با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

تاملی در موانع اصلاحات و نظرکردی در راهکارها

به گزارش اصلاحات نیوز؛ عبدالله مومنی فعال سیاسی نوشت:

بازتعریف اصلاحات نیازمند بازسازی گفتمانی وساختارسامان یابی شفاف همراه با عاملینی خوشنام است

دشواری پیش روی اصلاحات هم موانع داخلی و درون گفتمانی است و هم عوامل بیرونی که عملا تحقق اصلاحات را به امری در انسداد مبدل ساخته اند؛طبیعتا تا زمانی که در خصوص راهکارهای رفع موانع در هر دو سو ماجرا که از یکسو این سیاست اصلاحی باید اثباتی باشد و در برگیرنده خواست عمومی مردم بواسطه تدابیر و نقشه راه مشخص و شفاف باشد – زیرا که بی برنامه گی و روشن نبودن پروژه اصلاح طلبانه در هر مرحله از اصلاح طلبی خود از عوامل بنیادین به بن بست رسیدن اصلاحات است ،از سوی دیگراینکه سیاست ورزی بر سیاق سابق به بن بست رسیده و حقیقتا موجب بی اعتباری بیش ازپیش و فروریزش سرمایه اجتماعی اصلاحات شده است- و بازسازی اصلاحات که هم بازسازی گفتمانی اصلاحات را در خود داشته باشد و هم ساختارسامان یابی شفاف ومسول را برای پیگیری گفتارهای اصلاحی همراه داشته باشد ضروری می نماید؛ فی الواقع برنامه وبازسازی اصلاحات باید علاوه برپاسخگویی و شفافیت با معرفی و امکان اثر گذاری عاملین خوشنام از نیروهای شناخته شده جریان اصلاحات برای سیاستگذاری این راهبردها نیزهمراه باشد که این امر بتواند توسط مردم و شهروندان مورد استقبال قرار بگیرد تا مردم به نواصلاح گرایی باورمند گردند.
متقاعد نمودن نهادهای قدرت،مکانیزم امکانپذیری اصلاحات
ازسویی دیگر پذیرش این موضوع که ضرورت تایید وپذیرش واجرای اصلاحات می بایست توسط کل یا دست کم بخش عمده و موثر از ساختار قدرت سیاسی احساس شود و نباید مخالفت آنها را در پی داشته باشد; نیز در جهت رفع موانع بیرونی اصلاحات اقدامی ضروری و بسیار حیاتی است این امر در تجربیات اخیر جهانی بیشتر در صورت احساس فشار مطالبات از سوی قدرت مستقر منجر به همراهی شده است.آیامی توان امیدوار بود که عقلای حاکمیت ضرورت همراهی با مطالبات مردمی را حس نموده و به صورت پیش دستانه ودر راستای ضرورت تن دادن به خود اصلاحی در نظام سیاسی بصورت پیش آگاه دست به اقدام اصلاحی بزند.
طبیعتا همراه شدن و یا دست کم عدم مخالفت نهادهای موثر در قدرت با ایده اصلاحات می تواند پس از پذیرش و یا قبول فرایند اصلاحی برای پاسخگو نمودن ساختار سیاسی باشد و این به اراده سیاسی رأس قدرت نیاز دارد؛در چنین شرایط است که هنگامی که ضرورت اصلاحات در ساختار قدرت پذیرفته گردد و برای اجرایی شدن به نهادهای مسول واگذاری شود و مخالفت و ممانعت از تحقق اصلاحات توسط سایرارکان موثر قدرت کنار گذاشته می شود که در چنین شرایطی طبیعتا پس از مجاب شدن نهادهای قدرت، امکان تحقق اصلاحات بیش از پیش می شود.

اصلاحات کامیاب
کم هزینه ترین سناریو برای آینده ایران همراهی نخبگان میانه رو در پیش برنده گی اصلاحات

تجربه اصلاحات کامیاب و موفق در همه جای دنیا نیز بر همین منوال بوده که پس از همراه ساختن نخبگان میانه رو و یا هسته اصلی تصمیم گیر در ساختار قدرت توانسته در پیش برنده گی اصلاحات اقدام و گامی رو به جلو بردارند. این امر گرچه خوشبینانه است و نشانه ها برای تحقق آن وجود ندارد ولی حقیقتا کم هزینه ترین سناریو برای آینده ایران است.
با این وجود درایران ما ،تجربه ۲۵ سال گذشته نیزحکایت ازناکامی پروسه اصلاحات را دارد وعلاوه بر ضعف ها و خطاهای داخلی و ناکارآمدی هایی که بواسط قدرت گیری عوامل ونیروهای ناشایست وضعیف بنام اصلاحات صورت داده شده است اما این تنها عامل نیست بلکه ازدیگرسوبرخی از فاعلین استراتژی اصلاح طلبی نه تنها توفیقی درکاستن ازمخالفت جریانات مخالف ومنتقد اصلاحات درنهادهای مسول قدرت نداشته اند بلکه با یکسری اقدامات برمخالفت ها نیز افزوده اند؛با این وجود رویکرد عمده نهادهای موثر برقدرت درجهت جلوگیری ازاصلاحات بوده و با ادامه چنین روندی امکان تحقق اصلاحات درساختار سیاسی امری غیر ممکن وبه غایت دور از واقع شده است.

