقدند کشور به حکومت مومنین نیاز دارد و رای شهروند مومن لازم است و همین که این نوع شهروندان شرکت کنند نتیجه از انتخابات حاصل شده است در مقابل هم وقتی صرفا همین طیف در انتخابات حاضر شود نتیجه انتخابات هم دلخواه همین جریان خواهد بود.

گشایش های احتمالی برجامی روی این طیف تاثیر چندانی ندارد اما روی طیفی که از انتخابات به هر دلیلی قهر کرده اند این گشایش ها تاثیر می گذارد د ممکن است مشارکت این طیف بالا برود هر چند این مشارکت آنقدر معنادار و موثر نخواهد بود که روی نتیجه تاثیر بگذارد.

وقتی مشارکت به بالای 60 یا 70 درصد برود قطعا اصلاح طلبان پیروز خواهند شد یعنی وقتی علاوه بر پایگاه اصلاح طلبان درصد قابل توجهی از آرای خاموش که به میدان بیایند نتیجه به نفع اصلاح طلبان می شود اما چنین فرضی در شرایط فعلی کمی بعید است با این همه معتقدم گشایش های برجامی در حدود 5 درصد مشارکت را ممکن است بالاتر ببرد. آن بخش خاکستری غیر جناحی خیلی احتمال کمی دارد که بیاید و راضی به شرکت در انتخابات کند.

در چه صورتی احتمال می دهید که آرای خاکستری به میدان بیایند و مشارکت بالا برود؟

جواب: مردم باید باور کنند که انتخابات بازی نیست. این خیلی مهم است به خصوص در فضای رسانه ای که بخشی اش مسموم و اتفاقا تاثیگذار است. تخریب هایی که ستاد هایی و مجموعه هایی در خارج از کشور مثل سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبان انجام می دهند، به هر حال بی تاثیر نبوده است و جریان چپ جدید هم که شعار داد اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا . به هر حال اینها تاثیر خود را بر مردم گذاشته است و برگرداندن اعتماد مردم دشوار است اصلاح طلبان برانداز نیستند و مشی اصلاح طلبی خود را هم رها نخواهند کرد.

وقتی اصلاح طلبان طرفدار انقلاب خونین نباشند و انقلاب رنگین را هم دنبال نمی کنند کودتا را هم نه به صلاح می دانند و نه قدرت آن را دارند در نتیجه تنها را اصلاح است که تدریجی و فرآیندی طولانی مدت است اصلاحات و رفرم  باید مسالمت آمیز و قانونی و چارچوب دار باشد و در هر جامعه ای متناسب با شکل آن جامعه ، خود را سازگار می کند.

جمهوری اسلامی نه دموکراسی کامل است نه نظام سلطانی. ما بینابین، شبه دموکراسی و نیمه دموکراسی هستیم و این کار اصلاحات را به دلایلی مشکل می کند، چون اصلاحات نیاز به نهادها و ساز و کارهایی برای پیشرفت دارد اینجا به دلیل غلبه بخش حاکمیتی ایدئولوژیک اصلاحات مجال چندانی برای بروز ندارد و مردم به تبع آن امید کمی دارند که اصلاحاتی با انتخابات درست شود.

این جانب حتی اگر تمام راه های اصلاح بسته شود به سوی فعالیت زیرزمینی نخواهم رفت و معتقدم باید با سلوک اجتماعی مسیرهای اصلاحی را باز کرد  چون انقلاب دوباره حتی اگر امکان بروز هم یابد معلوم نیست چه عاقبتی پیدا می کند این در حالی است که احتمال فروپاشی جامعه ایران و تجزیه آن هم وجود دارد.

