با ما ارتباط برقرار کن

آخرین اخبار

ارائه‌شده

در

شباهت و تفاوت احمدی‌نژاد با براندازان

آقای احمدی‎نژاد؛ نظام نباشد، به جایش چه باشد؟ فکر کنید ۸۰ میلیون نفر ایرانی به شما وکالت داده‌اند تا به نمایندگی از آنها نظام دیگری را روی کار بیاورید. چه نظامی را روی کار می‎آوری؟ چه می‎خواهی بکنی؟ اینجاست که ایشان متوقف می‎شوند و چیزی نمی‏‌گویند. به گمان من آقای احمدی‌نژاد باید لفاظی و سوار شدن بر امواج پوپولیسم را کنار بگذارد و جدی بحث کند و بگوید که «چه باید کردش» چیست؟

به گزارش اصلاحات نیوز؛ صادق زیباکلام،استاد دانشگاه در روزنامه اییران نوشت:

 

محمود احمدی‌‏نژاد در گذشته هم نشان داده که هیچ ابایی ندارد که سوار امواج پوپولیستی شود. هرجا که چنین امواجی را دید، وسوسه شده و حاضر نیست از خیر رویکرد پوپولیستی خود بگذرد. شاید بتوان گفت که او به درستی تشخیص داد که از محبوبیت دولت- به معنای قوه مجریه-، قوه مقننه و قوه ‏قضائیه کم شده است اما مسأله این است که آقای احمدی‎نژاد فقط روی سه قوه نمی‎ایستد بلکه جلوتر آمده و مسأله نظام را هم مطرح می‏‌کند و مدعی افت محبوبیت آن می شود و آن را هم‌ردیف سه قوه قرار می‌‏دهد.

منتها آقای احمدی‎نژاد دو مسأله اساسی و سرنوشت‎ساز را در این نوار ویدئویی بدون پاسخ گذاشت. نکته اول اینکه؛ آقای احمدی‎نژاد! عملکرد خود شما در آن هشت سال، چقدر در عدم محبوبیتی که سیستم به آن دچار شده، دخیل بوده؟ سهم شما چقدر است؟ به عنوان رئیس ‎جمهوری بسیار با نفوذ و به مراتب قدرتمندتر از آقای روحانی، آقای خاتمی و مرحوم ‌هاشمی- البته در دوره دوم ریاست ‎جمهوری خود- سهم شما در این فقدان محبوبیتی که پیش آمده، چقدر بوده است؟ شما هیچ نقشی نداشتید؟ نکته دوم که به نظر من شاه‎بیت مسأله است، این است که آقای احمدی‌نژاد پاسخ شما به سؤال «چه باید کرد؟» چیست؟ اگر فرض بگیریم که مردم نسبت به نظام بدبین هستند و نسبت به قوای سه‌گانه هم بی‎اعتماد شده‎اند، حالا چه باید بکنیم؟ اعلام رفراندوم کنیم؟ بدیل و آلترناتیو شما برای این نظام چیست؟

اینجاست که آقای احمدی‌‏نژاد از پاسخ می‌‏ماند اما براندازان و سلطنت‎طلبان پاسخ روشنی برایش دارند و آن، براندازی نظام است. البته آقای احمدی‎نژاد و براندازان، در حقیقت یک وجه اشتراک و یک وجه افتراق با یکدیگر دارند. وجه اشتراک آنان این است که هر دو می‌گویند براندازی نظام، که احمدی‌نژاد به صورت دیپلماتیک این براندازی را مطرح می‎کند و براندازان رسماً و علناً در کف خیابان شعار می‎دهند و می‎گویند که این نظام نباید باشد. وجه افتراق‎ این دو اما این است که یک عده از براندازان می‎گویند به سلطنت بازگردیم، عده‌‏ای دم از جمهوری دموکراتیک می‎زنند و برخی هم از سلطنت ملی می‌گویند اما آقای احمدی‎نژاد هیچی نمی‎گوید. فقط می‎گوید نظام نباشد.

