با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

یک روحانی: مجریان و مسئولین در عمل به قرآن معدل خوبی ندارند

اصلاحات نیوز؛ حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا حشمتی که در کارنامه شغلی خود مسئولیت معاونت قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مشاور وزیر در امور روحانیت را دارد، براساس تجربه کاری خود نسبت به وضعیت امروز موسسات پژوهشی و نهادهای مرتبط با آن انتقاد دارد و معتقد است که این نهادها و سازمان ها در بالا بردن سطح قرآن پژوهی در کشور چندان موفق نبودند. حشمتی اگرچه به مردم توصیه می کند که عمل و رفتار مسئولین و روحانیون را بهانه عمل های غیر قرآنی خود قرار ندهند، می گوید: امروز علما و طلاب بسیاری داریم که رفتار، گفتار و حرکت آنها قرآنی است، اما آنان در محدوده خانواده و محله خود هستند، مردم نباید عمل و رفتار برخی از مسئولین یا روحانیونی که تریبون در اختیار دارند را ملاک همه روحانیون و مسئولین قرار دهند.

به گزارش اصلاحات نیوز؛ حجت الاسلام و المسلمین حشمتی با تأکید بر اینکه شواهد نشان می دهد جامعه در عمل و گفتار از دستورات و فرامین قرآن بسیار فاصله دارد، در گفت وگو با شفقنا مهجوریت قرآن در سه لایه اندیشه، برنامه و سبک زندگی را مورد بررسی قرار داد که در ادامه می خوانید:

 

* قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره فرقان می‌فرماید: «وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»؛ در حقیقت در این آیه خداوند از قول رسولش خبر می‌دهد که آن‌حضرت در مقام شکایت از امتش چنین گفته، یا در قیامت چنین می‌گوید که پروردگارا! امت من قرآن را مهجور گردانیدند. آیا در حال حاضر مصداق این آیه محقق شده و قرآن در زندگانی  ما مسلمانان جاری است یا مهجور است؟  

 

مهجوریت قرآن در سه لایه اندیشه، برنامه و سبک زندگی وجود دارد

 

اگر بخواهیم بررسی کنیم که قرآن در زندگی ما چقدر جریان دارد، بایستی به اندیشه ها، رفتارها، برنامه ها و سبک زندگی خودمان برگردیم و ببینیم این اصول زندگی تا چه میزان با دستورات و فرامین قرآنی منطبق است. من از بحث اندیشه ای شروع می کنم، یکی از محورهای اصلی قرآن که در آیات فراوانی به آن اشاره شده، مبحث توحید و اعتقاد به قیامت است، وقتی جامعه را بررسی می کنیم بسیاری از افرادی که اهل تفکر هستند، به ندرت به موضوع توحید می پردازند یا حداقل در رفتارشان توحیدی عمل می کنند. بنابراین به نظر من اندیشه های ما مبین این است که ما چه مقدار به دستور و فرمان قرآن عمل می کنیم یا از آنها دور هستیم؛ شواهد نشان می دهد در گذشته از دستورات قرآن دور بودیم و اکنون هم جامعه ما از این دستورات بسیار فاصله دارد و خیلی از رفتارها و کارهای ما قرین شرک و شرک آلود است لذا شرک را می توانیم در رفتارهایمان مشاهده کنیم و در اندیشه هایمان خیلی توحید ناب و خداشناسی و معرفت خداوند را نمی بینیم.

 

سازمان ها، نهادها و همه ارگان ها تنها به ظاهر برنامه هایشان را با دستورات قرآن تطبیق می دهند

 

از موضوع اندیشه ای و نظری بدتر، رفتارهایی است که قرآن در آنها بسیار کمرنگ است، من این بخش را به دو قسمت تقسیم می کنم، نظام برنامه ریزی ما چه مقدار مبتنی بر قرآن کریم است؟ چه مقدار فرامین اهل بیت(ع) را مدنظر قرار می دهیم؟ سازمان ها، نهادها و همه ارگان ها به ظاهر برنامه هایشان را با آیات و دستورات قرآن تطبیق می دهند، اما بررسی که می کنیم، می بینیم که آنها هم بسیار با دستورات قرآن فاصله دارند؛ از بانک ها گرفته تا کارهای اجرایی در جامعه و رفتارهایمان با فرامین قرآنی فاصله دارد.

