با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

کرونا و آمارهای دولت‌های غربی

به گزارش اقتصاد نگار؛ علی نصری تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل نوشت:

در چند روز گذشته، آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، اعلام کرده که ۷۰٪ جمعیت آلمان به ویروس کرونا مبتلا خواهند شد. بوریس جانسون، نخست‌وزیر انگلیس، نیز گفته که مردم باید این واقعیت را بپذیرند که عزیزان‌شان را از دست خواهند داد.

همچنین مقامات انگلستان گفته‌اند که چنانچه در ماه‌های آینده میلیون‌ها نفر در این کشور مبتلا به ویروس کرونا بشوند تا زمستان آینده مصونیت عمومی نسبت به این ویروس ایجاد خواهد شد. و مقامات کانادا و برخی دیگر از کشورهای غربی نیز در مورد ابعاد شیوع این ویروس اظهارات مشابهی داشته‌اند.

چنین اظهارات نگران‌کننده و اعداد و ارقام نجومی‌ در حالی از سوی دولت‌های غربی مطرح میشود که سازمان بهداشت جهانی، در بیانیه اعلام «پاندمیک» بودن کرونا، مشخصاً تاکید کرده که اگر «اراده سیاسی» وجود داشته باشد، ویروس کرونا تنها پاندمی «قابل کنترل» در تاریخ است.

همچنین بسیاری از متخصصین اپیدمیولولژی آلمان، پیشبینی مرکل مبنا بر ابتلای ۵۸ میلیون شهروند آلمانی را بی‌اساس خواندند و محاسبه کرده‌اند که با تمهیدات لازم در «بدترین حالت» ۴۰ هزار نفر در آلمان مبتلا خواهند شد.

آمارهای امروز چین و تجربه موفقیت‌آمیز سنگاپور – و چند کشور دیگر – در مهار شیوع این ویروس نیز اعداد و ارقام نجومی و پیش‌بینی‌های آخرالزمانی دولت‌های غربی را زیر سوال میبرد‌.

پس سوال این است که به چه دلیل مقامات کشورهای غربی، چنین آمارهای نجومی و اظهارات رعب‌آوری را مطرح و رسانه‌ای میکنند؟

برخی معتقدند که‌ دلیلش «شفافیت» و «صداقت» دولت‌های غربی با شهروندان خودشان است؛ یعنی دولت‌های غربی بدون پنهان‌کاری و مدیریت افکار عمومی و «امید کاذب» دادن، واقعیت‌ها را همانطور که هستند به مردم‌شان میگویند، چرا که دانستن را «حق» شهروندان میدانند.

البته چنین پاسخی نه تنها قانع‌کننده نیست که بسی ساده‌لوحانه است. مضاف بر اینکه اگر بنا بر «شفافیت» و «صداقت» کامل بود،‌ می‌بایست علت تناقض این آمارها با تجربه چین و‌ بیانیه سازمان بهداشت جهانی و نظر مخالف دانشمندان خودشان، را نیز توضیح می‌دادند.

برخی دیگر، پاسخ میدهند که دلیل بیان این اظهارات نگران‌کننده و آمارهای نجومی، ایجاد نوعی «ترس مفید» در سطح جامعه است که باعث احتیاط بیش از پیش شهروندان و رعایت کامل نکات ایمنی توسط آنها خواهد شد.

این پاسخ نیز قانع‌کننده نیست، چرا که این اعداد و ارقام نجومی بیش از اینکه باعث احتیاط بشود، جامعه را به سمت هرج و مرج یا تسلیم و‌ انفعال کامل در برابر پادمی کرونا سوق میدهد. اگر قرار باشد ۷۰٪ جامعه مبتلا بشوند، دیگر پیشگیری و مقاومت چه معنی دارد؟

پس شاید باید پاسخ را در همان عدم وجود «اراده سیاسی» در کشورهای غربی برای مبارزه جدی با کرونا جستوجو کرد. عدم اراده‌ای که نگرانی و دغدغه اصلی سازمان بهداشت جهانی نیز هست؛ تا حدی که در بیانیه خود پیروزی در برابر این پاندمی را «مشروط‌» به وجود چنین اراده‌ای خوانده.

اما چرا اراده سیاسی در دولت‌های غربی وجود ندارد؟ شاید به این دلیل که بر اساس منطق سرمایه‌داری هزینه مبارزه با کرونا به مراتب بیشتر از هزینه «همه‌گیر» شدن آن در سطح جامعه است. و‌ خطر جانی آن بیشتر متوجه قشر بازنشسته و بیمار میشود.

اگر به قول مقامات انگلیسی، اکثر شهروندان این کشور در ماه‌های آینده مبتلا به کرونا بشوند و تا زمستان آینده نسبت به این بیماری مصونیت عمومی ایجاد شود، و تا آن‌ زمان ۸۰٪ آنها با عوارض کم بهبود یابند، ۱۵٪ روانه بیمارستان شوند و مردم بپذیرند که عزیزانی را از دست خواهند داد.

هزینه این روند به مراتب کم‌تر از بسیج تمام ظرفیت‌های کشور، تداوم تعطیلی ادارات، قطع پروازهای بین‌المللی، تعطیلی صنعت گردشگری، قرنطینه شهرها، غربال‌گری سیستماتیک بیماران، و سیر نزولی بازار سهام، در حین مبارزه با کرونا است.

و چه بسا در منطق سرمایه‌داری، حتی فوت تعدادی از شهروندان بازنشسته و بیمار، که «سربار» دولت و شرکت‌های بیمه محسوب می‌شوند، امر چندان نامطلوبی هم نباشد.

شاید با همین منطق است که بانک «فدرال رزرو» آمریکا قرار است ۱.۵ تریلیون دلار در بازار سهام این کشور تزریق کند تا از سیر نزولی آن جلوگیری کند، اما برای جلوگیری از کرونا دولت آمریکا حتی برای تشویق در خانه‌ ماندن مردم حاضر به تصویب قانون «استراحت استعلاجی» در این بحران نشده است.

بعید نیست که در آینده نزدیک، دولت‌های غربی، پس از یک سری اقدامات چکشی و نمایشی، دست تسلیم در برابر این پاندمی بلند کنند و جامعه را به پذیرفتن ویروس کرونا به عنوان یک «واقعیت جدید» ترغیب نمایند. و چه بسا آمارهای ناامیدکننده امروز پیش‌زمینه‌ای برای توجیه تسلیم فرداست.

اما ما باید حواسمان باشد که مغلوب این فضاسازی دولت‌های غربی نشویم و آمارهای ناامیدکننده و منفعل‌کننده آنها را بی‌چون و چرا به عنوان «واقعیت» نپذیریم.

اما ما میتوانیم «جان» نسان – و نه بازار سهام – را محور مبارزه‌مان با کرونا قرار بدهیم و با بکارگیری تمام ظزفیت‌هایمان، مانند چین و سنگاپور، روند شیوع بیماری را متوقف سازیم. شرطش وجود «اراده سیاسی» و «عزم ملی» است.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نظر خود را به اشتراک بگزارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آگهی