با این همه پیش بینی تان از انتخابات آتی چیست؟

من اولا معتقدم که همه آنچه ما پیش بینی می کنیم تحقق نمی یابد. تاریخ انقلاب نشان داده است که قدرت دست به دست می شود و این جابه جایی ها صورت میگیرد دوم این که در عالم سیاست نمی شود پیش بینی صفر و صدی داشت. اگر بگوییم اصلاحات به بن بست رسیده است باید بگوییم جایگزین اصلاحات چیست؟ و بعد از گذر از اصلاحات، کدام سناریو مطرح می شود؟ خیلی ها ممکن است به سمت براندازی بروند حالا یا به فکر انقلاب خونین هستند یا انقلاب مخملی . قطعا من فکر می کنم نیروی اصلاح طلبان و آنها که به عنوان جریان اصلاح طلب تجربه دارند و کار کرده اند به این سمت نخواهند رفت. افراد استخوان خرد کرده را ببینید چه کسانی هستند. مثل بهزاد نبوی و … حتی خود آقای خاتمی این سمت نمی روند بنابراین حرفی که ده سال پیش برادر خوبم آقای حجاریان مطرح کرد و گفت اصلاحات مرد. زنده باد اصلاحات. یعنی ما چاره ای نداریم اگر این تلاش برای اصلاحات مرد! باز هم تلاش جدیدی برای اصلاحات خواهیم کرد و دست از اصلاح نمی کشیم ولو این که این حرکت خیلی کند است. می گویند این روند ممکن است صد سال طول بکشد که اگر هم این قدر طول بکشد نباید تعجب کرد مگر در جای دیگر دنیا هم اصلاحات سریع بود. در کشورهای دیگر هم اصلاحات خیلی کند بوده است. در قرن 13 بود که کرانول در مقابل مجلس لردها و بر اساس تلاش های اصلاحی یک مجلس عوام درست کرد و از آن زمان تا امروز هنوز نظام سلطنتی هست . در کشورهای دیگر غربی هم این اتفاقات یک شبه نیافتاده است. حتی در همین کشورها که قرن ها برای اصلاحات تلاش کرده اند هم مشکلات و مسائلی مطرح است و نمی توان شرایط آنها را ایده آل دانست.

دموکراسی در هر کشوری بوی آدم هایش را می دهد در ایتالیا دموکراسی یک مدل است در آمریکا بوی دیگری هم می دهد. در ایران هم این است ما نباید به دنبال این باشیم که چون اصلاحات نشد انقلاب دیگری راه بیفتد. چه بسا آن موقع یعنی زمان شاه هم اگر حاکمیت یک مقدار عقلانیت به خرج می داد روند اصلاح می شد و نیازی نبود که انقلاب شود.

درست است که امروز تصور می کنیم جریان اصلاحی به بن بست رسیده است. اما به این معنا نیست که دست از اصلاح بکشیم. البته این نکته را هم بگویم که اصلاح با اصلاح طلبان متفاوت است. به هر حال می بینیم که هم در میان اصلاح طلبان و هم اصولگرایان افرادی فرصت طلب و اپورتونیست هستند. اینها قدرت و پست برایش مهم است و کسی هم منکر وجود آنها نیست.

چقدر احتمال می دهید مشارکت مردم و آن بخش خاموش نتیجه انتخابات را تغییر دهد؟

خیلی ضعیف. طبقه متوسط به این نتیجه رسیده است که با انتخابات اصلاح نمی شود. وقتی حداد عادل می گوید این مجلس بسیار انقلابی است و از اول انقلاب مثل آن نبوده، رییس قوه قضائیه هم انقلابی و خوب است در نتیجه رییس جمهور در فرایندی که تعیین شده باید فردی در تراز با سایر قوه ها انتخاب شود یعنی همه یک گرایش شود. بحث این نیست که مردم چه می خواهند بحث این نیست که توده مردم چه می گویند و چه می خواهند بحث این است که مامور به حفظ نظام و اسلام و ولایت به هر شکل هستند و این کار را انجام می دهند و به قول خودشان اگر کسی ناراضی است برود. اصلا مهم نیست که مشارکت در انتخابات پایین بیاید آنها با بیست درصد هم می توانند کارشان را ادامه دهند. جالب است که می گویند دموکراسی های خارجی هم با سی درصد و چهل درصد آرای مردمی انتخابات خود را برگزار می کنند. نگاهی به سخنان برخی سرداران نظامی بیندازید که امید مردم را برای اصلاح از بین می برد.