 

گاهی اوقات اگر کسی رفتار قرآنی داشته باشد همه تعجب می کنند و گویا غریب است!

 

بعد از مسئولین و مدیران و… نوبت مردم می رسد، به نظرم در کوچه و بازار و خیابان و تعاملات و معاملات و همچنین در نوع آداب و معاشرت تا ازدواج ها و مهمانی ها، قرآن بسیار کمرنگ است. گاهی اوقات اگر کسی رفتار قرآنی داشته باشد همه تعجب می کنند و گویا غریب است! به عنوان مثال موضوع بخشش در جامعه امروز ما که دچار التهاب و خشونت هست، دستورات قرآن در این مورد چیست؟ دستورات قرآنی در مورد عف و بخشش و گذشت این است که مومنین بین یکدیگر رُحَماءُ بَینَهُم باشند ولی با کفار أَشِدَّاءُ باشند. نمونه دیگر موضوع ربا که این همه در قرآن بر مذمت آن تأکید می شود، در جامعه رایج است. موضوع حق الناس و مراعات کردن آن در قرآن بسیار تأکید شده است. ظلم نکردن بسیار تأکید شده، مصادیق را که در رفتارها، تعاملات، گفت وگو و معاملاتی که مردم با هم دارند، بررسی می کنیم به این نتیجه می رسید که مردم بسیار از قرآن دور هستند.

 

 گسترش ظاهراگرایی در مورد قرآن عین مهجوریت است

 

بنابراین اگر بخواهم جمع بندی داشته باشم، به نظرم قرآن در سه لایه مسئولین و عملکرد مسئولان کشور، مردم و اندیشه ها بسیار کمرنگ است و معنای مهجوریت همین است. اگر بخواهیم مهجوریت را معنا کنیم یعنی اینکه ما فرامین قرآن را کنار گذاشتیم، مدام حرف خود را می زنیم و کار خودمان را می کنیم. به قرآن احترام می کنیم و این کتاب مقدس را می بوسیم و در منزل جدید معمولاً با قرآن وارد می شویم و عروس را با قرآن بدرقه می کنیم، در ماشین هم یک قرآن می گذاریم، ولی همه اینها مصادیق بسیار ظاهری است و نمی توان تنها از احترام به این کتاب مقدس به عنوان یک عمل دفاع کرد بلکه این ظاهرگرایی عین مهجوریت است به عبارت دیگر مهجوریت یعنی در ظاهر این کتاب را مقدس می شمارید ولی حاضر نیستید به پیام های آن گوش دهید! به طور کلی تحلیل من این است که اکنون جامعه دچار مهجوریت شدیدی در مورد قرآن است.

 

* برخی بیان می کنند در جامعه ای که کارگزاران و مسئولان آن عمل قرآنی ندارند، نمی توان از مردم توقع عمل به آموزه های قرآن را داشت، این در حالی است که در کشور دوره ای را داشتیم که بسیاری از مسئولان ارشد به قرآن اعتقادی نداشتند ولی مردم عملی قرآنی تر داشتند. تفاوت این دوره با آن دوران چیست؟

 

نباید به این بهانه اینکه رفتار و گفتار مسئولی یا یک روحانی قرآنی نیست، به قرآن عمل نکنیم

 

 هر شخصی باید مراقب عمل خود باشد، نباید به این بهانه اینکه رفتار و گفتار مسئولی یا یک روحانی قرآنی نیست، به قرآن عمل نکنیم. به عنوان مثال در قرآن دوست داشتن دنیا مذمت شده، البته تلاش برای دنیا نکوهیده نیست ولی دوست داشتن و محبت زیادی به آن مورد پسند نیست، حال اگر مردم دنیا را دوست دارند و برای آن تلاش می کنند و حق و ناحق می کنند دیگر تقصیر کسی یا مدیر و مسئولی نیست، البته باید تأکید کنم که رفتار مدیران، مسئولان و روحانیون بر مردم تأثیرگذار است و نمی توان منکر آن بود.

