با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

اصرار نکنید

به گزارش اصلاحات نیوز؛ «عباس عبدی»، تحلیلگر سیاسی اصلاح‌طلب در یادداشتی تلگرامی نوشت:

جناح تندروی اصول‌گرا در میان یک دو راهی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است. یا باید به یک توافق و تفاهم تاریخی تن دهد، یا آنکه اسب زین‌کرده انحصار را چهار نعل به پیش براند و از آن فرود نیاید تا هنگامی که به اجبار از اسب به زیر آورده شود. تردیدی نیست که شکاف میان مبانی قدرت نزد مردم به حدی رسیده است که همزیستی سیاسی میان آنان را مشکل کرده است. یک جناح مبنای قدرت را مردم و بدون قید و شرط می‌داند و جناح دیگر این مبنا را در آسمان خود می‌جوید و برای خواست شهروندان اصالتی قایل نیست. مگر در جهت حمایت از آن مبنای آسمانی!

این شکاف به عللی تا این حد لخت و آشکار مثل امروز برجسته نشده بود. ولی اکنون به مرحله غیر قابل تحملی رسیده است. بخش مهمی از ریشه تنش موجود سیاسی در جامعه وجود همین تعارض در دو نگاه نسبت به مبنای نظام است؛ و امکان اینکه کشور را با این حد از تنش درونی در بلند مدت اداره کرد وجود ندارد.

کسی که از بیرون به میدان سیاست در ایران نگاه می‌کند، احساس می‌کند که یک عدم‌عقلانیت محض در آن رایج است. کشوری که تحت شدیدترین تحریم‌ها و قطع درآمدهای خود است و طی مدت کوتاهی نیز با حوادث بزرگی چون اعتراضات پس از افزایش قیمت بنزین، ترور مهم‌ترین فرمانده نظامی، درگیری با آمریکا و نیز سقوط هواپیما و اعتراضات پس از آن مواجه است و در عین حال در داخل این میدان، وحدت سیاسی به یک خیال و آرزوی دست‌نیافتنی تبدیل شده و در سطوح بالای سیاست با تندترین کلمات یکدیگر را می‌نوازند و با ابزار کردن قانون در پی حذف دیگران هستند.

از همه جالب‌تر این است که اگر کسی هم پیشنهاد استعفا برای یک دست شدن امور را بدهد، تا بلکه این تنش‌ها کم شود فوری واکنش نشان می‌دهند که این ایده علیه امنیت کشور است و نباید کسی استعفا دهد. اتفاقاً برخی از افراد نیز می‌ترسند استعفا دهند چرا که ممکن است چنین تعبیری از استعفا شود!! و با انان برخورد شود. گویی که سرنوشت سیاست در این کشور را با تنش درون ساخت قدرت آمیخته‌اند!

مشکل چنین ساختاری از هنگامی آغاز می‌شود که پایه‌های مشروعیت مورد نظر دو جناح آن نه فقط در نظر بلکه در عمل نیز بر یکدیگر انطباق پیدا نکنند. از روزی که کلمه مردم‌سالاری دینی را عملاً کنار گذاشتند معلوم شد که امیدشان از ترکیب کارآمد این اصطلاح از میان رفته است. زیرا مردم‌سالاری تعریف و تعبیر روشنی دارد. نمی‌توان آن را مقید کرد. می‌توان آن را با صفت دینی توصیف کرد ولی مقید کردنش به همین جایی می‌رسد که هستیم. یعنی برای انتخابات چنان رفتار می‌کنند که اولاً نمایندگان بیش از ۷۰ درصد مردم دور حضور در انتخابات و ثبت‌نام را خط بکشند و نیمی از آن ۳۰ درصد باقیمانده نیز در مرحله تعیین صلاحیت حذف شوند. مردم‌سالاری را نمی‌توان با حدود ۱۵ درصد مردم محقق کرد. ولی چاره چیست؟

آیا در این مرحله تأیید صلاحیت‌ها مشکل را حل می‌کند؟ پاسخ کوتاه بنده خیر است. این کار اگر هم تمام و کمال انجام شود باز هم استخوان لای زخم گذاشتن است. حداکثر اینکه در بهترین حالت وضعیت کنونی بازتولید می‌شود و هیچ خیری از آن نصیب جامعه و مردم نمی‌شود. تأیید تاکتیکی صلاحیت‌ها و بر اثر فشارهای این و آن یا ترس از مشکلات جاری هیچ مسأله‌ای را حل نمی‌کند. اصلاح‌طلبان نباید بر چنین درخواستی اصرار کنند. این سیاست نابخردانه را کنار بگذارند که چند نفر تأیید شوند تا در انتخابات شرکت کنند. مسأله مطلقاً تأیید صلاحیت چند نفر یا حتی همه نامزدهای موجود نیست. مساله حتی شرکت یا عدم شرکت در انتخابات هم نیست. می‌توان هیچ نامزدی نداشت و به علت دیگری از شرکت در انتخابات دفاع کرد یا نکرد.