وضعیت کنونی اصلاح طلبان

فرا نرفتن اصلاح طلبی ازسطح خاطره ۲خرداد۷۶

در شرایطی که مجموعه ای که امروزه به نام اصلاح طلبان شناخته می شوند، نه تنها هیچ جزئی از قدرت سیاسی و حاکمیت رو دراختیار ندارند بلکه عملاامکان تصاحب هیچ جزئی ازقدرت سیاسی رو نیز ندارند. فلذا اینکه انتظار داشته باشیم که این چنین مجموعه ای با آن هدف گذاری اولیه اصلاح قدرت از درون فاقد قدرت لازم در کشور باشند اما بتوانند اصلاحاتی درکشورپیاده کنند، عملا امری ناشدنی و محال است و در این شرایط اصلاحات را به بیش از یک خاطره از دوم خرداد ۷۶، دراذهان نمی توانند فراتر ببرند. اصلاح طلبی در شرایطی که نتواند قدرت موثری درساختارقدرت داشته باشد حضورش بیشتر مناسک گونه ونمادین خواهد بود که صورتی ازوجود نحله های رنگارنگ در ساختار که صرفا به گرمی تنورهای سیاسی وانتخاباتی می انجامد وتغییر ماهیتی را در پی نخواهد داشت را به نمایش خواهدگذاشت.


فلذا شرایطی که موجودیت اصلاحات منجربه ایجاد الزاماتی درجهت اعمال تغییراتی پایداردرساختار سیاسی گردد را می توان اصلاح طلبی واجد معنا داری ،قدرتمندی واثربخشی وکارآمدی ارزیابی نمود.
حضوراصلاح طلبان موتلف جریان اعتدال مانع ظهورعاملین جدید نواصلاح طلبی
آینده اصلاحات برای آنکه بتواند در فضای سیاست کشورحضوری اثرگذار داشته باشد نیازمند ارائه گفتارسیاسی واجتماعی جدیداصلاح طلبانه،بازسازی ونوسازی سازمانی وکنشگران وعاملین جدیدی دارد که این عاملین جدید البته لزوما عاملینی نیستند که اصلاحات را در ساخت قدرت نوید دادند و می باید عاملینی متفاوت با اصلاح طلبان فعلا مستقر در قدرت را برای خود پیدا نماید.
متاسفانه حضور اصلاح طلبان موتلف جریان اعتدال در صحنه سیاسی نه تنها نتوانسته برای اصلاحات امیدی را تضمین نماید و یا راه پر فراز و نشیب اصلاحات را تا حدی طی کند بلکه عملا با حضور خود در صحنه سیاست هم مانع از تحقق اصلاحات شده وهم ظهور عاملین جدید اصلاحات را مانع گشته است.
برای آنکه بتوان اصلاحات را از بن بست وموانع پیش روی آن خارج ساخت ، خروج رسمی عاملین اصلاح طلبان ناکام ازصحنه سیاسی کشور ضروری است. در چنین شرایطی است که می توان انتظار داشت که همان ایده ها و باورهایی که در شعارهای دوم خرداد مطرح گردید این بار توسط عاملینی جدید و در یک قالب جدید و با متولیان شکل بگیرد. در چنین شرایطی می توان انتظار داشت اصلاحات سیاسی دوباره جوانه زده و امید به تحقق اصلاحات بصورت واقعی تر پدیدار گردد.
الزمات سیاسی درمواجهه با ناکارآمدی وبحرانهای پیش روضرورت خود اصلاحی درنظام سیاسی