 

 من یک بحث و مبنایی دارم و آن اینکه کار تربیتی با کار شعاری و تبلیغاتی متفاوت است، کار تربیتی یعنی اینکه یک استاد باید مباحثی را سینه به سینه به شاگرد منتقل کند و شاگرد بپذیرد، این آموزش گام به گام هست و امکان ندارد یک مرتبه صورت پذیرد. ۲۳ سال طول کشیده که معارف اسلام به مردم منتقل شده است، یک کار تربیتی هم زمان می برد و مربیان هستند که در این زمینه نقش اساسی دارند، در همان زمان که مدیریت کشور به دور از قرآن بود، مربیانی بودند که بسیار به معارف قرآنی نزدیک بودند و دلسوزانه فعالیت ها و اقدامات تربیتی وسیعی انجام می دادند، از عمر و وقت و پولشان گذشتند تا نسلی را تربیت کردند. ما بعد از انقلاب فکر کردیم که کار به همین راحتی است، اگر یک صدا و سیما داشته باشیم و یکسری همایش بگذاریم، مردم تربیت دینی یا تربیت اخلاقی و رفتاری می شوند و احساس نکردیم که باید مربیانی را برای اداره همین کشور داشته باشیم. ما باید افرادی را در رأس مدیران داشته باشیم که نسبت به دنیا خیلی حریص نباشند و حق و حقوق خود را مطالبه کنند. در آن زمان مربیان نسل هایی را تربیت کردند، در این زمان به جای آن مربیان، سازمان ها و ادارات و نهادها و تشکیلات بسیاری داشتیم ولی اینها روش هایی را که انتخاب می کردند بیشتر روش های تبلیغی و فضاسازی بود، من ریشه اصلی مساله را در این مورد می بینم و معتقدم تا اصلاح نشود نمی توانیم در تربیت اخلاقی و رفتاری افراد موفق شویم. در دوره جنگ مربیانی تربیت کردیم و در جنگ شرکت کردند، آنان چه افرادی در چه سطحی تربیت کردند که ما هنوز مدیون تربیت آنها هستیم. دوره جنگ که تمام شد فکر کردیم همه چیز تمام شد و حال دوره آسایش و راحتی است و یادمان رفت که این تربیت باید برای اداره کشور ادامه داشته باشد.

 

* وضعیت قرآن پژوهی در کشور چگونه است؟ گفته می شود در حوزه های علمیه توجه به قرآن به عنوان درس آموزشی و پژوهشی چندان جدی نیست. آیا این یک اتهام است یا واقعیت؟  

 

وضعیت خوبی در زمینه قرآن پژوهی نمی بینم، از موسسات پژوهشی انتظار بیشتری وجود داشت

 

چون من خودم مسئولیت حوزه های قرآنی را داشتم، اگر بخواهیم مقایسه کنیم کارهای عمیق و دقیق بسیار کم انجام شده است در صورتی که انتظار بر این بود که از تلاش های نهادها و موسسات پژوهشی مختلف و اعتباراتی که در حوزه قرآن وجود دارد، آثار بسیاری بر جای بماند. به عنوان مثال نزدیک به ۵۰ سال پیش تفسیر المیزان را یک نفره یا یک جمع دو نفره تألیف و ارایه کردند، بعد از المیزان و در این دوره، یک کار نسبتاً خوبی را آیت الله جوادی آملی ارایه می دهند و هنوز هم ادامه دارد، ولی اگر از سطح اشخاص و افرادی مانند ایشان بگذریم، اثر شاخصی از موسسات، پژوهش ها و حتی پایان نامه ها شاهد نیستیم، من یک پایان نامه مناسبی که شخص بتواند به یک سوال شما پاسخ داده باشد را زیاد نمی بینم، این نکته را من نمی گویم بلکه محققین حوزه ها می گویند که خیلی نتوانستیم در زمینه ترجمه و تفسیرهای ناب و همچنین پاسخ به شبهات و انعکاس این دست از اقدامات در داخل و خارج از کشور توفیق داشته باشیم. در کل من وضعیت خوبی در زمینه قرآن پژوهی نمی بینم و فکر می کنم حتی کارهایی که در خارج از کشور ترجمه شده بسیار غنی تر و قوی تر از کارهایی است که در ایران تولید کردیم.