البته من معتقدم که جنبش های اجتماعی اگر شکل بگیرد و هماهنگ باشد تاثیر می گذارد اما تفسیر بد نکنیم منظور از جنبش های اجتماعی ، شکل گیری خشونت نیست. فاز بعدی جامعه به اعتقاد من جنبش اجتماعی است و احتمال شکل گیری آن را هم می دهم این یک جنبش واحد نخواهد بود و جنبش هایی مثل جنبش طبقه محروم و ضعیفان  و یا گرسنگان شکل خواهد گرفت و زمینه های آن هم فراهم شده است. برخی بروزهایش را هم دیدیم که به خشونت کشیده شده است. البته این جنبش ها هم سرکوب خواهد شد.

پس اگر آنها هم سرکوب بشوند چه آینده ای را تصویر می کنید؟

این جنبش ها هست ولی این که به چه نتیجه ای برسد معلوم نیست. البته باید گفت که جنبش هایی مانند جنبش گرسنگان در هیچ کجای دنیا به اهداف خود نرسیده است.

از جریان اصلاحی که عبور کنیم در جریان اصولگرا چه خبر است آیا آنها در انتخابات بعدی به یک کاندیدای واحد خواهند رسید؟ آیا جریان اصولگرا با یک کاندیدای نظامی موافق هستند

شواهد نشان می دهد که نشان داده است که اصولگراها به کاندیدای واحد نمی رسند. اما در مورد کاندیدای نظامی اصولگرایان با یک نظامی برای ریاست جمهوری موافقت چندانی ندارند قبلا قالیباف هم به عنوان نماد یک نظامی به میدان آمد و به او تن ندادند و روی او اجماع نکردند. آنها به این قصه تن نمی دهند. موتلفه بعید است که به سمت نیروی نظامی برود. البته پایداری را نمی دانم . معتقدم نامزد نظامی ریاست جمهوری را فقط نظامی ها دنبال می کنند و بر رییس جمهور نظامی مصر هستند. هر چند برخی از محفل های راست روی نظامیان مانور می کند و شاید در خفا بدشان هم نیاید که نظامی ها بیایند اما این تحلیل اگر درست باشد که برای پیشبرد مقاصد انقلاب اسلامی در این برهه نیاز به اقتداری داریم که بتواند علاوه بر خاموش کردن برخی از مخالفت ها و به قول خودشان دشمنی ها، توسعه و اقتصاد را پیش ببرد برای برخی این محافل مطلوب است و کم و بیش هم گفته اند.

این که ما یک رییس جمهور مقتدر می خواهیم به این معنا که حاکمیتی یکدست به وجود بیاید تا با پشتوانه هایی که دارد بتواند کارها را پیش ببرد و می گویند سپاهی می تواند بعد اقتصادی دولت را تقویت کند. این تحلیل وجود دارد.

گفته می شود بودجه نهادهای نظامی و دارایی ها و سرمایه هایشان مثل بنگاه ها و قرارگاه و شرکت هایشان چند برابر دولت است و دولت در برابر آنها  قدرت چندانی ندارد.  من دقیق در این باره اطلاع ندارم.

اما فراتر از این که رییس جمهور آینده نظامی باشد یا نه. یک بحث مهمی که کمتر به آن توجه شده است ، قدرت پنهان در ساختار حکومت است، ما در ایران قدرت پنهان داریم قدرت پنهان اقسامی دارد که می تواند ایدئولوژیک، فرهنگی اقتصادی و .. باشد این قدرت پنهان می تواند به سیطره منجر شود.

مثلا وقتی ایدئولوژی حاکم بود شما نمی توانید دیگر روسری را سر چوب کنید و کسی با شما برخورد نکند چون علاوه بر نیروهای رسمی ضابط و حامی آن ایدئولوژی، عده ای نیرو هستند که شما را پایین می کشند کما این که کشیدند .

قدرت پنهان انحصار دارد و تعیین کننده است انحصار خیلی مهم است و به نظر من عمده مقاومت در برابر اصلاحات از سوی قدرت هایی است که انحصاری شده اند.  اگر فردی انحصار اقتصادی داشته باشد مثلا صد شرکت داشته باشد یا انحصار قراردادها را داشته باشد بخش خصوصی را می تواند خفه کند یا اگر انحصار واردات فلان کالا را داشته باشد یا انحصار قیر و نفت و مازوت را داشته باشد قدرت دارد و می تواند حتی رییس جمهور را تعیین کند . حتی احزاب را هم می تواند اداره کند.