مسأله اصلی این است که جناح حاکم اگر حق حاکمیت را برای مردم می‌پذیرد چنین خواستی باید در همه ابعاد حکومت بازتاب پیدا کند. در رسانه، در حضور در ارکان حکومت و در همه امور باید دیده شود. مهم‌تر از همه در عرصه سیاست رسمی باید حضور همگان به رسمیت شناخته شود. نه اینکه چند نفر را تأیید صلاحیت کنند ولی همچنان سیاست‌های گذشته تداوم پیدا نماید. بنابراین باید تصمیم گرفت. دو راهی سرنوشت، آشکار و اجتناب‌ناپذیر شده است.

مسأله اصلاح‌طلبان نباید منحصر به تأیید صلاحیت‌ها باشد. این هدف باید یک جزء از تغییرات دیگر باشد. حتی مسأله اصلی شرکت کردن یا عدم شرکت در انتخابات هم نیست. هر گونه حضور بر مبنای تأیید صلاحیت این و آن حتی خیانت به حکومت نیز هست. زیرا جناح حاکم را دچار خطای تحلیلی می‌کند. این مسخره‌بازی دم انتخابات را که تا لحظه اخر دنبال گدایی تایید صلاحیت این و آن باشند را کنار بگذارید. آنان باید دنبال جلب نظر دیگران برای مشارکت باشند اگر متوجه این نکته نیستند به خودشان مربوط است‌.

اصلاح‌طلبان باید یک واقعیت را متوجه شوند. اینکه شکاف مذکور در بالا به نقطه غیر قابل پوشاندن رسیده است. نامزدهای فعلی آنان حتی اگر همگی نیز تأیید صلاحیت شوند، قادر به نمایندگی واقعی مردم نیستند. حداقل ۵۰ درصد مردم فراتر از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب هستند و امروز برخلاف گذشته حاضر نیستند به صورت تاکتیکی از اصلاح‌طلبان حمایت کنند. آن دوره که حمایت می‌کردند گذشت. اگر ۵۰ درصد دیگر را به نسبت ۳۰ و ۲۰ میان اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تقسیم کنیم،(این درصدها خیلی خوشبینانه است) با اطمینان باید گفت که اکثریت قاطع اصلاح‌طلبان نیز نامزدهای موجود را مطلوب خود نمی‌دانند که بخواهند از آنان حمایت کنند. حتی بخشی از نامزدهای موجود اصول‌گرا نیز فاقد نمایندگی مناسب برای مجموعه اصولگرایان هستند.

بنابراین هرگونه اصراری بر تأیید صلاحیت‌ها بدون آنکه مسأله در سطوح عمیق‌تر حل شود، آب در هاون کوبیدن و اتلاف وقت است و حتی به زیان جناح حاکم است. جناحی که به نظرم بهتر است فکر کند، اگر می‌خواهد با همین دست‌فرمان ادامه دهد، صادقانه عمل کند و بدون خجالت همین تک و توک افراد باقیمانده را هم حذف کند و از استعفای مقامات اجرایی هم استقبال و زودتر ماجرا را یک‌کاسه کند.

در غیر این صورت باید به صورت ریشه‌ای در سیاست خود تجدید نظر کند و نه فقط همه را تأیید صلاحیت کنند، بلکه در تمامی حوزه‌های دیگر نیز تجدید نظرهایی هماهنگ با این ایده را پیش گیرند. پیش از هر کجا از رسانه آغاز کنند. مقایسه رسانه رسمی ایران با یک رسانه کارآمد؛ مثل مقایسه حمل و نقل گاری با حمل و نقل هوایی است. هیچ اغراقی در این مقایسه نیست. شاید هم کمی محافظه‌کارانه باشد. باید همه مردم ایران با هر گرایشی در رسانه حاضر شوند.

باید در نگاه به سبک زندگی مردم تجدید نظر کرد. از طریق حکومت نمی‌توان مردم را به ارزش‌های مورد نظر معتقد کرد. حکومت اگر برآمده از مردم باشد، هادی آنها نیست، خدمت‌گزار و پیمانکار مردم است. اگر کسانی داعیه هدایت مردم را دارند از طریق دیگر باید انجام دهند.

در تطبیق مقررات و قوانین باید خواست عمومی ملاک عمل باشد، تا قوانین مورد احترام جامعه و از سوی مردم اجرا شوند. در این صورت بسیاری از قواعد و مقررات باید تعدیل شوند.

در سیاست خارجی نیز باید امکان حضور بیشتر افکار عمومی و مردم فراهم شود. به طور کلی حکومت برای مردم خواهد شد و نه برعکس. البته اینها صفر و یک نیست، کافی است نشانه‌هایی از آن دیده شود تا مردم امیدوار گردند.

انتهای پیام

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نظر خود را به اشتراک بگزارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آگهی