 

* سالهاست پس از تفسیر المیزان کمتر نامی از تفاسیر تازه برده شده است. وضعیت تفسیر در جهان اسلام و ایران چگونه است؟ آیا وضع فعلی رضایت بخش است؟

 

اثر منحصر به فرد ترجمه قرآن در کشور مربوط به ۲۰ سال پیش است

 

عرب های برخی از کشورها، مصری ها و مراکشی ها  کارهای خوبی انجام دادند که خبر دارم برخی از آنها ترجمه شده و برخی ترجمه نشده است، به نظر می آید که آنها در حوزه علوم قرآنی مقوله تفسیر، آثار برجسته ای را تولید و مطرح می کنند.اگر بخواهم در ایران اثر منحصر به فردی را مثلاً در حوزه ترجمه نام ببرم، کار آقای خرمشاهی به نظر می آید که کار جدیدی بوده ولی آن هم برای ۲۰ سال قبل است. دانشمند ژاپنی با اینکه ایمان به اسلام نیاوردند، ولی اثر «خدا و انسان در قرآن» که آقای احمد آرام آن را ترجمه کرد، بسیار کار خوبی بود. من هنوز کاری در ایران به قدرت و قوت آن ندیدم. به طور کلی در جهان اسلام کارهای خوبی مطرح می شود، دایره المعارف هایی که در حوزه قرآن هست، یا مثلاً برخی از مقالاتی که منتشر می شود، نمونه هایی از این فعالیت هاست.

 

* بهترین تفسیر قرآن کریم از دیدگاه شما کدام است؟

 

در عصر معاصر تقریباً تفسیر نابی سراغ ندارم

 

 در عصر معاصر تقریباً تفسیر نابی سراغ ندارم، هنوز هم اعتقاد دارم که تفسیر جامعی که ما می توانیم به آن افتخار کنیم مجمع بیان شیخ طبرسی است و از آن به بعد تفسیری به آن جامعیت نیامده است، تفسیر المیزان جایی برای خودش باز کرد، خصوصاً مباحث عقلی در این کتاب بسیار فراوان است. در تفسیرهای اهل سنت بیشتر تفسیر کبیر را نام می برند که تفسیری جامعه و منصفانه است. تفسیر قرآن بسیار داشتیم، ولی من این تفاسیر را بیشتر می پسندم.

 

* در تبیین و آموزش و تفسیر آموزه های قرآن به زبان ساده و عینی به خصوص برای جوانان چقدر موفق بوده ایم؟ در این مسیر باید چه تحولاتی رخ دهد؟ آیا نیاز نیست تفاسیری به روز و کاربردی از آموزه های قرآن داشته باشیم تا افراد بتوانند به طور عینی از آن استفاده کنند؟ چرا تا به امروز این خلاء برطرف نشده است؟  

 

 تفسیر مختص به جوان و نوجوان نداریم، باید آیاتی مفید برای این گروه را انتخاب و به زبان روان ترجمه کنیم

 

یکی از اشکالات همین است که ما تفسیری مختص به نوجوان و جوان نداریم. شاگردان و مخاطبین تفسیر آیت الله جوادی دانشمندان و اندیشمندان هستند، حتی المیزان هم تفسیر برای قشرهای دانشگاهی و دانشجو و جوان نیست، من اگر بخواهم نامی از یک تفسیر روان و راحت تر ببرم، شاید تفسیر نمونه کمی راحت تر باشد چون ترجمان همان المیزان به زبان ساده تر و روان تر است، ولی تفسیر جامعی برای جوانان منتشر نشده و این خلاء بسیار فراوانی است.

 

وقتی مخاطبان ما جوانان هستند با توجه به میزان آشنایی جوانان با معارف قرآنی و وضعیتی که در فضای مجازی شاهدیم، شاید نیاز نباشد که در یک تفسیر، تمام آیات قرآن را برای جوانان بیاوریم و در واقع تفسیر آیه به آیه داشته باشیم؛ به نظر من برای آشنایی جوانان با معارف و آموزه های قرآنی، انتخاب آیاتی از قرآن در مباحث مختلف و پرداختن به آنها با زبانی روان و ساده شاید تنها راه حل باشد.

