۲۵ شهریور ۱۴۰۱ - ۱۴:۲۹ بروزرسانی شده: ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ - ۱۴:۳۵

مهسا امینی کیست؟

حادثه پیش آمده برای مهسا امینی، دختر جوانی که به خاطر برخورد گشت ارشاد دچار عارضه قلبی شد، واکنش های فراوانی را در پی داشته است تا جایی که مجلس نیز به ماجرا ورود کرده و قاسمی پور عضو فراکسیون بانوان مجلس گفته: هفته آینده مجلس، نشستی برای بررسی ماجرای مهسا امینی با حضور مسئولان ذی ربط از جمله نیروی انتظامی برگزار خواهد کرد و تصاویر دوربین‌های مداربسته پلیس در این ارتباط بررسی خواهد شد.

مهسا امینی کیست؟
مهسا امینی

به گزارش اصلاحات نیوز؛ درپی انتشار اخباری درباره به کما رفتن زنی جوان پس از انتقال به یک مقر انتظامی، مرکز اطلاع‌رسانی پلیس پایتخت توضیحاتی را در این خصوص ارائه کرد. 

مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران «درخصوص بدحالی خانمی در مقر پلیس» اعلام کرد: «خانمی برای توجیه و آموزش به یکی از بخش‌های پلیس تهران بزرگ هدایت شده بود که ناگهان در جمع سایر افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچار عارضه قلبی شد.»

در ادامه توضیحات پلیس تهران آمده است:‌«بلافاصله این خانم با همکاری پلیس و اورژانس به بیمارستان منتقل شده و تحت درمان و مداوا قرار دارد.»

 ورود مجلس به ماجرای مهسا امینی/ تصاویر ضبط دوربین‌های مداربسته پلیس بررسی می‌شود

 قاسمی پور عضو فراکسیون بانوان مجلس گفت: هفته آینده مجلس، نشستی برای بررسی ماجرای مهسا امینی با حضور مسئولان ذی ربط از جمله نیروی انتظامی برگزار خواهد کرد و تصاویر دوربین‌های مداربسته پلیس در این ارتباط بررسی خواهد شد.

مهسا امینی کیست؟

مهسا (ژینا) امینی (زادهٔ ۱۳۷۹ در سقز) شهروندی ایرانی بود که حوالی ساعت ۶ عصر روز سه‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ در نزدیکی ایستگاه مترو شهید حقانی تهران توسط مأموران اجرای قانون حجاب اجباری موسوم به گشت ارشاد، دستگیر و از ناحیهٔ سر مجروح شد‌. گزارش‌ها نشان می‌دهد او بر اثر ضرب‌ و جرح به‌دست ماموران نیروی انتظامی در خودرو گشت ارشاد و بازداشتگاه وزرا به کما رفته‌ است.

شرح واقعه

مهسا امینی، حدود ساعت ۶ عصر روز سه‌شنبه ۲۲ شهریور در نزدیکی ایستگاه مترو شهید حقانی واقع در بزرگراه شهید حقانی در حالی که همراه برادرش بود توسط مأموران گشت ارشاد دستگیر می‌شود. پس از اعتراض کیارش امینی، برادر مهسا، به کیارش گفته می‌شود که وی برای گذراندن «کلاس توجیهی» به بازداشتگاه منتقل شده و تا یک ساعت دیگر آزاد خواهدشد.

دو ساعت بعد از دستگیری و انتقال مهسا به ساختمان پلیس امنیت اخلاقی تهران در خیابان وزراء، او به کما می‌رود و در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان کسری بستری می‌شود. بعد از مراجعهٔ خانوادهٔ مهسا به بیمارستان، پزشکان به آن‌ها می‌گویند که مهسا دچار سکته مغزی و قلبی شده و مغزش دیگر هوشیار نیست.

در حین انتقال مهسا و سایر بازداشت‌شدگان به بازداشتگاه ساختمان پلیس امنیت اخلاقی، بین مأموران گشت ارشاد و بازداشت‌شدگان جروبحثی شکل می‌گیرد که منجر به ضرب و جرح مهسا می‌شود. بعد از رسیدن ماشین گشت ارشاد به بازداشتگاه، دوباره این اتفاق تکرار می‌شود و این‌بار مهسا از هوش می‌رود‌. در نهایت آمبولانس با تاخیر زیادی برای انتقال این دختر جوان به بیمارستان، به بازداشتگاه می‌رسد و او را به بیمارستان منتقل می‌کند.