چرا امام نظر داشت که نهادهای نظامی وارد سیاست نشوند چون آنها می توانند انحصار ایجاد کنند. امثال حزب مشارکت و اعتماد ملی و … چنین قدرتی ندارند آنها پول ندارند تشکیلاتشان را اداره کنند.

احزاب ما زمانی می توانند در فضای سیاسی تاثیر بگذارند که انحصار وجود نداشته باشد . وقتی انحصار اقتصادی به بدولت آمد  و آنها توزیع کننده شدند و توانستند سیاست گذاری کنند در سیاست هم مداخله می کنند.

یعنی فراتر از احزاب اصلاح طلب و اصولگرا انحصار است که در انتخابات ها فرآیند را هدایت می کنند؟

الان به این جا رسیده ام که این احزاب خیلی موثر نیستند آقای عسگراولادی علی رغم عناوینی که به او می دادند خیلی موثر نبودند باید بببینیم بنیه های تاثیر چیست حزب مشارکت یک شبه تعطیل شد و هیچ اتفاقی نیفتاد این یعنی هیچ قدرتی ندارد اگر شما روزی دست به جایی بگذارید و ببینید مملکت به خطر افتاد یعنی یک جای قدرت به خطر افتاده است.

وقتی می گوییم حزب یعنی باید تاثیر در جامعه داشته باشد. حزبی که 20 هزار کادر هم در سراسر کشور دارد و امشب آن را تعطیل کردند و هیچ اتفاقی نیفتاد این نشان می دهد که اتفاقی برای آن نیفتاده است. در حالی که فلسفه حزب توزیع قدرت بود. در لبنان وقتی حزب الله را حذف می کنند پارلمان به هم می ریزد و رییس جمهور مجبور به استعفا می شود اما در این جا همه احزاب را یک شبه تعطیل کنند هیچ اتفاقی نمی افتد. همان طور که یک شبه روزنامه ها را تعطیل کردند و اتفاقی نیفتاد.

قانون احزاب صوری است و آنجا نگفته است هر حزب اگر رای بیاورد چه حقی به او داده می شود و چه کاره است و چه قدرتی دارد. نظام مان هم حزبی نیست که قدرت تعیین کننده داشته باشند آن که به رای مردم می آید حتما برخی وزرا را با هماهنگی قدرت انتخاب کند.

این که من می گویم اگر انتخابات اگر آزاد نباشد شرکت نمی کنم بر اساس یک تحلیل است. همه شرکت کنند هم اتفاقی نمی افتد ما پشتوانه ای نداریم در نتیجه هیمه انتخاباتی می شویم که تاثیری در آن نداریم و این بدی کار است.

پس این اقداماتی که در مجلس می شود را عملکرد خود نمایندگان نمی دانید…

معتقدم اتفاقاتی که در مجلس می افتد هدایت شده است و اما این طور نیست که نماینده ها خودشان تصمیم می گیرند و این کارها را می کنند.

به نظر شما اصلاح طلبان در انتخابات آتی کاندیدا دارند؟ 

اصلاح طلبان حتما کاندیدا دارند چون همه مثل من فکر نمی کنند عده ای می گویند بالاخره باید بیاییم و خود را فعال کنیم و اگر روزنه ای هم هست باید تاثیر بگداریم. به احتمال زیاد عارف و جهانگیری خواهند آمد و باید باهم هماهنگ باشند که یکی شان بیایند. من در جلسات شان شرکت نمی کنم نه از من دعوت می شود و نه خودم می روم. و فکر یم کنم در این انتخابات راست می برد. این دور دور اصلاح طلبان نیست.

گفته می شود ممکن است اصلاح طلبان مثل انتخابات قبل به سراغ یک کاندیدای اجاره ای بروند.