در این راستا می توان به تجربه شکل گیری لزوم اصلاحات درطی دهه هفتاد اشاره نمود که در آن زمان آقایان هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی و دیگران نطفه اشان را با آزادیخواهی واصلاح طلبی نبسته بودند بلکه مواجهه این طیف که بعدها اصلاح طلب نامیده شدند با مطالبات مردم والزامات سیاسی- اجرایی اداره کشوراین افراد را به سمت باورهای اصلاح طلبانه سوق داده که برای تداوم نظام سیاسی و کارآمدی حاکمیت،پذیرش سطحی ازاصلاحات که تضمین کننده حق مردم برسرنوشت خویش است ضروری و گریز ناپذیرمی باشد .
الزمات سیاسی در مواجهه با ناکارآمدی و بحرانهای پیش رو و رسیدن بخشی از مدیران سیاسی به ضرورت خود اصلاحی نظام سیاسی باعث انشقاق در حاکمیت سیاسی شده است و این الزمات نیز می تواند برای رفع ناکارآمدی ها ولو برای دفعات دیگر هم اتفاق بیفتد.
در شرایط فعلی که جامعه صرفا حضوری غیرموثر و ناکارآمد از منتسبان جریان اعتدالی و اصلاح طلبی را ساختار قدرت تجربه نموده که این امر عملا مانع شقه شدن قدرت سیاسی در مواجهه با الزامات سیاسی اجرایی اداره کشور می شود و طبیعتا اگر این سبک و سطح حضور غیر موثر کناری گذاشته شود این فرآیند راحت تر می تواند توسط نیروهای تکنوکرات نوین در ساختار سیاسی پیش برده شود . زیرا نیروهای تنوکرات کلاسیک در ساختار قدرت مستحیل در روابط قدرت شده و از تغییر رویه ها و مناسبات در بافت قدرت عاجز ماندند.
فی المثل اگر فعالیت روتین معاون اول رییس جمهوری جناب آقای جهانگیری که خلاصه دراموری بسیار غیرموثر شده ،درغیاب آقای جهانگیری فرد دیگری میوه های شب عید روهماهنگ نماید اصلاح طلبی لطمه وخسارات جبران ناپذیرخواهد دید؟! یا اینکه جناب آقای روحانی پروژه ها راافتتاح نکند کسانی دیگری هستند که این امور را به انجام برسانند.
زمینه بین المللی
تداوم سیاست فشارحداکثری آمریکا،باعث فلج کامل دموکراسی خواهان درعرصه سیاسی
‎وضعیت امروز ایران از نظر بین المللی به گونه ای است که در شرایط فعلی نمی تواند زمینه مساعدی برای تقویت ایده اصلاح طلبی در کشور باشد و بعضا حتی شرایط تنش آمیزی که بواسطه سلطه طلبی آمریکا دنبال می شود نیز می تواند امکان اصلاحات رو تا حدی منتفی ودر شرایط فعلی کمرنگ نماید.
سیاست فشار حداکثری آمریکا، عملا باعث فلج کامل دموکراسی خواهان در عرصه سیاسی ایران خواهد شد و مرکز ثقل تصمیم گیریها رو به سمت مراکز نظامی امنیتی سوق خواهد داد و علاوه بر این نیز تداوم این وضعیت، برخورد حاکمیت رو با نیروهای سیاسی زاویه دار افزایش خواهد داد.
اگرکلیت قدرت سیاسی دراختیاراصلاح طلبان بودامکان برون رفت ازشرایط سخت فعلی رانداشت
در شرایط امروزه که ایران گرفتار و درگیر با مشکلات عدیده اقتصادی و خارجی است واقعا امکان فعالیت و تحرک برای نهادسازی نیز بسی از پیش مشکل تر شده و جامعه مدنی ضعیف تر از پیش شده است. حتی بنظر می آید در چنین زمینه بین المللی اگر جریان اصلاح طلبی نیز با مشکل سرمایه اجتماعی مواجه نبود امکان اینکه بشود اصلاحات ساختاری را در بخشهای مختلف اجرا کرد خیلی دور از امر واقع می باشد ؟ مساله این هست که در این شرایط سخت و دشواری که حاکمیت و مردم دارند اگر کلیت قدرت سیاسی را در اختیار جریان اصلاح طلبی بگذارند واقعا امکان برون رفت از شرایط سخت را خواهند داشت؟

در شرایط فعلی ، بدلیل موانع و مشکلات عدیده ای که پیش روی امر سیاستگذاری در کشور هست و شرایط سختی که در روند زندگی انضمامی مردم وجود دارد بنظر می آید که در بازه زمانی کوتاه مدت و یا میان مدت تصور اینکه کاری را بتوانیم پیش ببریم سخت و دور از واقعیات صعب و دشوار پیش روی کشور است.
اصلاحات مستلزم دوره های طولانی ثبات و تداوم و امنیت است
بدیهی است که اصلاحات مستلزم دوره های طولانی ثبات و تداوم و امنیت است ،در چنین شرایط بی ثباتی و موقتی بودن تصمیمات بنظر می آید هیچ کدام از جریانات سیاسی هم امکان از پیش بردن کاری در جهت بهبودی اوضاع را ندارند و با نگاهی بدبینانه می توان معترف شد که خیلی بتوانیم موثر باشیم کمک نماییم که وضعیت کنونی رو به وخامت بیشتر نگذارد و این هنر فعلی نیروهای موثر در ساختار قدرت و جامعه است.
حال در این موقعیت کنش اصلاح طلبانه چیست و این کنش باید به چه نیازی در کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت پاسخ دهد؟
آنچه مسلم و روشن است اینکه واقعیت های پیش رو میل به تحدید کنش اصلاح طلبانه دارد و چنانچه اشاره رفت بدون توجه به بازسازی جامعه و احیا امراجتماعی ودرنتیجه آن نوسازی سرمایه اجتماعی، امکان کنش ورزی اصلاح طلبانه در محاق خواهد بود. زین رو برای عبور از وضعیت استیصالی که روان جامعه و اصلاح طلبان را مچاله نموده است بایدبه فکر دمیدن هوای تازه، تزریق اندیشه نو، برساختن سازه ای نو و تعبیه محملی برای فاعلین جدید بود.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نظر خود را به اشتراک بگزارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آگهی