کیارش زمانی که مقابل ساختمان وزرا منتظر خواهرش بوده، دیده که یک آمبولانس از ساختمان خارج می‌شود اما زمانی که از سرباز نگهبان علت را می‌پرسد، او می‌گوید: «یکی از سربازانمان زخمی شده‌است». نیم ساعت بعد، کیارش با نشان دادن عکس مهسا به سایر دختران آزادشده از بازداشتگاه ساختمان، متوجه می‌شود که آمبولانس حامل پیکر نیمه‌جان مهسا بوده‌است.

کیارش امینی، برادر مهسا، گفته که در بیمارستان با چشمان خودش دیده که صورت مهسا ورم کرده و پاهایش کبود شده‌است.
روایت شاهدان عینی

یکی از افرادی خود از بازداشت‌شدگان بود و در همان ون گشت ارشاد به همراه مهسا امینی در حال انتقال به بازداشتگاه وزرا بوده است، به خبرنگار رادیو زمانه می‌گوید:

    «در طول مسیر میان بازداشت‌شدگان و مأموران جروبحث شدیدی شکل گرفت که من و خانم امینی هم ازجمله کسانی بودیم که به بازداشت خود اعتراض کردیم.»

او اضافه کرد:

    «در خلال این جروبحث‌ها مأموران با خشونت فیزیکی سعی داشتند تا همه ما را ساکت کنند. در همین حین بود که خانم امینی هم مورد ضرب و شتم قرار گرفت اما او تا رسیدن به بازداشتگاه وزرا کماکان هوشیاری داشت، اگرچه که از لحاظ جسمی بسیار بی‌حال بود.»

یکی دیگر از شاهدان عینی که در نقطه دیگری از تهران بازداشت شده و در همان زمان به بازداشتگاه وزرا انتقال یافته بود، در رابطه با وضعیت پیش آمده در این بازداشتگاه که منتهی به انتقال مهسا امینی به بیمارستان شد، به «زمانه» گفت:

    «من به ‌اتفاق ده‌ها دختر دیگر در سالن بزرگی در بازداشتگاه وزرا بودیم که پس از چند دقیقه متوجه شدیم یکی از دخترها حالش خوب نیست. چند نفری بودیم که از مأموران آنجا خواستیم به وضعیت این دختر رسیدگی کنند و پس از بی‌توجهی مکرر مأموران بر سر آن‌ها فریاد زدیم زیرا خانم امینی رنگ به رخساره نداشت و بسیار ناخوش‌احوال بود. رفته‌رفته دیگر افراد بازداشتی هم به ما پیوستند و درخواست کمک برای مهسا امینی را داشتند.»

او این‌طور ادامه داد که:

    «مأموران کاملاً به موضوع بی‌تفاوت بودند تا جایی که یکی از آن‌ها خطاب به ما گفت «هندی بازی درنیاورید، ما شما را می‌شناسیم و خودمان این کارها را تدریس می‌کنیم!» اما من و دیگر بازداشت‌شدگان دست از اعتراض برنداشتیم تا جایی که مأموران با خشونت تمام به سمت ما حمله‌ور شدند و با باتوم و گاز فلفل ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند. ازجمله کسانی که در این حین او هم مورد آسیب قرار گرفت این خانم بود که پس از آن تقریباً از هوش رفت.»

این شاهد عینی وضعیت داخل بازداشتگاه وزرا را در این دقایق این‌طور توصیف کرد:

    «بعد از اینکه حال مهسا را دیدند چند نفر از مأموران به سراغ او آمدند. دو مأمور تلاش کردند تا او را از این شرایط دربیاورند، یکی از آن‌ها دستش روی سینه مهسا بود و به نظرمی رسید قصد داشت ماساژ قلبی به او دهد و دیگری هم‌ دست و پاهای او را می‌مالید. ما هم در این حین از شدت ترس جیغ می‌زدیم آن‌ها گوشی همه ما را گرفتند و سعی می‌کردند جلوگیری کنند تا کسی فیلم و عکسی نگرفته باشد.»