 

ما نباید توقع داشته باشیم که یک جوان یا دانشجو ۳۰ تا ۴۰ جلد تفسیر قرآن را آیه به آیه تا پایان بخواند، ولی می توان این توقع را داشت که در مورد خداشناسی یک تفسیر مرتبی از آیات قرآن داشته باشیم که توحید ناب را به یک جوان با زبان قرآن منتقل کند. در انتخاب مباحث قرآنی مورد نیاز جوانان هم مثلاً می توان موضوعاتی از جمله سبک زندگی در قرآن را مورد توجه قرار داد و چارچوب هایی آن را با زبانی ساده برای جوانان تبیین کرد، جای چنین آثار و فعالیت هایی خالی است. همه تفسیر کامل می نویسند از ابتدای قرآن و به آیاتی می رسند که سخت است و نمی توانند مفاهیم و مضامین را منتقل کنند لذا جوانان هم با وقت کمی که دارند طبیعتاً نخواهد توانست با قرآن انس برقرار کنند. اگر بتوانیم آیات زیبایی از قرآن را انتخاب و به جوانان منتقل کنیم شاید این خلائی که وجود دارد به گونه ای توسط نویسندگان و قرآن پژوهان برطرف شود.

 

* این دست از فعالیت ها و اقداماتی که به آن اشاره کردید چندان سخت و پیچیده به نظر نمی رسد، به نظرتان دلیل اصلی که تا به امروز این خلاء برطرف نشده، چیست؟

 

 با زبان ادبیات حوزه های علمیه و زبانی میان عربی و فارسی نمی توانیم با مخاطبانمان رابطه برقرار کنیم

 

دلیل این است که یا مفسرین رده بالایی مانند آیت الله جودی آملی داریم که مخاطبان ایشان دانشمندان و محققین هستند یا اینکه اهتمامی بر این نداریم که قرآن بایستی اینگونه تبیین شود. من معتقدم که حتی باید برخی از آیات قرآن را برای کودکان و نوجوانان به شکل داستان، تمثیل و سایر شکل ها بیان کنیم. تولیداتی در این زمینه یا در سطح بسیار بالایی است که دسترسی به آن سخت است یا ترجمه های عادی است که بسیار ابهام دارد. در حال حاضر تا کسی ترجمه یک آیه را توضیح ندهد و به شأن نزول آن اشاره نکند و با مثال گفته نشود، قابل فهم نیست یا فهم آن بسیار سخت است. البته آقای رنجبر این کار را با زبان تمثیل انجام می دهد و تاکنون ۴ یا ۵ جزء از قرآن بیان و چاپ شده است و انشاالله که ایشان جلوتر رود و کمی از خلاء موجود در این زمینه برطرف شود. باید توجه داشته باشیم که ما با زبان ادبیات حوزه های علمیه و زبانی میان عربی و فارسی نمی توانیم با مخاطبانمان رابطه برقرار کنیم و باید این زبان را اصلاح کنیم، در این میان باید افرادی باشند که از آنها معارف گرفته شود و سپس با زبان رمان و داستان و تمثیل و… توضیح داده شود، در این صورت می توانیم با معارف ناب قرآنی آشنا شویم وگرنه این رابطه قطع خواهد ماند.

