با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

صدا و سیما با این حجم از خشکی، جمود و تعصب، امکان هیچ پیشگیری و انعطافی حتی برای حفظ منفعت و آبروی خود ندارد

به گزارش اصلاحات نیوز؛ احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح طلب نوشت:

“صدا و سیما” می‌دانست که استاد محمدرضا شجریان هنرمندی بی‌بدیل است. و حتماً می‌دانست که او در بین اقشار و طبقات مختلف جامعه محبوبیت کم‌نظیری دارد. و به طور قطع، از بیماری لاعلاج استاد و احتمال وفاتِ او در هر لحظه نیز بی‌خبر نبود. و قاعدتاً می‌دانست که پس از رحلت او، هر چند به اکراه ناچار است خرده احترامی به مقام بلندِ او بگذارد و اندک تجلیلی به عمل آورد! و بی‌شک می‌دانست که پس از سال‌ها بایکوتِ نام و تصویر استاد، این خرده احترام و تجلیلِ پس از مرگ، نزد دوستداران استاد فقید، سخت سبک و زشت و زننده و فرصت‌طلبانه می‌آید و آنها را علیه صدا و سیما برمی‌انگیزد!

پس با این همه دانسته‌های بدیهی، چرا صدا و سیما دقیقاً همین مسیر را رفت؟ و چرا در زمان حیات استادِ فقید از دامنه بایکوتِ سفت و سخت‌اش علیه او قدری نکاست تا پوشش رسانه‌ای ناچیزِ خبرهای مربوط به وفات وی، این همه رسوا و زشت جلوه نکند؟

دستگاهی که تا بدین پایه به خشکی و جمود و تعصب دچار شده است که امکان هیچ پیشگیری و انعطافی حتی برای حفظ منفعت و آبروی خود ندارد، ادعایش در مورد خنثی‌سازی تبلیغات صدها شبکه حرفه‌ای و غیر‌حرفه‌ای خارج از کشور واقعاً که شاهکار است!

  نگاه اصلاح‌طلبانه باید بازتر و راه‌گشا‌تر از افق‌های قبلی باشد
ادامه ی خواندن
آگهی
1 پاسخ

1 Comment

  1. رستم مجس

    19 مهر 1399 در 07:28

    رستم مجس
    Your comment is awaiting moderation
    برای او که با مهر آمد و با مهر رفت! در اولین روز پائیز ، با مهر بدنیا آمد، زمستان بسیاری در محنت و رنج ،در نبرد با بی سلیقه گی و بی ذوق یک مستبد نکبت از نفس نیفتاد و با فریاد و ذوق و شوق به رستاخیز ملی پیوست و طلایه دار و پیشگام ، به پیشواز بهار آزادی… وه چه بهاری !!! که لاله های سرخش، نشکفته ، یکی پس از دیگری ، محروم از نوای بلبلان ، به استشمام بوی کباب قناری های خانگی! ای جلاد خون آشام ، ننگت باد!… چهل و اندی سال بعد آن بهار زیست و از بیداد ، نالید ، فریاد برکشید و در چله تموز ، از زمستان سرد و یخ زده ، به فغان… به کویر زده ، از شب گفت و از سپیده سحر ، با نغمه مرغ سحرش نوید صبح آزادی… کور دلان عبوس شب پرست! کجایید ؟ غبار لجن و دلمه خون جوانان وطن را از چشمان وقیح و منظر کریه تان شوئیده، رهبر مفعول و معلول العقل تان را به زیارت!!! جرثومه لئامت را ببین که چگونه در “عرعربعبع ین” به حجره ای خالی از خلایق، تک و تنها ، به ضجه و چسناله مداحی از قبیله خود ، در خفا به حسرت و حسادت ، گریان به حال خویش … بدا به حال تو دژخیم! بمیر از حسادت !!! استاد ، ای طبیب بزرگوار ! غمت مباد! آسوده در خاک فردوس عظیم قرار بگیر! اشک زلال چشمانمان که بر گونه هایمان هویداست، نه از روی فقدان و شنیدن صدای اسمانی و دم مسیحائی توست، که اشک شوقی است از برای دیدن حقارت دشمنان قسم خورده این خاک پاکت… تو را چه باک ! تا هستم و هست ، هستیم و خواهیم بود … تا که بر کنیم ریشه استبداد را … زیرا که بسیارانیم!!! این قول به روح تو ، آن قرار ،قبول من، وین قسم به جان من… روحت شاد، طبیب دلهای ما… تو در مهر ماه رفتی ، ولی از مهر و یاد ما نرفتی… مهرت برای همیشه در دلم باقی…

    پاسخ

نظر خود را به اشتراک بگزارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

از سایت ما راضی هستید؟

View Results

Loading ... Loading ...
آگهی
آگهی