اگر این اتفاق بیفتد یک فاجعه است که مثلا سراغ لاریجانی بروند و با او اجماع کنند. چون این مسیر را یک بار امتحان کرده اند و گزیده شده اند این آقای روحانی که ما حنجره خود رابرای او پاره کردیم حتی یک سراغ از اصلاح طلبان نگرفت و وزرای فشل گذاشت و همه چیز را هوا کرد. اگر اصلاح طلبان دو باره این مسیر را بروند ضرر کرده اند.

گفته می شود شرایط بد اقتصادی بیشتر ازاین که عملکرد دولت باشد به خاطر خروج آمریکا از برجام و تحریم های حداکثری بوده است 

من سخن رهبری را قبول دارم که تکیه به خود می تواند راهگشا باشد اما مطلق نمی کنم بالاخره درصد دارد. بخشی از مشکلات به خاطر خروج آمریکا به برجام بود اما سهم برجام حداکثر 50 – 50  بود بخشی از مشکلات هم به خاطر بی تدبیری ها در مدیریت و آوردن وزرای ناکارآمد بوده است.  شنیده ام اگر وزیری بخواهد روحانی را بببیند باید وقت بگیرد و خیلی منتظر باشد. این کارها شازده بازی است در حالی که رییس جمهور شازده نیست و این مدل رفتار اصلاح طلبی نیست. ما در شرایط نرمالیزاسیون با روحانی موافق بودیم حالا چرا باز هم این مسیر را ادامه بدهیم؟ که چه شود؟  این طور کارها پیش نمی رود. این طور نمی شود کار کرد. من قبول دارم حاکمیت یک دست شود. به شرطی که فرآیند انتخاب حاکمیت یکدست با روش دموکراتیک باشد.

این روشی که در مجلس برخورد کردند دموکراتیک نیست. یکدستی خوب است و قبول دارم بیشترین ضربه ای که می خوریم برای چند گانگی در حاکمیت است اما روش شکل گیری حاکمیت باید دموکراتیک باشد با روش دموکراتیک می شود حاکمیت را یکدست کرد و به مردم فرصت داد و قانون را اصلاح کرد و اگر رفراندوم  لازم است انجام دهیم نباید از آن ترسید. رفراندوم روشی است که مرحوم امام تایید کرده است و در قانون اساسی هم وجود دارد ایشان هم می گفت اگر 40 سال پیش عده ای گفتند می خواهیم حالا می گویند نمی خواهیم. امام هم این را قبول دارد. می توانیم برخی روش ها را به رفراندوم بگذاریم.

به نظر شما چه جریان هایی با رفراندوم مخالف هستند؟

آنهایی با این مخالفند که انحصار دارند. قدرت انحصار را باید جدی گرفت.

گفته می شود اگر اصلاح طلبان در این انتخابات هم جدی وارد نشوند برای همیشه از صحنه قدرت کنار می روند؟

فکر حذف نمی شود اگر شرکت نکنیم تفکر اصلاحی مان نمی میرد بلکه آلترناتیو می شود چرا این طور نگاه نکنیم. شما فکر می کنید همه کنش ها به مفهوم شرکت در انتخابات است. گاهی عدم شرکت یک کنش است و اتفاقا این کنش پایگاه اجتماعی می آورد. شما برای آلترناتیو شدن پایگاه اجتماعی می خواهید و فکر و  تقویت آن را هم می خواهیم. من می گویم همه جوانب را بررسی کنیم و بعد تصمیم بگیریم. اگر وارد شویم فکرمان و پایگاهمان تقویت نمی شود و حتی تضعیف خواهد شد و قدرت هم در واقع نداریم و معلوم است که در انتها به کجا می رسیم در حالی که برعکس باشد فکرمان تقویت می شود و پایگاه همان هم تقویت می شود و آلترناتیو قوی خواهیم شد.

باید بررسی کنیم رهاورد ما از شرکت در انتخابات و حتی رییس جمهور شدن چه خواهد بود. می گویند باید تغییر دهیم در حالی که اگر رییس جمهور هم شویم نمی توانیم تغیر دهیم. آیا از فیلتر شورای نگهبان امثال محمدرضا خاتمی خارج می شود؟ نه . کسانی خارج می شوند که دو سویه هستند و نماد اصلاح طلبی نیستند و تنها نام اصلاح طلبی دارند حتی اگر رییس جمهور شوند مثل روحانی می شوند.