آقای احمدی‎نژاد؛ نظام نباشد، به جایش چه باشد؟ فکر کنید ۸۰ میلیون نفر ایرانی به شما وکالت داده‌اند تا به نمایندگی از آنها نظام دیگری را روی کار بیاورید. چه نظامی را روی کار می‎آوری؟ چه می‎خواهی بکنی؟ اینجاست که ایشان متوقف می‎شوند و چیزی نمی‏‌گویند. به گمان من آقای احمدی‌نژاد باید لفاظی و سوار شدن بر امواج پوپولیسم را کنار بگذارد و جدی بحث کند و بگوید که «چه باید کردش» چیست؟

میزان محبوبیت صادق زیباکلام، تا چند ماه قبل چندین برابر محمود احمدی‎نژاد بود اما در حال حاضر این میزان به یک دهم میزان محبوبیت آقای احمدی‎نژاد رسیده است. چون صادق زیباکلام حاضر نیست سوار بر امواج پوپولیستی شود و شعار براندازی نظام را سر دهد. همه تیغ و تیشه‎ها را هم دریافت می‎کند و می‎گوید که باید به سمت تغییر و تحول این نظام برویم و هرگونه فکر براندازی نظام ما را به عقب می‎برد. ولی آقای احمدی‌نژاد اگر چنین اعتقادی هم داشته باشد، برای اینکه محبوبیت خود را از دست ندهد، چیزی نمی‏‌گوید. در حالی که آقای سید محمد خاتمی نگران از دست دادن محبوبیت خود نیست. آقای تاج‎زاده و خیلی از اصلاح‎طلبان نگران از دست دادن محبوبیت خود نیستند و آنچه را به خیر و صلاح مملکت است بیان می‎کنند.

به هر حال معتقدم که این پیام آقای احمدی‎نژاد هیچ اثری نخواهد داشت، چون الان زمانه‎ای است که آدم‎ها باید به خاطر ایران بایستند و از آن چیزی که به نفع مملکت و آینده کشور است، دفاع کنند، ولو اینکه خیلی‌ها خوش‎شان نیاید. نظام اگر تضعیف شود به جلو که نمی‎رویم هیچ، به عقب بازخواهیم گشت. هر فرد دیگری چه احمدی‌نژاد و چه فرد دیگری باید تمنای محبوبیت را کنار بگذارد و ببیند که چه چیزی به خیر و صلاح آینده ایران است.

  انتقاد احمدی نژاد از برجام در عین دفاع از اقدامات هسته ای اش! / گفتم بگذارید در شش ماه، آثار تحریم ها را کنترل می کنم
ادامه ی خواندن
آگهی
1 پاسخ

1 Comment

  1. جانعلی

    20 مرداد 1397 در 20:50

    اراجیف گاه و بیگاه هاله نور(مموتی) بهانه ای به دست اصلاحطلبان داده تا به فکر ترمیم وجهه و بازگردادن آب رفته به جوی افتند،،،
    مش صادق که خود استاد نیو پوپولیست یا همان عوامفریبی علمی میباشد با تردستی ابتدا خود و دوستانش را از پوپولیست و عوام فریبی( راهکار و شیوه ای که باعث پیروزی روحانی در انتخابات شد) تبرئه میکند و سپس انگشت پوپولیست و عوامفریب را بسوی پوپولیست کلاسیک یا عوافریب سنّی نشانه می‌رود ،
    در واقع مش صادق تلاش دارد تا از این نمد کلاهی برای خود و دوستانش غربگرایش بسازد،
    مش صادق باید در مواجهه با پوپولیست کلاسیک احتیاط کند زیرا عوامفریبان سنّتی ظرفیت بالائی برای مقابله به مثل و تخریب وجهه و جایگاه رو به افول او و دوستان اصلاح‌طلبش دارند.

نظر خود را به اشتراک بگزارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آگهی
آگهی