او ادامه داد:

    «با تأخیر بسیار آن‌ها سرانجام مهسا را با آمبولانس به بیرون انتقال دادند. جالب اینکه در این وضعیت که آمبولانس به داخل آمده بود و فضا بسیار متشنج و شلوغ بود کلید آمبولانس هم برای دقایقی گم شده بود که حتی از بازداشتی‌ها برای یافتن آن کمک خواستند و درنهایت با تأخیر بسیار این دختر را با آمبولانس به بیرون بردند.»

ادعای نیروی انتظامی

دو روز پس از سکتهٔ مغزی و قلبی مهسا امینی در ساختمان پلیس امنیت اخلاقی در خیابان وزراء تهران، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در اطلاعیه‌ای بدرفتاری با او و ضرب و جرحش را «اخبار و ادعاهای رسانه‌های معاند درباره این حادثه» خواند و آن را رد کرد. واکنشی که کاربران شبکه‌های اجتماعی آن را «سناریوی تکراری» خواندند.

در اطلاعیه پلیس پایتخت درباره مهسا امینی، بدون این که نام او ذکر شود، آمده است: «خانمی برای "توجیه و آموزش" به یکی از بخش‌های پلیس تهران بزرگ هدایت شده بود که "ناگهان" در جمع سایر افراد هدایت شده، "به طور ناگهانی" دچار عارضه قلبی شد»(اینجا بخوانید)
واکنش‌ها
ضرب و جرح مهسا امینی
توسط گشت ارشاد و به کما رفتن او، خشم عمومی مردم را در شبکه‌های اجتماعی در پی داشته است. هشتگ مهسا امینی در توییتر فارسی ترند شده و در کلاب هاوس اتاق‌های فراوانی با موضوع به کما رفتن مهسا امینی تشکیل شده است.

مونا برزویی، شاعر و ترانه‌سرا، در روز ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ با انتشار عکسی از مهسا امینی در حساب توئیترش نوشت: «از شماها چه‌کس سنگِ اول به او زد!؟ تا در آوار ِ او، جنگل ِ من بسوزد!»

سید محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران، در روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ در حساب توئیترش نوشت: «آیا این فاجعه و رویدادهای پرتکرار مشابه آن کافی نیست که از این شیوه و رفتارهای خلاف قانون، منطق و شرع دست برداشته شود؟»( اینجا بخوانید)

حواشی

به گفتهٔ کیارش امینی، برادر مهسا امینی، هنگامی که اعضای خانواده برای پیگیری وضعیت وی به بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی در خیابان وزرا مراجعه می‌کنند، با جمعیتی نزدیک به ۶۰–۷۰ نفر دیگر از خانواده‌هایی مواجه می‌شوند که همانند آن‌ها برای پیگیری وضعیت فرزندانشان به آن مکان آمده بوده‌اند. به گفتهٔ وی مأموران انتظامی با این جمعیت از طریق گاز اشک‌آور و باطوم برخورد کرده‌است.

به گفتهٔ کیارش امینی، خانواده‌ امینی و شخص او زیر فشار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار دارند.

دایی مهسا امینی به نشریه اینترنتی فراز گفت: «فرمانده پلیس گفت نگران نباشید، سپرده‌ایم ناهار و شام به شما بدهند! بهش گفتم این مشکل حل شدنی نیست؛ امروز نوبت دختر ما بود، فردا نوبت دختری دیگر است».(اینجا بخوانید)

محمدرضا عارف رئیس بنیاد امید ایرانیان به حادثه تلخ رخ داده برای خانم مهسا امینی که در اختیار نیروی انتظامی بوده است، واکنش نشان داد و نوشت: بار دیگر حادثه ای تلخ و ناگوار برای یکی از بانوان کشورم رخ داد و افکار عمومی جامعه را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. (اینجا بخوانید)

همچنین حزب اتحاد ملت نیز در بیانیه ای خواستار جمع آوری بساط گشت ارشاد شد و نوشت: حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در بیانیه‌ای نوشت: گشت ارشاد فاجعه‌ دلخراش دیگری آفرید و این بار به جان دختر مظلومی افتاد که زندگی عادی او مانند میلیونها زن دیگر از دید آنها، جرم محسوب می‌شود.(اینجا بخوانید)

علی کریمی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال کشورمان نیز نسبت به ماجرای مهسا امینی واکنش نشان داد و نوشت: فرزندان آنها می‌روند، فرزندان ما می‌میرند. (اینجا بخوانید)

ما را در
گوگل نیوز دنبال کنید