در مورد حضور نظامی ها در قدرت از سوی برخی چهره های متمایل به نظامیان یا حتی برخی اصلاح طلبان منتقد جریان مشارکت عنوان می شود که چرا نظامی ها برای ورود به انتخابات ممنوع باشند اما امنیتی ها نه. و بیشتر نقدشان هم به چهره های سابقا امنیتی جبهه مشارکت مثل سعید حجاریان و … است. 

این درست است کسانی که خود نظامی هستند یا امنیتی هستند نباید منشاء این توصیه شوند و یا خود در قد و قواره ریاست جمهوری نبینند. این که میگوییم نیروی نظامی و امنیتی ورود نکند به انتخابات . این مبتنی بر یک تفکر است

تفکرهای میلیتاریستی و امنیتی تفکرات یک سویه هستند و عموما این طور است چون در موقعیتی هستند که قدرت نظامی و امنیتی لازم است. اما همین که این قدرت ها دایره سیطره خود را به تمام ابعاد جامعه بگسترانند مشکلات آغاز می شود امروز رفتار میلیتاری یک نگرش است نوع نگاهش به تحلیل همه مسائل از میلیتاریستی است. امام که نظریه ارشادی اش این بود که نظامی ها وارد نشوند بر مبنای عقل و تجربه بود. این قاعده در مورد امنیتی ها هم هست. مثلا آقای حجاریان اگر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری هم شود باید در این باره نظر دهد. مگر این که معلوم شود اون نگرش را کنار گذاشته است. قالیباف سال هاست نظامی را کنار گذاشته است و دیگر نظامی نیست اما همچنان برخی نگرش ها را دارد.

به عنوان سوال آخر راهبرد پیشنهادی تان برای اصلاح طلبان در انتخابات آتی چیست؟

انتخابات آزاد مطالبه ما باید باشد به عنوان نیروهای اصلاح طلبی که در این قصه باید پیشرو باشند و ما در این انتخابات برنده نیستیم و نمی خواهم بگویم ناامید هستیم اما محاسبه باید کنیم ما اعلام کاندیدام در این انتخابات از ترس این که نگویند مخالف نظام هستیم حتی اگر به موفقیت ما منجر شود هم یک رییس جمهور دست چندم می آوریم و به شکل فضاحت باری می بازیم و یا هیمه انتخاباتی می شویم که از نظر تایید صلاحیت ها هدایت شده است.

برای این که فعال در انتخابات شرکت کنیم. انتخابات اول باید آزاد باشد و ما کاندیدایی می آوریم که در تراز اصلاح طلبی است و شورای نگهبان هم باید آن را تایید کند. نباید به عناوینی مانند براندازی رد کنند. اگر انتخابات آزاد بود ما بابید بیاییم ولو این که شکست بخوریم مثلا محمدرضا خاتمی کاندیدا باشد و شورای نگهبان آن را تایید کند و بعد رقابت کنیم. امکان دارد شکست بخوریم شکست خود را قبول خواهیم کرد.

ما در دولت آنها و در حاکمیت آنها هم در این صورت همکاری می کنیم اما اگر کاندیدای تراز اصلاحات دارای شرایط عمومی را رد کردند در انتخابات شرکت نخواهیم کرد. نمی گوییم هم تحریم می کنیم. ما معتقدیم به لحاظ نگاهی که مجموعه اصلاح طلبان دارند باید شرایط برابر رقابت کنیم. نمی شود مانند این که در یک مسابقه اسب دوانی یک طرف بهترین اسب مسابقه خود را بیاورد و یک طرف تنها اجازه بیابد که یک اسب پاشکسته و ضعیف را وارد رقابت کند. نمی شود کاندیدای اصلاح طلبان فردی باشد که حتی یک اقدام اصلاحی هم انجام نداده است.

/پیام نو

  واکنش مدیرعامل پرسپولیس به مصاحبه جنجالی برانکو

نظر سنجی

از سایت ما راضی هستید؟

View Results

Loading ... Loading ...
آگهی
آگهی