با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

نگاه اصلاح‌طلبانه باید بازتر و راه‌گشا‌تر از افق‌های قبلی باشد

به گزارش اصلاحات نیوز؛ عبدالله مومنی فعال سیاسی نوشت:

اگر به دنبال آتیه داری جریان اصلاح طلبی هستیم باید امکان جمع شدگی جامعه را فراهم کنیم و آن به موضوع اندیشیدنمان بدل گردد زیرا در جمع شدن و تشکیل جمعیت است که مردم و جامعه سازمان یافته تحقق می یابد و سپس می تواند به گفتگو برای حل مسائلشان فکر کنند. می دانیم که همیشه ی تاریخ یکی از موضوعات جمع شدن برابری خواهی و عدالت اجتماعی است و برای تحقق عدالت مثلا باید تشکیل سندیکاهای و اصناف را مدنظر قرار داد. اما نگاه اصلاح طلبان به عدالت ؛فرصت طلبانه است بدین معنی که  اصلاح طلبان برنامه ای برای کاهش شکاف طبقاتی، میلیونها نفر حاشیه نشین شهری، چند صدها هزار بی شناسنامه -که حتی از امکان به رسمیت شناخته شدن محروم اند- ندارند از همین رو است که از امر اجتماعی به طور واقعی غافل اند و آن را به برپایی چند سمن نمایشی تقلیل می دهند.

بنابراین نگاه اصلاح طلبانه باید فراخ تر ازافقهای پیشین شود برای حقوق همه طیف های جامعه فارغ از تعلقات مذهبی و نژادی و جنسیتی و عقیدتی و طبقاتی بتواند حقوق شهروندی تعریف نماید و امکان اثر گذاری در امور معطوف به مشارکت سیاسی برای اشان معنی دار نماید. جهت تدوین ساز و کارهای قانونی برای حمایت از قشرهای محذوف و مورد تبعیض جامعه تلاش کنند. ایده ی اصلاح بر اندیشه ی تحول و پاسخگویی تکیه داشته باشد که در نتیجه به شهروند مسئول بها دهد. باور مندی به ایده مدارا و رواداری سیاسی هم تکثر و پلورالیزم سیاسی را ترویج می کند و هم منجر به نهادی شدن مدارا و خشونت پرهیزی سیاسی می گردد در عین حال پذیرش اینکه حقیقت در انحصار هیچ کس قرار ندارد منجر به و توافق و‌تفاهم بر سر ایده های سیاسی در جهت ایجاد اجماع میان طیف های مختلف بر سر پروژه گذار دموکراتیک و اصلاح طلبی دموکراتیک می گردد.

کارل اشمیت در توصیف مفهوم امر سیاسی می گوید : «اگر مردمی،دیگر انرژی و اراده ی لازم برای حفاظت از خود را در سپهر سیاست نداشته باشند،سیاست politic از صحنه ی روزگار محو نمی شود.تنها مردم ضعیف محو می شوند» به تبع امر اجتماعی، امر سیاسی در محاق رفته و به تعبیری محو می شود. پیامدهای این آسیب به طور قابل توجهی منجر به پژمرده شدن و سرخوردگی سیاسی در وضعیت حاضر شده است. نیروی پیشران پشت این بحث در این مدعای آن است.

زمانه ی کنونی به واسطه عملکرد ناکارآمد دولت و غلتیدن اصلاح طلبان در مناسبات فرصت طلبانه  شهروندان را به نیروهایی بدل ساخته که از مشارکت سیاسی و اجتماعی دوری می گزینند به گونه ایی که دوره فعلی را خنثی گری و غیر سیاسی سازی طبقه متوسط بدل ساخته اند. نتیجه محوری همه ی  موانع و شرایطی که منجر به تضعیف اصلاحات گردیده این است  که شهروندان و مردم طبقه متوسط را  به  مرحله ی کنونی که  ساحتی خنثی  است کشانده است. برای عبور از این سیاست زدایی باید به امر اجتماعی بازگشت، به همان چیزهایی که  ما را دوباره مردم و جامعه می کند از جمع صنفی تا فرهنگی و سیاسی.

با این وجود نمی توان انتظار داشت که احزاب و یا ساختارهایی که بر اساس اصول مردم سالارانه شکل نگرفته اند توانایی گسترش شعاع عمل احزاب سیاسی و جریانات دیگر را داشته باشند ؟

● مسلما این ساختارها و سازمانهای موجود اصلاحات ولو با شعارها مترقی نمی توانند نه تنها تمامی جامعه و هواداران خود را در برگیرند و بر اعضایش شمولیت یا همگانیت داشته باشند  بلکه برای موثرین و نخبگانی که هوادارهای موثر بر پیشبرد گفتمانی که حامل آن هستند  نیز نمی توانند شمولیت داشته باشند و به صورت محفلی و بدور از اصل نمایندگی شکل  گرفته و‌استمرار می یابند پس بنابراین  جامعه هدف خود را نیز  در اطلاعات و منابع سهیم گردانند. برای تاثیر گذاری و اثربخشی کنش هایی که حاصل سیاستگذاری های نهادهای است که بدون طی طریق قواعد دموکراتیک شکل گرفته اند  و اینکه چه میزان موجد پیشرفت به سوی دموکراسی گشته اند سازوکارهایی که می تواند مورد سنجش و مداقه قرار گیرد را باید مدنظر قرار داد ؛اینکه این سازمان ها و تشکل ها  باید به گونه ای طراحی گردند که به مثابه تشکیلاتی باشند که هر افراد و اشخاص ملی که نمایندگی جریان اصیلی را داشته باشند و یا احزاب بتواند در آنها عضو شوند و هر شخص و حزبی در قبال رفتار و عملکردش مسئول و پاسخگو باشد .

اساس این ساختارها می بایست  بر اصول اساسی نظیر امکان مشارکت موثرین و نمایندگان جریانات و قشرها را تضمین نماید و ساختارهای تصمیم سازی چرخشی و ادواری باشد و چرخش و گردش نخبگان و نوبتی بودن مسئولیت نیز حائز اهمیت است و همچنین مبتنی بر شفافیت و گفت و گوی داخلی باشد. آنگاه است که برپایی جماعت ها و باهمستان ها را حول مطالبات می توان بازسازی نمود و سرمایه اجتماعی به گردش در می آید و وضعیت دینامیک در کشمکشها راه خود را باز می باید و اما بی مقدمه و بدون تن دادن به الزامات بازسازی نباید منتظر نتیجه ای جز بی آتیه گی تاریخی بود.

آگهی