 

 

* یکسری از اقدامات تزیینی را در جهت تکریم قرآن شاهدیم مانند اینکه آیات قرآن کریم با طلا نوشته می شوند، آیا جنین اقداماتی ضروری است؟ آیا جنین اقداماتی کمکی به ترویج و عمل به آموزه های قرآن می کند؟ 

 

کار هنری از جمله طلاکاری و منبت کاری آیات قرآن طبیعتاً هزینه دارد، اما این هزینه ها را نباید پای قرآن بگذاریم و آنها را به عنوان معارف قرآن عنوان کنیم شاید این دست از اقدامات برای بخش اقتصادی این صنف خوب باشد چون این آثار هنری را می فروشیم و بابت آن پولی به دست می آوریم، اما این اقدامات هنری ترویج قرآن به معنای واقعی نخواهد بود، نمی توان این اقدامات هنری را مذمت کرد به هر حال هنرمندی می خواهد تهذیب و خوشنویسی آیات قرآن را بفروشد، اشکالی ندارد، ولی انتظار نداشته باشیم که به خاطر تهذیب یا نوشتن آیات قرآن بر روی برنج و… به قرآن علاقه مند شویم، این دو موضوع به هم ارتباطی ندارد چرا که قرآن از جنس دیگری است؛ جنس قرآن معرفتی و از جنس عمل کردن به آن است، جنس منطقی که در قرآن هست، موجب پیشرفت می گردد.

 

* در گذشته عالمانی بودند که آموزه های قرآنی را در عمل و گفتار خود نشان می دادند مانند علامه طباطبایی و…، این افراد در جذب مردم به رفتار و عملی قرآنی بسیار موثر بودند، امروز میزان اعتماد مردم به عمل علما را چطور ارزیابی می کنید؟ علما تا چه میزان بر  قرآنی شدن یا دور شدن جامعه از قرآن تأثیرگذار هستند؟

 

یکسری اصول ثابت موجود در قرآن برای همه قرن ها و تاریخ هاست، از جمله در رفتار علما تواضع، ساده زیستی، احترام به هم نوع و مراقبت کردن، یکسری اصول است و هر وقت مردم ما به ویژه علما و اندیشمندان این اصول را در رفتارهایشان مراعات کنند، بدون اینکه برای کسی قرآن بخوانند، فرهنگ قرآن را ترویج دادند و هر زمان که خلاف این عمل کنند مثلاً عدم تواضع آنها دیده نشود و رفتار متکبرانه داشته باشند یا مثلا نوع تعاملات آنها مقداری همراه با تکبر باشد، تأثیرات خود را بر مردم می گذارد.

 

مجریان و مسئولین در عمل به قرآن معدل خوبی ندارند

 

در حال حاضر در کشور خودمان علمای بسیاری داریم که به سبک قرآنی رفتار و عمل و حرکت می کنند، تواضع دارند و به همه سلام و احترام می کنند، اما اگر منظور کسانی باشد که مسئولیتی به عهده دارند باید در این مورد بگویم در مجموع مجریان و کسانی که مسئول هستند معدل خوبی ندارند، مثلا فردی که نماینده مجلس می شود گویی از همه عالم بهتر می فهمد، متوجه نیست که او هم مثل سایر افراد است، مثلا انتظار دارد که وقتی وارد مجموعه می شود همه برای او بلند شوند! این چه انتظاراتی است! این رفتارهاست که ضربه های بسیاری به جامعه زده است.

 

مسئولین مراقب رفتار و گفتار خود باشند، در تیر رس نگاه مردم هستند

 

به هر حال ما باید یکدیگر را دعوت و توصیه کنیم به اینکه اگر برای اسلام و قرآن دلمان می سوزد، رفتارهایی که با قرآن و اندیشه قرآنی منافات دارد را ترک کنیم. خصوصاً کسانی که مقابل تریبون قرار می گیرند و رئیس، مسئول، نماینده و قاضی هستند، باید بیشتر مراقب رفتار و گفتار خود باشند چون در تیر رس نگاه مردم قرار دارند.

 

در مجموع قبول ندارم که امروز علمایی با گفتار و رفتار قرآنی یافت نمی شوند، واقعیت مطلب این است که در قم بسیاری از طلبه های خوب و فاضل هستند، ولی محدوده آنها در خانواده و نهایتاً در محله شان هست و بُرد بیشتری ندارند، مردم فردی که مسئول منطقه ای هست و مجموعه اداری را اداره می کند را کاملاً می شناسند و رفتارهای او هم بسیار می تواند به فرهنگ قرآنی ضربه بزند و هم می تواند فرهنگ قرآنی را ترویج کند.

انتهای پیام

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

نظر خود را به اشتراک بگزارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آگهی